![]() دانلود کتاب قصه ما به سر رسیدقصه ما به سر رسید مجموعه ای از حکایت های اختصار محمد علی جمالزاده و چند برگردان از او که با این عناوین به چاپ واصله است . شیران روبه مزاج , خاک حاصلخیز , ماجرای دهشتناک قلعه , صیغه و عقدی , بارگاه شاهانه و ترجمه هایی از زبان های سایر . در هر یک از سرگذشت های این مجموعه , نویسنده تصویری هجوآمیز از طریق تفکر و حیات گروههای گوناگون سنتی عرضه می کند . مصیبت چامه غزل دیمی , ملای سراینــــده , جامه دوز شاعر و حامی سراینــــده مثال ای از حکایت های این گردآور هستند که با نگاهی به تفکر و زندگی جامعه سنتی ایران به زنجیره تحریر در آمده اند . در انتهای کتاب حیات , احوال و آثار محمد علی جمالزاده به قلم ایرج افشار نیز فهرست اهم مقالات جمالزاده در زمینه تحقیقات ایرانی و چند نوشته کوتاهی سایر به چاپ واصله است نام کتاب/رمان:قصه ما به سر رسید نویسنده:محمد علی جمالزاده مترجم: تعداد صفحات:213 فرمت کتاب:PDF زبان کتاب:فارسی اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطر پیروی ازقانون کپی وبازنویسی متنها است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814 |
![]() علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این اتحادیه در آینده...چکیده پایان نامه حاضردرصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه و تحت چه شرایطی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)به صورت یک نهاد امنیتی در خاورمیانه حضور نداشته. علی رغم اینکه قدرت های بزرگ این پیمان مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا به صورت جداگانه از دیرباز در منطقه حاضر بودند و تحت چه شرایطی اینک ابتدا به صورت خزنده و سپس به صورت فعال زمینه حضور خود را در خاورمیانه و خلیج فارس فراهم نموده اند. تزاین پایان نامه بر اساس مکتب رئالیسم درصدد تایید این ادعا است که در دوران نظام دو قطبی هر یک از قطب ها حوزه تحت نفوذ قطب را دیگر را محترم می شمرد و از دخالت در حوزه رقیب اجتناب داشت اما پس از فروپاشی نظام دو قطبی و خلاء ناشی از حذف اتحاد جماهیر شوروی، رهبری ناتو یعنی ایالات متحده آمریکا ابتدا به صورت یک جانبه و سپس با هماهنگی اعضای ناتو دخالت در کشورهای اروپای شرقی و آسیا و خاورمیانه را آغاز نموده است و در این میا ن خاورمیانه با توجه به اهداف ایالات متحده آمریکا که جلوه های آن در منشور ناتوتبلور یافته است، منطقه ای بسیار حساس از لحاظ موقعیت استراتژیک و ثروتمند از لحاظ منابع معدنی است، به ویژه منابع فسیلی انرژی نفت و گاز. و حضور در منطقه اگر به صورت یکجانبه امکان نداشته باشد به صورت جمعی در چارچوب ناتو شرط لازم برای ادامه نفوذ امریکا در جهان است. فهرست مطالب عنوان صفحه مقدمه فصل اول: طرح تحقیق مقدمه بررسی تعریف واژگان ومفاهیم کلیدی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بررسی ادبیات موجود هدف پژوهش اهمیت موضوع سوال اصلی فرضیه اصلی محدودیت پژوهش رهیافت نظری کاربرد پژوهش جمع بندی فصل دوم: تاریخچه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مقدمه نخستین سالهای ناتو دوران جنگ سرد دوران پس از جنگ سرد تا 11سپتامبر دوران پس از 11سپتامبر حضور تاریخی اعضاء ناتو درخاورمیانه پرتغال هلند فرانسه انگلستان آلمان ایالات متحده آمریکا جمع بندی فصل سوم: دلایل عدم حضور ناتو درخاورمیانه الف)منافع حیاتی امریکا منافع سیاسی خطر شوروی سابق و روسیه فعلی امنیت اسرائیل .................................................................................. منافع اقتصادی .................................................................................. انرژی ................................................................................................... بازار منطقه برای ایالات متحده آمریکا ................................. اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک خاورمیانه ............................. ب)مشکل اجماع داخلی بین اعضای ناتو ..................................... ج)هزینه حضور مالی و نظامی ....................................................... د)بد بینی نسبت به فعالیت های ناتو در منطقه ................. ه)عدم وجود شرایط مورد نظر ناتو در میان کشورهای منطقه ر)توجیه اصل دخالت ........................................................................ جمع بندی............................................................................................... فصل چهارم: گسترش ناتو به شرق و اهداف آمریکا .................. مقدمه..................................................................................................... الف)هژمونی آمریکا........................................................................... هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی ................................................... هژمونی آمریکا در عرصه اقتصادی .............................................. عناصر اصلی هژمونی آمریکا ......................................................... ب)آمریکا و گسترش ناتو در اروپا ............................................ نقش آمریکا در ناتو و اروپا ..................................................... دیدگاه های عمده در خصوص آینده ناتو پس از جنگ سرد .. گسترش عضویت ناتو ........................................................................... نشست بروکسل، اولین گام گسترش ................................................. گسترش عرصه فعالیت ها .................................................................. ج)اهداف آمریکا از گسترش ناتو ................................................. امنیت اروپا ...................................................................................... تسهیل عملیات نظامی ....................................................................... د)تاثیر 11سپتامبر بر گسترش ناتو ......................................... و)گسترش ناتو به شرق ................................................................... تروریسم ............................................................................................... اهداف ناتو در مبارزه با تروریسم .......................................... اشاعه سلاح های کشتار جمعی ......................................................... د)گسترش کارکردی ناتو .................................................................. ه)خاورمیانه، اهداف امریکا و گسترش ناتو ........................... جمع بندی ............................................................................................. فصل پنجم" زمینه های حضور ناتو در خاورمیانه ................... مقدمه ................................................................................................... الف)اهمیت خاورمیانه برای ناتو ............................................. ب)حضور ناتو در خاورمیانه ........................................................ ج)ماموریت ناتو در خاورمیانه .................................................. ماموریت ناتو در عراق .................................................................. د)ناتو در خلیج فارس .................................................................... و)ناتو در لیبی ............................................................................... معمر قذافی.......................................................................................... شروع بحران.......................................................................................... ورود ناتو .......................................................................................... امکانات و هزینه های نظامی......................................................... پایان بحران لیبی ........................................................................... ر)ناتو در سوریه ............................................................................ جمع بندی ............................................................................................. نتیجه گیری پژوهش ........................................................................... فهرست منابع ...................................................................................... پیوست ها ............................................................................................. نقشه ناتو .......................................................................................... منشور ناتو.......................................................................................... مقدمه پژوهش حاضر درصدد بررسی عدم حضور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در خاورمیانه بوده و لیکن زمینه های حاضر این سازمان را ابتدا بصورت خزنده و سپس به صورت بالفعل وعده می دهند. سطح تحلیل این پژوهش، کلان (System level) و زیر کلان یا منطقه ای Sub system) )می باشد. اگر چه اعضاء قدرتمند این سازمان مانند انگلستان فرانسه، آلمان و آیالات متحده امریکا در دو قرن گذشته هر یک در پی اهداف و منافع خود در منطقه خاورمیانه حضور داشته اند و حتی با یکدیگر تضاد منافع در رقابت داشته اند لیکن پس از تشکیل ناتو به صورت یک سازمان امنیتی هرگز به خاورمیانه کشیده نشدند. ناتو درنظام دو قطبی متولد می شود و رهبران دو قطب یعنی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر یک به بخشی از خاورمیانه تسلط پیدا می کند و هر دو ابر قدرت حوزه استحفاظی رقیب را محترم شمرده و نیازی به ورود ناتو یا سازمان رقیب آن ورشو نمی بیند. لیکن پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پیدایش خلاء قدرت در مناطق تحت نفوذ شوروی امریکا حتی الامکان صورت یک جانبه و یا در غیاب مشروعیت یک جانبه گرایی ناتو را به عنوان ابزار برای نیل به اهداف خود ابتدا به صورذت محدود و بالقوه و سپس به صورت بالفعل به منطقه وارد می نماید. جهت بررسی تایید این ادعا پایان نامه در پنج فصل طراحی شده است: فصل اول پس از طرح واژگان و مفاهیم کلیدی به سازماندهی پژوهش اختصاص دارد که پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی می پردازد. یک مطالعه افقی از ادبیات موجود ارائه شده و در آن غیاب مطالب مربوط به خاورمیانه خاطر نشان می گردد و این خود نوآوری پژوهش حاضر را نشان می دهد که هیچیک از آثار فوق الذکر به آن نپرداخته اند. لذا اهداف و اهمیت موضوع ارائه می شود که بواسطه آن سوال اصلی و فرضیه اصلی مطرح می گردد. پژوهش حاضر مانند هر تحقیق دیگر دارای محدودیت بوده و آن نیز بیان می گردد. در رهیافت نظری به مکتب های رئالیسم، لیبرالیسم و اجمالاً به سازه انگاری توجه شده اما رئالیسم به عنوان نظریه مناسب جهت توصیف (Description)؛ توجیه (Explanation) و پیش بینی (Prediction) برگزیده می شود در نهایت جنبه های کاربردی تحقیق در نهادهای جمهوری اسلامی ایران ارائه می گردد و فصل با یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد. فصل دوم تاریخچه ناتو رادر سالهای نخستین، دوران جنگ سرد، تحولات پس از فروپاشی نظام دو قطبی و سپس آثار حادثه 11 سپتامبر 2001، حضور تاریخی اعضاء ناتو مانند پرتغال، هلند، فرانسه، انگلستان، آلمان و ایالات متحده امریکا ارائه شده و سپس یک نتیجه گیری مختصر تنظیم می گردد. فصل سوم به دلایل عدم حضور ناتو در منطقه خاورمیانه توجه داشته و منافع آمریکا را در حمایت از اسرائیل، پیش گیری از نفوذ اتحاد شوروی ،دسترسی به منابع انرژی، تجارت با منطقه خاورمیانه، اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک ان از یک طرف و از طرف دیگر عدم اجماع در داخل ناتو، هزینه های مالی و نظامی توضیح داده می شود و حساسیت منطقه نسبت به بیگانگان و نیز عدم شرایط مورد نظر در میان کشورهای خاورمیانه جهت الحاق به ناتو و نیز غیاب یک دلیل موجه برای توجیه اصل دخالت از موارد مهم برای ایجاد منافع بر سر راه ناتو جهت ورود به خاورمیانه بوده است.و در پایان فصل یک جمع بندی مختصر ارائه می گردد. فصل چهارم گسترش خزنده ناتو به شرق مورد نظر بوده و هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی، اقتصادی بررسی می شود و نشان داده می شود که چگونه آمریکا ابتدا ناتو را به اروپای شرقی وارد می نماید و دراین رهگذر با نشست های بروکسل و مادرید عرصه فعالیت های خود در شرق را نهادینه می نماید. حادثه 11 سپتامبر 2001 باعث می گردد امریکا اصل دخالت را در هر چهار زمینه ادعائی سازماندهی کند یعنی: الف) حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه و دموکراسی ب) اشاعه سلاح های کشتار جمعی و سلاح های هسته ای ج) تروریسم به ویژه تروریسم دولتی د) جنگ داخلی مضافاً در خصوص خاورمیانه، مخالغت کشورهای مسلمان مانند ایران با صلح و خاورمیانه را بر چهار زمینه فوق افزون می نماید. در خاتمه یک جمع بندی کوتاه ارائه می شود. فصل پنجم به زمینه های حضور بالفعل ناتو در خاورمیانه می پردازد و نشان داده می شود که این سازمان موقعیت تک تک کشورهای خاورمیانه را چگونه می پندارند. حضور اعضاء مهم ناتو مانند امریکا و انگلستان در عراق، لیبی و تعامل آن با بحران سوریه بررسی می شود و سپس یک نتیجه گیری کوتاه ارائه گردد. پایان نامه با یک نتیجه گیری کلی خاتمه یافته و سپس فهرست منابع، پیوست ها، نقشه ناتو و منشور این سازمان به صورت پیوست الحاق می گردد. فصل اول طرح پژوهش مقدمه فصل اول درفصل حاضر منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تجزیه، تحلیل و تفسیر می شود. منشور هر معاهده حاوی اصول، هنجارها و قواعد و رویه های تصمیم گیری آن معاهده می باشد. از این رو چهارده ماده منشور ابتدا بررسی می شود و سپس رهیافت رئالیست ها و لیبرال ها را در رابطه با فلسفه وجودی ناتو، میزان همکاری دامنه همکاری اعضاء ناتو در اروپا و نیز در رابطه با اهداف سازمان ملل متحد مد نظر قرار می گیرد و سپس یک جمع بندی در نه محور ارائه می گردد. در ادامه فصل ادبیات موجود که توسط صاحب نظران ناتو تولید شده است مورد بررسی قرار می گیرد. این فصل سپس به هدف پژوهش، اهمیت موضوع، مسئولان اصلی، فرضیه اصلی، محدودیت پژوهش، رهیافت نظری، تعریف واژگان، مفاهیم کلیدی وکاربرد پژوهش می پردازد. تعریف واژگان و مفاهیم کلیدی خاورمیانه: خاورمیانه منطقه ای است که سرزمین های میان دریای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می شود. خاورمیانه بخشی از آفریقا-اوراسیا و آفریقای شمالی شمرده می شود. زبان های اصلی این منطقه فارسی،عربی،ترکی،کردی،عبری و آسوری است. کشورهای ایران،عراق، مصر، سوریه، بحرین، الجزایر، افغانستان، اسرائیل، اردن، کویت، لبنان، لیبی، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی، سودان، تونس، ترکیه، امارات و یمن کشورهای عضو این منطقه محسوب می گردندThe Middle East an) North Africa،1984). ناتو: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(North Atlantic Treaty Organization)در 4 آوریل 1949 با مشارکت 12 کشور ایالات متحده امریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال در واشنگتن به امضا رسید. این پیمان یک پیمان دفاعی-نظامی محسوب می شود که در دوره جنگ سرد بر علیه تهدید شوروی منعقد شد (عسگرخانی،1383:140). منطقه: بنا به تعریف شورای اتحادیه اروپا منطقه به معنای سرزمینی است متجانس،از لحاظ وسعت و حدود و ثغور بالنسبه متوسط که بتوان آن را از لحاظ جغرافیایی مشخص نمود (Amayesh،2010 ). امنیت: تعریف امنیت در قانون نبود تهدید است.در گذشته های دور امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می شد.ولی امروزه مولفه های امنیت زیاد شده وتمامی ابعاد سیاسی،فرهنگی،اجتماعی واقتصادی را شامل می شود ویا به عبارت دیگر، توان یک ملت یا یک فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی را امنیت می گویند(Babai،1390). بازدارندگی: بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری از اقدام خصمانه دشمن صورت می گیرد. دکترین بازدارندگی پس از جنگ جهانه دوم و در دوران جنگ سرد برای تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت آمریکا وشوروی و ممانعت از جنگ هسته ای طرح ریزی شد(Bashgah،2010 ). جنگ سرد:اصطلاحی است که به دوره ای از تنش ها،کشمکش ها و رقابت ها در روابط ایالات متحده امریکا ، شوروی و هم پیمانان آنها در طول دهه های 1940 تا 1990 اطلاق می شود(Wikipedia،2011 ). موازنه قدرت:زمانی که تعداد کثیری ازملل با میزان مختلف از قدرت با یکدیگر متحد شوند به طوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند.زیرا قدرت این ملل را قدرت گروه مخالف موازنه داده است(سیف زاده،1383: 56). اقتصاد سیاسی:به معنای بررسی مسایلی که مورد علاقه علم سیاست و علم اقتصاد هر دو هست. اقتصاد سیاسی در پی فهم روابط متقابل میان نیروهای سیاسی و اقتصادی و تاثیر آن روابط بر تشکیل سیاست های اقتصادی است،همچنین اثیر وضع اقتصادی بر حکومت های منتخب مردم در این شاخه بررسی می شود( Magiran،1390 ). آینده: بعدی از هستی است که در فراسوی لحظه حال گسترش می یابد و هم چون اصلی در انجام اقدامات در نظر گرفته می شود. این مفهوم برخورداری از طرح،اهداف،نیات،غایات و مفاهیم را برای انسان به همراه می اورد( Policyanalysis،2011 ). دلیل: دلیل از ریشه دل به معنی "هر چیزی که شخصی را به سوی آن راهنمایی کند" می باشد و در لغت به معنای برهان،حجت،جهت،راهنما،سبب،طریق و نشانه آمده است بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی: منشورسازمان پیمان آتلانتیک شمالی در 4آوریل1949 تنظیم گردید و دارای 14 ماده و یک مقدمه کوتاه استکه در آن به اصول و اهداف این سازمان میپردازد. این معاهده برای تحقق بخشیدن به اصول و اهداف منشور سازمان ملل متحد تکیه نموده و آن را از اهداف اولیه خود میداند. بنابراین خود را بازوی صلح و امنیت سازمان ملل متحد تلقی مینماید. در ادامه یعنی در پاراگراف دوم منشور به اهداف ثانوی یعنی ارتقاء حقوق بشر، دموکراسی و حقوق فردی است می پردازد که از اهداف دیگر منشور سازمان ملل است ، هدف سوم آن ارتقاء ثبات و امنیت منطقه آتلانتیک شمالی میباشد و بالاخره این سازمان خود را به عنوان یک رژیم امنیت دستهجمعی برای صلح و امنیت تلقی میکند. این معاهده در ماده اول خود همانند منشور سازمان ملل متحد حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات را مقرر میدارد و این امر قبل از هرگونه اعمال زور توصیه میگردد. در ماده دوم میل به صلح و امنیت بینالمللی را از طریق تقویت نهادهای آزاد توصیه مینماید. مضافاً در همین ماده با دیدگاه کارکردگرایی سیاستهای اقتصادی بینالملل را جهت توسعه همکاری پیشنهاد مینماید همانطوری که در مکتب لیبرالیسم اقتصادی توصیه شده است. این سازمان معتقد است تعامل اقتصادی در سطح نظام بینالملل باعث همکاری شده و این همکاری به بخش صلح و امنیت بینالمللی سرایت خواهد کرد. در ماده سوم جهت جلوگیری از منازعات مسلحانه به دکترین خودیاری موثر و کمکهای دو جانبه و ابتکارات شخصی تکیه میکند. در ماده چهارم به اصل مشورت در درون سازمان میپردازد و طرفهای معاهده و هر آنگاه که احساس کنند قلمرو خاکی آنها، استقلال سیاسی و امنیتشان تهدید شده بایستی با یکدیگر مشورت نمایند. در ماده پنجم مهمترین اصل امنیتی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مطرح میگردد این اصل عبارت است از دکترین All against one . یعنی هر گاه حملهای مسلحانه به یکی از اعضای این سازمان در اروپا یا امریکای شمالی صورت گیرد این حمله میبایستی به مصابه حمله به سایر اعضا تلقی شود و همگی درصدد رفع متجاوز برآیند. هر یک از اعضا موظف میشود هر اقدامی را که لازم میداند از جمله استفاده از نیروهای مسلح برای برقراری امنیت در منطقه آتلانتیک شمالی اسنجام دهد.این اقدام میبایستی به شورای امنیت سازمان ملل گزارش شود چرا که این اقدام مطابق ماده51 منشور سازمان ملل متحد اعمال میگردد. این اقدامات زمانی خاتمه مییابد که شورای امنیت اقداماتی را برای برقراری صلح و امنیت بینالمللی انجام داده باشد. ماده ششم،دامنه ماده5را روشن مینماید. مطابق تعریف این ماده حمله به یک یا اعضای بیشتری از طرفهای معاهده شامل حمله به قلمرو خاکی طرفها در اروپا یا آمریکای شمالی یا مناطق تحتالحمایه فرانسه در الجزایر یا اشغال نیروهای طرفین در اروپا یا در جزایری که در حوزه صلاحیت هر یک از طرفین در آتلانتیک شمالی و یا شمال مداررأس سرطان است و یا حمله به کشتیها یا هواپیماهای هر یک حمله به تمام اعضا تلقیمی شود. ماده هفتم مقرر میدارد که این معاهده نباید به نحوی تفسیر شود که با حقوق و تعهدات مندرج در منشور سازمان ملل متحد منافات داشته باشد. ماده هشتم طرفهای این معاهده را مکلف مینماید که هیچگونه تعاملات بینالمللی با طرفهای دیگر که به نحوی با مقررات این معاهده در تضاد باشد وجود نداشته و متعهد میشود هیچگونه تعامل بینالمللی را که با این معاهده منافات داشته باشد در آینده منعقد ننماید. ماده نهم تشکیل شورایی را مقرر میدارد که به موجب آن معاهده بتواند به اجرا درآید. شورا میتواند هر زمانی با قید فوریت تشکیل شود و میتواند ارگانهای فرعی خود را مانند کمیته دفاعی برای اجرای ماده 3 و 5 تشکیل دهد. ماده دهم عضویت کشورهای دیگر اروپایی را پیشبینی مینماید و مقرر میدارد طرفها با توافق آراء میتوانند سایر کشورهای اروپایی را دعوت نمایند تا به این معاهده بپیوندد و آن کشور متقاضی میبایستی اسناد الحاق خود را به دولت ایالات متحده آمریکا تسلیم نماید.دولت ایالات متحده آمریکا به تکتک طرفهای معاهده اطلاع میدهدد که این قبیل اسناد الحاق به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی سپرده شده است. ماده یازدهم تصویب معاهده را مقرر مینماید، که به موجب آن هر کشور عضو جدید میبایستی پس از امضا آن رابه تصویب مجلس زیربط مطابق قوانین اساسی آن کشور برساند و سند تصویب شده میبایستی به دولت ایالات متحده تحویل داده شود تا آن کشور به سایر اعضا اطلاع دهد. به محض تصویب از ناحیه اکثریت امضاکنندگان از جمله تصویب بلژیک، کانادا، فرانسه، لوکزامبورگ، هلند، انگلیس و ایالات متحده آمریکا معاهده نافض میگردد. ماده دوازدهم بازنگری معاهده را پس از 10 سال و یا در هر زمانی پس از آن پیشبینی مینماید این بازنگری با توجه به فاکتورهایی خواهد بود که صلح و امنیت در منطقه آتلانتیک شمالی تأثیر خواهد گذاشت. منجمله توسعه ترتیبات بین المللی و منطقهای به موجب منشور سازمان ملل متحد که برای حفظ صلح و امنیت بینالملل لازم باشد. ماده سیزدهم خروج از معاهده را پیشبینی میکند و مقرر میدارد پس از اینکه معاهده 2 سال از اجرایش گذشت هر طرفی میتواند پس از ابلاغ یک ساله به دولت ایالات متحده آمریکا از معاهده خارج شود که آمریکا بایستی به کلیه اعضاء اطلاع دهد. ماده چهاردهم زبان حاکم بر معاهده را اشعار میدارد و میگوید این معاهده به دو زبان انگلیسی و فرانسه نوشته شده که هر دو دارای یک اعتبار است و میبایستی در آرشیو ایالات متحده آمریکا باقی بماند و نسخههای تأیید شده آن توسط آمریکا به سایر اعضا ارسال خواهد شد(491-494:1984 INIS. L.CLAUDE) چنین برمیآید که منشور سازمان ملل دارای ماهیت منطقهای (اروپا، آمریکای شمالی) و نیز با توجه به مأموریت اعلامی خود در جهت اجرای اهداف سازمان ملل دارای ماهیت بینالمللی میباشد، ناتو در خصوص مأموریت اول خود هنوز به طور کامل موفق نبوده است ،یعنی کاملاً کلیه کشورهای اروپایی را در بحث inclusion یعنی الحاق کلیه اعضای اروپایی به معاهده وارد نکرده است، به عنوان مثال صربستان و روسیه هنوز به آن ملحق نشدهاند، از طرف دیگر توسعه اهداف مندرج در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بر اساس اصل مساوات نبوده و به طور یکسان از امکانات ناتو استفاده نشده است. به عنوان مثال همکاریهای اقتصادی که در منشور این سازمان پیشبینی شده است، به میزان تدابیر امنیتی و نظامی پررنگ نبوده و همکاریها در زمینههای امنیتی بیشتر بوده است که آن نیز در عمل با رهبری ایالات متحده آمریکا و با هزینه خاص آن کشور صورت گرفته است. برخی از اعضای سازمان ناتو صرفاً مشارکت سمبلیک در درگیریهای مسلحانه داشتهاند و غالباً آمریکا و بعضاً انگلیس در انها شرکت داشتهاند. از آنجا که همکاریهای اقتصادی و امنیتی نمیتوانند جدا از فاکتورهای قومی، ملی، زبانی و نژادی باشند لذا پارامترهای هویتی و فرهنگی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی پیشبینی شده و ابزارهای لازم برای انسجام این معاهده از بعد هویتی وجوددارد. این خود به نوعی نطقه انقراض ناتو را پیشبینی مینماید و این تهدید علاوه بر فلسفه وجودی ناتو است که رئالیستها بر آن تکیه دارند، رئالیستها معتقدند چون دشمن ناتو از بین رفته ناتو خواهد مُرد. بنابه گفته دیوید هگلند همانطوریکه آب را از گیاه بگیرید خشک میشود،اگر دشمن کسی را از او بگیرید او خواهد مرد. بنابراین عدم توجه به پارامترهای هویتی و فرهنگی از یک طرف که دربرگیرنده قومیت، ملیت، زبان، نژاد، مذهب میباشد و از طرف دیگر نبود دشمن، تهدید جدّی علیه این سازمان است .این نکته را نویسندگانی چون کِنت و والتز کراراً تکرار کردهاند که نه روزها بلکه سا لهای ناتو شمرده میشود. اما در مقابل آن لیبرا لها معتقدند دستور کار سازمان ناتو عوض شده است و ناتو در عملیات مختلف از جمله تروریسم،جنگهای داخلی، نقض حقوق بشر، بلاهای آسمانی و طبیعی، مسایل زیست محیطی، فقر و بیماری مشارکت خواهد کرد و همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. ولی در مقابل رئالیستها این دستور کار را انکار نموده و برای بقای حیات ناتو بسنده نمیدانند به این منظور بررسی و مرور ادبیات تولید شده در رابطه با ناتو به شرح زیر میباشد. بررسی ادبیات موجود در یک جمعبندی اجمالی از از ادبیات مربوط به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مقدمتا موارد زیر استنتاج میشود: 1-ناتو باتوجه به تضادهای نهفتهای در منشور آن محکوم به تغییر است که در این رهگذر میتوان به پذیرش اعضای جدید و حذف اعضای قاره اروپا اشاره نمود. 2-ناتو با توجه به منازعات و منافع متضاداعضای آن به ویژه در رابطه با رهبری آن در جنوب اروپا یعنی فرانسه و بلژیک از یک طرف و ایالات متحده و بریتانیا از طرف دیگر محکوم به تحول و تغییر است. 3-گسترش فزاینده فناوری و دستیابی کشورهای مختلف به تکنولوژی مدرن، ناتو را ناگزیر مینماید که در استراتژیهای بازدارندگی آن به ویژه در رابطه با تسلیحات هستهای و سلاحهای هستهای تاکتیکی دچار تغییر و تحول گردد. 4-در غیاب دشمن بالفغل و بالقوه و حذف پیمان ورشو فلسفه وجودی ناتو زیر سوال رفته است. 5-ناتو درصدد خواهد بود دستور کار جدیدی برای استراتژی بقای خود پیدا کند از آن جمله مبارزه با تروریسم، خشونتهای قومی, جنگهای داخلی، بلاهای آسمانی و تهدیدهای طبیعی، اما اینکه آیا در دراز مدت این موارد بتواند ناتو را زنده نگه دارد جای تامل است. 6-ناتو با تحلیل رفتن قدرت اقتصادی آمریکا به لحاظ تامین هزینه دچار مشکل خواهد شد و به صورت انحطاطی رو به زوال خواهد رفت و اقتصاد سیاسی موجود ناتو دال بر این روند انحطاطی است. 7-با جهانی شدن امنیت و آرزوی دیرینه جامعه جهانی مبنی بر رژیم امنیت دسته جمعی از یک طرف و تلاش جهانیان برای حکمران جهانی از طرف دیگر باعث میشود ناتو یکی از دو راه را برگزیند: الف-به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل که منشور آن مدعی آن است به عنوان یک رژیم امنیت دسته جمعی وارد عمل بشود. ب-تلاش برای تحقق بخشیدن به مورد الف موفقیت آمیز نبوده و ناتو به صورت کلی (Redundant) یعنی زائد تلقی شده و به جای آن یک رژیم امنیت دسته جمعی که مورد قبول جامعه جهانی باشد حتی به شکل ضعیف تشکیل گردد. 8-با توجه به شکلگیری و تدوین کنوانسیونها، معاهدات، پروتکلها، تفاهم نامهها، موافقتنامهها اعم از دو جانبه یا چند جانبه در رابطه با رژیمهای بینالمللی خلع سلاح و کنترل تسلیحات که به هر حال به عنوان عامل بازدارنده و تحدید کننده ابزارهای نظامی میباشند ناتو ناگزیر است در پرتو یک سلسله اصول (اهداف)، هنجارها (رفتار)، قواعد و رویههای تصمیمگیری عمل نموده و به صورت افسار گسیخته نتواند عمل نماید و از این رو دامنه و حوزه عملیاتی آن محدود خواهد شد و این خود دگرگونی و تحول در ناتو را به ارمغان خواهد آورد. 9-خیزش گرایشات فرهنگی و هویتی در میان جوامع جهانی که بر ارزشهای بومی خود تکیه دارند در کنار فاکتورهای اقتصادی که آنان نیز براساس رشد بومی جدید مبتنی بر فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، مذهب، زبان و نژاد خواهد بود، به صورت فزاینده فضایی را ایجاد میکند که در آن ارزشهای یک جانبه انگلو – امریکن که به واسطه ناتو اعمال میگردد رو به ضعف رفته و ناتو رفته رفته از ناحیه اعضای خود و سپس فرهنگ و هویت جامعه جهانی دچار دگرگونی و تحول گردد. نویسندگان امریکایی از جنگ جهانی دوم به بعد همواره بر رهبری دنیا (leadership) توسط امریکا تاکید کردند که این ادبیات به دو مکتب افول گرایان و احیاگران تقسیم میشد که از جمله میتوان به نوشتههای راست و هانتینگتون در میان احیاگران اشاره کرد. و به نویسندگانی چون رابرت گیلن در میان افولگرایان. قالبا این ادبیات بر قدرت اقتصادی امریکا توجه میکرد که در همین رابطه نظریههای حمایتی (suportership) با نقش حمایتی ژاپن و آلمان برای کمک به ادامه سیطره آمریکا تاکید میشد. اما عدهای نیز رهبری دنیا را نه به واسطه قدرت امریکا بلکه قدرت ناتو تلقی کردهاند. به عنوان مثال دیوید کلیو (David P.Calleo) در کتاب Beyond American Hegemony The Future of Western Alliance چنین مینویسد که: اولا سیاست خارجی آمریکا بدانگونه که توسط لیبرالها و محافظهکارغان اعمال شده است کاملا شکست خورده و هیچگونه آلترناتیو دیگری برای ترمیم سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. از این پس رهبری دنیا نه به واسطه ایالات متحده آمریکا، بلکه به واسطه ناتو آن هم به صورت انحطاطی ادامه خواهد یافت. کتاب به سه بخش تقسیم میشود در بخش نخست ماهیت سازمان ناتو در رابطه با سیاست خارجی آمریکا و نظام جهانی مطالعه میشود در بخش دوم مشکلات این اتحادیه از سال 1948 بررسی میشود که دوران جان اف کندی. جرالد فورد، کارتر و ریگان را پوشش میدهد در همین بخش اقتصاد جهانی در رابطه با ناتو مطالعه شده و کسری بودجه آمریکا در رابطه با استراتژیهای جغرافیایی سیاسی مطالعه میشود در این بخش نشان داده میشود که آمریکا و ناتو با مشکلات اقتصادی عمدهای مواجه شده است. در بخش سوم از یک طرف اتحاد امریکا و بریتانیا مد نظر قرار میگیرد و از طرف دیگر همکاری فرانسه با آلمان و نقش روسیه که نشان میدهند که جامعه جهانی و امنیت آن کثرتگرا شده و آمریکا نمیتواند به تنهایی ناتو را هدایت کند در نبود این توانایی آینده ناتو نیز در خطر است . (1987- Calleo) دیوید هگلند (David G. Haglund) در کتاب PonderingNATo’sNuclearoptions : Gambits for a post – Weastphalian Worldبه گزینههای هستهای ناتو میپردازد در این مجموعه که نویسندگان مختلف فصول این کتاب را نوشتهاند به صورت 4 بخش و 8 فصل گزینهای هستهای ارائه گردیده است. در فصل اول نیل مک فارلن سیاستهای هستهای ناتو را در چارچوب منافع ملی تعریف میکند او میگوید دوران پسا وستفالی گذر از هابز به کانت است و ما نباید منافع ملی را با گزینهای هستهای گره بزنیم. علیرغم این که هابز وحدت اروپا و جهانی شدن و جامعه مدنی را دردنیا مطرح کرده است لیکن به نظر مک فارلن بسیارساده لوحانه است که بگوییم دوران وستفالی به سر رسیده است، به نظر وی بازدارندگی و منطق آن هنوز حاکم است و حتی بازدارندگی متعارف کمتر از بازدارندگی هستهای نمیباشد. در فصل دوم پیتر اشمیت و استفن دواشپیلگر مسئله هستهای را در اروپای پسا وستفالی مطالعه میکند وی میپرسد اگر روزی روسیه فرایند هستهای شدن اروپا را فی نفسه منفی تلقی نکند درصدد خواهد بود به اروپا ملحق شود،اما آیا اروپا به روسیه اجازه خواهد داد که وی نیز وارد ناتو شود؟ این امری است بعید. فصل سوم به سلاحهای هستهای و استراتژی کلان آمریکا تعلق دارد که توسط مایکل ماستاندونو نوشته شده است، وی به بازدارندگی ممتد امریکا اشاره میکند او میگوید دوران وستفالی به سرنرسیده و همانند رابرت گیلپن در کتاب War and Change in World Politicsاستدلال میکند که آنچه در دنیا اتفاق افتاده تغییر سیستمیک است و نه تغییر سیستمی، به عبارت دیگر منطق نظام بینالملل تغییر نیافته است و سلاحهای هستهای و بازدارندگی کلان آمریکا خدشهدار نشده است. گر چه معتقد نیست که نظم تک قطبی برای ابد برقرار باشد اما استدلال میکند که استراتژی کلان آمریکا تا مدتی ادامه خواهد داشت. در فصل چهارم الیور ترنرت خود را با این سوال سرگرم میکند که آیا سلاحهای هستهای مانع جنگهای میکروبی خواهد شد؟ او در پاسخ میگوید از این نظر دوران وستفالی به سر رسیده است که در قرن 21 ام تهدیدها میکروبی و شیمیایی هستند و سلاحهای هستهای قادر نخواهند بود بازدارندگی ایجاد نمایند. در فصل پنجم جوزف ژاکل و جول سکولوسکی از تجربه هستهای کانادا سخن میگویند، کانادا به صورت بالفعل از زمان جنگ سرد تاکنون به عنوان هم پیمان آمریکا درگیر سلاحهای هستهای ایالات متحده بوده است. این مشارکت بخصوص درMutual AshuredDistruction (MAD)یعنی تضمین تخریب دو جانبه با تخریب تضمیمی دو جانبه توسط اوتاوا انجام گرفت. گر چه در ظاهر این کشور سیاستهای ضد هستهای را شعار میداد. در فصل ششم امید یا یاس کانادا را در کنترل تسلیحات هستهای بیان میدارد دراین فصل میشل فورتمن و دیوید هگلند استدلال میکنند که مردم کانادا خواهان سیاستهای ضدهستهای هستند اما در عمل دولت کانادا سیاستهای هستهای را دنبال میکند، به عنوان مثال اوتاوا در گزارشی که مجلس آن در رابطه با سیاستهای هستهای تصویب کرد، از ناتو نمیخواهد که استفاده از سلاحهای هستهای در ضربه اول را انکار نماید. فقط از ناتو میخواهد که در سیاستهای هستهایاش تجدید نظر کند. در فصل هفتم سیاستهای هستهای فرانسه توسط پاسکال بنیفیس اعمال شده است، او میگوید تغییراتی که در گذشته در سیاستهای هستهای فرانسه به وجود آمده بود فرانسه را محدود میساخت اما با پایان یافتن جنگ سرد فرانسه از انزوا خارج شده است و در نتیجه خود را به کشورهای دیگر نزدیکتر ساخته و در قلمرو هستهای فعالتر خواهد بود، در تایید گفتههای پاسکال و بنیفیس باید افزود که هم اکنون فرانسه به نسل سوم سلاحهای هستهای دست یافته است و سارکوزی نیز مجدانه برنامههای هستهای این کشور را پیگیری نموده و اظهار داشت است که در برابر تهدیدهای موشکی ایران میبایستی سلاحهای هستهای فرانسه مدرنیزه شود. در فصل هشتم استفن پلینجر آینده برنامههای هستهای بریتانیا را مورد بررسی قرار میدهد او میگوید سیاستهای هستهای بریتانیا شباهت زیادی به فرانسه دارد گویی به موازات آنها حرکت میکند. در عین حال بریتانیا سلاحهای هستهای را به عنوان آخرین سلاح در زمانیکه منافع حیاتی کشورش به خطر بیفتد اعمال خواهد کرد. برخلاف فرانسه اما مانند کانادا، بریتانیا نیز ظاهرا سیاستهای ضد هستهای را دنیال میکند اما در عمل فاصله زیادی با این آرمانگرایی دارد(1999- Haglund). فصول مختلف این کتاب حاکی از آن است که سلاحهای هستهای علی رغم تغییر و تحولات موجود در نظام بین اللملل از جمله جهانی شدن، جامعه مدنی و دوران پسا وستفالی دیگر مانند زمان جنگ سرد کارایی ندارد، لیکن ناتو برای ایجاد بازدارندگی ممتد به ویژه توسط اعضای سنتی آن مانند امریکا، فرانسه و بریتانیا در عمل هم چنان به بازدارندگی تکیه خواهد کرد و سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی آنها فرق دارد. در حالیکه برای جذب افکار عمومی سخن از سیاستهای ضد هستهای است در عمل اعضای ناتو و لابراتوار کشورهای عضو هم چنان به تلاشهای خود جهت بازسازی برنامههای هستهای ادامه خواهند کرد. بنابراین بازدارندگی هستهای جزء گزینههای جدی ناتو برای برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی خواهد بود. کتاب The France – USLeadershiprace– Closely Watched Alliesبا ویرایشDavidG.Haglundاثر دیگری است که به ادبیات ناتو به ویژه درخصوص رابطه فرانسه و ایالات متحده امریکا اختصاص یافته است. هگلند در فصل اول تحت عنوان Feuding Hillbillies Of The Westبه ریشههای منازعات فرانسه و امریکا در امنیت بینالمللی نگاه میکند. وی سعی دارد رهیافت نظری رئالیسم را برای روابط فرانسه و امریکا اعمال نماید به ویژه به رئالیسم نئوکلاسیک اشاره مینماید که بعدا نگارنده این پایان نامه در بخش رهیافت نظری به آن اشاره خواهد کرد. با تکیه بر رئالیسم نئوکلاسیک بر ابعاد Power (قدرت) و Culture (فرهنگ) استناد مینماید. نویسنده 3 ویژگی فرهنگی را مورد بررسی قرار میدهد این سه ویژگی عبارتند از فراگیری تاریخی یا Historical Learning، ویژگیهای نژادی Ethnicityو ویژگی ملی. پس از بررسی این روابط به خصومتهای دو کشور که در بستر روابط استراتژیک آنها مشاهده میشود برمیگردد و لذا رقابت و منازعه بین امریکا و فرانسه را غالب، و دوستی یا همکاری بین دو کشور را مغلوب میشمارد. و از این نظر آینده روابط در کشور را در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در نقاط مختلف جهان مکدر میبیند. BeatriceHeuserدر فصل دوم کتاب تحت عنوان of Sibiling Rivalry and Lovers Spurnedروابط فرانسه و امریکا در طی دو قرن گذشته را بررسی مینماید و برخلاف هگلند به نقاط اشتراک دو کشور تاکید مینماید و فصل مشترک دو کشور را در ایدهآلها و ارزشهای جهانی دو کشور میداند. به نظر هر دو ملت آنها وظیفه و ماموریت تمدنزا در جهان دارند.(Civilizing Mission) لیکن نویسنده به دنبال این نقاط اشتراک که نهفته درآرمانهای ملی دو کشور است به رقابت برمی گردد ومی گوید همین ایدئولوژی که هردو در دنیا بر ان اهداف تبلیغ کرده اندباعث رقابت ایدئولوژیک بین آنها شده است این رقابت ایدئولوژیک را به خصوص در دوران ژنرال دوگل با ایالات متحده امریکا به خوبی میبینیم. Hance- Georgehrhartدر فصل سوم تحت عنوان Change ByRapprochmentبازگشت فرانسه به این سازمان را مورد بررسی قرار میدهد او آمریکا را به عنوان Hyper Power تلقی میکند و میگوید فرانسه پس از فراگیری از دوران دوگل به اتحادیه بازگشته است. وی میگوید تاکید دوگل بر حاکمیت اروپا به رهبری فرانسه جای خود را به استراتژی بزرگ فرانسه در سطح جهانی داده است و این استراتژی بزرگ را در عیاق شدن با سازمان ناتو میپندارد. او میگوید گر چه غرایز قدیمی به سختی میمیرند.لیکن فرانسه آهسته آهسته برای برقراری تعادل قدرت آمریکا در ناتو به این سازمان بازگشته است .اما نتیجه میگیرد که جدال با Hyper Power که برحسب اتفاق شریک استراتژیک خود نیز میباشد مسئلهای نیست که در کوتاه مدت پایان یابد. در فصل چهارم کتاب تحت عنوانA Model ally? ،Michel Fortmann andHeleneviauبه تغییر در سیاست خارجی فرانسه معتقدند و میگویند همانطروری که بحران کوزوو نشان داد فرانسه نگاه استراتژیک خود را عوض کرده است و به زندگی مسالمت آمیز دو جانبه اعتقاد دارد،و مشارکت نظامی فرانسه در قضیه صربستان نشان داد که پس از آمریکا دومین قدرت نظامی بود. این نویسندگان چنین نتیجه میگیرند که سیاست استراتژیک فرانسه بدین نحو عوض شده است که در زمان جنگ با آمریکا باشند و در زمان صلح علیه آمریکا. نیل مک فارلین ( (Neil Macfarlaneدر فصل پنجم تحت عنوان Fromst.Malo to Kosovoتحول و تکامل روابط انگلستان، فرانسه و آلمان را به عنوان یک مثلت تاثیرگذار بر روابط فرانسه و آمریکا مطالعه مینماید. او میگوید در سالهای اخیر با شکلگیری اروپای واحد سخن از ESDIیعنی ابتکار دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا میشود، به عبارت دیگر گفته شده است اروپا درصدد است یک رژیم امنیت اروپایی برای خود ایجاد نماید، به نحوی که رهبری آن را فرانسه عهدهدار باشد مک فارلین میگوید با توجه به روابط انگلستان، آلمان و فرانسه بسیار بعید است رژیمESDIتحقق یابد. در فصل ششم پیتر اشمیت ((Peter Schmidtتحت عنوان Where’s The Boeuf? مانند نیل مک فارلین به تشکیل رژیم امنیتی دفاعی اتحادیه اروپا جدا از ناتو بدبین است. وی ابتکار مذکور را بیشتر به یک شعار و سخن پراکنی تشبیه مینماید و آن را دور از واقعیت میداند. وی به مفهوم و ترمینولوژی Separable ButNotSeperateاستناد مینماید و میگوید اعضای اتحادیه اروپا گفتهاند مسایل راباید از هم جدا کرد و تفکیک پذیر دانست، نه اینکه جدا باشیم. اشمیت میگوید ناتو هم چنان بر دفاع مشترک و مسئولیت تمام اعضای ناتو تکیه خواهد داشت. وی میافزاید مفهوم خودمختاری در رژیم دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا فقط شعار است. اشمیت در همین رابطه دو سوال مطرح میکند آیا این شعار سیستم دفاعی اروپا در عمل نیز باعث میشود اعتماد اروپا به توان خود بیشتر شود؟ به عبارت دیگر باعث اعتمادسازی برای اروپا خواهد شد؟ و سوال دوم اشمیت این است که آیا این پروژه استراتژی قدیمی فرانسه در تقابل با آمریکا و آلمان است؟ اشمیت جواب سوال اول را آری و جواب سوال دوم را نه میگوید. بنابراین لفظ رژیم دفاعی اروپا فقط جنبه روانی و اعتمادسازی دارد و در عمل بر تقابل با آمریکا نمیباشد. در فصل هفتم پیتر رودولف((Peter Rudolfتحت عنوانVision Impossibleقدرت ایالات متحده امریکا را به عنوان یک هژمون خوش خیم تلقی مینماید.رودولف میگوید سیاست فرانسه در مقابل قدرت امریکا آثار منفی برای ناتو خواهد داشت، چرا که درخصوص اصطلاح دولتهای یاغی، آمریکا غالبا سیاستهای یک جانبه را اعمال مینماید و این باعث خواهد شد فرانسه و سایر اعضای اتحادیه به حاشیه کشیده شوند، و مسئله دوم دخالتهای کنگره آمریکا بر سیاستگذاری این کشور است که باعث خواهد شد امریکا یک نگاه درونی به سیاست خارجی داشته باشد و نقش سایر اعضای ناتو را نادیده بگیرد. ریچارد نوسال(Kim Richard Nossal) در فصل هشتم تحت عنوان Life With Uncle Revisitedبه آینده رهبری امریکا توجه مینماید و مانند رودولف نقش کنگره را به عنوان عنصر اصلی در تصمیمگیری برای سیاستهای امنیتی ناتو در نظر میگیرد.اما برخلاف رودولف نظر خوشبینانهای دارد. او میگوید آمریکا دیگر Super Powerنیست بلکه Hyper Powerاست و در نتیجه چالش فرانسه باعث خواهد شد رهبری امریکا در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بهبود یابد و کیفیت رهبری در اثر چالش و انتقادهای فرانسه ارتقا یابد نه اینکه باعث افول رهبری شود. بنابراین مخالفت فرانسه را به عنوان نیروی مثبت در ناتو تلقی مینماید(2000, Hugland)) نکته قابل توجه در آثار فوقالذکر این است که هیچکدام به عدم حضور ناتو و یا حضور آن در خاورمیانه نپرداختهاند. پایان نامه حاضر در ضدد اینست کمبودهای این ادبیات را جبران نماید و زمانیکه نگارنده عنوان پایاننامه حاضر را برای اعضا محترم گروه مطالعات منطقهای خاورمیانه تسلیم داشت هنوز نشانهای از ورود ناتو به خاورمیانه نبود ، اما نگارنده در صدد بوده علل عدم حضور ناتو در خاورمیانه را بررسی نماید و استدلال نماید که چرا در آینده نزدیک ناتو به خاورمیانه خواهد آمد. اینک که این پایان نامه در حال دفاع است به صراحت و در عمل شاهد آن هستیم که ناتو به خاورمیانه و شاخ آفریقا چتر دخالت آمیز خود را به نام و تحت عنوان دخالتهای بشر دوستانه و برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی در خاورمیانه گسترده است. لیکن هنوز هم ادبیات بسنده یافت نمیشود. Alastair Bachanدر فصل اول کتابThe Evolution Of Strategic Thoughtبه رقابت آمریکا و اتحادیه اروپا در ناتو میپردازد و تفوق اروپا بر آمریکا را غیرممکن میداند. وی بریتانیا، فرانسه و آلمان را قدرتهای نسبتا ضعیف می داند و این رقابت را به خصوص در زمینههای موشکی غیرممکن تلقی میکند، وی در ادامه استدلالهای خود نشان میدهد تغییرات سازمان پیمان آتلانتیک شمالی کاملا متغیر وابسته به سیاستهای آمریکا میباشد. بنابراین اگر اراده امریکا برای ایجاد بازدارندگی در هر نقطه از جهان از جمله خاورمیانه باشد ناتو را به آنجا خواهد برد. گر چه کلیه فرماندهان از جمله دو فرمانده مالی ناتو بینالمللی میباشند یعنی از اعضای ناتو انتخاب میشوند، لیکن فرماندهان کل آمریکایی هستند، این فرماندهان به گروهی به نام Standing Groupگزارش میدهند که اعضای این گروه نمایندگان امریکا، بریتانیا و فرانسه در واشنگتن میباشند که آنها نیز به نوبه خود به کمیته نظامی گزارش میدهند که اعضای این کمیته را اعضای ستاد اتحادیه تشکیل میدهد، این پیشنهادات به شورای ناتو ارائه میگردد. نویسنده میافزاید اما تئوری با عمل فرق دارد در عمل Standing Groupدر واشنگتن سازمانی تشریفاتی بوده و نفوذی در پنتاگون یعنی وزارت دفاع آمریکا و یا در اتحادیه ندارد. نویسنده بر قدرت نظامی امریکا که دارای دو وجه است اشاره میکند یعنی سلاحهای استراتژیک و تاکتیکی آمریکا و بنابراین معتقد است ناتو میبایستی به تغییراتی که آمریکا در سلاح های استراتژیک و تاکتیکی خود معمول می دارد توجه نماید. بدینگونه سیاست خارجی آمریکا درتکامل تسلیحات و پندار ناتو تاثیر مهمی دارد. نظر به اینکه امریکا چه به دلایل برقراری صلح و امنیت منطقهای و چه تحت عنوان مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی و هستهای و یا به بهانه مبارزه با تروریسم و یا به قصد تسلط بر لولههای نفتی خاورمیانه عازم این منطقه میباشد و کنترل هر چه بیشتر خود را یا به بهانه اهداف فوقالذکر و یا برای پیشگیری از سیطره چین و یا نفوذ روسیه و یا ظهور اتحادیه اروپا به عنوان یک ابرقدرت حضور خود را در منطقه خاورمیانه بیشتر خواهد کرد ،اما برای اینکه این حضور وجاهت قانونی داشته باشد میبایستی همپیمانان خود از جمله ناتو را نیز با خود همراه کنند.(Bachan،2008) مرشایمر( John G.Mersheimer)نظریه پرداز رئالیسم تهاجمی در کتاب The Tragedy of Great Power Politicsبه اهداف امریکا در ناتو میپردازد و میگوید اگر امریکا صد هزار نیرو در اروپا دارد به خاطر این نگرانی است که رقابت امنیتی خطرناک و بالقوه در اروپا وجود دارد. و حتی روسیه ممکن است مجددا برخیزد، و به همین دلیل ناتو به سمت شرق گسترش مییابد و کشورهایی چون چک، مجارستان و لهستان را به آغوش خود میگیرد. در سال 1997 بیل کلینتون چنین میگوید: «برخی میگویند ما دیگر به ناتو نیاز نداریم زیرا که دیگر تهدید قدرتمندی به امنیت ما اینک وجود ندارد. من میگویم اگر تهدید قوی وجود ندارد، به خاطر این است که ناتو وجود دارد. آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا به سنای آمریکا چنین میگوید: «ما در امنیت اروپا منافع داریم، زیرا میخواهیم از بیثباتی که 5 میلیون آمریکا را در دو جنگ جهانی به اروپا برد اجتناب کنیم (Mersheimer،:2001379). رابرت آرت بین سالهای 1990 و 1994 یکصد مصاحبه با نخگبان سیاسی – نظامی اروپا انجام داد. یافتههای وی بدینگونه خلاصه میشود که اگر امریکاییها پتوی امنیتی خود را از اروپا برچینندبه کشورهای اروپایی همان اوضاع و احوال 45 سال گذشته که یکدیگر را نابود میکردند برخواهد گشت. بنابراین بنا به استدلالهای جان میرشمیر امنیت اروپا نیز متغیر وابسته به قدرت امریکا میباشد و لذا ناتو نیز در هر نقطه از دنیا چه در اروپا و چه در خاورمیانه در صدد آن است در وهله نخست اهداف امریکا را اجابت نماید. (آرت،2001) در رابطه با سیاستهای اعلامی ایالات متحده امریکا در رابطه با خاورمیانه به ویژه تا آنجا که به پایان نامه حاضر مربوط میشود درخصوص خلیج فارس رابرت مک ناما راRobert S.Mcnamara))در کتاب Out Of The Coldبه مجموعه آیین رفتار مورخ 1972 امضا شده بین نیکسون و برژنف اشاره میکند . وی میگوید موافقت نامه مذکور دارای 6اصل مهم بوده است که یکی از اصول آن خلیج فارس میباشد. بدین ترتیب که به موجب اصل 5 موافقت نامه مذکور چنانچه تردد نفت از خلیج فارس قطع گردد، ایالات متحده آمریکا به جای آنکه نیروی دریایی خود را یکجانبه وارد منطقه کند. مانند آنچه که در سال 1987 اتفاق افتاد امریکا میبایستی نیروی سازمان ملل را برای تضمین عبور نفت از خلیج فارس فراهم نماید. از این رو امریکا ممکن است در غیاب نیروی سازمان ملل نیروهای ناتو را به بهانه حمل و نقل نفت از تنگه هرمز به منطقه خلیج فارس اعزام نماید. (1989, Mcnamara) علاوه بر موارد فوق که میتواند انگیزههای برای امریکا و در نتیجه برای ناتو جهت حضور در خاورمیانه باشد. انگیزههای دیگری نیز برای حضور ناتو در خاورمیانه وجود دارد که در میان سایر موارد میتوان به انگیزههای اقتصادی اشاره کرد. واقعیت امر این است که مطالعه و شناخت ناتو علاوه بر اهداف نظامی و امنیتی به عنوان یک سازمان بینالمللی بسیار گسترده دارای اقتصاد سیاسی مخصوص به خود میباشد. بدیهی است شرکتهای چند ملیتی عظیمی در رابطه با ناتو فعال میباشند. این شرکتها فقط به کارخانجات اسلحهسازی و مهمات مربوط نمیشوند بلکه سایر شرکتهای خدماتی را نیز شامل خواهد شد. تدارکات مستلزم ارائه خدمات گسترده میباشد به عنوان مثال وجود 30 سرآشپز و 300 آشپز در ناوگان پنجم امریکا در بحرین نیاز به شرکتهای خدماتی عظیم دارد. به همین ترتیب برای تامین نیروهای امریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، آلمان، هلند، ترکیه در اقصی نقاط دنیا مانند کوزوو و در بالکان و افغانستان در همسایگی ما نیز به شرکتهای تولید کنندگان مواد اولیه جزئی از این نیروها میباشد و در این زمینه Keith HartlyوTood SANDLERگامهای مهمی را برای مطالعه اقتصاد ناتو برداشتهاند لیکن کتاب آنها The Political Economy Of NATOنیز مانند سایر منابع به امکان حضور ناتو و اینکه چرا تاکنون ناتو به خاورمیانه نیامده است اشارهای نکردهاند. هدف پژوهش هدف پژوهش حاضر بررسی دلایل عدم حضور ناتو در خاورمیانه میباشد و در عین حال شرایطی را که موجبات حضور این اتحادیه را در منطقه خاورمیانه تسهیل میبخشد بررسی نماید. این دلایل از یک طرف به ساختار نظام بین الملل و تغییرات آن برمیگردد. از طرف دیگر به اهداف سیاسی آمریکا مربوط میشود که قدرت نظامی این اتحادیه را برای نیل به اهداف سیاسی آن جهت مشروعیت بخشیدن به اقدامات خود مورد استفاده قرار داده به نحوی که از همان ابتدای تشکیل این اتحادیه یکی از اهداف اتحادیه را برای اجابت اصول مندرج در منشور سازمان ملل تلقی مینماید. از آنجا که منشور سازمان ملل و منشور اتحادیه هر دو با ابتکار امریکا بوده است نیل به اهداف امریکا از ماموریتهای مهم ناتو میباشد. منشور ناتو خود اذعان میدارد که برای تامین اصول منشور سازمان ملل جهت حفظ و برقراری صلح امنیت بینالملی و منطقهای و توسعه کمو کیفی انضمام خواهد کرد. علل دیگر عدم حضور ناتو در منطقه را میتوان به وچود رژیمهای امنیتی منطقهای مانند پیمان سنتو در زمان جنک سرد و یا وجود ایران به عنوان ستون ثبات و همچنین نقش سایر هم پیمانان امریکا مانند اسرائیل و عربستان در منطقه دانست. اما از آنجا که پس از فروپاشی شوروی و ظهور انقلاب اسلامی ایران ثبات و امنیت منطقه دچار تزلزل گردید. امریکا به تدریج ابتدا با یکجانبهگرایی حضور خود در منطقه خاورمیانه را تقویت نمود مانند دو جنگ امریکا علیه عراق، لیکن از آنجا که یکجانبهگرایی با واکنش جامعه جهانی و حتی هم پیمانان امریکا مانند فرانسه مورد انتقاد قرار گرفت. ایالات متحده جهت مشروعیت بخشیدن به حضور خود در خاورمیانه به تدریج به سیاستهای چند جانبهگرایی از طریق سازمان ملل متحد در درجه نخست رو آورد، اما از آنجا که اعزام نیروهای حافظ صلح مستلزم حمایت سایر اعضای دائمی شورای امنیت از جمله روسیه و چین میبود.و لذا امریکا به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی توسل جست و به تدریج حضور ناتو را در منطقه پررنگتر کرده است. در پایان نامه حاضر در بخش مفاهیم به تعریف فراختری از منطقه خاورمیانه توجه خواهم کرد، به عبارت دیگر کشورهای که سابقا در مجاورت خاورمیانه به شمار میآورند در این تعریف خاورمیانه جزء قلمرو این منطقه محسوب خواهند شد. اهمیت موضوع منطقه خاورمیانه از لحاظ وجود منابع استراتژیک و انرژی به ویژه نفت و گاز و هم چنین به لحاظ وجود شاهراه آبی خلیج فارس و محل اتصال دنیای شرق به غرب و نیز به لحاظ وجود قومیتهای مختلف در درون کشورهای اسلامی و دخالت دیرینه قدرتهای بزرگ از اهمیت خاصر برخوردار است. کافی است در یکصد سال گذشته به ادبیات تولید شده در علوم اجتماعی و رسانههای گروهی دنیا توجه کنیم. خواهیم دید منطقه خاورمیانه درصدر خبرها وتحولات مهم دنیا بوده است. کمتر منطقهای را میتوان یافت که در آن امپراطوریهای عثمانی، روم، فرانسه، انگلستان، روسیه و اخیرا چین درگیری و یا تعامل داشته باشند. بر همین منوال کمتر منطقهای را میتوان یافت که به واسطه رویههای امریکایی و سازمان پیمان آتلانتیک شکالی این چنین محاط شده باشد. وجود پایگاههای نظامی و ناوگان امریکا در منطقه، استقرار موشکهایکروز و سپر دفاعی در این منطقه به خوبی اهمیت موضوع را نشان میدهد. درخصوص دولت جمهوری اسلامی ایران باید قویا تاکید کرد که حضور ناتو در منطقه رابطه مستقیم با منافع ملی ایران دارد. مضافا کشور شمالی ایران روسیه نیز نسبت به حضور ناتو بسیار احساس میباشد. روسها و امریکاییها و پیش از آن روسها و انگلیسها بر سردسترسی به آبهای گرم خلیج فارس با یکدیگر رقابت داشتند. از میان مطالعات استراتژیک در بعد سخت افزاری و نرم افزاری هیچ موضوعی به اندازه حضور ناتو در خاورمیانه با امنیت و منافع ایران ارتباط نخواهد داشت. بنابراین این موضوع در رابطه با امنیت و منافع ملی ایران و منطقه رابطه مستقیم دارد. سوال اصلی چه عواملی باعث شده است ناتو به عنوان یکی نهاد امنیتی در خاورمیانه حضور پیدا نکند و اینکه چگونه و تحت چه شرایطی این امکان فراهم میشود که این سازمان در این منطقه حضور یابد؟ فرضیه اصلی علت اصلی عدم حضور ناتو در خاورمیانه تحدید آزادی عمل ایالات متحده از ناحیه سایر متحدین آن در چارچوب ناتو و به موازات آن تحدید آزادی عمل آمریکا توسط سایر قدرتهای بزرگ خارج از ناتو مانند روسیه بوده است(متغیر مستقل). لیکن رشد خشونت های اجتماعی و یکجانبه گرایی آمریکا و آوای گسترش سلاحهای هستهای در منطقه به دلیل عدم کارایی بازدارندگی متعارف(متغیر وابسته) توانسته مقدمه حضور مستقیم ناتو را در این منطقه فراهم نماید. محدودیت پژوهش پژوهشهای علوم انسانی اعم از کمی و کیفی به ویژه در کشورهای در حال توسع محدودیتهای خود را داراست پژوهش حاضر نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد، دسترسی به داده و اطلاعات با توجه به محدودیتهای موجود به لحاظ تحقیقات کتابخانهای و محدودیت در دسترسی به سایتهای اینترنتی از محدودیتهای بارز بوده است, بیبلیو گرافی و ویبلیوگرافی پیوست به پایان نامه حاضر خود نشان میدهد که حتی به زبان انگلیسی درخصوص عدم حضور ناتو و امکان حضور آن در خاورمیانه منابع کم بوده است چه رسد به منابع فارسی که بسیار کمتر بوده است. محدودیت دیگر پژوهش عدم امکانات مالی جهت انجام مطالعات میدان (FieldTrip)و نیز امکانات کافی برای توزیع پرسشنامه و جمعآوری اطلاعات در داخل کشور از محدودیتهای دیگر بوده است. هیچ پژوهشی بدون حمایت مالی از پژوهشگر امکان پذیر نمیباشد و این موضوعی است که دانشگاه و دانشکده قبل از انجام پژوهش و نه بعد از آن میبایستی در اختیار پژوهشگر قرار دهد. رهیافت نظری از میان نظریههای موجود در روابط بینالملل میتوان به این جمعبندی رسید که نظریهها یا بنیان علمی و براساس عقلانیت میباشند که در این صورت رابطه علت و معلول به خوبی مطالعه میشود در این رهگذر میتوان به نظریههای رئالیسم، لیبرالیسم و مارکسیسم اشاره کرد. در شاخه دیگر میتوان به نظریههای غیر بنیانی، غیرعلمی و یا تکوینی مراجعه کرد که در آن میان میتوان به نظریههای انتقادی، سازهانگاری، جامعهشناسی تاریخی، فمینیسم، هنجاری و پسامدرنیسم اشاره نمود، که در این صورت رابطه علت و معلول مطرح نیست و آنچه که بر آن تاکید میشود ذهنیت بوده که براساس آن مفاهیم در ذهن جامعه تولید میشود که در آن میان میتوان به پارامترهای هویت، فرهنگ و گفتمان اشاره کرد. پایان نامه حاضر با نگاه اجمالی به این نظریهها دو مناظره مهم را از میان رهیافتهای فوق که در ادبیات سازمان پیمان آتلانتیک شمالی حاکم بوده است و در نظر گرفته و آنها را مورد بررسی قرار میدهد. به عبارت دیگر مجموعه نظریههای رئالیسم را از یک طرف و مجموعه نظرات لیبرالیسم را از ظرف دیگر مورد کند و کاو قرار میدهد و نظریههای سازهانگاری را صرفا در بعد انتقادی مد نظر قرار میدهد و النهایه نگارنده این پایان نامه مکتب رئالیسم را نظریه مناسب و حاکم برای بررسی علل عدم حضور ونیز زمینههای حضور ناتو را در منطقه حاکم و غالب میداند. در این رهگذر و در چارچوب مکتب رئالیسم به شاخهای رئالیسم ساختارگرایی یا تدافعی و یا به بیان دیگر نئورئالیسم، رئالیسم تهاجمی یا انگیزشی و نیز به رئالیسم نئوکلاسیک توجه خاصی خواهد داشت. به ویژه آنکه رئالیسم انگیزشی یا Motivation Of Realismجایگاه خاص خود را در پایان نامه نشان خواهد دارد. بشر همواره در طول تاریخ نگران جنگ، علل و پیامدهای آن بوده است. ادبیات موجود در اسطوره شناسی خود حاکی از آن است که جنگ به عنوان پدیده اجتماعی از زمان آفرینش وجود داشته و هرگز ریشه کن نشده است، پیامبران، حقوقدانان ، اخلاقیون ، فلاسفه، سیاستمداران و نظریه پردازان در این خصوص کتابها نوشتهاند. در پایان نامه حاضر با نگاه اجمالی به نظریههای روابط بینالملل، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی را در چارچوب مکاتب مختلف مورد بررسی قرار خواهیم داد. در حال حاضر این نظریهها به دو گروه عمده که هر یک زیرمجموعههای خود را داراست. تقسیم میشوند. گروه اول نظریههای که به جریان اصلی معروف بوده، تکیه بر علم، عینیت و عقلانیت میکند که در آن رابطه علت و معلول مطالعه میشود. که از آن میان میتوان به واقعگرایی یا رئالیسم، لیبرالیسم و مارکسیسم اشاره کرد و گروه دوم که به نظریههای غیرعلمی، غیربنیادی معروف میباشند. شامل نظریههای انتقادی، سازه انگاری، جامعه شناسی تاریخی، فمینیسم هنجاری و پسامدرنیسم میباشد. این گروه بیشتر به ذهنیت تکیه کردهو علاقهای به رابطه علت و معلول نداشته و بیشتر نظریههای ساختارشکن میباشند. بیشترن مناظره در خصوص ناتو بین دو مکتب رئالیسم و لیبرالیسم میباشند اما بدان معنا نیست که نظریهای دیگر در این خصوص فاقد ادبیات باشند به عنوان مثال مارکسیسم ناتو را به عنوان سازمانی در خدمت سرمایهداری میداند که در آن نقش سازمان برای به حاشیه راندن کشورهای در حال توسعه نقش عمده دارد. به عبارت دیگر این سازمان ابزاری است در خدمت سرمایهداران و مشارکت ناتو در جنگهای معاصر صرفا بیانگر این است که نظام سرمایهدذاری با بحران مواجه شده است و سامانه سرمایهداری تب کرده است ناتو میبایستی جراحی نظامی کند تا سیستم سرمایهداری بهبود پیدا کند.(والرشتاین، ) از دیدگاه سازه انگاری، ناتو به عنوان سازمانی میباشد که برمبنای هویت و فرهنگ غرب شکل گرفته و برای تامین انگیزههای غرب است گرچه این ادبیات نفوذ در میان نویسندگان سازه انگار متداول نشده لیکن تاکید سازه انگاران بر استراتژیهای هویتی و فرهنگی میباشد. اما همانطوری که فوقا اشاره شد بیشترین مناظره بین رئالیستها و لیبرالها بوده است. رئالیستها که به شاخههای کلاسیک، ساختارگرا (نئورئالیسم یا رئالیسم تدافعی) ، رئالیسم اقتصاد ی و رئالیسم نئوکلاسیک یا رئالیسم انگیزشی تقسم میشوند. به طور کلی کلیه واقعگرایان بر نقش دولت و عقلانیت تکیه میکنند و مهمترین تفاوتی که با یکدیگر دارند آثار مناظرههاست، که رئالیسم با سایر مکتب ها داشته است. مثلا رئالیسم کلاسیک ضمن تاکید بر نقش دولت پارامترهای جامعه شناختی و فاکتورهای مربوط به نیروهای داخلی را مد نظر قرار میداد. که از آن میان میتوان به آثار توسیدید، هابز، ماکیاولی، ادوارد کار و مورگنتا اشاره کرد و هر جا که سخن از دولت با فاکتورهای داخلی آن است دو عنصر منازعه، جنگ، اختلاف از یک طرف و عنصر عدم همکاری و یا همکاری در زمینههای امنیتی از طرف دیگر مورد علاقه رئالیستها بوده است که در هر دو مورد قدرت نقش اساسی دارد. یعنی رئالیستها میگویند جنگ، منازعه و اختلاف در طول تمدن وجود داشته و تغییر شکل میدهد از طرف دیگر معتقدند همکاری به خاطر منافع شخصی خودپرستانه که در معمای زندانی و شکار گوزن مشاهده میشود و امکان پذیر نیست. به بیان دیگر انسانها و دولتها و به طور کلی بازیگران به خاطر منافع فردی جداگانه با هم همکاری کرده و همکاری آسیب پذیر است، مگر به خاطر امنیت در مقابل دشمن مشترک با هم ایجاد اتحاد بکنند این دقیقا فلسفه تشکیل ناتو میباشد. از این لحاظ ناتو اتحادی بوده است در مقابل پیمان ورشو برای پیشگیری از گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی به ویژه در اروپا. همانطوری که اشاره شد مفهوم قدرت و انواع آن و اندازهگیری آن و سپس موازنه آن در نظر رئالیستها بسیار مهم بوده است. به عنوان مثال ادوارد کار قدرت را به سه گروه تقسیم میکند: اول، قدرت نظامی. دوم، قدرت اقتصادی و سوم، قدرت پنداری. و این شیوه تحلیل را میتوان به خوبی در کلیه رئالیستهای واقعگرا مشاهده نمود. لیکن رئالیستهای ساختارگرا یا به عبارت دیگر نئورئالیستها ویا رئالیستهای تدافعی بر قدرت داخلی کشورها توجه ننموده بلکه بر قدرت ساختار نظام بین الملل تاکید کردند، به عنوان مثال والتز تاکید ساختار نظام بین الملل همواره بر واحدهای در حال تعامل اثر خواهند گذاشت و متقابلا تحت تاثیر تعامل واحدها میباشند. این رابطه را والتز به شکل زیر ترسیم مینماید. که البته سایه ساختار نظام بین الملل بر تک تک واحدهای در حال تعامل به گونهای افکنده که هم ایجاد فرصت و هم ایجاد محدودیت مینماید. بنابراین رئالیسم ساختارگرا که والتز پدر این مکتب محسوب میشود به موازنه قدرت بین واحدهای در حال تعامل اعتقاد دارد، والتز ناتو را در مقابل قدرت پیمان ورشو تلقی نموده و استدلال مینماید که چون پیمان ورشو از بین رفته است ناتو فلسفه وجودی خود رااز دست داده و سالهایش نه روزهایش شمرده میشودبه این معنا زیاد طول نخواهد کشید که ناتو از بین خواهد رفت. دیوید هگلند نیز در تایید سخنان والتز میگوید اگر دشمن کسی را از او بگیرید مانند آن است که آب را از گیاه بگیرید، گیاه خشک میشود. رئالیستهای نئوکلاسیک نیز بر همین اعتقادند اما آنها مانند رئالیستهای کلاسیک نقش عوامل اجتماعی داخل را مطرح میکنند و در نتیجه هم به دولت تاکید دارندو هم به ساختار نظام بین الملل و هم بر نیروهای اجتماعی. به عنوان مثال نقش ناتو در سرکوب طالبان و القاعده در کشورهای مختلف را پدیدهای میدانند که هم در درون دولتها مانند افغانستان است و هم پدیدهای است در ساختار نظام بین الملل در کشورهای مختلف خاورمیانه و هم پدیدهای اجتماعی در میان وهابیون تندرو، بنابراین ناتو در نظر رئالیستها نوعی اتحاد است برای نگرانیهای امنیتی و اتحادی است که علیه دشمن مشترک صورت گرفته. لیبرالها برخلاف رئالیستها اولا معتقدند ناتو یک رژیم امنیت دسته جمعی میباشد در خدمت منشور سازمان ملل متحد برای اجابت اصول و اهداف سازمان ملل متحد ثانیا، فلسفه وجودی ناتو از بین نرفته و با از بین رفتن پیمان ورشو فروپاشی اتحاد شوروی ناتو دستور کار جدیدی برای خود دارد که از آن جمله میتوان به موازد زیر اشاره کرد: 1-دخالت ناتو در اشاعه تسلیحات هستهای و سلاحهای کشتار جمعی 2-دخالت ناتو در تروریسم 3-دخالت ناتو به هنگام نقض فاحش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه 4-دخالت ناتو در جنگهای داخلی 5-دخالت ناتو برای برقراری خیر مشترک در مقابل پدیدهها و بلاهای طبیعی و غیرمترقبه مانند زلزله، سوناهی بیماریهای واگیر، قحطیو.. در مقابل این دو استدلال رئالیستها میگویند ناتو یک نظام امنیت دسته جمعی نیست بلکه یک نظام امنیتی انتخابی است و کل نظام بین الملل را تنها در نظر نمیگیرد چرا که بسیاری از کشورها که بایستی در دکترین All Against One که مندرج در ماده5 منشور ناتو باشند قرار نمیگیرند بلکه ناتو هنوز نتوانسته است حتی تمام کشورهای اروپائی را مانند صربستان و روسیه را در برگیرد. بنابراین ناتو یک سیستم امنیتی انتخابی است و نه دسته جمعی. ثانیا مواردی را که لیبرالها مدعی هستند ناتو به خاطر آن موارد پا بر جا خواهد بود صحیح نیست. چرا که موارد فوقالذکر چالش برانگیز بوده و ممکن است در میان اعضای خود ناتو نیز به وجود آید یعنی کشورهای عضو ناتو نیز از این بحرانها در امان نیستند. موارد فوق نمیتواند فلسفه وجودی را تایید کند به ویژه آنکه برخی از موارد فوقالذکر مستلزم هزینههای زیاد است مانند تروریسم که اعضای ناتو میبایستی تقبل کنند. رئالیستها معتقدند کلیه سازمانها اولا به خاطر جنبههای امنیتی تشکیل میشوند ثانیا این سازمانها ا بزاری هستند در دست دولتهای بزرگ تا اهداف و منافع ملی آنها رو تامین نمایند. پایان نامه حاضر نیز بر این تز استوار است. که میگوید عدم حضور ناتو در منطقه خاورمیانه به دلایل عدم نیاز آمریکابه ناتو در منطقه بوده است. به ویژه آنکه در ورای یک جانبه گرایی امریکا قادر و مایل بود از منافع ملی ادعایی خود در خاورمیانه حمایت نماید اما اینک با تضعیف قدرت امریکا و نه از بین رفتن کامل قدرت وی، امریکا به چند جانبه گرایی رو آورده و با هم پیمانان خود در ناتو برای تحقق بخشیدن به اهداف و منافع ملی خود ناتو را به منطفه خاورمیانه آورده است. کاربرد پژوهش پژوهش انجام شده قابل استفاده و مطالعه برای نهادهای و موسسات زیر میباشد: 1-وزارت امور خارجه 2-سپاه پاسداران 3- وزارت دفاع |
![]() دانلود کتاب جهان هولوگرافیکجهان ما و هر آنچه در آن است، از قطره های باران و دانه های برف و درختان کاج الی شهاب ها و ذرات الکترون ها و کوانتوم ها، کل تنها تصاویر شبح گونه ای هستند از واقعیتی دور از دسترس که خارج از موعد و محیط بر ما فراتابیده می شود. نظریه هولوگرافیک بودن عالم نه تنها واقعیت های ملموس زندگی ماا راا درر برمی گیرد، بلکه می تواند پدیده های حیرت آوری همچون تله پاتی، نیروهای فراطبیعی اانسان، وحدت کیهانی، درمان های معجزه آسا و راا روشنگری دهد. باا خواندن کتاب جهان هولوگرافیک باا جهانی مقابل می شویم که هرر ذره آن ویژگی های همه آن راا درر خویش دارد و خواننده ایرانی بسیاری ااز مفاهیم متافیزیکی راا که ریشه درر فرزانش و عرفان شرق دارد درر قالب زبانی صریح و امروزی مفتوح می شناسد
نام کتاب/رمان:جهان هولوگرافیک نویسنده:مایکل تالبوت مترجم:داریوش مهرجویی تعداد صفحات:461 فرمت کتاب:PDF زبان کتاب:فارسی اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطر پیروی ازقانون کپی وبازنویسی متنها است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814 |
![]() دانلود کتاب چهار داستانویکتور ماری هوگو (Victor Hugo) بزرگ ترین چامه سرا قرن نوزدهم فرانسه و احتمالاً بزرگترین سراینــــده در دامنه ادبیات فرانسه و نیز داستان نویس، درام نویس و بنیادگذار مکتب رومانتیسم است. یادگارها او به بسیاری از اندیشه های سیاسی و هنری رایج در موعد خویش اشاره دارد که از برجسته ترین آنها می توان به بینوایان، گوژپشت نتردام، مردی که می خندد و شمار زیادی گردآور چامه غزل اشاره کرد. وی هم چنین چندین نمایش نامه نوشته است. نام کتاب/رمان:چهار داستان نویسنده:ویکتورهوگو مترجم:یوسف اعتصام المک تعداد صفحات:271 فرمت کتاب:PDF زبان کتاب:فارسی اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطر پیروی ازقانون کپی وبازنویسی متنها است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814 |
![]() دانلود کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کنکتاب مشابه یک فوت شد فکر کن مشابه یک زن رفتار کن تمرینی است برای شما ، اگر در ابتدا یک رابطه هستید این کتاب مناسب حال شماست. اگر زناشویی کرده اید و میخواهید کنترل اوضاع را دوباره توسط آورید و پایه های زندگیتان را مستحکم کنید این کتاب پسندیده حال شماست. اگر فریب خورده اید و بدنبال رهسپار برای یافتن اصول و قوانین هستید این کتاب مناسب شماست . اطلاعات این کتاب به روز و جدید است وقتی وارد یک رابطه میشوید فقط بدنبال این هستید که مردتان را تغییر دهید این بدترین و اشتباه ترین بازی است چرا چون مهم نیست چه اخباری در مجلات میخوانید چه برنامه هایی در تلوزیون میبینید و یا چه داستان های تلخی از رفقا خانم خویش میشنوید . اصول اولیه مردان یک چیز است و هرگز تغییر نمیکند شما با احضار این کتاب میتوانید ذکور را بهتر بشناسید و رویاها و آرزو های خویش را عملی سازید. فلذا با مطالعه این کتاب مشابه یک مرد فکر کن ، مثل یک زن رفتار کن. نام کتاب/رمان:مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کن نویسنده:استیو هاروی مترجم:مهراوه فیروز تعداد صفحات:84 فرمت کتاب:PDF زبان کتاب:فارسی اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطر پیروی ازقانون کپی وبازنویسی متنها است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814 |