![]() تحقیق پاورپوینت تهیه دارو با استفاده از زهر مارلینک دانلود و خرید پایین توضیحات متن نمونه:
مارها
انواع گوناگونی دارند که از این بین تنها تعداد معدودی سمی و خطرناک هستند
. به یاد داشته باشید که حتی مارهای سمی نیز تنها برای دفاع از خود یا به
قصد شکار از نیش و سم خود استفاده می کنند . فواید زهرمار:چگونگی کنترلMSو سرطان با استفاده از سم مارهر گرم زهر خشک مار معادل 680 بشکه نفت ارزآوری داردمحققان موسسه واکسن و سرم سازی رازی موفق به استخراج ترکیبی از زهر مار و عقرب با نام «ICD» شده اند که رشد سلول های سرطانی را به میزان 20 درصد متوقف کرده و موجب مرگ طبیعی این سلول ها شده است. این ماده در واقع توده سرطانی بدخیم را به خوش خیم تبدیل کرده است. دکتر عباس زارع میرک آبادی رئیس بخش جانوران سمی و تهیه پادزهر موسسه رازی، با اعلام این خبر به خراسان می گوید: در حال حاضر این آزمایش ها روی موش های مبتلا به سرطان ادامه دارد و تبدیل این دارو به میکروکپسول نیز به زودی انجام خواهد شد. وی می افزاید: پادزهرهای تولید شده توسط محققان ایرانی از نظر کیفیت، کمیت و تنوع حرف اول را در منطقه خاورمیانه می زند و قادر به رقابت با کشورهای صاحب نام غربی در این زمینه است. دکتر زارع می گوید: سالانه 85هزار آمپول محتوی پادزهر مار و عقرب برای داخل و ٧ تا 10 هزار آمپول برای صادرات تهیه می شود که هر آمپول محتوی 10 سی سی پادزهر باقیمت 52 دلار صادر می شود ولی قیمت جهانی آن 40 دلار است. به عبارتی هر10 سی سی پادزهر مار ساخت متخصصان ایرانی حدود 70 لیتر نفت، ارزآوری دارد. در واقع از هر یک گرم سم خشک مار، حدود یک هزار و 500 ویال آمپول پادزهر تولید می شود ( هرویال معادل 10 سی سی است. .) ![]() |
![]() تحقیق پاورپوینت تاریخچه امر به معروف و نهی از منکرلینک دانلود و خرید پایین توضیحات متن نمونه: امر به معروف و نهی از منکر در زمان رسولالله (صلیالله علیه و آله و سلم): عدهاى از جوانان مشرک مکه براى جلوگیرى از ظلم در خانه عبدالله بن جدعان همپیمان شدند که با ظلم برخورد کنند و رسول اکرم(ص)در آن پیمان شریک بود. رسول اکرم(ص)مىفرمود: الان که به مقام نبوت رسیدهام اگر چنین دستهاى فراهم شوند حاضر به همکارى هستم و ترک آن را گرچه با شتران سرخ مو معاوضه نمىکنم. •زمینه جاری شدن همه احکام الهی در جامعهاین
امر بدیهی است که اگر همه افراد جامعه به وظیفه خود در رابطه با امر به
معروف و نهی از منکر عمل کنند همه احکام الهی در جامعه در معرض اجرا قرار
گرفته و هیچ کس به خود اجازه نمیدهد تا به طور علنی سراغ گناهان برود.
امر به معروف و نهی از منکر در زمره
|
![]() مقایسه ویژگیهای شخصیتی والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای ، اختلال ارتباط و عادی در شهرتهرانچکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی مقایسه ای ویژگی های شخصیتی والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای، سلوک و عادی شهرتهران، طراحی و اجرا شد.روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعة آماری آن را کلیه والدین دانش آموزان پسر دارای اختلال نافرمانی مقابله ای، سلوک و عادی در حال تحصیل در مدارس ابتدایی شهراصفهان، تشکیل می دهند. نمونه گیری بدین صورت انجام شدکه تعداد 24 نفر از والدین دانش آموزان عادی و 25 نفر از والدین دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای به شیوه تصادفی خوشه ای واستناد به مصاحبة تشخیصی برمبنای ملاک هایDSM-IV-TR و پرسشنامة علاِیم مرضی کودکان CSI-4)) (فرم والد و معلم)، انتخاب شدند. تعداد24 نفر نیز از والدین کودکان دارای اختلال سلوک ارجاع شده به مرکز مشاوره آموزش وپرورش، به شیوه تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود از:1- پرسشنامه علاِیم مرضی کودکان CSI-4)) 2- پرسشنامه شخصیتی چند عاملی نئو ( NEO-FFI) که توسط سه گروه والدین تکمیل شد. در نهایت داده های بدست آمده با استفاده از، شاخصهای توصیفی وآزمون تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا )، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایجتحقیق نشان دادکه میانگین نمرات والدین در خرده مقیاسهای روان رنجوری (۴۵/۶۴)و برون گرای( 20/۴۱ )در گروه های دارای اختلال نافرمانی مقابله ای وسلوک از گروه عادی بیشتر بود در حالی که میانگین نمرات والدین درخرده مقیاسهای توافقی بودن ( 66/38 )و وظیفه شناسی( 91/42 )درگروه عادی از گروه های دارای اختلال نافرمانی مقابله ای وسلوک بیشتر بود.یافته ها نشان می دهدکه والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای واختلال سلوک، روان رنجورترو برونگرا تراز والدین کودکان عادی هستند و والدین کودکان عادی توافقی تر و وظیفه شناس تر از والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای می باشند. واژه های کلیدی: ویژگیهای شخصیتی، اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال سلوک، والدین. عنوان صفحه فصل اول:کلیات پژوهش1 1-1 مقدمه 2 2-1 بیان مسأله 3 3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش 6 4-1 هدف پژوهش 8 5-1 فرضیة پژوهش 8 6-1 تعریف مفاهیم و اصطلاحات 9 1-6-1 تعاریف نظری 9 2-6-1 تعاریف عملیاتی 9 فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق 11 1-2مقدمه 12 2-2 بخش اول: شخصیت 13 1-2-2 رویکردهای روانشناسی رشد شخصیت 14 1-1-2-2 دیدگاه آلپورت 14 2-1-2-2 دیدگاه فروید 16 3-1-2-2دیدگاه اریک فروم 17 4-1-2-2 دیدگاه اریک اریکسون 18 5-1-2-2 دیدگاه بندورا 20 6-1-2-2 دیدگاه کاستا ومک کرا 21 2-2-2 ابعاد پنج عاملی شخصیتی نئو22 3-2-2 شخصیت و رفتار 24 1-3-2- 1 تأثیر شخصیت بر رفتار 24 2-3-2-2 رابطة ویژگی های شخصیتی والدین با اختلالات رفتاری درکودکان ................................. 27 3-2 بخش دوم : اختلالات رفتاری ................. 32 1-3-2 اختلال نافرمانی مقابله ای ............. 32 1-1-3-2 تعریف وتوصیف ...................... 32 2-1-3-2 همه گیر شناسی ..................... 33 3-1-3-2 تشخیص افتراقی .................... 33 4-1-3-2 اختلالات همراه .................... 34 5-1-3-2 پیش آگهی .......................... 34 6-1-2-2 علل و عوامل زیستی ............... 35 2-3-2 اختلال سلوک ............................ 35 1-2-3-2 تعریف و توصیف .................... 36 2-2-3-2 همه گیر شناسی ..................... 36 3-2-3-2 تشخیص افتراقی ..................... 36 4-2-3-2 مسیر های تکاملی اختلال سلوک ....... 37 1-4-2-3-2 مسیر اختلال سلوک با شروع در کودکی 37 2-4-2-3-2 مسیر اختلال سلوک با شروع در نوجوانی 38 3-4-2-3-2 مسیراختلال سلوک با شروع تأخیری 38 5-2-3-2 ضوابط تشخیص اختلال سلوک بر اساس DSM-IV-TR 39 6-2-3-2 پیش آگهی ......................... 40 7-2-3-2 علل و عوامل زیستی ............... 40 3-3-2 سبب شناسی اختلالات نافرمانی مقابله ای ( ODD) و سلوک ( CD) .............................................. 40 1-3-3-2 نقش مادر ......................... 42 2-3-3-2 نقش پدر .......................... 43 3-3-3-2 تأثیرویژگیهای شخصیتی وروانی والدین براختلالات نافرمانی مقابله ای وسلوک فرزندان .................. 45 4-3-3-2 تعامل والد – کودک ................ 47 5-3-3-2 تأثیر شیوه های فرزند پروری ....... 49 1-5-3-3-2 سبک فرزند پروری مستبدانه .... 50 2-5-3-3-2 سبک فرزند پروری سهل گیر ..... 51 3-5-3-3-2 سبک فرزند پروری مقتدرانه ..... 51 4-2 بخش سوم: پیشینه تحقیق ................... 53 1-4-2 تحقیقات خارجی ...................... 53 2-4-2 تحقیقات داخلی ....................... 56 فصل سوم:روش تحقیق............................. 58 1-3 مقدمه .................................... 59 2-3 روش پژوهش ............................... 59 3-3 جامعه پژوهشی ............................ 59 4-3نمونه پژوهش................................ 59 5-3 روش نمونه گیری و تعداد نمونه ............ 59 6-3 ابزار پژوهش ............................. 60 1-6-3 پرسشنامه علائم مرضی کودکانCSI-4)) ..... 60 2-6-3 پرسشنامه شخصیت پنج عاملی نئو ( NEO-FFI) 62 7-3 فرایند اجرای تحقیق ...................... 64 8-3 روش تجزیه و تحلیل داده ها ................ 65 فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها.............. 66 1-4 یافته های توصیفی ......................... 67 2-4 یافته های استنباطی ....................... 69 فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری .................... 74 1-5 مقدمه ................................... 75 2-5 بحث و نتیجه گیری ...................... 75 3-5 محدودیت های تحقیق ....................... 79 4-5 پیشنهادها .............................. 79 1-4-5 پیشنهادهای پژوهشی .................... 79 2-4-5 پیشنهادهای کاربردی ................ 80 منابع داخلی .................................. 82 منابع خارجی .................................. 85 پیوستها....................................... 88 فهرست جداول عنوان صفحه 3-1 ماده های فرم کوتاه آزمون پنج عاملی نئو......... 64 4-1 توضیع پاسخگویان بر حسب جنسیت .................. 67 4-2 توضیع پاسخگویان بر حسب تحصیلات والدین ..... 68 4-3 مقایسة میانگین و انحراف معیار نمرات ویژگیهای شخصیتی والدین در گروه های مورد مطالعه ................................ 69 4-4 نتایج آزمون شاپیرو نمرات ویژگی های شخصیتی والدین 69 4-5 نتایج آزمون لوین نمرات ویژگی های شخصیتی والدین 70 4-6 نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) تفاوت سه گروه اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال سلوک و گروه عادی ........................... 70 4-7 نتایج جدول تحلیل واریانس (مانوا) مقایسة میانگین نمرات ویژگیهای شخصیتی والدین (روان رنجوری،برون گرایی،تجربه گرایی،توافق پذیری و وظیفه شناسی ) در گروه های اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال سلوک و گروه عادی 70 4-8 مقایسة زوجی اختلاف میانگین روان رنجوری در گروه های مورد مطالعه 71 4-9 مقایسة زوجی اختلاف میانگین برون گرایی در گروه های مورد مطالعه 72 4-10 مقایسة زوجی اختلاف میانگین توافق پذیری در گروه های مورد مطالعه 72 4-11 مقایسة زوجی اختلاف میانگین وظیفه شناسی در گروه های مورد مطالعه 72 4-12 مقایسة زوجی اختلاف میانگین برون گرایی در گروه های مورد مطالعه 73 فصل اول کلیات پژوهش 1-1 مقدمه: یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رفتار فرد، خانواده است. محیط خانواده اولین و با دوام ترین عاملی است که بر رشد شخصیت افراد اثرگذار است. موقعیت اجتماعی خانواده، نحوه روابط اعضا با یکدیگر، وضع اقتصادی، افکار و عقاید، آداب و رسوم، ایدة آنها و آرزوهای والدین و شخصیت و شیوه های تربیتی آنها در طرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد. ماهیت و محیط خانوادگی که شامل؛ روابط والدین نسبت به یکدیگر و با کودکان است، می تواند در ایجاد اعتماد و استقلال در کودک و نوجوان تسهیل کننده یا بازدارنده باشد (کوپ[1]، 2007). از میان انواع متعدد روابط انسانی مؤثر در رشد و تکامل کودک، شخصیت مادر اهمیت اساسی دارد و چگونگی نگرشها و گرایش های مادر نسبت به امر بچه دار شدن، همسر و سایر اعضای خانواده، همچنین نسبت به زندگی اجتماعی، نقش خود بعنوان یک مادر، مهمتر از همه گرایش و نظر او نسبت به فرزند خود و درک نیازهای او به محبت خاص مادری و پذیرش و کنترل کودک بسیار اساسی است، زیرا مستقیماً روی کودک اثر می گذارد و غالباً در طول حیات با او همراه است (شعاری نژاد، 1386). پدران نیز یک نقش حیاتی در بارداری و تولد کودک بازی می کنند. درگیریهای پدرانه یک اثر مثبت روی حالات هیجانی و روانی کودک، آمادگی تحصیلی، افزایش توانایی اجتماعی شدن وایجاد روابط خوب با دیگران دارند (بریف[2]، 2010). امروزه بحث کودکان نافرمان مقابله ای یکی از مباحث مهم در مسائل مهم در مسائل رفتاری کودکان است زیرا اگر این اختلال در کودکی درمان نشود، ممکن است باعث ایجاد اختلال سلوک در بزرگسالی شود (کاپلان و سادوک، 1379؛ ترجمه پور افکاری). کودکان نافرمان بعلت رفتارهایی که دارند ممکن است در مدرسه در معرض طرد همکلاسی ها و معلم قرار بگیرند و این امر علاوه بر اینکه بهداشت روان کودک را دچار آسیب می کند، مشکلات تحصیلی معدودی نیز برای کودک ایجاد می کند. کودکان نافرمان دائماً به لجبازی با دیگران، مخصوصاً افراد صاحب قدرت می پردازند؛ با دیگران جر و بحث می کنند و خیلی سریع از کوره در می روند (محمدی و همکاران، 1389). اختلال سلوک نیز عبارت از یک الگوی رفتاری با دوام است که در آن حقوق اساسی دیگران و هنجارهای اجتماعی متناسب با سن از سوی کودک و نوجوان نادیده گرفته می شود. این اختلال غالباً با رفتارها و ویژگیهای زیر همراه است: فعالیت جنسی زودرس، باده نوشی،کشیدن سیگار و مواد، بی پروایی و اعمال خطرناک، عزت نفس پایین، در حالیکه ممکن است یک تصویر قدرتمند از خود نشان دهند. انعطاف پذیری اندک در برابر ناکامی، تحریک پذیری و خلق انفجاری از ویژگیهایی است که با فراوانی بیشتری در این اختلال دیده می شود. از دید این کودکان و نوجوانان افراد مقتدر از جمله پدر و مادر و آموزگاران اغلب به عنوان افراد مداخله گر و تنبیه کننده جلوه گر می شوند (احمدی، 1379). بنابراین یکی از جنبه های اساسی تأثیر خانواده، روابط والدین و کودک است. چنانچه گفته شد والدین اولین کسانی هستند که محیط اجتماعی کودک را تشکیل می دهند و رفتار و تعاملات آنها جزء اصلی و بحرانی شکل گیری رفتار کودک است و اگر مشکلات و تعاملات منفی والدین کاهش یابد، مشکلات رفتاری و در نتیجه مشکلات اجتماعی کودک کاهش خواهد یافت(اسفیدر،2001؛ به نقل از هامرسن وهمکاران،2006). و از آنجائی که تعالی و پیشرفت هر جامعه در داشتن نسلی سالم، توانا و پویاست و پرورش صحیح کودکان امروز می تواند گامی استوار به سوی فردایی بهتر باشد، در این پژوهش مطالعه شخصیت والدین دارای فرزندان با اختلالات نافرمانی مقابله ای و سلوک و مقایسه آن با شخصیت والدین کودکان عادی، مدنظر قرار گرفته است. 2-1 بیان مسأله عوامل زیادی تفاوتهای خاص را در رفتار والدین منجر می شود. بر اساس تعدادی از ویژگیهای شخصیتی والدین بصورت مستقیم از طریق انتقال ژنی و الگوگیری از رفتار والدین و به صورت غیر مستقیم از طریق ارتباط متقابل والدین و کودک، با مشکلات رفتاری کودکان مرتبط است (پرینزی، انقنا[6] و هلینکس[7]، 2005). در تلاش برای مشخص کردن عوامل خطرساز ممکن
برای مشکلات رفتاری کودک، محققان اغلب ویژگیهای والدینی را بررسی کرده اند
که ثابت شده است که یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد کودک است (وان آکن[8]، جانگر[9]، ورهوون[10] و دنکوویک[11]، 2010). کیفیت تعامل والد- کودک، زمینه ساز اصلی شکل گیری احساس ایمنی در کودک است که پیامدهای گوناگونی برای او در مطابق با یک دیدگاه کلی پرینزی و همکاران (2000) بیان کردند که صمیمیت پایین والدینی و استفاده زیاد از تنبیه باعث بروز بیش فعالی، اختلال سلوک و اختلال افسردگی در کودکان می شود. شاو[12] و اسکات[13] (1991) دریافتند که والدینی که خیلی محدود کننده و منزوی هستند، در بزهکاری کودکان خود نقش دارند. همچنین، والدینی که خود دارای علائم اختلالات رفتاری مانند اختلال سلوک هستند به احتمال بیشتر فرزندانی با اختلال نافرمانی مقابله ای خواهد داشت. اشکال دیگر آسیب شناسی والدین مانند سوء مصرف مواد و افسردگی نیز با سرپیچی و نافرمانی کودک ارتباط دارد (هامیلتن و آرماندو، 2008). اختلال نافرمانی مقابله ای (ODD)، اختلال شایع و ناهمخوانی است که تعداد زیادی از کودکان با رفتارهای مشکل ساز نافرمانی، بی اعتنایی و رد مقابله گونه دستورات مراجع قدرت را در بر می گیرد. این کودکان الگوی بادوامی از رفتارهای خصومت آمیز، جر و بحث زیاد، نافرمانی، زودرنجی،کینه توزی و سرزنش دیگران را نشان می دهند. این رفتارها ممکن است محدود به تعاملات خانوادگی یا فراتر از آن باشد، البته اکثر این کودکان در مدرسه خوب و متعادل هستند (دارلینگ، 2007). به نظر می رسد این اختلال حاصل کشمکش بین کودکان و والدین برای خود مختاری است؛و لذا در خانواده هایی که پدر و مادر انعطاف ناپذیر و کودکان مزاجاً فعال، دمدمی و پرتنش هستند، بیشتر دیده می شود. اختلال نافرمانی مقابله ای در سنین پیش دبستانی باعث می شود تا بعد از سن شش سالگی در مقابل تغییرات مقابله کند (عدم انعطاف پذیری) و مقدمه ای برای اختلال سلوک (CD) باشد (جان. وی. لاوین[14] و همکاران، 2010). اما با توجه به این موضوع که اکثر بچه های مبتلا به ODD، اختلال سلوک ندارند و حتی ممکن است طی سالهای بعد هم این اختلال در آنها پیشرفت نکند نیز مهم است (کارتر آر و همکاران، 2009). اختلال سلوک بر اساس DSM-TV-TR عبارت است
از الگوی رفتاری مستمری که شامل تخلف و عدم رعایت حقوق اساسی دیگران و
هنجارها و قواعدی که کودکان هم سن و سال باید رعایت کنند، می شود. این
الگوی رفتاری معمولاً در خانه، مدرسه و در معاشرت با همسالان و اجتماعدیده
می شود (سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1386). در این اختلال چهار گروه رفتارهای مشخصه این اختلال بر اساس DSM-TV-TR عبارتند از: 1)پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات 2) تخریب اموال 3) حقه بازی یا دزدی 4) نقص جدی مقررات. این اختلال در کودکان والدین مبتلا به اختلال شخصیت جامعه ستیز و وابستگی به الکل از جمعیت کلی شایع تر است. مطالعات اخیر حاکی است که والدین بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال سلوک از پسیکوپاتولوژی جدی، از جمله پسیکوز در رنج هستند. فرضیه های روان پویایی حکایت از این دارند که کودکان بطور ناخودآگاه به کنش نمایی امیال ضد اجتماعی والدین خود اقدام می کنند (سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1386). همچنین مدارک نشان می دهد که کودکان با اختلالات رفتاری، بیشتر مادرانی افسرده با رفتارهای خصومت آمیز و عزت نفس پایین، با حمایت اجتماعی پایین و ناراحتی از زندگی زناشویی خود دارند (اسکوبل[15] و همکاران، 2006). در زمینه ویژگیهای شخصیتی والدین و ابعاد شخصیتی والدین بر اساس الگوی 5 عامل شخصیت یعنی روان رنجور خویی[16]، برون گرایی[17]، وجدانی بودن[18]، توافق[19] و باز بودن برای بررسیهای انجام شده نشان می دهد که کودکانی که والدینشان بسیار برون گرا و با وجدان هستند مشکلات رفتاری کمی نشان می دهند (پرینزی و همکاران، 2005). در مقابل، ویژگی باز بودن برای تجربه های جدید درپدران، با رفتارهای ضد اجتماعی در کودکان ابتدایی رابطه مستقیم دارد. تحقیقات در مورد ویژگی توافق والدینی یافته های متفاوتی را نشان می دهد. نیگ و هینشو[22] (1995) مشاهده کردند که ویژگی توافق در مادران با بیش فعالی در کودکان رابطه منفی دارد. پرینزی و همکاران (2004) پی بردند که توافق مادران با اختلالات برون نمود در کودکان رابطه مستقیم دارد (به نقل از الیور، رایت گورین و کافمن، 2009). با توجه به این که کودکان یکی از گروه هایی هستند که در معرض ابتلا به اختلالات روانی و رفتاری قرار دارند و تحقیقات هم نشان داده که یکی از منابع آسیب روانی کودک، در نتیجه تعامل آنها با والدینشان بالاخص با والدین بیمار می باشد و با توجه به مطالعات کمی که در رابطه با ویژگیهای شخصیتی والدین صورت گرفته، در پژوهش حاضر، به این مسئله پرداخته می شود که بین ویژگیهای شخصیتی والدین ( بر اساس الگوی 5 عاملی شخصیتی یعنی روان رنجور خویی، برون گرایی،توافق، وجدانی بودن و باز بودن به تجربه)کودکان دارای اختلالات رفتاری یعنی نافرمانی مقابله ای و سلوک و ویژگیهای شخصیتی والدین کودکان عادی چه تفاوتی وجود دارد؟و با توجه به یافته ها و نتایج متناقض درتحقیقات قبلی، ایا بین ویژگیهای توافقی بودن و برون گرایی والدین و اختلالات رفتاری کودکان رابطه وجود دارد یا خیر؟ و اینکه کدام یک ازاین ویژگیهای شخصیتی والدین بیشترین ارتباط را با اختلالات رفتاری کودکان دارد؟ با این هدف می توان به بهبود کیفیت رابطه والدین و فرزندان و همچنین افزایش میزان سلامت روانی آنها و کاهش میزان مشکلات رفتاری در کودکان کمک کرد. 3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش: عده زیادی از مردم اهمیت سلامت روانی دوران کودکی را می دانند ولی تعداد کمی از افراد تأثیر مهم مشکلات هیجانی و روانی دوران کودکی و اینکه تا چه اندازه می تواند برای رشد کودک در سالهای بعدی مخرب باشد رادرک می کنند. اما مطالعات نشان می دهند که مشکلات هیجانی و رفتاری دوران کودکی را باید بسیار جدی تلقی نمود، چرا که غالباً مشکلات بعدی، از دوران کودکی آغاز شده یا تداوم می یابد (واتی[23]، 2003). سوراندر[24] و هلستلا[25] (2005) معتقدند اختلالات دوران کودکی با اختلالات روانی بزرگسالی رابطه دارد. آخنباخ [26] (2001) در مطالعات کنترل شده و دوچ[27] 2003 ؛ به نقل از سوراندر، 2005) در مطالعه طولی خود نیز ارتباط بین مشکلات کودکی و بزرگسالی را تأیید کردند. مک کین[28] و ماستارد[29] (1999؛ به نقل از واتی، 2003)، نیز در مرور تحقیقات انجام شده در سه دهه اخیر به این نتیجه رسیدند که کیفیت تعاملات اولیه کودک با اعضای مهم خانواده تأثیر به سزایی در تعیین سلامت روان آینده فرد دارد. به عبارت دیگر می توان گفت مشکلات
روانپزشکی کودک هیچگاه مربوط به خود او نیست، بلکه حاصل تعامل کودک با
خانواده و محیط است. تحقیقات نشان می دهد که رشد اولیه مغز نیز تحت تأثیر
محیط است (واتی، 2003). از طرفی طبق گزارش جراحان عمومی در سال 1999، 40 تا
70 درصد بزرگسالان آمریکایی یک دوره از بیماریهای روانی را در مرحله ای از
زندگی خود تجربه بعنوان مثال پژوهش پورافکاری، ارفعی ومبینی (1383)در تاییداین فرضیه بود که افسردگی مادر می تواند بطورمستقیم یا غیر مستقیم، مشکلات روانی ورفتاری رادر بچه ها بوجود آورد یا فرزندان رابرای ابتلا به انواع اختلالات هیجانی و رفتاری مستعد سازد. همچنین لای نونن، جی. ای. ، سولانتاس، تی. اس، پوناماکی، آر. ال (2003) دریافتند که مشکلات سلامت روانی والدین می تواند، تواناییهای فرزند پروری پدر و مادر را به مخاطره بیندازد و تهدیدی برای سازگاری کودکانشان باشد. در رابطه با ویژگیهای شخصیتی والدین بعنوان مثال، والدین کودکان دچار اختلال سلوکی، محروم کننده و طرد کننده هستند و رفتارهای ناهنجار کودکان نیز معمولاً واکنشی خشم آلود به محرومیتی است که در خانواده، مدرسه و یا محیط احساس می کنند (شاملو، 1368، ص 325). لیل آبادی (1375) در پژوهش خود نیز نشان داد که مادران کودکان مبتلا به اختلال سلوکی در روابط اجتماعی خود محتاط تر، سردتر، بدگمان تر، بی انعطاف تر، دوری گزین تر، تحقیر کننده تر و انتقادگرتر از مادران کودکان عادی هستند. و در رابطه با نقش پدر، در تحلیل 100 مطالعه در مورد رابطه فرزند- والد مشخص شده است که نقش پدر همانند نقش مادر حائز اهمیت است و موجب تحول اجتماعی، عاطفی، شناختی و کنشی مؤثر فرزندان می شود. عشق پدر در مقایسه با عشق مادری قدرت پیش بینی بیشتری از شخصیت و سازگاری روانشناسی فرزندان دارد (سلیمی، 1385). حال با توجه به اهمیت نقش والدین در سلامت روان و رفتار کودکان و با توجه به افزایش مشکلات روانی و رفتاری در کودکان و بزرگسالان و در برداشتن هزینه های سنگین برای فرد، جامعه و خانواده، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای بین ویژگی های شخصیتی والدین دارای کودکان با اختلالات رفتاری (نافرمانی مقابله ای و سلوک) و کودکان عادی و شناسایی ویژگی های شخصیتی مؤثر بر بروز این اختلالات، می تواند در مداخلات اولیه برای پیشگیری از مشکلات آینده و خسارات وارده بر فرد و جامعه مؤثر باشد. 4-1 هدف پژوهش: تعیین میزان تفاوت بین ویژگی های شخصیتی والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی 5-1 فرضیة پژوهش: بین ویژگیهای شخصیتی والدین کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای واختلال سلوک و عادی تفاوت معنادار وجود دارد. 6-1 تعاریف مفاهیم واصطلاحات 1-6-1 تعاریف نظری - ویژگی های شخصیتی[30]: ویژگیهای شخصیتی بیانگر آمادگیهای کلی
شخصیت انسان برای نشان دادن واکنش یکسان به محرکهای مختلف بوده و نظم و
واکنشهای او در موقعیتهای مختلف و در طول زمان را توجیه - اختلالات نافرمانی مقابله ای[31]: تعریف مفهومی اختلال نافرمانی مقابله ای عبارت است از الگوی پایدار رفتارهای منفی کارانه، خصومت آمیز و گستاخانه در غیاب نقص جویی موازین اجتماعی یا حقوق دیگران که با مرحله رشد کودک ناهمخوان است و منجر به تخریب معنادار در عملکرد می گردد (چهارمین نسخه تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000؛ ترجمه نیکخو و آوادایس، 1386). - اختلال سلوک[32]: تعریف مفهومی اختلال سلوک عبارت است از یک رشته رفتارهای ایذائی پایدار که با زمان تکامل می یابد و بیش از همه با پرخاشگری و نقص حقوق دیگران مشخص است (سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1386، ص 445). 2-6-1 تعاریف عملیاتی - ویژگیهای شخصیتی: منظور از ویژگیهای شخصیتی در این تحقیق مقوله هایی است که توسط ابزار تحقیق (پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو)که در سال 1986 ساخته شده، سنجیده می شود. - اختلال نافرمانی مقابله ای: معرفی کودک از سوی معلم بعنوان دانش آموزی مخرب، نافرمان، مجادله گر و منفی باف و اخذ نمره 3 یا بیشتر از پرسشنامه علائم مرضی کودک (CSI-4) فرم معلم و نمره 5 یا بیشتر از فرم والدین این پرسشنامه که فرم اولیه آن در سال 1984ساخته شد، می باشد. - اختلال سلوک: میزان اختلال در این پژوهش بوسیله پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)که فرم اولیه آن در سال 1984ساخته شد،در دو فرم معلم و والدین و مصاحبه با ناظم مدرسه سنجیده می شود. [1]. kopp [2]. Brief [3].Oliver [4].Wright Guerrin [5].Coffman [6]. Onghena [7].Helinckx [8]. Van Aken [9] .Janger [10]. Verhoeven [11]. Denkovic [12].shaw [13]. scott [14]. John.V. lavigne [15] .Schwebel [16] . neuroticism [17] . extraversion [18]. conscientiousness [19]. aqreeableness [20]. openness [21]. Goldberg [22]. Nigg & Hinshaw [23]. Wattie [24]. Sourander [25]. Helstela [26]. Achenbach [27]. Douch [28]. Mc cain [29]. Mastard [30]. personality Characteristics [31]. oppositional Defiant Disorder [32]. conduct Disorder |
![]() هشتاد سال باستان شناسی ایرانپژوهشگر : شهرناز اعتمادی اثر حاضر، دربردارنده مجموعه مقالات پذیرفته شده در همایش « هشتاد سال باستان شناسی ایران » است. این همایش، از سوی موزه ملّی ایران و با همکاری پژوهشکده باستان شناسی، به مناسبت هشتادمین سال تصویب نخستین قانون برای حفاظت از میراث ملّی برگزار شده است. محورهای اصلی همایش عبارتند از : تاریخچه ساختار اداری و سازمانی و تغییرات به وجود آمده در جایگاه اداری باستان شناسی و موزه داری ایران؛ جایگاه قانون عتیقات و حفریات تجاری در روند شکل گیری باستان شناسی ایران؛ نقش ایرانیان در شکل گیری پژوهش های باستان شناختی و موزه داری در ایران؛ سابقه آموزش باستان شناسی در ایران؛ انتشارات و جایگاه آن در نظام باستان شناسی ایران و ... |
![]() مقایسه خودپنداره تحصیلی عزت نفس اضطراب امتحان دردانش اموزان دخترتیزهوشچکیده هدف از این پژوهش مقایسه خود پنداره تحصیلی، خود کارآمدی تحصیلی، عزت نفس و اضطراب امتحان در دانش آموزان دختر تیزهوش مدارس عادی ومدرسه تیزهوشان سال دوم دبیرستان های شهر تهران برای بررسی "اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک"است.جامعه تحقیق شامل، کلیه دانش آموزان سال دوم دبیرستان مدارس عادی و تیزهوشان شهر تهران می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای ابتدا پنج دبیرستان از پنج ناحیه شهر تهران به تصادف انتخاب شده، سپس با استفاده از تست هوش ریون پیشرفته، 30 دانش آموز تیز هوش از مدارس عادی و 30 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی ساده از مدرسه تیزهوشان انتخاب شدند. نتایج حاصل از مقایسه چهار مشخصه ی خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و اضطراب امتحان با استفاده از پرسشنامه های خود پنداره تحصیلی کانر، خودکارآمدی تحصیلی وود ولوک، عزت نفس رزنبرگ و اضطراب امتحانابوالقاسمی به صورت علی-مقایسه ای اندازه گیری شد.بررسی نتایج با روش تحلیل واریانس چند متغییری (مانوا) نشان داد که خود پنداره تحصیلی، خود کارآمدی تحصیلی و عزت نفس دانش آموزان تیز هوش مدارس عادی از دانش آموزان تیزهوش مدارس تیز هوشان به طور معنی داری (p<0/01) بالاتر و میزان اضطراب امتحان آنان به طور معنی داری(p<0/01) پایین تر است. همچنین نتایج به دست آمده اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک را تایید کرد. کلید واژه ها:تیزهوشی، اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک، خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس، اضطراب امتحان. فصل اول کلیات امروزه در اکثر مناطق کشور، اغلب خانواده های دارای فرزندان باهوش و بااستعداد تمایل فراوانی دارند که فرزندانشان در مراکز ویژه ی پرورش استعدادهای درخشان یا همان مدارس تیزهوشان تحصیل کنند. رقابت شدید در بین دانش آموزان جهت ورود به این مراکز، برگزاری کلاس های آمادگی جهت آزمون ورودی این مدارس و انتشار کتب فراوان در زمینه ی آمادگی برای این آزمون ها از سال های اولیه دبستان برای دانش آموزان، شاهدی بر این مدعاست. دلایل متعددی می توان برای توضیح این امر ارائه نمود که یکی از آن ها طبق گفته سیلر[1](2001)، این باور است که برنامه های ویژه تحصیلی برای استعدادهای درخشان قدرت فکری و فردی این دانش آموزان را پرورش می دهد و همچنین این گونه برنامه های تحصیلی انتخاب ها و تجارب مثبت فردی و حرفه ای ایشان را در طول زندگی تسهیل می کند. انتخاب ها و تجاربی که آن ها را به یک "زندگی خوب[2]" رهنمون می شودو به نوعی آنان را در برابر غول کنکور مجهز می سازد. سلیگمن[3](2003)، توضیح می دهد که "زندگی خوب" یک حالت و وضعیت روان شناختی است که با دانستن این امر به وجود می آید که برجسته ترین توان و استعداد فرد کدام است و آن گاه استفاده از این توانایی ها و استعدادها برای شکل دادن زندگی فردی و ایجاد یک حالت جریان داشتن در تمام جنبه های بودن است. یکی از مؤثرترین راه های کمک به دانش آموزان با استعداد جهت انتخاب محیط آموزشی مناسب، راهنمایی آنان برای ورود به مدارسی است که هر چه بهتر بتوانند استعداد آن ها را پرورش دهند. اصطلاح "اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک"[4]، که توسط مارش[5]، معرفی شد و رواج پیدا کرد، چنین می گوید که دانش آموزان باهوش و با استعداد ترجیح می دهند به جای رفتن در محیط های دارای امکانات و برنامه های ویژه شکوفایی،در محیط ها و اجتماعات آموزشی کوچک تر، احترام و توجه بیشتر دریافت کنند و در این محیط های کوچک با به نمایش گذاشتن توانایی هایشان تحسین دیگران را برای خود همراه داشته باشند(مارش، 2001). خودپنداره تحصیلی شامل یک بخش تطبیقی است که در آن دانش آموزان مهارت ها و توانایی های تحصیلی خود را در مقایسه با دیگر دانش آموزان و هم کلاسی هایشان مورد ارزیابی قرار می دهند(کوکلی[6]، 7200). خود پنداره تحصیلی شامل مجموعه ای از ویژگی ها، عقاید و دیدگاه هایی می باشد که توسط دانش آموزان درباره ی مجموعه مهارت های تحصیلی و اجرای شان تصور می شود(لنت، بران و گوری،[7]1997). خودکارآمدی تحصیلی[8] باور دانش آموزان درمورد سطح توانایی هایشان برای برنامه ریزی و سازماندهی کردن و اجرای هرچه موثرتر کاربردهای دستیابی به موفقیت ها و مهارت های تحصیلی می باشد (مارکن و بارون[9]، 2200).خودکارآمدی تحصیلی را می توان به عنوان اطمینان افراد در مورد توانایی شان برای انجام موفقیت آمیز تکالیف تحصیلی در یک سطح مشخص شده تعریف کرد(اسچانک[10] ،1991). یک حس قوی ،سطح بالایی از انگیزه،عملکردهای تحصیلی و توسعه ی علاقه ذاتی به ماهیت مبحث تحصیلی را به وجود می آورد"(بندوا[11] و چانک[12] به نقل از بندورا،1997). زمانیکه راجرز[13] مفاهیم خودایده آل وخود ادراک شده رامطرح کرد، همان مباحثی را مورد بررسی قرارداد که اکنون تحت عنوان عزت نفس می شناسیم. همان تمایزی که بین خودپنداره وعزت نفس[14] قایل میشویم. بین خود ایده ال و ادراک شده قابیل می شویم. درواقع عزت نفس بار ارزشی دارد، یعنی فرد به قضاوت درباره خود می پردازد و با کمی اهمال می توان آن را خود ایده آل تلقی کرد، یعنی آنچه فرد تمایل دارد باشد. پس تفاوت بین واقعیت وایده آل همان شکاف بین خود پنداره وعزت نفس است(راجرز 1957، به نقل از بحرینی، 1375). اضطراب امتحان[15] یکی از شایع ترین مشکلات در بین دانش آموزان به حساب می آید. به عقیده روانشناسان و متخصصین امرآموزش، مقدار کم اضطراب به عنوان یک عامل انگیزشی موثر می تواند عملکرد فرد را برای تلاش بیشتر افزایش دهد. درمقابل اضطراب بیش از حد تاثیرات متفاوتی دارد و میتواند موجب از هم گسیختگی فرایندهای روانی که برای عملکرد صحیح فرد ضروری می باشند گردند. این نوع اضطراب که به اضطراب امتحان ناتوان کننده نیز مشهور است 10 تا 30 درصد تمامی دانشجویان ودانش آموزان را متأثر می سازد و عملکرد آن ها را به شدت کاهش می دهد (واچلکا و کاتز[16]، 2000) به طوری که مطالعات مختلف نشان داده است که اضطراب امتحان تأثیراساسی ومهمی روی عملکرد تحصیلی افراد دارد(کزادی[17]، 2004). دراین پژوهش به مقایسه خودپنداره تحصیلی، خود کارآمدی تحصیلی، عزت نفس و اضطراب امتحان در دانش آموزان تیزهوش مدارس عادی و ویژه پرداخته شده، تا اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک بررسی شود. در ادامه به بیان مساله و ذکر اهمیت و ضرورت پژوهش پرداخته و سپس اهداف پژوهش، فرضیه های پژوهش و تعاریف نظری و عملی واژه ها مورد بررسی قرار می گیرد. بیان مسأله مدارس ویژه شامل دانش آموزان سرآمد یا تیزهوش دارای شرایط خاص هستند و این دانش آموزان دارای محیط آموزشی متفاوت نسبت به دانش آموزان مدارس عادی می باشند. چنین عواملی احتمالاً می تواند موجب تفاوت بین ویژگی های شخصیتی و بهداشت روانی این دو گروه دانش آموزان باشد(حق شناس و همکاران ، 1388). این مدارس که به طور وسیع پس از تشکیل سازمان دهی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) درسال 1366 دراکثر استان های کشور و ازجمله استان تهران شروع به فعالیت نمودند، درقالب طرح جداسازی دانش آموزان تیزهوش و مستعد از دانش آموزان عادی و با هدف ارائه آموزش های ویژه جهت رشد شکوفایی استعدادهای آنان می باشند. درزمینه های آموزش و پرورش دانش آموزان تیز هوش همواره اختلاف نظرهای بسیاری بین صاحب نظران در جهان وجود داشته است. افرادی هستند که ادعا می کنند، دانش آموزان با استعداد باید چون دانش آموزان عادی آموزش ببینند مثل (مارگلین[18]، 1999؛ ساپون-شوین[19], 2000). به عبارت دیگر این افراد اذعان می دارند که دانش آموزان با استعداد خود دارای مزیت هستند و نیازی به خدمات خاص ندارند. از طرفی موافقان برنامه های خاص به این امر اتفاق نظر دارند که درصورت عدم ارائه محرک های هوشی و فکری مناسب طی برنامه های خاص، این دانش آموزان دچار مشکلاتی چون کسل شدن ،گوشه گیری و مشکلات رفتاری می کردند. ازجمله این مدافعان ،گالاگر[20] (2000)؛ وینر[21] (2000) و نیهارت[22] (2001) می باشد. نیهارت (2001) بیان می دارد که سلامت روان شناختی کودکان با استعداد با نوع استعداد، تناسب آموزشی، خصوصیات فردی کمک مثل خودپنداره، خلق و خوی و شرایط زندگی درارتباطات، همچنین او تأکید می کند که جایگاه و مکان تحصیلی و تناسب آموزشی بر سازگاری دانش آموزان تیزهوش و با استعداد اثر دارد. او از تحقیقات خود نتیجه می گیرد تیزهوشانی که درکلاس های تمام وقت مدارس خاصی تیزهوشان شرکت کرده بودند شایستگی های ادارک شده ی [23] کمتری نسبت به همتایان دیگری که فقط از برنامه های نیمه وقت غنی سازی شده تحصیلی تیزهوشان استفاده کرده بودند، احساس می کردند. مارش و همکارش پارکر[24] مدل مفهومی خود با عنوان اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک را پیشنهاد نمودند. در این مدل، مارش فرض را بر این مبنا قرار داد که افراد، توانایی های خود را با توانایی ها و مهارت های افراد همانند خود مقایسه کرده و این برداشت قیاسی، اساس شکل گیری خود پنداره آنان را تشکیل می دهد. اثر ماهی بزرگ در حوض کوچک زمانی اتفاق می افتد که افراد با توانایی یکسان که درک پایینی از خود پنداره خویش دارند، خویش را با افرادی بالاتر مقایسه میکنند. به عنوان مثال اگر یک دانش آموز متوسط در یک مدرسه سطح بالا تحصیل کند خود پنداره تحصیلی او کمتر از میانگین سایر دانش آموزان خواهد شد، بر عکس اگر دانش آموز قوی در یک مدرسه متوسط و عادی شرکت کند، توانایی های او بیشتر از میانگین دیگر همشاگردی ها میشود و این اختلاف منجر به خود پنداره تحصیلی بالاتر از حد میانگین می شود(مارش و پارکر،2005). مفهوم خودپنداره تحصیلی به معنای درک و ارزیابی دانش اموز از میزان توانایی های علمی خود در محیط تحصیلی است که بر اساس مقایسه با محیط هایاجتماعی و افراد اطراف شکل می گیرد. د ر مقاله ای توسط کوربیر[25] به نظریه ی شاولسون[26] اشاره شده است که در آن خود انگاره به هرمی تشبیه شده که راس آن خود پنداره به عنوان مبحثی کلی قرار دارد و پایین هرم به دو بخش خود پنداره ی تحصیلی و غیر تحصیلی تقسیم شده است. خود پنداره ی تحصیلی نیز خود به چهار بخش انگلیسی، تاریخ، ریاضیات و علوم تقسیم شده است. بنابراین عموما پیشنهاد شده که در هنگام ارزیابی خود پنداره ی تحصیلی مواد درسی جدا مورد بررسی قرار گیرند(کوربیرو همکاران، 2006). خود پنداره تحصیلی عمدتا تعیین کننده ی موفقیت یا شکست فرد در محیط تحصیلی است که عمدتا نشانه ی آن نمرات به دست آمده توسط فرد است. علت این مسئله عموما ایجاد شدن حس رقابت در فرد در پی خود پنداره ی تحصیلی است که منجر به پیشرفت دانش آموز می گردد. خود پنداره ی تحصیلی و موفقیت تحصیلی رابطه ای دو طرفه دارند. بدین نحو که موفقیت تحصیلی نشان دهنده ی خود پنداره ی تحصیلی و نیز خود پنداره ی تحصیلی پیش بینی کننده ی موفقیت تحصیلی است. نظریه ی BFLPE[27] به تاثیر شرکت دانش آموز در کلاس هایی فراتر از توانایی او بر روی خود پنداره ی تحصیلی و موفقیت تحصیلی می پردازد(رودریگز[28]، 2009). خودکار آمدی تحصیلی به عنوان یکی از ساختارهای انگیزشی اصلی در نظر گرفته شده است که بر روی درگیری شدن دانش آموزان در فعالیت ها و یادگیری تأثیر می گذارد( لینن برنیک وپنیتریچ[29]،)2003). خودکار آمدی اشاره دارد به «اعتقاداتی در مورد قابلیت های فرد برای سازماندهی و اجرای دوره های عملکرد مورد نیاز برای به وجود آوردن دستاوردهای مورد نظر»(بندورا ، 1997، صفحه ی 3). اعتقادات نامناسب در مورد توانایی های فرد در انجام یک وظیفه ی مورد نیاز باعث نبودن انگیزه برای افزایش عملکردی ممکن می شود(بندورا و دیگران ، 1996). نظریه خود کارآمدی بیان می کند که افراد اعتقادات خودکار آمدی را با چهار منشاء ابتدایی به وجود می آورند. دستاوردهای عملکردی[30]، تحریک روانی و احساسی[31]، یادگیری نیابتی و مدلسازی[32] ، متقاعد سازی گفتاری[33] افراد، به عنوان «دریافت کنندگان » اعتقادات خود کار آمدی خودشان ، به صورت فردی (جانب دارانه ) این منابع اطلاعات خود اثرمندی را شناخته و ارزیابی می کنند(بتز[34]، 2000). یکی از نیازهای روانی انسان نیاز به احساس خود ارزش مندی یا عزت نفس است. تحقیقات نشان می دهد، نوجوانی که از عزت نفس زیاد برخوردار است خیلی موثرتر می آموزد، روابط سود بخش تری برقرار می کند، بهتر می تواند از فرصت ها استفاده کند و خودکفا باشد و دیدگاه روشن تری نسبت به مسیر زندگی خود داشته باشد. بعضی محققین اعتقاد دارند که خود پنداره و عزت نفس دو جزء متفاوتند. خود پنداره عبارت است از نحوه ادراک فرد از خود، رفتار خود و نگرش نسبت به تصورات دیگران ازخود، درحالی که عزت نفس خشنودی فرد نسبت به خودپنداره را شامل می شود (کالاهان[35]، وارن[36] و کورفیکس[37] 1990، به نقل از بحرینی، 1375). اهمیت عزت نفس برای کسانی که با کودکان و نوجوانان سرو کار دارند امری روشن است، روان شناسان و جامعه شناسان ، عزت نفس مثبت را به عنوان هسته مرکزی سازگاری اجتماعی تلقی می کند که این دیدگاه ریشه ی تاریخی و عمیق دارد. یافته های تجربی جدید ارتباط بین عزت نفس مثبت را با عملکرد موثر و مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. برخورداری از اراده و عزت نفس قوی و ابتکار، خلاقیت و نوآوری ،سلامت فکر و بهداشت روانی روابطه مستقیمی با میزان احساس خود ارزشمندی فرد دارد. برخورداری از احساس خود ارزشمندی و عزت نفس به مثابه یک سرمایه و ارزش حیاتی محسوب شده و از جمله عوامل عمده در شکوفایی استعدادها و خلاقیت است(براندن[38] 1991، ترجمه قراچه داغی 1380). اضطراب امتحان شامل تجربیات و احساسات ناخوشایند عاطفی و نگرانی یا تشویق در موقعیت هایی است که فرد احساس می کند عملکرد وی مورد ارزشیابی قرار می گیرد(واچلکا و کاتز[39]، 2000). همچنین اضطراب امتحان به حالتی اشاره دارد که فرد را درباره توانایی ماشین در انجام یک وظیفه دچار ترس می کند و پیامد آن کاهش توان مقابله با موقعیت هایی مانند موقعیت امتحان است(فتحی آشتیانی، 1381). برخی محققین بر این عقیده اند که اضطراب امتحان افراد را برای امتحان بهتر مهیا و آماده می کند(هولمز[40]،2001). درمقابل عده ای به این عقیده اند که کاهش اضطراب موجب بهبود عملکرد افراد می شود(کوروساوا و هاراکیویز[41]، 2000) . می توان فردی را که دچاراضطراب امتحان است به منزله ی فردی توصیف کرد که مواد درسی را می داند، اما به شدت اضطراب و برانگیختگی وی مانع از ظهور معلوماتش درجلسه امتحان می گردد (فتحی آشتیانی،1381) عوامل متعددی از جمله سن،جنس، توقعات والدین و اجتماع و محتویات مطالب مورد آزمون می تواند با اضطراب امتحان رابطه داشته باشدو درهمین راستا مطالعات زیادی جهت درک ریشه جای این معضل صورت گرفته است. ارزیابی منفی فرد از خودش می تواند هسته مرکزی اضطراب امتحان باشد (پرینس و مانوالد[42]، 2002). محقق با توجه به جستجو و رصد کردن مباحث مرتبط، پژوهش کاملی که تأثیر محیط آموزشی اعم از تحصیل درمدارس خاص تیزهوشان یا مدارس عادی برای بررسی و مقایسه خود پنداره تحصیلی ،خودکار آمدی تحصیلی، عزت نفس و اضطراب امتحان دانش آموزان تیز هوش وبا تعدادی که درمدارس ویژه وخاص تحصیل می کند با دانش آموزان تیز هوش و مستعدی که درمدارس عادی به آموزش مشغول می باشند برای بررسی "اثر ماهی بزرگ درحوض کوچک" نیافت. حال سوال این است که آیا این مدارس در کنار ارائه ی آموزش های خاص جهت رشد و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان تیزهوش، قادر به فراهم آوردن بستری مناسب جهت حصول و ارتقائ شاخص های مهم شناختی آنان ازجمله خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و پایین آوردن اضطراب امتحان می باشند؟ و آیا تحصیل دراین مدارس آن گونه که انتظار می رود درنیل به هدف یک زندگی خوب برای دانش آموزان مستعد موثر بوده است؟ آیا یک ماهی بزرگ ترجیح می دهد دراجتماع و حوضی کوچک باشد؟ آیا بین خودپنداره، خودکارآمدی ،عزت نفس و اضطراب امتحان دانش آموزان تیزهوش مدارس عادی و ویژه تفاوت وجوددارد؟ تحقیق حاضر با هدف بررسی و مقایسه خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس واضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستان های عادی و دبیرستان های استعدادهای درخشان (تیزهوشان ) شهر تهران برای بررسی اثرماهی بزرگ درحوض کوچک انجام گرفته است. اهمیت و ضرورت تحقیق دانش آموزان تیزهوش سرمایه های کشور هستند و توجه به بهداشت وسلامت روان آنان و بررسی عوامل موثر بر آن ازنیازهای ضروری آموزش و پرورش این دانش آموزان می باشد. زیرا که هدف اصلی روان شناسی و مشاوره بهبود وضعیت و کیفیت زندگی انسان هاست و فاکتورهایی مانند خودپنداره ،خودکارآمدی، عزت نفس و اضطراب ازجمله مهمترین مولفه های هستند که در روان شناسی بسیار به آن ها پرداخته شده است و اهمیت آن ها در بهبود کیفیت تحصیلی و زندگی افراد مشخص شده است. درحالی که شواهد خوبی دال برسازگاری قوی ترومثبت اجتماعی و موفقیت های تحصیلی(آکادمیک) و حرفه ای (کارآموزی) مرتبط با شرکت دربرنامه های ویژه ی پرورش استعدادهای درخشان توسط افراد بااستعداد وسرآمد وجوددارد، تحقیقات رسمی اندکی جهت بررسی ویژگی های روان شناختی ، رضایت از زندگی وبهبود کیفیت تحصیلی و زندگی دانش آموزان تیزهوش و با استعداد انجام شده است(جردن[43]،2005). پژوهش حاضر با توجه این مهم بر نقش محیط های آموزشی شامل شرکت درمدارس ویژه تیزهوشان و یا تحصیل درمدارس عادی در کنار سایر دانش آموزان برشاخص های مهمی همچون خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس وا ضطراب امتحان برای بررسی "اثر ماهی بزرگ درحوض کوچک" در دانش آموزان دختر پایه دوم متوسطه تهران می باشد. پژوهش حاضر میتواند درموارد ذیل به کار می رود: 1. ارائه نتایج به دست آمده به مسولان و مدیران آموزش وپرورش استعدادهای درخشان درجهت رفع مشکلات عاطفی و روان شناختی این دانش آموزان و ایجاد محیطی تحصیلی بهتر برای رشدو شکوفایی هرچه بیشتر این دانش آموزان که ازجمله مهمترین سرمایه های کشور می باشند. 2.ارائه نتایج به دست آمده به قسمت مشاوره آموزش و پرورش برای اطلاع از وضعیت شاخص های روان شناختی چون خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و اضطراب امتحان دانش آموزان مستعد و تیزهوشی که در مقطع دوم متوسطه تهران تحصیل می دانند و انجام تحقیقات بیشتر از زمینه های دیگر بهداشت روان شناختی بر روی کلیه دانش آموزان در مقاطع مختلف جهت بالا بردن کیفیت زندگی در دوران تحصیل. 3. ارائه نتایج به دست آمده به خانواده ها و مسولان برنامه ریزی در امر آموزش و پرورش استعدادهای درخشان به منظور ارتقاء کیفیت برنامه های ویژه ی بین این گروه از دانش آموزان و در نظر گرفتن هر چه بیشتر فاکتورهای روان شناختی مثبت دراین گونه برنامه ها نسبت به صرف مشخصه های پیشرفت تحصیلی. 4. ارائه نتایج به دست آمده به مسولان آموزش و پرورش برای ارتقاء کیفیت تحصیلی برای دانش آموزان تیزهوشی که درمدارس عادی تحصیل می کنند و ارائه مطالب آموزشی باسطح بالاتر و به کیفیتی بهتر به این دانش آموزان. اهداف تحقیق 1.مقایسه ی خود پنداره ی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش دختر پایة ی دوم دبیرستان های عاری و تیزهوشان تهران. 2.مقایسه ی خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش دختر پایة ی دوم دبیرستان های عاری و تیزهوشان تهران. 3.مقایسه ی عزت نفس تحصیلی دانش آموزان تیزهوش دختر پایة ی دوم دبیرستان های عاری و تیزهوشان تهران. 4.مقایسه ی اضطراب امتحان تحصیلی دانش آموزان تیزهوش دختر پایة ی دوم دبیرستان های عاری و تیزهوشان تهران. فرضیه های پژوهش 1. بین خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش پایه ی دوم دبیرستان های مدارس عادی و تیز هوشان تهران تفاوت وجود دارد. 2. بین خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش پایه ی دوم دبیرستان های مدارس عادی و تیز هوشان تهران تفاوت وجود دارد. 3. بین عزت نفس دانش آموزان تیزهوش پایه ی دوم دبیرستان های مدارس عادی و تیز هوشان تهران تفاوت وجود دارد. [1]-Sayler [2] -Good life [3]- Seligman [4] - Big-Fish-Little-Pond-Effect [5]- Marsh [6]-Cokley [7] -Lent,Brown & Gore [8]-Academic Self-Efficacy [9] -Marken & Brown [10]-Schunk [11]-Bandura [12] -Change [13]- Rogers [14] -Self -Esteem [15] -Test -Anxiety [16]-Wachelka & katz [17] -Cassandy [18]-Margolin [19]-Sapon-shevin [20]-Gallagher [21]-Winner [22]-Neihart [23]-Perceived competence [24]- Parker [25]- Corbière [26]- Shawelson [27] -Big-Fish-Littlt-Pond-Effect [28]- Rodriguez [29] - Linenbrink & Pintrich [30] -Performance accomplishments [31] -Physiological or emotional arousal [32] -Vicarious learning and modeling [33] -Verbal persuasion [34]- Betz, N. E [35]-Kalaham [36]-Waren [37]-Kurfiex [38]-Bran dem [39] -Wachelka & katz [40]-Holms [41]-Kurosawa & Horackiwicz [42] Prinse & Henwald [43]- Jordan |