![]() تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی
چکیده ادبیّات معاصر به ویژه در حوزه ی ادبیّات منظوم ، دشواری هایی دارد که همواره مورد سؤال پژوهندگان این عرصه می باشد ، شعر نیمایی به عنوان رایج ترین شعر معاصر نیازمند پژوهش هایی است که بتواند ابعاد گوناگون این شعر را بشناسد . در این پژوهش موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی مورد تحلیل و بررسی انتقادی قرار می گیرد . روش کار بدین گونه است که از شاعران نیمایی (نیما ، اخوان و سلمان هراتی ) انتخاب شده و از هر شاعر پنج قطعه شعر ، از نظر موسیقی بیرونی و کناری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و یافته ها به صورت جدول ارائه شده است و در پایان جمع بندی به صورت جدول و نمودار ارائه گردیده است . این پژوهش اثبات می کند که نیمایی سرایان در موسیقی بیرونی پیرو وزن عروضی هستند و شعر نیمایی با وجود داشتن ویژگی های خاصّ ، دارای وحدتی مشهود با شعر سنّتی است . از نظر موسیقی کناری ، قافیه را کاملاً می پذیرد و آن را برای شعر لازم می داند . هر چند منظّم به کار نمی برد ولی ردیف و تکرار و ترجیع را اصولاً هنری نمی داند و کاربرد این دو در شعر نیمایی تقریباً تصادفی و اتّفاقی است و از هیچ قاعده ای پیروی نمی کند. فهرست مطالب بخش نخست : مباحث کلّی موسیقی بیرونی و کناری شعر 3 گفتار نخست : موسیقی بیرونی شعر.. 4 گفتار دوم : موسیقی کناری شعر.. 10 ردیف و تکرار و ترجیع در شعر نیمایی.. 17 بخش دوم : موسیقی بیرونی و کناری نیمایی های نیما یوشیج 19 بخش سوم : موسیقی بیرونی و کناری نیمایی های اخوان 50 بخش چهارم :موسیقی بیرونی و کناری نیمایی های سلمان هراتی.. 73 بخش پنجم : جمع بندی مباحث و نتیجه گیری.. 90 سر سخن لازمه ی هرپدیده در جهان هستی تغییر است و زبان هم از این قاعده مستثنی نیست .اگرچه اصول و قواعد زبان بر پایه ی گذشته بنیان نهاده شده اند امّا به تدریج آثار تغییر و تبدیل در زبان نمودار می گردد :تغییر در آواها ، شکل گفتار و نوشتار و ... . بوی کهنگی لزوم تازه سازی زبان را آشکارتر می کند ، مردم زبانی را می پسندند که می فهمند و به راحتی به وسیله ی آن با دیگران ارتباط برقرار می کنند ، زبانی ساده تر ، پویا ترو زنده تراز گذشته زبان چه در شکل منثور و چه در هیئت منظوم آن همواره دستخوش تحوّل و نوشدن است ، زبان فارسی هم مانند دیگر زبان ها از گذشته به آرامی در مسیر تغییر و تحوّل قرار گرفته و طی طریق کرده است. این دگرگونی و تغییر به ویژه در حوزه ادبیات منظوم کاملاً مشهود است .نظمی که سالیان دراز بر پایه ی اصول و قواعد کاملاً نظام مند سیر کرده ، توانایی پاسخ گویی به خیل مشتاقان شعر فارسی را ندارد ، ذهن فارسی زبان امروز با چینش دقیق مصراع ها و ابیات غریبه نیست ولی آن را کافی نمی داند . نیما براساس همین قاعده ی تغییر پذیری زبان و نو شدن کلام بنیان گذار شعری می شود که بنابرسخن خودش «به جای تقّدم صورت و قالب بر شعر،شعر بر صورت وقالب تقّدم پیدا کند و تقّدم شعر بر صورت و قالب مشروط برآن بود که هم قافیه تابع نظم پیش اندیشه ای نباشد و هم قیدتساوی طول وزنی مصراع ها از گردن شعربرداشته شود. « حذف این دو قید شعر را از تابعیّت صورت رها ساخت و صورت را تابع شعر می کرد. » (پورنامداریان ،ص84) در جای دیگر اشاره می کند که «من عقیده ام این است که مخصوصاً شعر را از حیث طبیعت بیان آن به طبیعت نثر نزدیک کنم و به آن اثر دلپذیر نثر را بدهم . »(همان ،ص162)در ذهن نگارنده ی این پژوهش پرسش های زیادی به ویژه در مورد موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی وجود داشت که مطالعه ی آثار و پژوهش های انجام شده پاسخ قانع کننده ای به این پرسش ها نداشت. هر چند هرکدام به نوعی به موضوع وزن شعرنیمایی پرداخته اند ولی تا کنون پژوهش موردی و کاربردی در زمینه ی موسیقی بیرونی شعر نیمایی به ویژه موسیقی کناری آن انجام نشده است . در این پژوهش نگارنده در پی آن است که به پاره ای برخی از این پرسش ها در زمینه ی موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی با بررسی اشعارنیما ، اخوان و سلمان ، پاسخ دهد. روش کار روش کار در این پژوهش به این گونه است که در ابتدا در مورد موسیقی بیرونی و کناری شعر توضیحاتی داده شده که براساس یافته های استادان و پژوهشگران شعر نیمایی می باشد ، سپس اشعار سه تن از شاعران نیمایی (نیما ،اخوان و سلمان ) از نظر موسیقی بیرونی و کناری مورد کاوش دقیق قرار گرفته است ، بدین گونه که از هر کدام پنج قطعه شعر انتخاب شده است . گزینش این اشعار براساس سیر تاریخی زندگی شاعران نامبرده صورت گرفته است ؛ یعنی ، برخی اشعار از ابتدای کار شاعر و بری دیگر میانه و برخی دیگر اشعار پایانی زندگی ایشان است ، سپس اشعار از نظر مایه ی وزنی ، تقطیع هجایی، تقطیع به ارکان ،پایان بندی ، اختیار وزنی ، رکن بندی ، خروج از وزن ، قافیه ، ردیف و تکرار و ترجیع بند مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و آمار دقیقی از موارد ذکر شده استخراج و به صورت جدول ارائه شده است . در پایان هم جمع بندی و نتیجه گیری براساس همین یافته ها انجام گرفته که می تواند راهگشای پژوهندگان موسیقی شعر نیمایی باشد . بخش نخست : مباحث کلّی موسیقی بیرونی و کناری شعر گفتار نخست : موسیقی بیرونی شعر از لوازم شعر فارسی ضرب و آهنگ می باشد وبدون ضرب و آهنگ که مندرج در وزن و در ساختار شعر است، شعر فارسی واقعیّت خود را از دست می دهد، اما وزن در شعر چیست؟ خواجه نصیرالدین طوسی در معیار الاشعار می گوید:« اما وزن هیأتی است تابع نظام ترتیب حرکات و سکنات و تناسب آن در عدد و مقدار که نفس از ادراک آن هیأت لذتی مخصصوص یابد که آن را در این وضع وزن خوانند» آملی در تعریف وزن می گوید:« شعر از به هم پیوستن حرف های متحرّک و ساکن که به تعداد مساوی به یک ترتیب باشند به وجودمی آید.» مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری بر این تعریف خرده گرفته و گفته است:«وزن شعر عبارت است از تناسب خاص هجاهای شعر ، تقسیم بر هجاهای مختلف به دسته هایی که یا متساوی و متشابه باشند یا در عدم تساوی و تشابه آن ها نظم و قرینه ای باشد این است که فی المثل شعر از دو جزء مختلف مانند « مستفعلن و فعولن » ترکیب شده است که به تناوب در پی یکدیگر قرار گرفته باشند. بر این اساس دکتر خانلری نظم و ترتیب هجایی در درون ساختار شعر را عامل ایجاد وزن شعر می شمارد. دکتر خانلری در تعریف وزن می گوید : « وزن نوعی تناسب است . تناسب کیفیتی است ، حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزاء متعدّد. تناسب اگر در مکان واقع شود، آن را قرینه می خوانند و اگر در زمان واقع شود وزن خوانده می شود. » (خانلری ، ص 24). در جایی دیگر این گونه بیان شده : « وزن نظم و تناسبی است در اصوات ، شعر از کلمات تشکیل می شود و کلمه ، مجموعه ای از اصوات ملفوظ است، پس «وزن شعر» حاصل نظم و تناسبی است که در صوت های ملفوظ ایجاد شده باشد.»(همان ، ص111). بررسی ادب ایران این اندیشه را تقویت می کند که وزن وضرب و غالب ویژگی هایی که امروز در مغرب زمین از لوازم موسیقی شمرده می شود، در شعر فارسی از مشترکات میان شعر و موسیقی به شمار می آید، حتّی شاید بتوان گفت که از لوازم شعر فارسی ضرب و آهنگ می باشد. این وزن و ضرب و آهنگ که در ساختار درونی شعر موج می زند ، خود به تنهایی برای ایجاد اثر در وجود شنونده ی شعر عامل مهمّی است، اعّم از آن که دارای مفهوم نیرومندی باشد یا نباشد. منظور از موسیقی بیرونی شعر، موسیقی حاصل از هر گونه نظمی در یک واحد کامل شعر است و به طور خاص ، جانب عروضی وزن شعر را موسیقی بیرونی می گویند ؛ یعنی « نظم خاصّی که در یک مجموعه ی آوایی به لحاظ کوتاه و بلندی مصّوت ها و یا ترکیب صامت ها و مصّوت ها وجود دارد.»(شفیعی کد کنی ، ص 91) . شعر در حقیقت موسیقی کلمه ها و لفظ هاست و غنا و موسیقی الحان و آهنگ ها و بیهوده نیست اگر ارسطو شعر را زاییده ی دو نیرو می داند که یکی غریزه ی محاکات است و دیگری درک وزن و آهنگ اگر چه آدمی به نثر نیز می تواند تغنّی کند، امّا هیچ ملّتی را نمی شناسم که غنای او با نثر باشد ، زیرا جمع میان شعر و موسیقی ، جمع میان موسیقی الفاظ و موسیقی الحان است . (حسینی ، ص44) . یک اثر ادبی ممتاز برای تأثیر و تلقین ذات خویش ، بیش از هر چیزی از کیمیای موسیقی که بی واسطه ترین هنر برای سریان به روح و جان آدمی است بهره می گیرد، رستاخیر کلام با همزادی موسیقی به اوج می رسد. به طور کلّی بعد از عاطفه که رکن معنوی شعر است « وزن » شعر را مهیّج تر می کند، زیرا وزن در شعرجنبه ی تزیینی ندارد بلکه پدیده ای است طبیعی برای تصویر عواطف که به هیچ روی نمی توان از آن چشم پوشید (جنتی عطایی ، ص 267) .
وزن شعر نیماییعروض شعر فارسی مبتنی بر نظم و تساوی هجاهای مصراع هاست و طول مصراع ها هم ثابت است،این ثابت بودن طول مصراع ها سبب مشکلات زیادی در شعر فارسی شده بود مثلاً اگر هر مصراع شعر از سه مفاعلین تشکیل شده بود و حرف شاعر به اندازه ی چهار مفاعلین بود او ناچار می شد یا حرفش را ناقص بیاورد و یا از گفتن آن چشم پوشی کند یا این که مفاعلین چهارم را به مصراع دیگر منتقل کند و چون هر بیت او به اندازه ی شش مفاعلین فضا داشت وحرف شاعر در مفاعلین چهارم تمام می شد او باید دو مفاعلین باقی مانده را هم پُر می کرد یا بر عکس شاعر مثلاً به اندازه ی هشت مفاعلین حرف داشت و فضای بیت او شش مفاعلین بود ، باقی مانده حرفش را چه می کرد باید ؟ به بیت بعد موقوف می کرد و این خودش مشکلات زیادی تولید می کرد. نیما می گوید:« شعرای قدیم اگر آثارشان را از نقطه نظر وزن و ارتباط آن با احساسات و حالات مختلف تجزیه کنیم ، آزادی حرف زدن را به قواعد نقلی فروخته بودند ، در بسیاری از موارد محتاج بودند که مطلب شعری خود را تمام کنند ولی قافیه و الفاظ تمام نشده بود آن وقت به واسطه ی یک اجبار بی جا و نامناسب وقتی وسط بیت یا مصراعی بودند مجبور بودند تا آخر بیت یا مصرع را پرکنند معلوم است که از چه چیزها... برای این که مقدارهای هجایی یا مقدارهای صوت و کلمات با هم وفق پیدا کند ، شاعر یک دسته لفظ را مصالح کار خود می ساخت بعد آن ها را با مراقبت کامل و گاهی بازحمت زیاد در جای جای مطلب می گنجاند و نیز در مواقعی که شاعر نمی خواست مطلب شعری خود را تمام کند ، عکس این قضیّه صدق می کرد. وزن نیمایی در کنار وزن عروضی از مشهورترین انواع موسیقی بیرونی در شعر فارسی است این وزن که بخش وسیعی از شعر معاصر ایران را در بر می گیرد، مبتنی بر عدم ضرورت تساوی یا تشابه ارکان یا افاعیل عروضی در مصراع های شعر؛ یعنی ، شاعر نیمایی به رعایت قرار دادهایی که بر وزن عروضی حاکم است مقیّد نمی باشد. اگر چه این وزن به ویژه در سروده های خود نیما با بی نظمی و پریشانی هایی همراه است اصول و قواعد منظّمی دارد و بر پایه عروضی پارسی شکل گرفته است و قابل بررسی و اثبات است نه وزنی که هر کس بتواند در هر سخنی احساس کند و حتّی بسیاری از سطر های روزنامه ها هم از آن تهی نباشند ، به ویژه اگر زیر هم نوشته شوند. در مورد وزن نیما احساس موسیقایی مردم را تغییر نمی دهد با حفظ اصول و مایه ی احساس وزن در موسیقی شعر تصّرف می کند ، با این همه شهامت نیما در تعهّد این شهادت ادبی که هم سخت به آن معتقد و هم کاملاً به آن واقف بود، ستودنی است . هر چند که موفقیّت او در این زمینه چندان نبود که در شکستن وزن در رهایی از قافیه. او می خواست همان گونه که شعر را از قید و بندهای صورت ها و قالب های سنّتی رها کرد ، و با شکستن وزن و برهم زدن نظم مبتنی بر تکرار قافیه صورت ها و موسیقی شعر را وسعت و تکامل و انعطاف بخشد(پور نامداریان ، ص171). آن چه در شعر آزاد نیمایی از سنّت نشانی دارد، حفظ مایه ی وزنی و موسیقایی شعر است که می تواند در مصراع ها و متناسب با طول آن ها کوتاه و بلند شود ، حفظ این مایه ی وزنی برای شاعری که به صورت فطری استعداد درک و ذوق احساس و دریافت آن را دارد، موانع موجود در مسیر خلاّقیّت طبیعی شعر را تا حدود بسیار زیادی تقلیل می دهد به علاوه تداوم حالت عاطفی خود مایه ی وزنی و موسیقایی شعر را تداوم می بخشد(همان ، ص 84). نیما خود را در این زمینه می گوید :« هنر این است که چطور به هر قطعه ای وزنی مناسب بدهیم که با وجود بلند و کوتاه بودن مصراع ها وقتی که کلمه می شود، در گوش دلنشین واقع گردد.» یا در جایی دیگر می گوید :« پایه ی این اوزان (اوزان نیمایی ) همان بحور عروضی است ، منتهی من می خواهم بحور عروضی بر ما تسلّط نداشته باشد ، بلکه ما طبق حالات و عواطف متفاوت خود بر بحور عروضی مسلّط باشیم ».(جنتی عطایی ، ص 28). در این جا به ابعاد گوناگون شعر نیمایی می پردازیم . پایان بندی منظور از پایان بندی آن است که شاعر سطرهای یک شعر را باچه رکن یا رکن هایی پایان داده است. اهمّیّت این موضوع آن است که نوپردازان اغلب کوشیده اند که نیمایی هایشان از بحر طویل متمایز باشد و برای این کار بیشتر سطرها را با نظم هایی نا تمام یا به اصطلاح رکن های مزاحف پایان می داده اند تا نشود سطرها را پی در پی و بی درنگ خواند و هر سطر استقلالی داشته باشد (شمیسا ، ص79). برای مثال اگر شاعر نو پرداز شعری در مایه ی وزنی (-u --/-u--/...) بسراید می کوشد که تا آن جا که ممکن است هیچ سطری را با (--u-) پایان نبخشد ، زیرا اگر چنین کند شعرش به صورت زنجیره ای دراز از (--u-) های پی در پی می آید و حالت بحر طویل به خود می گیرد. شاعر نوپرداز در چنین وزنی اغلب سطرها را با (– )یا (–u-) به پایان می برد. اگر هم ناچار شود مصراعی را به (--u-) به پایان برساند می کوشد تا واپسین هجارا کشیده بیاورد ؛ یعنی ، مثلاً به جای زمستانی بگوید زمستان است، تاکشیدگی هجای واپسین نگذارد که سطر بعدی را همچون بحر طویل بی درنگ در پی آن خواند. در شعر زیر از نیما توجّه به مسئله ی گفته شده را می توان دید. او بیشتر سطرها را به (–) پایان رسانده و اغلب پرهیز کرده است که سطری را با (–u- ) به پایان برساند. در این جا برای روشن ساختن مطلب طرح عروضی شعر مورد نظر را به دست می دهیم: آسمان یکریز می بارد -/--u-/--u- روی بندر گاه -/--u- روی دنده های آویزان یک بام سفالین در کنار راه /--u-/--u-/--u-/--u-/--u-/ روش آیش ها که « شاخک » خوشه اش را می دواند –u-/--u-/--u-/--u- روی نوغا نخانه ، روی پل- که در سرتاسرش امشب -/--u-/--u-/--u-/--u- مثل این که ضرب می گیرند- یا آن جا کسی غمناک می خواند... /--u-/--u-/--u-/--u-/ اختیار وزنی در این پایان نامه منظور از اختیار وزنی همان تبدیل دو هجای کوتاه یه یک هجای بلند و یک هجای بلند به دو هجای کوتاه (تبدیل) است ، معمول ترین جا برای استفاده از این اختیارات وزنی رکن های دوم به بعد است به کار بستن این اختیار در نخستین رکن زنجیره وزن ، اگر چه در شعر کهن پارسی نمونه هایی دارد ، امّا رسمیّت نیافته است و می توان آن را گونه ای از خروج از وزن شمرد. اهمّیّت مبحث اختیار وزنی آن است که تأثیر بسیاری در سبک شخصی هر شاعر دارد و به دست دادن بسامد کار برد آن و فراهم آوردن امکان سنجش سروده های شاعران با هم آگاهی های سبک شناختی ارزشمندی را فرا روی پژوهنده می نهد. خروج ازوزن منظور از خروج از وزن بر هم خوردن نظم و تناسبی است که در میان هجاهای یک زنجیره وزنی برقرار بوده است. بهترین شیوه برای نشان دادن موارد بر هم خوردگی نظم هجا ها تقطیع شعر است و به دست دادن طرح عروضی آن با نشانه های آوایی. با این روش به طور دقیق مشخّص می گردد که کدامین هجا یا هجاها نظم زنجیره را بر هم زده اند و موجب خروج از وزن شده اند. برای نمونه وقتی نیما در شعر گل مهتاب که در مایه وزنی (--u/-u-u/...) سروده است مصراع زیر را می آورد ، وزن بر هم می خورد ، « و دست های او چنان » (u-u-/u-u-) با سنجش چیدمان هجاهای سطرهای پیش گفته و چیدمان کلّی وزن شعر مورد نظر مشخّص می گردد که سطر مورد بحث از وزن بیرون است. رکن بندی در عروض کلاسیک شاعران مختار و مجبور بودند که در هر جایی که وزن پر شد ، مصراع را تمام کنند و یا آن قدر سخن را ادامه دهند که وزن پر شود، نیما با برداشتن قید تساوی از مصراع های شعر فارسی ، دست شاعر را در سرودن شعر باز کرد بی آن که از زیبایی موسیقایی وزن قدیم بکاهد. در این وزن که با طبیعت زبان سازگارتر است شاعر مجبور نیست بر خلاف طبیعت زبان جمله هایش را مساوی بیاورد تا در مصراع های مساوی بگنجد ، زیرا در این گونه وزن مصراع جایی تمام می شود که کلام خاتمه یابد یا نفش تازه کردن یا تأکید و غیره... لازم باشد (وحیدیان کامیار ، ص 80) . به عنوان مثال اگر شعر نیمایی در بحر رمل است لازم نیست که فاعلاتن های شما در مصراع ها برابر باشند ، در یک مصراع می توانید یک فاعلاتن بیاورید و در دیگری دو یا سه یا چهار فاعلاتن و در سومی حتّی نیمی از یک فاعلاتن را به عنوان مصراع داشته باشید. به مصراع های زیر از شعر «جراحت » اخوان توجّه کنید. لیک در ژرفای خاموشی -/--u-/--u- ناگهان بی اختیار از خویش می پرسد: -/--u-/--u-/--u- کآن چه حالی بود؟ -/--u- آن چه می دیدیم و می دیدند -/--u-/--u- بود خوابی یا خیالی بود؟ -/--u-/--u-
گفتار دوم : موسیقی کناری شعرمنظور از موسیقی کناری عواملی است که در نظام موسیقایی شعر دارای تأثیر است، ولی ظهور آن در سرتاسر بیت یا مصراع قابل مشاهده نیست ، بر عکس موسیقی بیرونی که تجّلی آن در سرتا سر بیت و مصرع یکسان است و به طور مساوی در همه جا به یک اندازه حضور دارد . جلوه های موسیقی کناری بسیار است و آشکار ترین نمونه ی آن قافیه و ردیف است و دیگر تکرار ها و ترجیع ها (محسنی ، ص 12) . به بیان دیگر موسیقی کناری جلوه های موسیقایی حاصل از تکرار واژگان شعری در پایان هر بیت است ، البتّه این تکرار می تواند در آغاز بیت و در قالب های نو در پایان هر بند باشد؛ امّا آنچه در قالب های سنّتی بیش از همه رایج است ، قافیه ها و ردیف های پایانی است که البتّه از نظر صوتی باید مناسب یکدیگر باشند ؛ زیرا ، هر اندازه میزان کلمات و یا حروف مشترک آن ها بیشتر باشد موسیقی بیشتری دارند . هماهنگی های آوایی (تکرار صامت ها و مصّوت ها) موسیقی کناری در شعر به صورت زیر است: الف)یکسان بودن صامت پایانی قافیه با صامت آغازین ردیف ب)یکسان بودن صامت آغازین قافیه با صامت آغازین ردیف ج)یکسان بودن صامت پایانی قافیه با صامت پایانی ردیف د)هم مخرج بودن صامت پایان قافیه با صامت پایانی ردیف ه)هم مخرج بودن صامت پایانی قافیه با صامت آغازین ردیف و)اشتراک یک یا دو صامت و مصّوت در ردیف و قافیه تأثیر موسیقی کناری در تکمیل موسیقی بیرونی شعر کاملاً روشن است و پژوهندگان در این زمینه بسیار سخن گفته اند چه در شعر قدیم و چه در شعر نیمایی قافیه جایگاه ویژه دارد و حتّی نوسرایان به خوبی به نقش قافیه واقف هستند و از آن استفاده می کنند و معتقدند شعر بدون قافیه شعری کامل نیست ردیف و تکرار و ترجیع بندها از دیگر مشخّصه های شعر است که در کنار قافیه و به عنوان تکمیل کننده ی موسیقی قافیه از گذشته ی شعر فارسی تاکنون مورد توجّه و استفاده ی شاعران بوده است .هنر شاعر در استفاده از این عناصر ، غنای موسیقی شعر او را در پی داشته است.
نقش قافیه در موسیقی شعرقافیه را در فارسی پساوند می گویند و در لغت به معنی از پی رونده و از پس در آینده است و در اصطلاح کلمات آخر ابیات است که آخرین حرف اصلی آنها یکی است به شرط آن که کلمات عیناً تکرار نشده باشند و به ایجاد موسیقی و تکمیل وزن بینجامند و به شعر سروسامان دهند و با ایجاد قالب مشخّص و انتقال احساسات شاعر بر هماهنگی عناصر شعر بیفزاید . در این جا به دیدگاه برخی از بزرگان ادب فارسی در مورد قافیه می پردازیم: 1-شمس قیس رازی درالمعجم می گوید:«سخن بی قافیت را شعر نشمرند، اگر چه موزون افتد». 2-خواجه نصیر توسی در معیار الاشعار می گوید :« شعر به نزدیک منطقیان کلام مخّیل موزون باشد و در عرف جمهور کلام موزون مقفّی ». 3.نیمایو شیج در حرف های همسایه می گوید :« قافیه باید زنگ آخر مطلب باشد به عبارت اخری طنین مطلب را مسجّل کند » (طباطبایی ، ص 208) . قافیه به اعتبار حرکت و سکون حرف روی بر دو قسم است : قافیه مطلق و قافیه مقیّد 1.قافیه مطلق : آن است که حرف روی متحّرک باشد و آن را قافیه ، موصول نیز خوانند ، مانند «یارش و کارش» در این بیت حافظ: فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش 2.قافیه مقیّد: آن است که حرف روی ساکن باشد مانند «کار » در این بین عطّار: دست باید شست از جان مرد وار تا توان گفتن که هستی مرد کار قافیه به اعتبار تقطیع پنج نوع است: 1- متکاوس: در لغت به معنی انبوهی است و در اصطلاح قافیه ای است که چهار حرف متحرک باشد و یک حرف آخر ساکن مثل بزنمش و این نوع به سبب سنگینی که دارد در اشعار فارسی بسیار کم است و همان است که در عروض فاصله کبری می گویند.
2- متراکب: در لغت به معنی بر هم نشستن است و آن قافیه ای که سه حرف متحرک با هم جمع گردند و در آخر ساکنی باشد مانند «شکند ، فکند» و این را در عروض فاصله ی صغری خوانند در اشعار فارسی هم کم نیست. |
![]() " نقش صنایع دستی در افزایش درآمد اقتصادی روستاییان ماسولهفهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول:کلیات طرح تحقیق 1-1-مقدمه...3 1-2-بیان مسأله...4 1-3-اهمیت وضرورت تحقیق...6 1-4-اهداف تحقیق....7 1-5-سوالات تحقیق......................................................................................................................................8 1-6-قلمرو مکانی تحقیق...............................................................................................................................8 1-7-جامعه آماری.........................................................................................................................................8 1-8-روش گردآوردی اطلاعات...................................................................................................................9 1-9-واژه ها و مفاهیم....................................................................................................................................9 1-10-محدودیت ها و موانع تحقیق..............................................................................................................11 فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهش 2-1-مقدمه.................................................................................................................................................14 2-2-استراتژی سازمانی................................................................................................................................15 2-2-1-ماهیت و ارزش مدیردت استراتژیک...............................................................................................15 2-3-مدیریت استراتژیک............................................................................................................................15 2-4-مفاهیم اساسی درمدیریت استراتژیک..................................................................................................17 2-5-ابعاد تصمیمات استراتژیک..................................................................................................................19 2-6-مدل های مدیریت استراتژیک.............................................................................................................20 2-6-1-مدل استراتژی جنریک....................................................................................................................20 2-6-2- مفاهیم و تئوریهای مرتبط با مدل مدیریت استراتژیک...................................................................22 2-7- مفاهیم اساسی سازمان و مدیریت........................................................................................................22 2-8- مزایا و معایب استراتژیهای سازمانی...................................................................................................24 2-9- بررسی مدلهای اجرای استراتژیهای سازمانی...................................................................................25 2-10- فرایند برنامه ریزی جامع..................................................................................................................28 2-11- تجزیه و تحلیل محیط خارجی و داخلی............................................................................................31 2-12- تجدید ساختار استراتژیک................................................................................................................32 2-13- مدل رقابتی(پورتر)..........................................................................................................................32 2-14-مدل نظام برنامه ریزی استراتژیک.....................................................................................................33 2-15- مدل رایت.......................................................................................................................................34 2-16- مدل مینتزبرگ................................................................................................................................35 2-17- مدل هیل.........................................................................................................................................36 2-18- مدل دیوید......................................................................................................................................37 2-19- روشهای اجرای صحیح استراتژیهای سازمانی..................................................................................39 2-19-1- روش ارزیابی متوازن...................................................................................................................39 2-20- روش SWOTدر برنامه ریزی استراتژیک........................................................................................40 2-21- چرا استراتژی ها درعمل پیاده نمیشوند؟..........................................................................................42 2-22- مقایسه و جمعبندی تعدادی از مدلهای تدوین استراتژی...................................................................43 2-23- تعریف صنایع دستی.........................................................................................................................45 2-24- پیشینه صنایع دستی در جهان.............................................................................................................46 2-25- پیشینه صنایع دستی در ایران..............................................................................................................47 2-26- مزیت های نسبی صنایع دستی ایران..................................................................................................49 2-27- تعداد شاغلین در صنایع دستی ایران..................................................................................................50 2-28- تاریخچه تشکیل سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی..................................................50 2-29- میزان ارزآوری صنایع دستی برای کشور..........................................................................................52 2-30- تحلیلی بر صنایع دستی استان گیلان..................................................................................................52 2-31- ماسوله.............................................................................................................................................58 2-31-1- ویژگی های اجتماعی وشغلی.......................................................................................................59 2-31-1-1-جمعیت...................................................................................................................................59 2-31-1-2 -ویژگی های شغلی جمعیت شهر ماسوله...................................................................................60 2-31-1-3- نوع فعالیت و تعداد شاغلین کارگاه ها.....................................................................................61 2-31-1-4- شاغلان برحسب نوع فعالیت....................................................................................................63 2-32- ویژگی های اقتصادی......................................................................................................................65 2-32-1- کشاورزی...................................................................................................................................65 2-32-2- صنعت........................................................................................................................................65 2-32-3- تعاونی زنان..................................................................................................................................65 2-33- تاسیسات پذیرایی............................................................................................................................66 2-34- طبقه بندی صنایع دستی ماسوله.........................................................................................................66 2-34-1- هنرگره چینی..............................................................................................................................66 2-34-2- جوراب بافی..............................................................................................................................68 2-34-3- عروسک های دست بافت سنتی..................................................................................................69 2-34-4- چموش.......................................................................................................................................70 2-34-5- آهنگری.....................................................................................................................................71 2-35- پیشینه تحقیق....................................................................................................................................73 فصل سوم:مواد و روش ها 3-1-مقدمه................................................................................................................................................ 81 3-2-جامعه آماری......................................................................................................................................81 3-3-نمونه آماری و روش نمونه گیری.........................................................................................................81 3-4- نوعتحقیق.........................................................................................................................................82 3-5-روش تحقیق........................................................................................................................................82 3-6-روش جمع آوری داده ها....................................................................................................................83 3-7-چارچوب نظری تحقیق.......................................................................................................................83 3-8- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیهها...............................................................................84 3-8-1-روش ضریب آلفای کرونباخ...........................................................................................................85 3-8-2-آزمون کولموگروف- اسمیرنوف(K-S)..........................................................................................85 3-8-3- آزمون تی ( t )..............................................................................................................................86 3-8-4 - تجزیه و تحلیل همبستگی و رگرسیون...........................................................................................86 3-8-4-1- همبستگی..................................................................................................................................86 3-8-4-2- ضریب همبستگی.......................................................................................................................86 3-8-4-3 - مدلهای رگرسیون...................................................................................................................87 3-9- ابزار جمعآوری دادها.........................................................................................................................87 3-10- معرفی روشهای تصمیمگیری چند معیاره........................................................................................90 3-10-1 - معرفی تکنیک دی متل.........................................................................................90 3-10-2 - معرفی مدل تاپسیس....................................................................................................................93 3-11- پایایی و روایی پرسشنامهها...........................................................................................................94 فصل چهار:نتایج و بحث 4-1-مقدمه.................................................................................................................................................97 4-2- تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه شماره یک و چهار......................................................................98 4-2-1- آمار توصیفی پرسشنامه شماره یک و چهار...................................................................................98 4-3 -تجزیه و تحلیل پرسشنامه شماره چهار( swot).................................................................................100 4-3-1- نقاط قوت ( s )...........................................................................................................................100 4-3-2- نقاط ضعف ( w ).......................................................................................................................101 4-3-3- فرصت ها (O )...........................................................................................................................103 4-3-4- تهدیدها ( T ).............................................................................................................................104 4-4-استراتژی ها......................................................................................................................................107 4-4-1- استراتژی تهاجمی(SO)..............................................................................................................107 4-4-2- استراتژی بازنگری(………………………………………………(WO.............107 4-4-3- استراتژی تنوع (ST)...................................................................................................................108 4-4-4-استراتژی تدافعی (WT)..............................................................................................................108 4-5-تجزیه و تحلیل پرسش نامه شماره یک..............................................................................................108 4-5-1- آمار استنباطی پرسشنامه شماره یک............................................................................................108 4-5-1-1- آزموننرمالبودندادهها........................................................................................................109 4-5-1-2- تبیین و تفسیر متغیرﻫﺎی پرسشنامه شماره یک.........................................................................110 4-5-1-3- آزمون همبستگی و رگرسیون خطی ساده.................................................................................111 4-6- پرسش(سوال) یک تحقیق................................................................................................................111 4-7- پرسش(سوال) دو تحقیق..................................................................................................................112 4-8- تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه شماره دو و سه..........................................................................114 4-8-1- آمار توصیفی پرسشنامه شماره دو و سه.......................................................................................114 4-9 پرسش سه(سوال 3) تحقیق.................................................................................................................116 4-10-رتبهبندی معیارهای مؤثّر بر استراتژیهای توانمندسازی گردشگری براساستکنیک دی متل ..........118 4-11- رتبهبندی استراتژیهای توانمندسازی گردشگری ...........................................................................125 4-12- رتبهبندی استراتژیهای توانمندسازی گردشگری براساستکنیک تاپسیس....................................126 فصل پنجم:جمع بندی و پیشنهادات 5-1-مقدمه...............................................................................................................................................132 5-2- خلاصه پژوهش...............................................................................................................................132 5-3- نتایج و دستاوردهای حاصل از تحقیق...............................................................................................134 5-3-1- بررسی تفسیری فرضیه های پژوهش...........................................................................................134 5-3-1-1- بررسی پرسش(سوال) یک پژوهش.........................................................................................134 5-3-1-2- بررسی سوال دوم پژوهش........................................................................................................135 5-3-1-3- بررسی پرسش سوم پژوهش.....................................................................................................136 5-4-پیشنهادات و سیاست های بهبود در زمینه صنایع دستی........................................................................138 5-5- پیشنهادات و سیاست های اجرایی در بخش گردشگری ماسوله.........................................................141 5-6- پیشنهادات برای تحقیقات آتی(برگرفته از نتایج پژوهش)..................................................................142 5-7- محدودیت تحقیق............................................................................................................................143 5-8- پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی.......................................................................................................143 فهرست جداول عنوان صفحه جدول (2-1)مفاهیم و تئوریهای مرتبط با مدل مدیریت استراتژیک..........................................................22 جدول (2-2)مقایسه مدل های تدوین استراتژی............................................................................................44 جدول(2-3)وضعیت اشتغال در بخشهای اقتصادی در مقایسه با کشور (درصد)..............................................53 جدول(2-4)تعداد افراد مشغول به کار در شاخه های مختلف صنایع دستی استان گیلان................................55 جدول(2-5 )تعداد صنعت گران شناسایی شده در بخش صنایع دستی استان گیلان بین سال های 1384 تا 1390..........................................................................................................................................................55 جدول (2-6) نسبت شاغلان بخش صنایع دستی به کل شاغلان استان گیلان طی سالهای 1389-1384 ( به درصد)........................................................................................................................................................56 جدول(2-7) میزان فروش صنایع دستی استان گیلان بین سال های 1390-1388 ...........................................57 جدول(2-8) آمار صادرات گمرکات استان گیلان بین سال های 1385-1387..............................................58 جدول (2-9)آمار جمعیت ماسوله................................................................................................................59 جدول(2-10) اشتغال جمعیت بر حسب جنس در سال 1385.......................................................................61 جدول(2-11) برآورد تعداد رشته افراد شاغل در شهر ماسوله درسال1385.................................................62 جدول (2-12)شاغلان بخش های خدمات و صنعت در سال 1391...............................................................63 جدول شمار(2-13) رابطه صنایع دستی ماسوله با سایر فعالیتهای اقتصادی......................................................72 جدول(3-1)سوالات پرسش نامه شماره یک................................................................................................88 جدول( 3-2) معیارهای مؤثّر بر استراتژیهای توانمندسازی گردشگری.........................................................89 جدول( 3-3) استراتژیهای توانمندسازی گردشگری...................................................................................90 جدول( 3-4) نتایج آزمون آلفای کرونباخ....................................................................................................95 جدول( 4-1 ) ﺗﻮزیع جنسیت ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری............................................................................98 جدول( 4-2 ) ﺗﻮزیع ﻣﺪرک تحصیلی ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری...............................................................99 جدول( 4-3) ﺗﻮزیع ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎرﭘﺎﺳﺦدﻫﻨﺪﮔﺎنﻧﻤﻮﻧﻪآﻣﺎری..............................................................................99 جدول( 4-4 )بررسینرمالبودنتوزیعمتغیرهایتحقیق(آزمونکولمگروف- اسمیرنوف).......................109 ﺟﺪول( 4-5 )ﻧﺘﺎیج آزﻣﻮن t ﺗﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪای ﺑﺮای متغیرﻫﺎی ﻣﺴﺘﻘﻞ و واﺑﺴﺘﻪ...................................................110 ﺟﺪول( 4-6 )نتایج آزمون همبستگی بین همکاری میان فعالان گردشگری و فعالان صنایع دستی در رونق کسب و کار..............................................................................................................................................111 ﺟﺪول( 4-7 )ﻧﺘﺎیج آزﻣﻮن رﮔﺮسیون خطی ساده بین همکاری میان فعالان گردشگری و فعالان صنایع دستی در رونق کسب و کار.....................................................................................................................................112 ﺟﺪول( 4-8 )نتایج آزمون همبستگی بین تدوین استراتژیهای گردشگری و تبدیل شدن شهر ماسوله به قطب گردشگری.............................................................................................................................................113 ﺟﺪول( 4-9) ﻧﺘﺎیج آزﻣﻮن رﮔﺮسیون خطی ساده بین تدوین استراتژیهای گردشگری و تبدیل شهر ماسوله به قطب گردشگری.......................................................................................................................................114 جدول( 4-10) ﺗﻮزیع جنسیت ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان)..........................................................115 جدول( 4-11) ﺗﻮزیع ﻣﺪرک تحصیلی ﭘﺎﺳﺦدﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان)..........................................115 جدول( 4-12) ﺗﻮزیع ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎر ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان)....................................................116 جدول( 4-13) دوازده معیار مؤثّر بر استراتژیهای توانمندسازی گردشگری و نماد آن.............................117 جدول( 4-14) ماتریس نظر نهایی خبرگان...............................................................................................118 جدول( 4-15 ) ماتریس نرمال وزن دهی....................................................................................................119 جدول( 4-16) ماتریس شدت نسبی حاکم بر روابط مستقیم........................................................................120 جدول( 4-17 ) ماتریس شدت نسبی حاکم از روابط غیرمستقیم..................................................................120 جدول( 4-18) ماتریس شدت نسبی حاکم از روابط مستقیم و غیرمستقیم...................................................121 جدول( 4-19) محاسبه عناصر……………………………………………..R,J,R-J,R+J.............................122 جدول( 4-20 )ترتیب نفوذ عناصر بر یکدیگر.............................................................................................122 جدول( 4-21 ) وزن(رتبهبندی) عوامل مؤثّر بر استراتژیهای توانمندسازی گردشگری...............................124 جدول( 4-22 ) ده استراتژی توانمندسازی گردشگری و نماد آن..............................................................125 جدول( 4-23 ) ماتریس تصمیم خبرگان....................................................................................................126 جدول( 4-24 ) بیمقیاسسازی ماتریس تصمیم(N)..................................................................................126 جدول( 4-25 ) ماتریس بیمقیاس موزون(V)............................................................................................127 جدول( 4-26 ) راهحل ایدهآل مثبت و ایدهآل منفی..................................................................................127 جدول( 4-27 ) فاصلهی هرگزینه از ایدهآل مثبت و منفی...........................................................................128 جدول(4-28 ) تعیین نزدیکی نسبی(CL*) یک گزینه به راهحل ایدهآل......................................................128 جدول( 4-29 ) رتبهبندی استراتژیها.........................................................................................................129 جدول( 5-1 ) رتبهبندی استراتژیهای توانمندسازی گردشگری.................................................................137 فهرست نمودارها نمودار(2-1) تعداد صنعت گران بخش صنایع دستی گیلان..........................................................................56 نمودار(2-2) نسبت شاغلان بخش صنایع دستی به کل شاغلان استان گیلان..................................................57 نمودار(2-3)میزان فروش صنایع دستی استان گیلان در نمایشگاه های نوروزی.............................................57 ﻧﻤﻮدار( 4-1 ) ﺗﻮزیع جنسیت ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری..........................................................................98 نمودار( 4-2 ) ﺗﻮزیع ﻣﺪرک تحصیلی ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری........................................................99 ﻧﻤﻮدار( 4-3 ) ﺗﻮزیع ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎر ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪآﻣﺎری......................................................................99 ﻧﻤﻮدار( 4-4 ) ﺗﻮزیع جنسیت ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان).........................................................115 نمودار( 4-5 ) ﺗﻮزیع ﻣﺪرک تحصیلی ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان)..............................................115 ﻧﻤﻮدار( 4-6 ) ﺗﻮزیع ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎر ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری(خبرگان)........................................................116 نمودار(4-7) موقعیت عناصر در سلسله مراتب ممکن.................................................................................123 فهرست اشکال شکل(2-1) مدل استراتژیک جنریک واتینگتن............................................................................................20 شکل(2-2) الگویجامعمدیریتاستراتژیک.............................................................................................27 شکل(2-3) مدلمدیریتاستراتژیک پیرسورابینسون...............................................................................27 شکل(2-4) مراحل چهارگانه فرآیند اجرای استراتژی...................................................................................28 شکل(2-5) مراحل مختلف فرایند برنامه ریزی جامع.....................................................................................31 شکل(2-6) مدل فرایند مدیریت استراتژیک.................................................................................................31 شکل(2-7) مدل پورتر................................................................................................................................32 شکل(2-8) مدل رایت.................................................................................................................................34 شکل(2-9) مدل مینتزبرگ..........................................................................................................................36 شکل(2-10) مدل هیل.................................................................................................................................36 شکل(2-11) مدل دیوید..............................................................................................................................38 شکل(2-12) رابطه علّت و معلولی در چهار منظر ارزیابی متوازن..................................................................40 شکل(2-13) حالات چهارگانه برنامه ریزی استراتژیک................................................................................41 شکل(2-14) ویژگیهای صنایع دستی ایران...................................................................................................49 شکل(3-1)مدل مفهومی تحقیق...................................................................................................................84 منابع منابع فارسی...............................................................................................................................................145 منابع غیر فارسی.........................................................................................................................................149 پیوست ها جدول محاسبات……………………………………………………………………SPSS................................154 پرسشنامه ها...............................................................................................................................................155 تصاویر......................................................................................................................................................164 چکیده انگلیسی.........................................................................................................................................169 چکیده در این پژوهش بعد از بیان کلیات و ادبیات تحقیق پیرامون موضوع صنایع دستی ماسوله ونقاط ضعف،قوت، فرصت ها و تهدید های پیش روی آن،به بررسی استراتژی های چهار گانه در این بخش می پردازیم و در ادامه به بررسی توانمند سازی گردشگری ماسوله و تدوین استراتژی های مربوط به آن می پردازیم.همچنین به منظور پاسخ دادن به سوالات 1و2تحقیق(آیا همکاری میان فعالان بخش گردشگری و فعالان بخش صنایع دستی موجب رونق کسب و کار در بخش صنایع دستی ماسوله می شود؟ و چه میزان نقش تدوین استراتژی های گردشگری در تبدیل شدن شهر ماسوله به قطب گردشگری موُثر است؟) از روی روشهای آمار استنباطی مانند همبستگی پیرسون استفاده شده است که در نهایت به این نتایج دست یافتیم که بین همکاری میان فعالان بخش گردشگری و فعالان صنایع دستی و رونق کسب و کار فعالان صنایع دستی ماسوله ارتباط وجود دارد و همینطور بین تدوین استراتژی های گردشگری و تبدیل شدن شهر ماسوله به قطب گردشگری نیز رابطه وجود دارد.در پاسخ به سوال سوم(اولویت بندی استراتژی های گردشگری در شهر ماسوله چگونه است؟) ابتدا،معیار های اثر گذار بر استراتژی ها شناسایی شدند و وزن این معیار ها به کمک مقایسات زوجی و نظر خبرگان به وسیله تکنیک دی متل محاسبه شد و در ادامه با تکنیک تاپسیس اولویت بندی شدند که استراتژی های"سامان دادن واحد های کسب و کار فعلی به صورت ائتلافی از مجموعه کسب و کار های فعال در زمینه گردشگری"و"شناسایی کلیه واحد های خدمات گردشگری مانند هتل ها رستوران ها....."و"تشدید فعالیت های بازاریابی در زمینه گردشگری با توجه به وجود جاذبه ها و پتانسیل بالای توسعه بازار"بیشترین اهمیت یا الویت را به خود اختصاص دادند. کلمات کلیدی : صنایع دستی،گردشگری، روستای ماسوله، ماتریس SWOT فصل اول: کلیات طرح تحقیق 1-1-مقدمه در دنیای امروز که شاهد تغییرات و تحولات شگرف در زمینههای مختلف هستیم، محیط با طلاطم وعدم اطمینان بسیاری مواجه است ورقابت، شدت زیادی پیدا کردهاست و تحولات علم و فنآوری براین تغییرات به شدت دامن زده است. بنابراین هرسازمانی در راستای تداوم حیات و کسب موفقیت بیشتر، نیاز مبرم به بهره مندی از برنامهریزی استراتژیک دارد.از آن جا که تهدیدهای محیطی از هرسوحیات و بقای سازمانها را تهدید میکنند لذا سازمانها باید جایگاه فعلی خود را شناخته، نقاط قوت و ضعف خود را دقیقاً تحلیل کرده و با تکیه بر قوتها از فرصتهای محیطی استفاده کرده وخود را برای برخورد با تهدیدها آماده کنند واین مهم در قالب برنامهریزی استراتژیک امکان پذیر است(آقازاده،1383). در چارچوب برنامهریزی استراتژیک است که سازمان، توانمندی و شرایط محیطی را تحلیل کرده و براساس آن اهداف قابل دسترس و روشهای رسیدن به آن را مشخص میکند.این نوع برنامهریزی با بررسی محیط خارجی وداخلی سازمان، فرصتها و تهدیدهای محیطی و قوتها و ضعفهای داخلی را شناسایی میکند و با در نظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلند مدت برای سازمان تنظیم میکند و برای دستیابی به این اهداف از بین گزینههای استراتژیک اقدام به انتخاب استراتژیهایی میکند که با تکیه برقوتها و رفع ضعفها از فرصتهای پیشامده به نحو شایسته استفاده کرده و از تهدیدها پرهیز میکند تا در صورت اجرای صحیح باعث موفقیت سازمان در میدان رقابت شود.بدون شک فرآیند عملیات در سازمانهای امروزی متاثر از تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی محیط آنهاست و همساز با چنین تحولاتی محیط درونی آنها نیز دگرگونیهای شگفتآوری را تجربه میکند(طبیبی وملکی،1384).از این رو لازم است جهت هرچه کارآتر و اثربخشتر شدن فعالیت مدیران و تصمیمگیران و برنامهریزان در سازمان تاثیرات انکارناپذیر مولفههای محیطی در کنار عوامل درونی مورد توجه خاص قرارگیرد. لذا در نظر است تا با بررسی وضعیت استفاده مدیران از چارچوب ضعفها وقوتها، فرصتها و تهدیدهای سازمانی، ماتریس SWOT[1]به عنوان یکی از ابزارهای استراتژیک توسط مدیران سازمانها و شرکتها مورد چالش قرار گیرد و امید است نتایج حاصل موجبات بهبود عملکرد را فراهم نماید. بنابراین تاثیر عوامل محیطی در کنار عوامل داخلی توام در مطلوب تر شدن فعالیتهای مدیران و برنامهریزان انکارناپذیراست.در این تحقیق ضمن مطالعه تحقیقات سایر محققین(صادقی و همکاران،1391،قادری و همکاران1390،موسایی و رضوی الهاشم،1389؛ نژاد جوادیپور،1387؛نوری و مهدی نسب،1389؛ ملک مطیعی(1388)؛ گل محمدی(1389)؛ میرکتولی و همکاران(1389) اعرابی وشیرخانی،1384)نتیجه گیری شد که در این تحقیقات به نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات در سازمانها و شرکتها و پرداخته شده که جنبه خدماتی دارند ولی تحقیق حاضر در موردصنایع دستی و گردشگری بحث میکند که بخش های صنعت ، تولید ، هنر و خدمات را در بر میگیرد. سعی گردیده در این تحقیق ضمن فراهم نمودن پرسشنامههای جامع، دیدگاههای مخاطبان ازا بعاد مالی، انسانی وهنری در ارزیابی مورد استفاده قرار گیرد تا علت کم رونقی و افول صنایع دستی و رکود گردشگری ماسوله مشخص گردد و راهکاری باشد برای برون رفت ازاین رکود و بی رونقی. 1-2- بیان مسأله پیچیدگی محیط عرصه رقابتی کسب و کار و افزایش انتظارات مشتریان، ضرورت آگاهی از نقاط قوت و ضعف سازمان و بهبود مستمر بهرهوری را پیش از پیش آشکار نموده است. از این رو مدیران امروز در جستجوی دستیابی به یک راهحل جامع، قابل اعتماد و انعطافپذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود، بتوانند اطلاعات دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش را بهدست آورده و با نگاه به آینده، موجبات ارتقاء و بهبود سازمان خود را فراهم نمایند. یک متد ارزیابی، بایستی قادر باشد که وضعیت کلی سازمان را نسبت به اهداف سازمانی (به لحاظ فاصله تا هدف) در هر لحظه ارائه نماید. همچنین جایگاه سازمان را در ارتباط با محیط پیرامون (بازار، رقبا و سازمانهای دیگر) مشخص کند، علاوه بر اینها نشانگر میزان اثر بخشی کلیه فعالیتهای صورتگرفته در سازمان نیز باشد. ارزیابی عملکرد واحدهای کسب وکار یکی از اصلیترین دغدغههای مدیران و مسئولان این واحدها در طول تاریخ بوده است (کاپلان و نورتون، 1996)[2]. اهمیت اندازهگیری عملکرد برای سازمانها مشخص شده است و چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی نقش مهمی ایفا مینماید چرا که از طریق محاسبه عملکرد، به شفافتر شدن سازمانها کمک میکند(پراپر و دبورا،2003)[3]. صنایع دستی ایران با قدمتی 2000ساله و دارا بودن350رشته صنایع دستی پس از چین و هندوستان یکی از سه قطب اصلی وتاریخی صنایع دستی جهان بوده است(اطلس صنایع دستی ایران،1388). صنایع دستی ایران بااشتغال زایی مستقیم برای3میلیون نفر و اشتغال زایی غیر مستقیم برای12 میلیون نفر و ارزآوری سالانه 1 میلیاردو400 میلیون دلاربرای کشور یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور می باشد.که متاسفانه در سالهای اخیر با غفلت مدیران در امر بازار یابی و ایجاد تسهیلات برای امر صادرات و ایجاد تحریم ها و پا به عرصه نهادن رقبای جدید و نیرو مندی همچون ترکیه،پاکستان،مکزیک و.... ازبازار رقابت وتولید دور مانده است.صنایع دستی می تواند هم به عنوان قابلیت وهم به عنوان یک جاذبه گردشگری محسوب شود.بسیاری از گردشگران علاقه مند هستند تاآثار مختلف صنایع دستی مکان های مورد بازدید خود که در واقع تولیدات فرهنگی آن خطه محسوب می شوند خریداری نموده و به عنوان ارمغان با خود ببرند.لذا صنایع دستی و گردشگری با یکدیگر رابطه متقابل داشته و می توانند موجبات توسعه یکدیگر را فراهم کنند. استان گیلان با بیش از 60 رشته صنایع دستی و اشتغال مستقیم6000نفر ، دارای تنوع تولید و محصولات قابل عرضه به بازارهای داخلی و خارجی است . تنها میزان فروش صنایع دستی استان گیلان در نمایشگاه بهاره سال 1390بالغ بر12700 میلیون ریال بوده. (سازمان میراث فرهنگی گیلان).ماسوله یکی از مکان های تاریخی استان گیلان به شمار می رود که سالانه گردشگران زیادی را به وسیله چشم انداز طبیعی و مجموعهء معماری بومی و سنتی خود جذب می کند. شهرت آن را باید مرهون معماری منحصر به فرد آن دانست که در گذشته با تکیه بر محصولات صنایع دستی فلزی ، غیرفلزی ، و چرمی روزگار می گذراندند که اکنون از آن جز صنایع ضعیف، فراموش شده ورو به زوال چیزی باقی نمانده و تنهاکارگاه های صنایع دستی که شامل 3 کارگاه گره چینی، یک کارگاه چموش دوزی ،یک کارگاه چاقوسازی ویک کارگاه آهنگری وجمعا با اشتغالزایی مستقیم برای 48 نفر از ساکنین در این بخش از صنایع دستی در حال حاضر مشغول به فعالیتند و در حال حاضر منبع درآمد ساکنان آن بیشتر بر پایه گردشگری ماسوله می باشد ،که در مقایسه با تخریبی که به بافت تاریخی آن از حضور بی برنامه وفصلی گردشگران می رسد مقدار ناچیزی است. از آنجا که صنایع دستی در ماسوله از پیشینه ای دیرین برخورداست، طی بررسی انجام شده تا کنون تحقیق و پژوهشی در حوزه مرتبط با بررسی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات فراروی صنایع دستی ماسوله وشناسایی و تدوین استراتژی های کار آمد و اثر بخش در بخش صنایع دستی و گردشگری ماسوله انجام نشده و تحقیقات موجود توسط مشکینی وحیدری(1390) به بررسی نقاط قوت و ضعف،فرصتها و تهدیدهای گردشگریمنطقه زنجان رود پرداختهاست. قادری و همکاران ( 1390 )در پژوهشی با استفاده از تکنیک SWOT به تدوین استراتژی ها و راهبردهای ممکن جهت توسعه گردشگری در شهرستان پیرانشهر پرداخته است مهدی نسب (1389) به بررسیویژگیهایاکولوژیکیوتوسعهگردشگریدریاچهگهربراساسمدل SWOT پرداخته . نژاد جوادیپور (1387)به بررسی راهبردهایتوسعۀخدماتشهرداریهایالکترونیک درشهرداری منطقه 3 تهرانبراساستجزیهوتحلیل SWOT پرداخته.موسایی و رضوی الهاشم (1389)به بررسی مشارکت شهروندان در امور شهری در تهران براساس مدل SWOTپرداخته.زمانی و قصاب پور(1389)در مقاله خود به بررسی نقاط قوت و ضعف،فرصتها و تهدیدهای فراروی مدارس هوشمند تهران پرداخته.گل محمدی(1389) در مطالعه ای به بررسی و شناخت مهم ترین عوامل مؤثر بر توسعه روستایی پرداخته در این تحقیق به نقش صنایع کوچک روستایی در این فرآیند، گردشگری و توسعه روستایی، فناوریهای مناسب برای نواحی روستایی کشورهای جهان سوم پرداخته شده . میرکتولی و همکاران(1389) در پژوهشی وضعیت گردشگری روستایی و نقش آن در رونق صنایع دستی شهرستان گرگان را بررسی کردند.ملک مطیعی(1388) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود نقش صنایع دستی روستایی را در توسعه گردشگری شهرستان بندر انزلی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. مطیعی لنگرودی(1388) عوامل رکود صنایع دستی در نواحی شهرستان مشهد بررسی کرده است. آبیاره (1386)در تحقیق خود که با هدف معرفی جاذبه های گردشگری و تأثیر آن بر مشاغل صنایع دستی در اصفهان انجام داده. حسیبی(1386)در پایان نامه کارشناسی ارشد به شناسایی نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدات فراروی سازمان آموزش و پرورش تهران بزرگ و ارائه راهبردهای استراتژیک در سه بعد مالی، مادی و انسانی پرداخته است.محمدی(1387)در پایان نامه کارشناسی ارشد به بررسی و شناخت نقاط ضعف و قوت و فرصتها و تهدیدات دانشگاه آزاد رودهن پرداخته است.گلکار(1384)در نشریه علمی پژوهشی صفه در مقاله خود به بررسی مرحله سنجش وضعیت به روش SWOT و مناسب سازی تکنیک تحلیلی سوآت ((SWOT برای کاربرد در طراحی شهری پرداخته است. 1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق اهمیت و ضرورت تحقیق در خصوص بررسی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات فراروی صنایع دستی ماسوله را میتوان از دو دیدگاه مورد کنکاش قرار داد. 1.دیدگاه تئوری و نظری: ازآنجاکه تحقیقات زیادی در خصوص بررسی نقاط قوت وضعف وفرصتها وتهدیدات فراروی صنایع دستی ماسوله انجام نشده، ضمن بررسی این نقاط، مدلهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک و مذایا و معایب هر یک مورد تحقیق و تفحص قرار میگیرند. با این حال سنجش وضعیت به روش SWOT درشرکتها و سازمانهایی که جنبه فعالیت آنها تولیدی و توزیعی بوده، الگوی مناسبی میباشد، ونتایج حاصل از این تحقیق میتواند راهنمایی باشد برای مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره شرکتهایی که به دنبال ارزیابی عملکرد و سنجش وضعیت شرکت خود به روشswot بوده و جنبه فعالیت آنها تولیدی میباشد. 2.دیدگاه مدیران اجرایی: با عنایت به این امر که وضعیت صنایع دستی و گردشگری ماسوله در وضعیت مطلوبی نبوده و نیازمند بازنگری و اصلاحات اساسی میباشد نتایج حاصل از این تحقیق میتواند برای مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی وصنایع دستی و گردشگری که تاکنون در زمینه ارزیابی عملکرد و سنجش وضعیت اقدام موثری ننمودهاند مفید بوده تا با رفع نواقص و تقویت نقاط قوت صنایع دستی یک راهکار جامع و مدون برای کلیه مراکز تولید صنایع دستی و گردشگری تدوین نمایند. باتوجه به وجود به وجود رشته های متعدد صنایع دستی در ماسوله همچونگره چینی،چموش دوزی،دست بافت های سنتی ،.....و اشتغال مستقیم 48نفربه تولید صنایع دستی و استعداد بالقوه این خطه در جذب هدفمند و برنامه ریزی گردشگر ، اهمیت بررسی نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدیدات این هنر-صنعت به منظور ارتقای سطح بهره وری با رویکرد مدیریت استراتژیک ضروری به نظر میرسد. با توجه به هدف تحقیق که به موضوع بررسینقاط قوت ،ضعف، فرصتها و تهدیدات فرآروی صنایع دستی ماسوله و رابطه صنایع دستی و جذب گردشگر میپردازد، این امر نیاز و ضرورت یک تحقیق علمی در این خصوص را ایجاب مینماید. شناسایی عوامل موثر در نقاط قوت، ضعف،فرصتها و تهدیدات از یک سو و بسترسازی شرایط به منظور ایجاد و تقویت موارد مرتبط با این دو حوزه یعنی صنایع دستی و گردشگری از سویی دیگر ضرورتانجام چنینتحقیقیرااجتنابناپذیرساختهاست. 1-4- اهداف تحقیق هدف از این پژوهش عبارت است از: بررسی نقاط ضعف، قوت، فرصتها و تهدیدهایی است که در پیشروی صنایع دستی ماسوله وجود دارد و ارائه راهکارهای اجرایی . در راستای این اهداف، اهداف اختصاصیزیر دنبال میشود: 1-تعیین نقاط ضعف فرآروی صنایع دستی ماسوله. 2-تعیین نقاط قوت فرآروی صنایع دستی ماسوله. 3-تعیین فرصتهای فرآروی صنایع دستی ماسوله. 4-تعیین تهدیدات فرآروی صنایع دستی ماسوله. 5-ارائه پیشنهادهای لازم جهت رفع و یا کاهش نقاط ضعف موجود و ارائه پیشنهادهای لازم جهت توسعه نقاط قوت موجود. Strengths ، Weakness، Opportunities، Threats.1 1.Kaplan and Norton1. 2.Propper and Deborah
|
![]() بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه های عرفانی مولاناچکیده ملا پریشان یکی از عارفان و وارستگان سده هشتم و نهم هجری است که در منطقه دلفان لرستان ما در تحلیل دیوان وی ابتدا ابیات را به فارسی روان برگرداندهایم و سپس اصطلاحات عرفانی و کلیدواژگان: ملاپریشان، مولوی، عرفان، عارف، لک، زبان، شهیر فهرست مطالب عنوان صفحه چکیده 1-2- فرضیه ها و پرسشهای تحقیق18 4-1- خداشناسی از دیدگاه ملاپریشان25 4-2- نبوّت و ولایت از دیدگاه ملاپریشان77
4-3- انسان کامل از دیدگاه ملاپریشان127 4-4- تقابل عقل وهوش از دیدگاه ملاپریشان160 4-5- دیدگاه ملا پریشان درباره صوفی نماها171 4-5-2- دَر رَدِّ صُوفیَه مُنْکِران نماز175 4-6- مَرمُوزات از دیدگاه مُلاپریشان182 خلاصه ی تحقیق، نتیجه گیری و پیشنهادات
مقدمهشرایط سیاسی، اجتماعی لرستان منطقهی لرستان درشمال غربی ایران واقع شده است. اغلب ساکنان این منطقه را قوم لر و لک تشکیل میدهد. طوایف لر کوچک قبایلی مخلوط از کردهای آسیای صغیرولرهای ایرانی هستندکه در بین عراق عرب و عراق عجم، ییلاق و قشلاق میکردند و خراج خود را به دیوان بغداد میدادندو کمتر حاکمی ازخود داشتند. (ر. ک. میرنصرت الله، 1387: 23)، لرستان و عیلام دردوره ی ساسانی ازلحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین (پَهلَه) یا (پَهلَو) بوده است، یعنی استان بزرگی که بعدها اعراب آن را (جبال) یعنی (کوهستان) نامیدند و مناطق مختلفی از ایران ازجمله شهرهای: اصفهان، ری، همدان، کرمانشاه، دینور، ماسَبَذان، مِهر جَانقَذَی، نهاوند، قم، قزوین و... در بر میگرفته است. ازمیان این شهرهاومناطق یادشده نواحی(عیلام ولرستان) به ترتیب بر(ماسَبَذان) و (مِهرجَانقَذَی)که منطقه سیمره بوده منطبق میشده است، هردو نام تا قرن اوّل اسلامی برسرزبان جاری ودرکتاب ها درج بوده است. در زمان ساسانیان مردم منطقه سیمره به اردشیربابکان درتاسیس دولت ساسانی کمک کردند، مردم منطقه سیمره درسال 21هجری به تصرف اعراب مسلمان درآمدند.(ر. ک. خودگو، 1378: 13 – 14) پادشاهان تیموری و شاهزادگان بر مذهب حنفی بودند، اما تصور نمیشود معتقدان به سایر مذاهب چون: اهل سنت و شیعیان را به پیروی از مذهب خود مجبورکرده باشند. این امر آزاد اندیشی و آزادمنشی برخی از شاهان و شاهزادگان تیموری را در امر مذهب و حکومت نشان میدهد. با وجودی که پادشاهان تیموری از مذهب حنفی پیروی میکردند، شیعه قدرت گرفت ودرقرنهای هفتم وهشتم با وجود دفاع دولت تیموری از مذهب تسنن، اندک اندک مذهب تشیع روبه قوت وقدرت نهاد و بر منابرخطبه به نام امامان شیعه خوانده شد. این وضعیت موجب شد شاعران شیعه به ذکرومنقبت پیامبراسلام وامامان شیعه بپردازند. تاجایی که درهمین دوران وکمی بعد ازآن، شاعران اهل تسنن لب به ذکرامامان شیعه بازکردند. ازآن بین جامی شاعر قرن نهم را میتوان نام برد. شیعیان درزمان شاهرخ که ارادت خاصی به آل علی علیهالسلام داشت، سعی کردندموقعیت خود را مسجل کنند امّا موفق نشدند. همین امرمقدمهای برای موفقیت شیعه دردورههای بعدی شد. (ر. ک. صفا ذبیح الله، 1379: 35 – 36). در مقدمه دیوان ملاپریشان که توسط مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی جمعآوری شده است، به ذکرفرقه حروفیه اشاره شده است. ایشان متذکرمیشوندکه ملا از پیروان فرقهی حروفیه و از مبلغان این فرقه در لرستان بوده است. مؤسس فرقه حروفیه، فضلالله نعیمی استرآبادی (740 ـ 796 یا 800 ـ 804) بوده، که در نیمه دوم قرن هشتم میزیسته است. (ر. ک. دیوان ملاپریشان: الف ـ ث) در سال (796 یا800 ویا804) به دست میران شاه (جلال الدین) فرزند تیمورکشته و سوزانده شد. از زندگی فضلالله نعیمی استرآبادی اطلاعی در دست نیست، وی یک اثرمشهوربه نام {جاویدان} کبیردارد، نعیمی مدعی حلول است. دشمنان فضلالله سعی کردهاند تا افکار و سخنانش راباطل وبیارزش جلوه دهند چون، فرقه حروفیه مانندفرقه اسماعیلیه ازرمزبرای بیان اصطلاحات عرفانی استفاده میکردند. سرانجام مورد تنفربودند، تا این که فضلالله بدست میرانشاه فرزندتیمورکشته شد. سرانجام یکی از طرفداران او به نام (احمد لر) به خون خواهی وی پرداخت، سرانجام پیروانش در بلاد اسلامی پراکنده شدند، تا این که به تبلیغ پرداختند. اینان برای بیان عقاید خود ازحروف الفبا به صورت رمزاستفاده میکردند، وبرای اشیاء دوبطن بیان میکردند: یکی باطن که نامحسوس وهمان روح است، دیگری ظاهر که محسوس وقابل رویت است. درنتیجه قوت ازلی همان ذات مطلق که باطن ونامحسوس است وظاهرسی ودوحرف الفباست، که وسیله افاضه ازباطن به ظاهر میباشد. (ر. ک. ذبیح الله صفا، 1379: 38-39).
لکها چه قومی هستندودرکجا ساکنند؟ بایدگفت قوم لک یکی ازقدیمیترین اقوام کهن ایران است، لکها درمناطق مرکزی زاگرس، شمال وجنوب آن بین استانهای همدان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و شمال خوزستان قراردارند و به آن لکستان میگویند. این منطقه شامل شهرهایی چون: اسدآباد، ملایر، نهاوند، توسیرکان، کرمانشاه، هرسین، صحنه، کنگاور، جلالوند، هلیلان، خرمآباد، بروجرد، نورآباد، الشتر، کوهدشت، رومشکان ودرهشهراسکان دارند. این مردم زبانی مخصوص به نام لکی دارند که ازنظرریشهای باگویشهای کلهری، لری، اورامی و بختیاری یک ریشه مشترک دارند. (ر. ک. کوچکی رشید، 1387: 12)
مذهب اقوام لر از دوران پیش ازاسلام تاکنون مذاهب و مسالک گوناگونی درلرستان رواج داشته است، این مذاهب چه در قالب ابتدایی نظیر توتمیسم وچه درقالب پیشرفته آن همانند: زرتشت و اسلام، نقش شایانی درزندگی اجتماعی و فرهنگی این مرز و بوم داشتهاند. پیش از اسلام مذهب باستانی ساکنان درههای زاگرس ونواحی غربی ایران، مرکز پرستش رّبالارباب بوده است. همان طوری که زمانی(گیلگمش)، قهرمان افسانهای را مردم بینالنهرین به خدایی برگزیدند. درلرستان معابد و پرستشگاههایی بوده که مسلمانان پیروزسعی درازبین بردن آنها وتبلیغ دین اسلام میکردند، مردم لرستان به دین اسلام مذهب اهل تسنن که دین خلفا بود روی آوردند.قرن هفتم دوره حاکمیت مغولان بر ایران واتابکان لربرلرستان بوده است. این دوره مذهب تسنن بیشترین پیروان را درلرستان داشت. برخی ازامرای لرکوچک به مذهب اهل سنت سخت پای بند بودند. چنان که یکی ازامرای معروف، به نام بدرالدین مسعود(658 ـ640 ه.ق) از فقهای بزرگ درمذهب سنی شافعی به شمارمیآمد. ازقرن هشتم به بعد بخصوص ازنیمه دوم قرن هشتم، اتابکان لرکوچک ومردم لرستان همگام با برخی مناطق ایران به تدریج به آیین تشیع گرایش پیداکردند. تاآغاز قرن دهم زمان تشکیل دولت صفویه جمع کثیری ازمردم لرستان به مذهب تشیع روی آورده بودند. از جمله عوامل گرایش به مذهب تشیع را میتوان به این موارد اشاره نمود: یکی تساهل مذهبی مغولان، ایلخانان وگرایش برخی از سلاطین به مذهب شیعه. دیگری قیامها وجنبشهای مردمی تحت لوای این آیین مقدس که شامل قیام: سربداران خراسان، مرعشیان مازندران و حروفیه بوده است. معروفترین این قیامهای سیاسی و مذهبی قیام حروفیه بود، که دردوره تیموری شکل گرفت. هدف این قیام مبارزه با حکومت جابرانه ی تیموریان براساس تفسیر و تأویل حروف الفبا بود، رهبراین جنبش فضل الله استرآبادی بود. (ر. ک. خودگو،1378: 158 – 163)
گسترهی جغرافیایی زبان لکی زبان لکی دربین بعضی ازطوایف لرستان همانند: دلفان، سلسله، بیرانوند وبرخی طوایف طرحان رایج است. گستردگی این زبان درخارج ازلرستان چشم گیراست، در مناطق وسیعی از استان کرمانشاهان چون: هرسین، دهستانهای عثمانوند، جلالوند و به گفتهی مجملالتواریخ آنهایی که (وند) دارند از جمله ایلات: زنگنه، کلهر و اقوام: احمدوند،کاکاوند، قلی علیوند، جلالوند، جلیلوند، مافیوند، بهتولیوند، قوریهوند، خلیلوند، خواجهوند، زبیرهوند، نانکیوندو بوجولوند بودند، که درگذشته جزوپشتکوه لرستان به شمارمیآمدند. این اقوام درمنطقه هلیلان استان ایلام تا استان کرمانشاهان ساکن بودهاند، همچنین محدوده زبان لکی ازمنطقه، رازان درشمال شرقی خرمآباد شروع و به صورت نیم دایرهای تاغرب ادامه یافته است. این مناطق درلرستان شامل: هرو، الیشتر، خاوه ودلفان را در برگرفته است، سپس ازکرمانشاه مناطق هرسین، قسمت جنوبی هرسین درودفرامان (این منطقه امروزه درکنارجاده هرسین کرمانشاه قراردارد)، عثمانوند و جلالوند را دربرمیگیرد. زبان لکی مناطق لرستان باگویشهای: گورانی وکرمانشاهی همبستگی فراوانی دارد. (ر. ک. امان اللهی بهاروند، 1385: 55 – 57). زبان کردی نام یک دسته از زبانهاولهجههای مردم ساکن درنواحی کردنشین کشورهای: عراق، ایران و ترکیه است وبه دودسته تقسیم میشوند: 1-کردی دِمْلی که خاص نواحی غربی است. 2- کردی گورانی خاص نواحی جنوبی است وخودشان به لهجههای مختلفی تقسیم میشوند ودر زبان کردی گورانی بیشتر کتب مذاهب اهل حق بدان نوشته میشود. زبان کردی اخص را کرمانجی مینامندکه به لهجههای مختلفی به نام مُکری، سلیمانیهای، سنندجی، کرمانشاهی و زندی تقسیم میشوند. زبان کردی شمالی بالهجه غربی یکی است ومردم این منطقه ادبیات خود را به این زبان مینویسند، امّا با این همه بازهم مانند اکثر زبانهای دنیا از تأثیر زبان همسایگانش درامان نمانده است. زبان و لهجههای جنوبی شامل زبان فارسی میانه(پهلوی) که از زبان پارسی سرچشمه میگیرد، آثارزبان فارسی میانه پهلوی مربوط به بعدازظهوراسلام است. این زبان ازنظرسیاسی، اجتماعی ومذهبی تحت نفوذ دین اسلام قرار میگیرد، دستوروقواعد زبان فارسی دنباله همان زبان فارسی میانه پهلوی است. زبان فارسی تنها زبانی است که تحت تاثیر لهجههای ایرانی نواحی شرقی قرارگرفته است، همچنین لهجههای جنوبی که شامل زبانهای: لری وبختیاری است به زبان(لری) معروف شدهاند، امّا این لهجهها گسترش چندانی نداشتهاند. لری امروزی نسبت به لری گذشته بسیار ساده شده و صورت تصریفی این لهجهها از بین رفته است، تاجایی که صورت افعال در لهجهها بسیار ساده شده است. صورتهای تازهای برای ادای تفاوت زبانها و وجوه افعال رواج یافته است ولهجه لری از دوماده ماضی ومضارع ساخته میشود. (ر.ک. یارشاطر احسان، 1373: 18 – 20) برخی از طوایف لرستان به زبان لکی تکلم میکنند، که به گویش (کلهری) یعنی شاخه ای ازگویشهایی که به اصطلاح(کردی جنوبی) نامیده میشوند پیوند دارد. قدیمیترین منبعی که ازشعبات ایرانیان باستان یعنی پارسیان و مادها نام می برد، (کتاب تاریخ) نوشته هرودت مورخ نامداریونانی است، که متجاوز از2400 سال پیش می زیسته است. ظاهراً ازمنطقه قیلاب لرستان دیدن کرده است ازده طایفه پارسی که لرها جزوآنها به شمارمی آیندنام برده است.(ر.ک. امان اللهی بهاروند، 1385: 128 – 129) لکها ازنظرفرهنگ ومنش با لرها همانند هستند ودرتمام وجوه اعتقادی وکنشهای فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و هم رفتارند. از قدیمیترین آثاری که واژههای لکی و لری درآن فراوان به کار رفته دوبیتیهای: باباطاهر و قطران تبریزی است. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق و اعتقاد و یا حماسه و احساس بوده است. ازاین روتعدادی دیوان شعربه زبان لکی درلرستان به چاپ رسیده است. ازجمله دیوان ملاپریشان لک، توسط اسفندیار غضنفری، سرودههای یارسان توسط ماشااله سوری و.... لک نام قوم اصیل ایرانی است، که دردره سیمره حد فاصل بین استانهای: همدان درشمال وخوزستان درجنوب ایران ساکنند. قدیمیترین تمدن شناخته شده بشری درکنارهای رودخانه سیمره وکوههاودرههای اطراف آن بوده است. زبان لکی زبانی است: کهن که پر ازواژه هاواصطلاحات است، وواژههای بیگانه کمتردرآن راه یافته است. زبان ساکنین دره سیمره شامل سه زبان: لکی، لری وکردی است، همه آنها ازیک ریشه اند امّا لکی درغرب بیشترگسترش یافته است. «اگر منظور از از این که این سه زبان از یک ریشه فارسی پهلوی باستان باشد درست است، ولی لکی و کردی از ریشه ی خانواده های شمال غربی {قوم ماد}است، ولری از ریشه و خانواده های جنوب غربی {قوم پارسی} است.» (نظر دکتر عزت الله سپهوند) ویژگی زبان لکی ایستادگی ومقاومت در برابر واژههای بیگانه است، برخلاف زبان فارسی که واژههای بیگانهی زیادی درآن راه یافته است. امروزه ساکنین دره سیمره شهرنشینانی چون؛ هرسین، صحنه، بیستون و... به زبان لکی صحبت میکنند. زبان لکی به زبانهای ایران باستان وحتی فارسی امروزی بسیارنزدیک وازحیث کثرت لغات وواژهها بسیارغنی است. زبان لکی به پهلوی بسیارنزدیک است. لازم به ذکراست ساکنین دره سیمره امروزه شامل: سنجابی، کلهر، ماهیدشت، شیروان چَرْدَا وُل، ایلام،سرابله، مهران، دهلران، کندوله و... میباشد، که در گذشتهها به زبان لکی صحبت میکردهاند. امّا امروزه به زبانهای کردی، کلهری وسنجابی صحبت میکنند. برخی از زبانها دچارآمیختگی شدهاند مانند: کردی با لکی، لکی با لری به عنوان مثال دینوریها واهالی بیستون که درمرز لکستان باکردهای کامیاران وکرمانشاه قرارگرفتهاند، باگویش ناشناختهای بامشخصات لکی وکردی صحبت میکنند. ساکنین دینورمیان سه زبان؛ یعنی لکهای صحنه وهرسین وکردهای کردستان وترکهای سنقر قرارگرفتهاند، که ازنوعی گویش بیپایه واساس رنج میبرند. حتی سلسله کریم خان زنداصیلترین سلسله ایرانی است، کریمخان زند وصادق خان فرزندان، ایناق خان ازبرگزیدگان طایفه لک بودهاند. اینها همه دال براصالت وریشه داربودن زبان لکی است.(ر.ک. رحیمی عثمانوندی، 1379: 47 – 50) دونظریه مختلف درمورد زبان لکی وجود دارد: یکی لکی راجزکردی جنوبی دانستهاند؛ درحالی که گویشهای کردی جنوبی چون، کلهر، کرمانشاهی و ایلامی هرسه شاخهای از زبان لکی هستند. دیگری لکی را با اورامی یکی دانستهاند، این نظریه درستتر به نظرمیرسد، بایدیادآورشدزبان لکی زیرمجموعه زبان اورامی نیست. این دوزبان هردوبجای مانده اززبان های ایران باستان چون اشکانی وساسانی هستند. زبان لکی وگویشهای مختلف آن عبارتنداز: 1-لکی کهن زبان ایلام باستان 2-زبان لکی فعلی شامل: فَهْله، پَهلَه، پَهلوی و لکی اوستا. 3-لکی اهوراییان شامل: هورایی، اورامی و اوجی. (ر.ک. کوچکی رشید، 1387: 25) ادبیات ازدیربازبه دوصورت کتبی و شفاهی بوده است، اما به علت ساختار وگویش لکی مشکلاتی در نوشتار این ادبیات غنی وجود داشته است. ادبیات به صورت شفاهی(فولکور)یا سینه به سینه بوده و ترانهها، شعر، آواز، افسانه، قصه، اسطوره و یا باورها به مدد حافظه از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است. لرستان از نظر ادبیات مکتوب ضعیف بوده، کمتر اثری از مردمان این سرزمین بر جای مانده است. علت آن هم مسایل؛ اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی لرستان بوده است، که درشیوه گفتار و نوشتار مردم لرستان بیتاثیر نبوده است. دردوره اتابکان به دلیل حاکمیت اتابکان شیوه زندگی مردم ساده و بیپیرایه بوده است، درنتیجه دیوانهایی ازآنان برجای مانده است. شاعرمعروف دوره اتابکان لرکوچک ملاپریشان است، اصالتاً ایشان از مردم لرستان منطقه دلفان بوده، که در نیمه دوم قرن هشتم میزیسته است و به زبان شیوای لکی شعرسُرایی میکرده است.(ر. ک. خودگو، 1378: 169 – 174) لَک: [لَ]{اِخ} طایفهای از ایلات کرد ایران هستندکه در: کلیایی کرمانشاه، همدان، اصفهان،کردستان، افندآباد، چهارکاوه و علیوردی، دهی از دهستانهای نازلو بخش حومهی ارومیه، نام یکی از دهستانهای قروه شهرستان سنندج ودهی از دهستان خدابنده لو از قروه سنندج. لک نام طایفهای ازایلات کرد ایران که در کرمانشاه، همدان، اصفهان، کردستان مسکن دارند. (ر.ک.دهخدا،1372:12/ 17432 – 17433)، «چون در آغاز پیدایی و تجمع خود حدوداً صدهزار خانه بوده اند، آنهارا (لک)یعنی صدهزارخانه نامیدند.» و لک واژهای اوستایی است و به معنی صد هزار واحد شمارش است. (همان:17433) لکی ولری دو گویش مردمان لرستان است. در فرهنگ فارس اسدی [لَک، لَکا ولاک] با واژه رنگ سرخ مترادف دانسته است، برهان قاطع آن را بر اکراد صحرانشین اطلاق کرده، رابینو مهاجرت قوم لک دلفان و سلسله را از ماهیدشت کرمانشاه در زمان شاه عباس صفوی میداند. (ر.ک. فتح الهی،1389: 71) زندگینامهی ملاپریشان ملاپریشان عارف وشاعرمعروف نیمه دوم سده هشتم هجری قمری است. صدیق صفیزاده(بوره کی) میگوید: ملا ابوالقاسم دینوری معروف به ملا پریشان درسال 757 هجری در دینورتولد یافت، وی مبادی علوم را درهمان جا فراگرفته است. سپس درخدمت عالمان دین، فقه، تفسیروحکمت رافراگرفت، پس ازاخذ اجازه مابقی زندگیش را به تدریس و وعظ وارشاد مردم بسر برده و در سال 835 هجری قمری جهان را وداع گفت. ملا درفقه، اصول و تفسیرتبحرداشته و شعر نیز میسروده است، اشعاراودلنشین وزیباست. دیوان وی به نام: پریشان معروف و شامل اشعار مذهبی، فلسفی وعرفانی میباشد. مورخین کُرد همانند: مردوخ کردستانی، فتحعلی زیباجویی، صدیق صفی زاده او را اهل دینورمیدانند. محمدعلی سلطانی نیزدرحدیقه سلطانی بیانات نویسندگان کُردرا تأیید میکند. اما نویسندهای منصف به نام خانم ناهید اشرفی، درصفحهی (73 نشریه آدینه) به نسخهای ازدیوان ملاکه درکمبریج انگلستان موجود است، به این موضوع اشاره میکند که ملا اهل دلفان است. اشعارملا به زبان کُردی کرمانجی است، زبان خاص شاعران مردم استانهایی همچون: کرمانشاه، لرستان، ایلام وجنوب کردستان بوده است. وی بیان میکند که ملابر عقیده حروفیه بوده وازمحدثان فاضل شیخ بُرسی انتقاد کرده ودراوج اعتلای فرقه حروفیه بوده است. (ر.ک. کاظمی، 1380: 76 – 77) استناد ایشان به ابیاتی است که از حروف مقطع قرآن کریم استفاده نموده است. درصورتی که این حروف اسرارقرآنی است نه رمزفرقه حروفیه. در ضمن ملا هیچ گاه از حروف رمزی که مربوط به فرقه حروفیه باشد، استفاده نکرده وگرایشی هم به این فرقه نداشته است. اگر مغرضانه نباشداین نویسندگان محترم از رموز عرفانی اطلاع چندانی نداشته، یا خواستهاند این عارف شهیررا با برچسب حروفیه ازدیدصاحبان فضل ودانش بیندازند. امید است با این مستندادت که دربیان اشعار و اصطلاحات آورده شده است، این فکرحروفیه بودن ملاپریشان از ذهن اندیشمندان این خطه فرهنگ دوست پاک شود ونویسندگان ومفسران اندیشمندان دست به قلم شده، این عارف گمنام رابیش ازآنچه هست به نسل جوان واندیشمند لرستان ودیگرمناطق لکنشین معرفی کنند. شایدسرمشقی برای دیگر شاعران وعارفان لک زبان باشد، تا آثاراندیشمندخود را درقالب اشعارلکی به خاص و عام بشناسانند، تاخود را درک کرده وبیش ازپیش به لک بودن خود افتخارکنند. اخیراً نویسندهای به نام اقبال امیری ساکن دینورکرمانشاه، درکتابی تحت عنوان تاریخ دینور مکتوب نموده است، ملاابوالقاسم دینوری معروف به ملاپریشان ازدانشمندان به نام عصرخودمیباشد. وی درزبانهای عربی، فارسی، ترکی وکردی سرآمدعصرو روزگار خود بوده است. وی درقرنهای هشتم ویانهم درقیدحیات بوده است. ملاپریشان باشیخ رجب بُرسی به مدت پنجاه سال دوست بوده است، شیخ رجب بُرسی درسال(1008 ه. ق) حیات داشته است. پس ملا درنیمه دوم قرن هشتم واوایل نهم می زیسته است. ملا مدت پنجاه سال باشیخ برسی دوستی داشته است، این استاد مسلم لک برزبانهای: عربی، فارسی، ترکی وکردی استاد بوده است. ملاپریشان از مبلغین مذهب حروفیه و پیروان شیخ فضلالله نعیمی بوده است، که نعیمی درسال(740 ه. ق) در قید حیات بوده وملاهم، پیرواین فرقه بوده ومثنوی اورابه زبان کردی آورده است.نمونهای در وصف یزدان پاک بیان میفرماید: ای مــژین آمــوز طفل شیرخور نــوربخش قمـر ژپیـرتو خور ثنا گــوی ذاتش کوتــاه سـقالن پی بــردن و کنه ذاتش محالن ژ ذات چون عاجز مانی بوس لب ژصـفات درک کر تتمه مطلب بگـــذر ژی بلـــواتهــــا وبــن کوری کار نداشت ویش مکب درکتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه ازعلامه تهرانی میگوید: ملاپریشان، شاگردشیخ رجب بُرسی بوده و دیوانی به زبان کردی دارد. وی درقرن نهم میزیسته ودیوانی داشته بابیش ازهزار بیت، که به نام معراج نامه معروف بوده است. (ر.ک. امیری،1390: 179 – 182) امّا ملا خود به لر وکُرد بودنش اشاره دارد، شاید بخاطر حفظ رابطه بین مردم دو منطقه، کرمانشاه ولرستان باشدکه قرابت فرهنگی، اجتماعی زیادی باهم دارند. هَر چَن ماوِرْدِم دَلیل ژَ قُرآن مَوات یا لا نَدر کُرد یُخدُر ایمان اسفندیار غضنفری امرایی گردآورنده، دیوان ملا درمقدمه به لک بودن وی اشاره کرده، با استناد به بیتی ازدیوان ملا اظهارمیدارد، ملاپریشان اهل منطقه غیاث وند ما بین سلسله ودلفان است.(ملاپریشان: چ) ژَالــوارکــوه حــق پیــدامــیو یــامـن فـی الـجبـال خـزایـنـه ایرج کاظمی بیان میکند: «آقای علی محمد ساکی مقالهای پیرامون حروفیه و ملاپریشان به این مضمون دارد: ناگزیراز(واژهنامه گرگانی) جناب دکترصادق کیا ومتون حروفیه شدم. ملاپریشان بطوری که خودش میگوید: همزمان بارضیالدین محمدبن رجب بُرسی معروف به حافظ برسی، فقیه، محدث، فاضل وادیب اواخرسدهی هشتم واوایل سده نهم ارتباط داشته است. ملاپریشان دراوج اعتلای عقایدحروفیه زندگی میکرده، همچنین علیه شیخ رجب برسی انتقادکرده است». (کاظمی،1380: 76 – 77) «شاعرتوانای لک؛ اهل دلفان وازطایفه غیاثوند میباشد وی عارفی وارسته وصوفی ضمیربوده است که در دلهای مردم غرب جایگاهی بسیاربالایی دارد.» (رضائی علی،1387: 46)
اوضاع سیاسی و اجتماعی سلسله و دلفان منطقه دلفان به علت دوری از شاهراه تجاری وجنگی و دور بودن از رخدادهای مهم زمان، نامی د رکتب تاریخ ندارد، لیکن خودمحورحوادثی دردورههای باستانی بوده است. دلفان دارای آثارتمدن ازدورههای غارنشینی و دشتنشینی بوده است، از این بابت دارای فرهنگ غنی است. در کاوشهای باستانشناسان دانمارکی درغرب لرستان آثارتمدن، مربوط به پنج هزارسال پیش ازمیلاد بدست آمد. (ر. ک، ایزدپناه، 1376، 283 - 284) «دلفان یکی از بخشهای وسیع کوهستانی و پرجمعیت لرستان است از شمال غربی به نهاوند و هرسین و رود گاماسیاب و ازجنوب به بخشهای چگنی و طرحان و از باختر به کرمانشاهان محدوداست». (همان: 277)، نتیجه بررسیهای به عمل آمده (دلفان) جزو منطقه پَهْلَه و در دوره اسلام قسمتی از ایلات جبال وجزو دینورو{ماه کوفه}[1] بوده است که خراجاش به کوفه میرفته است. (ر. ک. همان:311 - 312)، سِلَه سِلَه یکی ازبخشهای حاصلخیز، سرسبز، خوش آب وهوا درشمال لرستان است، ازشمال به رشته کوه گری (گرین) که سرتاسراستان را همانند دیواری محصورکرده است، ازباختربه بخش(دلفو) دلفان و ازخاوربه بخش هَرّو وجنوب به سفیدکوه وبخش حموه محدوداست. (ر. ک.همان،249-250) سبک سخن ملاپریشان درک اشعارملاپریشان برای کسانی که به دقایق وظرایف گویش لکی وکُردی آگاهی ندارد مشکل است. ویژگی اشعارملا علاوه برزیبایی وذوق آرمانی، مهارت در تشبیه و تلفیق خواستهها و بیان مضامینی درقالب افکار بکر، محتوای عرفانی و معنوی آن است. شعرملا درحوزه معرفت واثبات صانع زنده وگویاست، زبان شعرعرفانی ایران در هرهیأت وشکل زبانی که هست استعارهای است، همان طورکه مولانا نی را انسان میداند و نیستان همان ذات نا پیدا که منشأ آفرینش ومظهرنیکی و پاکی است. شکایت نی بخاطربریدن از نیستان است، تلاش میکند تا دوباره به آن برسد. ملاپریشان درسرتاسردیوانش محو و واله حق است، سرسپردگی معنوی ملاپریشان به مولای متقیان حضرت علی(ع) حکایت پایان نیافتنی است، که با منطق استواراو همراه است. اینک به نمونهای ازاشعار وی اشاره میشود.
شرح ابیات: ندیده و نشناخته مانندخدایی پناه برخدا اگرصورت خود را نشان دهی، چه کسی قدرت وتوان گشودن قلعه خیبر را داشت، چه کسی درمقام بندگی میتوانست این کارخدایی را انجام دهد.(ر. ک. کاظمی،1380: 77 – 87) این مرد متفکر با صیغهسازی وجملهپردازیهای مغلق وپیچیده میانهای نداشته ودرکار نویسندگی سادهنویسی را میپسندیده است، چنان که آورده است:
نباید ایراد و اشکال گرفت همان طوری که ترخینه اصل آن ترخُونْیَه بوده است. اشاره به این داردکه لفظ و زبان باید ساده و قابل درک برای عموم باشد، وگرنه عالمان مطالب سنگین را درک میکنند. این مرد دانشمند برعکس ملا نماهای قشری زمان خود باخرافه واغراقگویی و دروغ پردازی و زبان بازی سخت مخالف بوده است. ملا همه جا از فضیلت و معرفت سخن میگوید و انسان بیمعرفت را در صف پست ترین نوع بهایم میداند نمونهای را ذکرمیکند.
خداوند سه گروه انسان خلق کرده است، انسان وشکل وشمایل انسان وکسانی که انسان آنهارا نمیشناسد. ناس که چهارده معصوم (علیه السلام) هستند، وآنهایی که شبیه انسان کاملند عبارتند از: مقداد، عمار، سلمان وابوذرهستند. بقیه مخلوقات آنهایی هستند، که خداوند را نمیشناسند و یکتایی خدا را نمیدانند، منظور از ناس انسان کامل وشبه ناس انسانهایی که راه حقیقت را طی کردهاند ونسناس انسانهای که از راه انسانیت دورند ومیمون صفت هستند.(ر. ک. رضائی، 1387: 46– 47)، به نظرمیرسدکه ابِیات ملاپریشان تفسیربه رأی ازدیدگاه امیر مؤمنان علی (ع) دربارهی مراتب انسانها باشدکه درنهج البلاغه فرموده است: «ٱلنَّاسُ ثلاثة: فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَمُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ، وَهَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِالْعِلْمِ، ولَمْ یَلْجَأُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ ». (ر.ک. نهج البلاغه، 1380:147/387)
(مثنوی4/761-763) «مرحوم شهیدی در مورد ابیات فوق برآن است که (نسناس) بیشترافسانه است، امّا نظامی عروضی نسناس را حد فاصل میان جانور وانسان شناسانده است. وی سپس به نقل روایتی از رسولالله میپردازد که فرموده: «ذَهَبَ الناسُ وَبَقِیَ النَّسناسُ» ودر حدیثی از امام علی بن الحسین (ع) است که مردی نزد امیرمؤمنان (ع) آمد و او را گفت: اگرعالمی مرا از ناس و شبه ناس و نسناس خبرده. امام پاسخ او را به امام حسین (ع) واگذار نمود. امام حسین (ع) فرمود: ناس ماییم واشباه ناس شیعیان ما و دوستان مایند، امّا نسناس بیشترمردمانندکه فرمود: ﴿إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا﴾ نظراستاد فتحالهی درموردسه نوع بشردر دیوان ملاپریشان.» (شهیدی،8/117)، نیمی ازسرودههای ملا پریشان به لهجه وگویش لکی (کرمانجی) ونیمی دیگر به گویش ولهجههای خاص لکی میباشد. روی هم میتوان گفت سخن این مرد دانشمند، نمونهای از بیان لهجه گویندگان سلسله و دلفان بخصوص سرودههای غلام ارکوازی وسید نوشاد طرهانی و بعضی از نویسندگان کُرد، از جمله آقای فتحعلی حیدری زیبا جویی میگوید: ایشان کُرد است. امّا بایدگفته شود، شعرا و سرایندگان لک به خاطر هم ریشه بودن زبانهای، لکی وکردی و استفاده از واژههای کُردی به آنان کُرد میگفتند. ملا به سبک کرمانجی ولکی ناب اشعارش را سروده، ملا از بزرگان شعر و شاعری در غرب کشور است. اما حقیقت امراین است که اندیشمندان لراز فخر فروشی، به دور بودهاند. بهترین نمونه ملاپریشان است که ازمدیحهسرایی سلاطین بسیار متنفربوده است. (ر.ک. غضنفری، 138: 17–18و21و 24). لفظ ولهجه ملاپریشان، کرمانجی است و این همان لهجهای است که اهالی جنوب کردستان، ایلام، کرمانشاه ولرستان اشعارشان را بدان لهجه سرودهاند. ملاپریشان عارف و صوفی است که صفای ضمیرش درسرودن اشعارش باعث گردیده است، محبتش در دلهای مردم غرب کشور از ایلام، کردستان، پشتکوه ایلام، کرمانشاه ولرستان مقام و مکانی بس ارجمند بیابد. ملاپریشان، از نادرترین شاعرانی است که دست نوشتههایش، تا این اندازه در بین مردم پراکنده است. ملاپریشان، دربیشتر اشعارش از معرفت حق سخن میگوید و معرفت ازدیدگاه ملا عبارت است از: شناخت وشناسایی آن کسی که به حال خود معرفت پیدا کرده وراه به حقیقت برده، تا جایی که گویی هدف از خلقت بشر همانا رسیدن به کمال است. دربیان وتوضیح ابیات ملا خواهیم دید، که این شاعر پرشکوه چگونه از آرایههای ادبی، اصطلاحات عرفانی و فلسفی به نحو احسن استفاده کرده وازهمه مهمتر به نحوی تحسین برانگیز و به حق از آیات، احادیث وکلام بزرگان به خوبی بهره برده است، که تحسین هر خوانندهای را برمیانگیزد. ملاپریشان باعث حیرت و شگفتی در بین علمای اهل فضل وکرم گشته است، زیرا یک جا عارفی است اهل سیر و سلوک عرفانی، جایی دیگر مداحی است که به ذکرو منقبت معصومین علیهالسلام میپردازد. عرفان وتصوف عرفان: به کسراول درلغت به معنی شناختن و دانستن بعد از نادانی، شناختن و معرفت حق تعالی است و به مفهوم خاص یافتن حقایق اشیاء به طریق کشف و شهود است، به این جهت تصوف یکی ازجلوههای عرفان به حساب میآید. تصوف یک راه و روش سیر و سلوک عملی است که از منبع عرفان سرچشمه گرفته است، امّا عرفان یک مفهوم عام کلیتری است که شامل، تصوف و سایر راه وروشها میشود. گاهی کلمه عارف را درمعنی فاضلتر وعالیتر از لفظ درویش وصوفی استعمال کردهاند، امّا درمثنوی مولانا عرفان بر دو نوع است: یکی عرفانی که به وسیله کسب علوم، استدلال، فلسفه وعلوم ظاهر بدست میآید که عرفانی است مربوط به دنیای مادی و ناقص، دیگرمعرفتی که به واسطه کتاب، درس، بحث و استدلال حاصل میشودکه آن عرفان شهودی است و باکشف وشهود، عیان و آشکار سروکار دارد واین عرفان واقعی وحقیقی است که هیچ گونه شک وتردیدی و انحرافی درآن راه نمییابد. (ر. ک. رساله قشیریه، 95:1383 -98) «عرفان: حاکی ازاحساس شناختی درونی و قلبی وترجمانی ازماهیت معنوی انسان است، به گونهای که به هیچ وجه انسان طالب کمال بینیازی ازآن نیست. با این وصف در تعریف عرفان میتوان گفت: عرفان استعلای انسان است درقلمرونفس برای استنباط اسرار آن و به همین اساس حضرت علی فرموند:«اَلْعَارِفُ مِنْ عَرَفَ نَفْسَه» یعنی عارف کسی است که نفس خود را بشناسد». (دهباشی مهدی وهمکاران، 1388: 13)، بنابراین تصوف عبارت است از:«شناخت آداب ظاهری و باطنی شرع و پرهیز ازهرگونه اخلاق زشت و ناروا و پرداختن به یک سلسله اعمال خاص، برای قبول تجلّی صفات الهی خواجه عبدالله انصاری مینویسد: ابوالقاسم دمشقی گوید از ابوبکر کتانی پرسیدم که علم تصوف چیست ؟ گفت:(کمینه آن است که تو درنیاوی) و در مورد صوفی گفته است: «اَلصّوفی هُوَالخارجُ مِنَ النُّعوتِ والرسُوم» صوفی هیچ نشان وتعریفی ندارد».(کیانی محسن، 1389: 15)، عارف ذاتاً بیش ازهرچیز به اسرار الهی علاقهمنداست، زیرا طریق عرفان اسلامی خود یک بیداری تدریجی است، که بشر را به خود میآورد، تا در مسیر حق گام بردارد و به سعادت و کمال حق برسد. مثالی که دراین زمینه میتوان بیان کرد، بحث موج ودریا است که هرچه موج بالامیرود دوباره به دریا برمیگردد، عارف دراین مثال دلش مشغول موج فروکشنده است، امّا دلش مشغول آبی که موج بر جای گذاشته نیست. عارف به آب باقی مانده از موج نیازمنداست، یعنی نیازمند صورت ظاهری دین است. در نتیجه همین جسم و یا نفسش به تنهایی نیست که باعث فروکشیده شدن عارف میشود، بلکه هردو باهم هستند واین نفس نامیرا در جهان میرایی زندانی است. پس عارف درک میکند آنچه سبب آگاهی او به سوی مرکز اعلا میشود، همان خود آگاهی است که او را به سوی امواج میکشاند. و از خود فانی و در حق باقی میشود، و در وصول به اصل وجود آدمی به یاد میآورد (خود) بر این اصل است که از (خود) انسانی بی نهایت فراتر میرود، و به چیزی که جز آن نیست وصل میشود. (ر. ک. لینگز مارتین، 1383: 34 – 35) فصل اوّل:کلیات تحقیق
1-1- بیان مسألهملاپریشان اهل دلفان بوده ودر قرن هشتم هجری (درمنطقه زاگرس) میزیسته است. امّا از زندگی وی هیچ گونه اطلاع دقیقی در دست نیست. عدهای از اندیشمندان کرد، ملاپریشان را اهل استان کرمانشاه شهرستان دینورمیدانند، امّا مدرکی که دال بر کُردبودن ایشان باشد ندارند. فقط استناد این محققین به سرودن اشعار ملا به زبان کردی است.
ملاپریشان در این ابیات به لک ولر بودنش وموقعیت جغرافیایی خود اشاره دارد، که اهل لرستان است. بابکار بردن واژه(الوار) که جمع واژه(لر) است به طور واضح موقعیت جغرافیایی خود رامشخص کرده است و حتی در لغت نامهها الوار را جمع لر دانستهاند، لکی ولری دو گویش مردمان لرستان است. در فرهنگ فرس اسدی [لَک، لَکا ولاک] با واژه رنگ سرخ مترادف دانسته است، برهان قاطع آن را بر اکراد صحرانشین اطلاق کرده، رابینو مهاجرت قوم لک دلفان وسلسله را از ماهیدشت کرمانشاه در زمان شاه عباس صفوی میداند.(ر.ک. فتح الهی، 1389: 71)، زبان و لهجههای جنوبی شامل زبان فارسی میانه (پهلوی) که اززبان پارسی سرچشمه میگیرد، آثارزبان فارسی میانه پهلوی مربوط به بعد ازظهور اسلام است. این زبان ازنظرسیاسی، اجتماعی ومذهبی تحت نفوذ دین اسلام قرارمیگیرد، دستوروقواعد زبان فارسی دنباله همان زبان فارسی میانه پهلوی است. زبان فارسی تنها زبانی است که تحت تاثیرلهجه های ایرانی نواحی شرقی قرارگرفته است، همچنین لهجههای جنوبی که شامل زبانهای: لری وبختیاری است به زبان(لری) معروف شدهاند، امّا این لهجههاگسترش چندانی نداشتهاند. (ر.ک. یارشاطر احسان، 1373: 18– 20)، همچنین به زبان کردی که زبان تمام شعرای لک زبان منطقه زاگرس است اشاره دارد، نه به موقعیت جغرافیایی محل سکونتش. ملاپریشان به زبان شیوای لکی اشعاری در توحیدوخداشناسی، مدح ومنقبت چهارده معصوم علیهالسلام از خود به جای گذاشته است. وی اهل اسلام وبر مذهب رسمی تشیع بوده است، ایشان به هیچ فرقه ویا مسلکهای صوفیانهای وابستگی نداشته است، تا او را به فرقهای منتسب کنند. هرچند بعضی از اندیشمندانی که به جمعآوری اشعار پراکنده وی اقدام کردهاند، او را پیرو فرقه حروفیه واز مریدان شیخ فضلالله نعیمی دانستهاند. ملاپریشان در ابیات شیوا وسلیس خود مراحل سیر و سلوک عرفانی را بیان داشته است، ودر این اثرماندگار ازتمام اصطلاحات عرفانی به کمک آیات، احادیث و روایات سود برده است. ومراحل سیر وسلوک عرفانی را به تقلید از عرفای قبل وهم عصر خود بیان کرده است، ملاپریشان به زبان فارسی علاقهای برای بیان عقاید خود نداشته است. هرچند بر زبانهای فارسی، عربی تسلط داشته و دلیل تسلط وی بر این زبانها استفاده از آیات، احادیث و روایاتی است، که از معصومین بیان کرده است. دیوانش از اصطلاحات ادبی خالی نیست، بکار بردن این اصطلاحات در دیوان خودگویای این است که این شاعر توانا بر علوم عصر خودآگاهی کامل داشته است. ملاپریشان از حروف رمزی کلام وحی به خوبی بهره گرفته است و در ابیات خود آن را بکار گرفته است، همین باعث شده است به این عارف حقشناس دلفانی نسبتی بدهند که در خور ایشان نیست. ایشان از حروف مقطعهی کلام وحی از طریق حروف ابجد که کمتر شاعری توانسته باآن لفاظی کند کار کرده، وهمین را بهانهی حروفیه بودن وی دانسته اند. به یاد نیاوردن این صنعت ادبی در حین جمعآوری و شرح وبیان اشعار ملاپریشان سبب شده است، تا این عارف خداشناس را به فرقه حروفیه نسبت بدهند. کاش همین عزیران در ابتدا به اوّل سورههای مبارک وحی نگاهی میانداختند، سپس به کتب علوم بلاغی تا دچار این اشتباه نمیشدند. حال پاک کردن این اهانت از ذهن مردم بسی مشکل است. ما نمونهای از ابیات را بیان میکنیم تا مورد توجه اندیشمندان عزیر قرارگرفته و به وفور علمی این بزرگ مرد لک، که سبب زنده ماندن این زبان باستانی شده است آگاهی یابند.
1) شرح بیت: با مشتمل بردو چیزاست یکی احدیت و واحدیت خداوند و دیگری رسول خدا پیامآور وحی است، و حضرت علی علیهالسلام همسرحضرت زهرا بعدازخدا و رسولش خال و مرکزهستی است و نقطهی زیرحرف(ب) است. 2) نکات بلاغی: رَسُولَن با بَتُولن: کلمه قافیه است، [ل حرف اصلی یا روی و ن حرف وصل است]، یک: تکراربرای تاکید، تلمیح: «به حدیث معروف حضرت علی که میفرماید: «اَنَاالْنُقْطَة الّتی تَحتِ البَاءِ الْمَبسُوطیِ».»(سلیمانی،87:1390) 3) شرح مفاهیم عرفانی: دراین بیت ملا اشارهای به جریان حروف تهجی دارد، که انبیاء الهی هرکدام به ازای مراتب موجودات آن را بیان کردهاند، حضرت عیسی تاحضرت علی بیان میدارند، که موجودات ازبای «بِسْمِ الله« وجودیافتهاند (ب) به دنبال (الف) وجود یافته است. (الف) به ازای ذات باری تعالی خود وجود یافته و (الف) اشاره به اوّلین چیزی که خداوندخلق کرده؛ یعنی عقل اشاره دارد، اصل چیزی که خداوندخلق کرده است عقل میباشد. ویا «اَنَا النُّقطة بَاء بِسمِ الله»، (ر.ک. سلیمانی، 1390: 87)، با: با حرف دوّم الفبا است ودرحروف ابجد برابرعدد2است. (ب+الف= ، 2+1=3 احتمالاً منظور خداوند، حضرت رسول و امیرالمومنین باشد)
1) ترجمه بیت: در ظاهر چهارده جسمند، امّا در باطن یکی هستند یعنی همه برای یک هدف برانگیخته شده اند آن هم ادامه رسالت جدشان پیامبر اسلام، دلیل وبرهان من دریکی بودن آنان همان است که درسوره مبارک طه بیان شده است که این را خدا می داند. اشاره به بیان حضرت امام صادق که می فرمایند: طه ویس اسم پیامبر و آلش است وحضرت ولی عصر(عج) در دعای ندبه میفرمایند: «یا بْنَ طَه». (تفسیر نمونه، 13/157-158) 2) نکات بلاغی: معنی با زانا: کلمه قافیه است، طه: ایهام دارد 1. به
سوره طه 2. آل رسولالله طه و براساس حروف ابجد وحساب جمل: درعرف ادبا 28
حرف الفبای زبان عربی در هشت لفظ جمع شده است: ابجد ـ هوز ـ حطی ـ کلمن ـ
سعفص ـ قرشت ـ ثخذ ـ ضظغ از قدیم در متون ادبی برای نگاشتن حسابها به این
حروف متکی بوده اند و برای هرحرفی از حروف ابجد، قیمت وشمارهای گذارده
اند: 3) شرح مفاهیم عرفانی: کلام وحی محل تلطیف سر است و ورود الهامات و به اصغای کلمات رّبانی در قرآن حرف (طـا) کنایه از: طهارت نفس و لطف جوهر عقل است و حضرت رسولالله که خود مصدر نور وهدایت است، لقب (طه) یافت. وبه عظمت آیات شماره 1 و2: ﴿طه، مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى﴾ سوره طه خداوند امر کرد که قرآن را بر شما نازل نکردم که خود را به رنج بیندازی! این از الطاف وبرکت حق بود که بعد از نزول کلام وحی از حق تعالی ممنون شد، و رابطه مناسبی بین ذات طاهر محمّدی و حرف (طـا) بر قرار گردید، که طیب وطاهر اسم حضرت ختمی مرتبت قرار گرفت. عارفان جهت کمال مناسب میان ذات حق و رقم حرف (طا) خواصی یافتهاند، که هرکه (ط = 9) هر شخصی 9 طا بر لوح زر خالص بنویسد، به سعادت میرسد و هرکسی آن را با خود حمل کند طلسم است؛ برای پیروز شدن بر قهر جن و انس در نتیجه سبب دیدن حضرت محمّد(ص) در خواب خواهد شد. یکی از ویژگی های: (طا) تنهایی وفردیت است که فرد الفردمیباشد، (طه) از فواید رموز قرآنی است.
(ر.ک. سلیمانی،1390:195)، «حق: در بیان عرفان ذات الله را گویند، مراد از حق خداوند است و آنچه خدا بر خود واجب کرده است حق گویند». (سجادی، 1389: 322)
[1]- ماه به معنی شهراست و «ماه کوفه اسم دیگر دینور است و بدین جهت آن را ماه کوفه نامیدند که اهل کوفه آن را فتح کردند.» نظراستاد داور عزت الله سپهوند |
![]() دانلود طرح راهبردی، تفصیلی ویژه و طراحی شهری بافت فرسوده شهر اراکدر این بخش گزارش طرح راهبردی، تفصیلی ویژه و طراحی شهری بافت فرسوده شهر اراک(ضوابط و مقررات) که توسط مهندسین مشاور طرح محیط پایدار تدوین گردیده در 61 صفحه و با فرمت PDF برای دانلود قرار داده شده است. در ذیل فهرست مطالب آن آورده شده است. |
![]() تفاوت زمان دستوری و زمان تقویمی در زبان فارسی
چکیده: یکی از موضوعاتی که از دیرباز باعث ایجاد نقص و ایراد در دستورنویسیهای سنتی شده، عدم التفات به عدم انطباق مقولههای صوری با مقولههای معنایی مربوطه بوده است. این امر موجب شده است تعاریف ارائه شده توسط دستورنویسان در مواردی بازتاب دهندهی واقعیت زبان نباشند. در این تحقیق نیز ما به دنبال آن بودهایم که موضوع انطباق زمان دستوری و زمان تقویمی را که در حقیقت زیرشاخهای از عدم انطباق صورت و معنا است، بررسی کرده و جزئیات آن را مورد تحلیل قرار دهیم. برای رسیدن به این مقصود در میان نمونههای زبانی که از منابع مختلف از جمله رادیو، تلویزیون، کتاب، مجله، اینترنت و حتی صحبتهای افراد عادی جمعآوری شده بود، موارد عدم انطباق را برشمرده و به بررسی چگونگی و علل ایجاد کنندهی آن پرداختیم. در پایان هشت مورد در زبان فارسی یافت شد که زمان دستوری و زمان تقویمی با یکدیگر انطباق ندارند. از این هشت مورد چهار مورد به ساخت ماضی و چهار مورد به ساخت مضارع اختصاص داشت. کلمات کلیدی: زمان تقویمی، زمان دستوری، گذشته و غیرگذشته فهرست مطالب فصل اول: کلیات 1- 1- کلیات تحقیق.... 2 1-1-1- نمود.....5 1-1-2- وجه......6 1-1-3- زمان دستوری....7 1-2- بیان مسئله.....10 1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق..11 1-4-اهداف تحقیق............................................................................................................................12 1-5- سئوالات تحقیق......................................................................................................................13 1-6-فرضیههای تحقیق....................................................................................................................14 1-7-روش تحقیق............................................................................................................................14 فصل دوم: پیشینه تحقیق 2-1-مقدمه..................................................................................................................................... 17 2- 2-بررسی آثار پیشین.................................................................................................................18 فصل سوم: تجزیه و تحلیل داده ها 3-1-مقدمه....................................................................................................................................38 3-2- موارد عدم انطباق برای ساخت ماضی..........................................................................39 3- 3- موارد عدم انطباق برای ساخت مضارع ......................................................................46 فصل چهارم: بحث و نتیجه گیری 4-1-مقدمه....................................................................................................................................56 4-2-خلاصهی تحقیق.................................................................................................................57 4-3-خلاصهی یافتهها.................................................................................................................61 4- 4-نتیجه گیری.......................................................................................................................64 4-5-محدودیتهای تحقیق.......................................................................................................66 4-6-پیشنهادها.............................................................................................................................67 منابع چکیدهی انگلیسی فهرست جدولها عنوان صفحه جدول شماره 1.................................................................................................6 جدول شماره 2.................................................................................................7 جدول شماره 3.................................................................................................8 جدول شماره 4...............................................................................................32 جدول شماره 5...............................................................................................40 جدول شماره 6...............................................................................................41 جدول شماره 7...............................................................................................43 جدول شماره 8.............................................................................................45 جدول شماره 9.............................................................................................47 جدول شماره 10...........................................................................................49 جدول شماره 11...........................................................................................51 جدول شماره 12...........................................................................................53 فصل اول 1- کلیات 1- 1- کلیات تحقیق از جمله مسائلی که در بررسی زوایای مختلف ساختار یک زبان با آن روبرو میشویم عدم انطباق مکرّر صورت و معنا در موارد گوناگون است. در صورتی که از رابطهی صورت و معنا تعریفی مکانیکی و یک به یک داشته باشیم، تعریف ما از ساختهای زبانی در موارد بسیاری دچار اشکال شده و این امر میتواند به ناقص جلوه یافتن تعریف ما و سردرگمی مخاطبان منجر گردد. مثلا ممکن است ساخت گذشتهی ساده در زبان فارسی را این گونه تعریف کنیم که گذشتهی ساده ساختی از فعل است که برای بیان رویدادها در زمان گذشته مورد استفاده قرار میگیرد. در این صورت، وقتی با جملهای مانند «اگر علی را دیدی، کتاب مرا از او پس بگیر» مواجه میشویم که در آن ساخت گذشته برای بیان رخدادی در آینده استفاده شده، تعریف ما در نظر مخاطب ناقص و مبهم مینماید. همین مورد یکی از نواقص دستورهای سنتی است، البته باید به این نکته نیز توجه داشت که ارتباط صورت و معنا ارتباطی سست و متزلزل نیست چرا که در این صورت امکان استفاده از زبان برای برقراری ارتباط و انتقال مفاهیم میسر نبود و از هر صورتی معانی مختلفی به دلخواه استنباط میشد. اما انسانها هر روزه از زبان خود برای ارتباط با یکدیگر و انتقال معانی استفاده میکنند و در عین حال مواردی نیز هستند که بین صورت و معنا ارتباط یک به یک وجود ندارد اما باز هم ارتباط برقرار شده و انسان ها معانی مد نظر یکدیگر را در مییابند. انتقال معنی مد نظر گوینده به رغم عدم وجود رابطهی مستقیم چگونه امکان پذیر است؟ هدف این تحقیق نیز بررسی جزئیات همین موضوع در حوزهی زمان فعل فارسی است. برای درک بهتر این موضوع باید به این نکته نیز توجه کنیم که پیام دریافتی از گوینده به طور کامل برخاسته از ساختهای زبانی جملات گوینده نیست بلکه پیام نهایی تحت تاثیر عوامل دیگری همچون نقش بافت و عوامل محیطی نیز قرار میگیرد. در حقیقت چشم پوشی از همین عوامل تعاریف دستوریان سنتی از ساختهای زبانی را دچار نقص و ایراد کرده است. در این تحقیق جزئیات چگونگی عدم انطباق زمان دستوری و زمان تقویمی با مثالهایی نشان داده شده است. البته پیش از بررسی این موضوع خود اصطلاح زمان را نیز باید مورد بازبینی قرار داد چرا که در تعاریف سنتی مقولهی زمان با دیگر جنبههای فعل از جمله وجه و نمود آمیخته شده و درحقیت منظور از اصطلاح زمان در کتاب های دستور سنتی آمیزه ای از نمود، زمان و وجه فعل است ولی باید توجه داشته باشیم که در این جا ما قصد داریم اختلاف میان صورت و معنا را در مورد زمان مورد بررسی قرار دهیم و نه وجه و نمود بنابراین معنی مد نظر ما در این تحقیق فقط مفهوم زمان است. در این پایان نامه خواهیم دید که ساختی مانند ساخت گذشته در زبان فارسی براساس بافت موجود میتواند بیان کنندهی زمان گذشته، حال و یا آینده باشد. چنین به نظر میرسد که در زبان فارسی گاهی بافت و شرایط کلام بر معنای استنباط شده از ساخت صوری فعل اثر میگذارد و زمانی جز زمان ارائه شده توسط ساخت فعل را به دست میدهد. البته همان طور که قبلا نیز اشاره شد، پیش از بررسی مفهوم زمان دستوری فعل و موضوع عدم انطباق آن با زمان تقویمی باید مفاهیمی همچون نمود، وجه، و زمان دستوری و چگونگی ادغام آنها به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. در زیر این مفاهیم را یک به یک مورد بررسی قرار خواهیم داد. بر اساس فرض این تحقیق عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی را باید از دو جهت مورد بررسی قرار داد، یکی علت عدم انطباق و دیگری عامل تعیین کنندهی عدم انطباق برای مخاطب. در حقیقت یک جهت در ارتباط با علل و عواملی است که گویندهی کلام را وا میدارد از ساختاری استفاده کند که زمان دستوری آن با زمان تقویمی هماهنگ نیست و جهت دیگر مرتبط با عواملی است که به مخاطب کمک میکند این عدم انطباق و هماهنگی را در سخن گوینده متوجه شده و درک کند. در مورد چرایی عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی دو دلیل اصلی را میتوان ذکر کرد. یکی از آنها برداشت و تفکر گوینده و دیگری کاربرد خاص ساخت یکی از زمانها است. برای مثال وقتی شخصی میگوید «اتوبوس آمد»، برداشت و تفکر او آمدن اتوبوس را از پیش رخ داده فرض کرده و بدین جهت از ساخت گذشته استفاده میکند اما وقتی در جملهی شرطی از ساخت گذشته استفاده میکنیم، این یکی از کاربردهای خاص ساخت گذشته است که از آن برای بیان عملی غیرواقعی و فرضی استفاده میشود و ارتباطی با برداشت گوینده ندارد. در حقیقت، همیشه در جملات شرطی غیرواقعی ساخت گذشته به کار گرفته میشود. در مورد عامل تعیین کنندهی عدم انطباق در زبان فارسی یعنی همان عاملی که مخاطب را متوجه وجود عدم انطباق و تشخیص آن میکند میتوان به نقش بافت اشاره کرد. در موارد مختلف بافت زبانی یا بافت محیطی تعیین کنندهی این عدم انطباق هستند. برای مثال وقتی میگوییم «اگر اکنون جنگ بود، من هم به جبهه میرفتم» نمونهای است که بافت زبانی (یعنی بافت جمله ی شرطی) تعیین کنندهی عدم انطباق است زیرا در جملات شرطی زمان گذشته برای رساندن مفاهیم غیرواقعی ناممکن در زمان حال استفاده میشود. این نوع تعیین کنندگی بافت زبانی در دیگر موارد عدم انطباق صورت و معنا نیز دیده میشود. برای مثال، بافت زبانی به تنهایی میتواند تعیین کند از میان دو واژهی شیر و شیر کدام یک حیوان شیر و کدام یک شیر خوردنی است. - در جنگل شیر حیوانات کوچک تر را می درد. - شیر زیادی نوشیده بودم. اما در موارد دیگری بافت محیطی تعیین کننده است. مثلا در مورد جملهی اتوبوس آمد بافت محیطی که در آن گوینده و شنونده اتوبوس را در حال آمدن میبینند تعیین میکند که در این جا زمان گذشته مفهوم گذشته را ندارد. بر اساس مطالبی که در بالا در خصوص علت عدم انطباق و عامل تعیین کنندهی آن آورده شده است، فرضیات این تحقیق را میتوان به شکل زیر دسته بندی کرد: - علت به وجود آمدن عدم انطباق میتواند برداشت و تفکر گوینده و یا کاربرد خاص یکی از زمانهای فعل باشد. - عامل تعیین کنندهی عدم انطباق برای مخاطب بافت محیطی یا بافت زبانی است. 1- 1- 1- نمود بر اساس تعریف رایج، نمود جنبهای از فعل است که چگونگی انجام گرفتن فعل در بستر زمان را مشخص میکند. کامری (1978) نمود را در ارتباط با نوع نگاه گوینده به جنبهی زمانی رویداد میداند و داگلاس بیبر و همکاران (1999) نمود را در ارتباط با جنبههایی همچون کامل شدن یا کامل نشدن رخدادها یا حالتهای توصیف شده توسط فعل میداند برای مثال فعلی که وقوع رخدادی را به صورت کامل شده در زمانی مشخص بیان میکند دارای نمود نقلی و فعل دیگری که وقوع رخداد را در حال انجام بیان میکند دارای نمود جاری است. |