دانلود فایل

بزرگترین مرجع دانلود فایل

دانلود فایل

بزرگترین مرجع دانلود فایل

مجموعه 6 طرح لایه باز بسته بندی خشکبار

مجموعه 6 طرح لایه باز بسته بندی خشکبار

مجموعه 6 طرح لایه باز بسته بندی خشکبار

طرح لایه باز بسته بندی خشکبار | فتوشاپ

کاملا لایه باز و قابل ویرایش تک تک اجزا

 

ویژگی ها در یک نگاه :

  • قالب بسته بندی فوق، در 5 طرح متفاوت برای بسته بندی خشکبار (پسته اجیل فندق گردو بادام  کشمش و غیره) می باشد.با اندکی ویرایش میتوان جهت بسته بندی دیگر محصولات نیز استفاده کرد.
  • فرمت فایل ها psd و لایه باز است
  • رزولوشن 300 و مناسب برای چاپ انتخاب شده است.
  • پیشنهاد می شود برای ویرایش از فتوشاپ cs5 با بالا استفاده شود.




بررسی اثر رسوراترول در آسیب بیضوی رت نر دیابتی شده

بررسی اثر رسوراترول در آسیب بیضوی  رت نر دیابتی شده

بررسی اثر رسوراترول در آسیب بیضوی رت نر دیابتی شده

چکیده :

بیماری دیابتبا تولید رادیکال های آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو نقش مهمی در پیدایش آسیب های متابولیسمی ایفا نموده، منجر به آسیب های بیضه ای، کاهش اسپرماتوژنز و کاهش فعالیت های جنسی در جنس نر می گردد.مطالعات اخیر نشان داده است رسوراترول به دلیل خواص آنتی اکسیدانی و ضد آپوپتوزی نقش عمده ای در پیشگیری و درمان عوارض ناشی از استرس های اکسیداتیو اعمال می نماید.از این رو در این تحقیق تأثیر درمانی رسوراترول بر آسیب های بیضه ای ناشی از دیابت ایجاد شده با استرپتوزوتوسین مورد بررسی قرار گرفت.مواد روشها : در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار، با محدود وزنی 250 تا 280 گرم انتخاب و به 4 گروه تقسیم گردیدند.

1-شاهد سالم یا کنترل1

2-دیابتی یا تجربی 1

3-سالم تیمار شده با رسوراترول یا کنترل2

4-دیابتی تیمار شده با رسوراترول یا تجربی2

گروه دیابتی از طریق تزریق درون صفاتیmg/kg 55 داروی STZ دیابتی شدند و رسوراترول در گروه های تیماری برای 4 هفته با دوزmg/kg 10 مورد تزریق قرار گرفت.برش های بافتی بعد از 4 هفته تهیه شدند و توسط رنگ آمیزی هماتوکسیلین – ائوزین مقاطع بافتی مورد ارزیابی هیستولوژیک قرار گرفت و به منظور بررسینتایج آماری از تست ANOVA وSHEFE و تست تکمیلی TUKEY استفاده گردید و مقادیر دارای اختلاف در سطح معنی دار P < 0/005 و P < 0/01 و0/001P < نشان داده شد.نتایج :در موش های دیابتی کاهش چشم گیری در قطر و تعداد سلول های زاینده مشاهده شد و در گروه درمانی با رسوراترول تغییرات مورفولوژیک ایجاد شده به وسیله دیابت به طور معناداری کاهش یافته و ازدیاد سلول های زاینده با افزایش معنا داری همراه بوده است. این مطالعه برای اولین بار نشان داد که مصرف رسوراترول، آسیب های بیضه ای در رت های دیابتی را به طور معناداری کاهش میدهد.نتیجه گیری :رسوراترول با توانایی پیشگیری و درمان استرس اکسیداتیو ناشی از دیابت نقش مهمی در بهبود آسیب های بیضه ای و هم چنین کاهش میزان گلوکز خون ایفا می کند.

واژگان کلیدی : دیابت، رسوراترول، اسپوماتوژنز،لایه ژرمینال، سلول های سرتولی، آسیب های بیضه ای رت -شاهد سالم یا کنترل1

  • بخش اول
  • چکیده
  • مقدمه
  • تاریخچه دیابت
  • دیابت چیست
  • دیابت چه تاثیراتی روی فرد بیمار میگذارد
  • دیابت و ناتوانی جنسی
  • چه عواملی موجب ابتلا به دیابت میگردد
  • انواع دیابت
  • سندروم مقاومت به انسولین
  • اثرات دیابت شیرین بر دستگاه تناسلی نر
  • روشهای پیشگیری از دیابت ملیتوس نوع 2
  • علائم دیابت
  • چگونگی تشخیص دیابت
  • تست تحمل گلوکز خوراکی

 

  • اختلالات مزمن دیابت
  • مکانیسم های هورمونی و متابولیکی که تنظیم قند خون را به عهده دارند
  • مشکلات مزمن دیابت
  • مشکلات پوستی
  • آسیب های چشمی
  • آسیب های کلیوی
  • آسیب به اعصاب
  • وضعیت مفاصل در افراد دیابتی
  • وضعیت پاها
  • درمان یا کاهش مشکلات دیابتی ها
  • بخش دوم :
  • دستگاه تناسلی نر
  • غده بیضه
  • لوله منی ساز
  • سلول های سرتولی
  • سلول های نطفه ای
  • سد خونی بیضوی
  • سلول های بینابینی
  • مجاری ناقل اسپرم
  • لوله راست
  • شبکه هالر
  • مجرای وابران
  • مجرای اپیدیدیم
  • مجرای ناقل
  • مجرای انزالی
  • آلت تناسلی
  • غدد ضمیمه دستگاه تناسلی
  • اسپرماتوژنز
  • اسپرمیوژنز
  • هورمون های تنظیم کننده سیکل تولید مثلی نر
  • بخش سوم:
  • استرپتوزوتوسین
  • Stzنحوه عملکرد
  • بخش چهارم:
  • رسوراترول
  • رسوراترول و سودمندی های آن
  • رسوراترول و سلامتی چشم
  • رسوراترول و بافت های نوپدید
  • رسوراترول و کاهش چربی
  • رسوراترول و اختلالات قلبی
  • سیستم های آنتی اکسیدانی و استرس اکسیداتیو در بیضه و رسوراترول
  • رسوراترول و نوروپاتی
  • رسوراترول و تورم

فصل دوم

  • مواد و روش ها
  • انتخاب حیوانات آزمایشگاهی
  • گروه بندی و دریافت دارو
  • بررسی های مورفومتریک
  • شمارش اسپرم موجود در دم اپیدیدیم
  • مراحل آماده سازی بافت بیضه جهت تهیه مقاطع بافتی
  • تثبیت کردن بافت
  • آب گیری
  • شفاف سازی
  • نفوذ پارافی
  • قالب گیری
  • پارافین زدایی و مقطع گیری
  • انتقال نمونه روی لام
  • رنگ آمیزی
  • چسبانیدن
  • روش شمارش و تشخیص رده های سلولی
  • اسپرماتوسیت
  • اسپرماتید
  • بررسی تغییرات و طرز تهیه بافر سیترات و تزریق رسوراترول

فصل سوم

  • نتایج
  • نمودارها و جداول
  • تصاویر

فصل چهارم

  • بحث و نتیجه گیری
  • پیشنهادات
  • منابع

مقدمه

امروزه یکی از مهم‌ترین عللی که باعث ناتوانی جنسی به خصوص در افراد نر می‌شود، بیماری دیابت است؛ استرس اکسیداتیو و آسیب‌های بیضه‌ای ناشی از آن باعث کاهش اسپرماتوژنز و کاهش فعالیت‌های جنسی می‌شود؛ عواملی که باعث عدم کارایی درست بیضه می‌شود و فرد را دچار ناتوانی جنسی می‌کند شامل: کاهش در تعداد و یا فعالیت اسپرم، کاهش در عملکرد و تولید هورمون مردانه‌ی تستوسترون.دیابت یک بیماری مزمن مادام‌العمر است که با پرنوشی و پر ادراری همراه است و عوارض بسیاری مثل درد، نوروپاتی، آسیب‌های چشمی (کاتاراکت), آسیب به عروق، آسیب‌های بیضه‌ای، اسیدوز و اختلال در تولید هورمون‌ها و ... رابه دنبال دارد.در نتیجه بر طرف کردن ناتوانی‌های جنسی در افراد نر در دنیای امروز حائز اهمیت است و بدین منظور در این زمینه اثر داروی رسوراترول را برای برطرف کردن آسیب‌های بیضه‌ای موش دیابتی شده مورد بررسی قرار داده‌ایم.تاکنون مطالعات زیادی روی ناتوانی‌های جنسی و اسپرماتوژنز موش‌های دیابتی انجام شده است.به عنوان مثال اثر سیروپیاز بر آسیب های بیضه‌ای ناشی از دیابت در موش صحرایی نر، اثر مزمن روی (Zn) بر بافت بیضه و تستوسترون و گنادوتروپین‌های هیپوفیزی و اثر داروی ملاتونین برای برطرف کردن آسیب‌های بیضوی موش دیابتی.چون دیابت باعث ایجاد رادیکال‌های آزاد می‌شود باید برای رفع این مشکل از ماده‌ای استفاده شود که دارای خاصیت آنتی‌اکسیدانی بوده و رادیکال‌های آزاد را از بین ببرد.مواد زیادی از جمله ویتامین‌های A , C ، بتاکاروتن، ملاتونین و رسوراترول دارای خاصیت آنتی‌اکسیدانی بوده که در این پژوهش از بین این مواد از رسوراترول با خاصیت آنتی‌اکسیدانی بالا استفاده شده است.

فصل اول:مقدمه

بخش اول

مقدمه : دیابت و تاریخچه‌ی دیابت

دیابت در نتیجه‌ی عدم تولید انسولین در بدن و یا عدم عملکرد صحیح انسولین در بدن بروز می‌کند.

به طور کلی دیابت نوعی وضعیت مزمن است که با افزایش غیر طبیعی قند خون یا گلوکز در خون در ارتباط است. انسولین که توسط غده‌ی پانکراس ترشح می‌شود موجب کاهش میزان قند خون می‌شود. فقدان یا ناکافی بودن تولید انسولین موجب بروز دیابت می‌شود.

دو نوع دیابت وجود دارد که نوع اول وابسته به انسولین و نوع دوم غیر وابسته به انسولین نامیده می‌گویند؛ علائم دیابت شامل افزایش خروجی ادرار، تشنگی، گرسنگی و نیز خستگی می‌باشد؛ دیابت با انجام تست قند خون تشخیص داده می‌شود. مهم‌ترین مشکلات این بیماری هم شامل دیابت حاد و هم مزمن می‌شود.

ـ دیابت حاد : میزان قند خون به مقدار خطرناکی بالا می‌رود. ممکن است در اثر مصرف دارو (انسولین) قند خون به میزان غیر طبیعی کاهش یابد.

ـ دیابت مزمن : با افزایش قند خون در زمان‌های طولانی گرفتگی رگ‌های خونی (کوچک و بزرگ) به وجود می‌آید؛ که باعث آسیب چشم، کلیه، قلب و اعصاب می‌شود.

درمان دیابت بستگی به نوع و شدت آن دارد. دیابت نوع I با مصرف انسولین، ورزش و رژیم غذایی مخصوص افراد دیابتی درمان می‌شود(طهوری زهرا؛ بیگدلی فاطمه ،1391 دیابت(مرض قند ) چاپ اول ، ناشر آسمان علم).

دیابت نوع II ابتدا با کاهش وزن، رژیم غذایی مخصوص افراد دیابتی و ورزش درمان می‌شود. در صورتی که این اقدامات قادر به کنترل میزان بالای قند خون نباشد از داروهای خوراکی استفاده می‌شود. چنانچه داروهای خوراکی نیز بی‌تأثیر باشد مصرف انسولین مورد توجه قرار می‌گیرد.

دیابت چیست؟

دیابت ملیتوس (Mellitus diabet)

) گروهی از بیماری‌های متابولیکی هستند که ویژگی آنها میزان بالای قند خون می‌باشد که علت بروز آن‌ها نقص در ترشح انسولین یا عملکرد آن یا هر دو می‌باشد. این بیماری را یونانیان نامگذاری کردند. دیابت در زبان یونانی به معنای تخلیه کردن است که در این‌جا افزایش ترشح ادرار را منعکس می‌کند و ملیتوس به معنای شیرین همچون عسل و در این‌جا نشانه‌ی گلوکز موجود در ادرار است.

ملیتوس دیابت، که معمولاً دیابت نامیده می‌شود در گذشته ابتدا به عنوان نوعی بیماری که علائم آن ادرار شیرین و کاهش شدید توده‌ی ماهیچه‌ای بود شناخته شد. افزایش میزان قند خون باعث نفوذ گلوکز به داخل ادرار می‌شود، به همین دلیل آن را در اصطلاح ادرار شیرین می‌نامند

میزان گلوکز به طور طبیعی تحت کنترل شدید انسولین قرار دارد، که نوعی هورمون است که توسط غده‌ی لوزالمعده تولید می‌شود. انسولین موجب کاهش میزان قند خون می‌باشد.

هنگامی که میزان قند خون بالا می‌رود مثلاً بعد از صرف غذا انسولین از لوزالمعده ترشح می‌شود تا سطح گلوکز خون را به میزان طبیعی نگاه دارد، در بیماران مبتلا به دیابت فقدان یا تولید ناکافی انسولین موجب افزایش میزان قند خون می‌شود. دیابت نوعی بیماری مزمن است؛ به این معنا که هر چند می‌توان آن را کنترل نمود اما تا پایان عمر باقی می‌ماند.

دیابت قندی، بیماری نسبتاً شایعی است که حاصل کمبود ترشح یا عملکرد انسولین می‌باشد( کاتولوگ دیابت بریتانیا ؛ مارس 2009 ، هایپوگلدسیما ، اطلاعات دیابت ).

دیابت چه تأثیراتی روی فرد بیمار می‌گذارد؟

ممکن است دیابت به مرور زمان باعث نابینایی، نارسایی کلیوی و آسیب به اعصاب گردد. این آسیب‌ها در نتیجه‌ی صدمه به رگ‌های کوچک ایجاد می‌شود که به آن بیماری مویرگی گفته می‌شود. همچنین دیابت عامل مهمی در تسریع سختی و تنگی عروق (آتریواسکلروزیس) می‌باشد که منجر به سکته، انسداد شریان قلب و سایر بیماری‌های مربوط به رگ‌های بزرگ خونی می‌شود.

عوارض مزمن دیابت را می‌توان به سه گروه عمده تقسیم نمود:

  1. عوارض عروق موئین (میکروآنژیوپاتی)
  2. ابتلاء عروق بزرگ ـ بیماری های عروض بزرگ (آرتریواسکروز)
  3. عوارض عصبی

ـ عوارض عروق موئین: ابتدا در عروق موئین بیشتر در چشم و کلیه تظاهر می‌کنند. حدود 80 تا 90 درصد بیماران دیابتی بعد از 25 سال به رتینوپاتی و 40 درصد آنها به نفروپاتی مبتلا خواهند شد() کاتولوگ دیابت بریتانیا ؛ مارس 2009 ، بیماریهای قلبی و عروقی ، اطلاعات دیابت ).

چشم : تظاهرات ابتلاء چشم در دیابت عبارتند از: اختلال زودگذر بینایی (عیب انکسار + کاتاراکت).

تاری دید، معمولاً عارضه‌ی خوش‌خیمی است که از تغییر سریع اسموز عدسی چشم ناشی می‌شود. این مشکل پیش دیابتیک‌های تیپ I که برای آن‌ها درمان با انسولین شروع می‌شود بیشتر گزارش شده است.

کاتاراکت: در بررسی چشم ایجاد اشکال می‌کند.

رتینوپاتی: با پیدایش عروق جدید باعث خونریزی و کوری می‌شود( عبدالله نژاد؛ گل ع، 1388 ، اثر سیر بر آسیب بیضه موشهای دیابتی شده صحرایی نر مجله غدد درون ریز و متابولیسم ایران شماره 4 ).

کلیه:

کلیه به یکی از دلایل زیر در دیابت دچار مشکل می‌شود:

آرترواسکروز ـ نفروپاتی ـ افزایش فشار خون ـ آتونی مثانه ـ نکروز پاپیلر کلسیم ـ پیلونفریت و عفونت‌های اداری (رجبیان رضا ؛ 1370 دیابت ، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد).

چگونگی افزایش ادرار:

مرحله اول: هیپوتروفی و پرکاری کلیه

در زمان تشخیص دیابت وابسته به انسولین معمولاً اندازه کلیه‌ها و فیلتراسیون گلومرولی (Glomerol Filtreation Rate) اضافه شده است. این مرحله با تنظیم دقیق قند خون قابل برگشت می‌باشد.

مرحله دوم: افزایش غشای پایه در کپسول بومن

دو تا سه سال پس از تشخیص دیابت غشای پایه در کپسول بومن به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌یابد. حجم مزانشیم گلومرولی هم افزایش می‌یابد. مواد پروتئینی، IgG ، فیبرین و محصولات دگراداسیون پلاکتی عمده رسوبات را تشکیل می‌دهند.

در این مرحله فیلتراسیون گلومرولی هنوز بالاست و آلبومین اوری وجود ندارد. باید توجه داشت که ضخامت غشای پایه نشانه پروتئین اوری نمی‌باشد.

مرحله سوم: در بیماران مبتلا به دیابت وابسته به انسولین بعد از 10 تا 15 سال آلبومین اوری قابل تشخیص (میکروآلبومین اوری یعنی روزانه 3/0 تا 35/0 گرم) است. فیلتراسیون گلومرولی ممکن است طبیعی یا هنوز کمی بالا باشد.

میکرو آلبومین اوری ممکن است زنگ خطری باشد برای نفروپاتی بالینی و در 10 تا 15 سال بعد اگر مقدار دفع کلیوی آلبومین بیش از 1/0 گرم در روز باشد اختلال کلیوی تا حد نفروپاتی بالینی پیشرفت خواهد کرد.

مرحله چهارم: چهل سال بعد از شروع دیابت وابسته به انسولین آلبومین اوری قابل تشخیص با نوارهای آزمایشگاهی (بیش از 3/0 گرم در روز) در 35 تا 40% بیماران عارض می‌شود. در این مرحله فیلتراسیون گلومرولی بالا نیست و فشار خون بالاتر از هنگامی است که آلبومین اوری در کار نبوده است. در این مرحله همیشه رتینوپاتی وجود دارد. خطر بیماری‌های کرونر و مرگ و میر بیماران بیشتر می‌شود.

مرحله پنجم: بعد از مرحله نفروپاتی فیلتراسیون گلومرولی به تدریج کم می‌شود و فشار خون افزایش می‌یابد

(بیماری‌های عروق بزرگ کاتولوگ دیابت بریتانیا ؛ مارس 2009 ، هایپوگلدسیما ، اطلاعات دیابت ).

علت زودرس بودن ضایعه در دیابتی‌ها احتمالاً به عوامل متعددی بستگی دارد که هنوز شناخته نشده است. بیمار دیابتی نباید سیگار بکشد و در صورت ابتلا به فشار خون باید دقیقاً تحت کنترل قرار گیرد.

در بیمار دیابتی آرتریو اسکروز می‌تواند عروق کرونر، مغز و یا اندام‌ها را مبتلا کند و علائم با افراد غیر دیابتی تفاوتی ندارد.

علائم و نشانه‌های ابتلاء عروق بزرگ

1.بیماری عروق مغز

اختلالات زود گذر حسی و حرکتی یا تکلم

سرگیجه گذرا

سکته کامل

 

2.بیماری عروق کرونر

آنژین

دردهای آتیپیک

تنگی نفس در اثر نارسایی بطن چپ

انفارکتوس

3.ابتلا عروق محیطی

لنگش اندام تحتانی

زخم

کندی بهبود جراحت

دیابت و ناتوانی‌های جنسی

بیماری دیابت عامل مهمی در ناتوانی‌های جنسی به شمار می‌رود. مطالعات نشان می‌دهد که شیوع اختلال جنسی در مردان مبتلا به دیابت بیش از مردان غیر دیابتی هم سن آن‌هاست.

دیابت شیرین مشتمل بر مجموعه‌ای از بیماری‌های مزمن است که با افزایش قند خون همراه است، هایپرگلایسمی مزمن باعث فعال شدن پروتئین کیناز C ، افزایش گلیکاسیون پروتئین‌ها، لیپیدها و در نتیجه تغییرات در فعالیت آنزیم‌های سلول می‌شود.

از طرفی اتواکسیداسیون‌های گلوکز، تولید رادیکال‌های فعال O2 را افزایش می‌دهد.

در بیش از 60 درصد افراد مبتلا به دیابت، آسیب نورون‌های محیطی ناشی از استرس اکسیداتیو (نوروپاتی محیطی) قابل تشخیص است.

نوروپاتی محیطی در مراحل اولیه پیدایش، اغلب با افزایش فعالیت فیبرهای عصبی همراه است و باعث بر هم خوردن تعادل بین سازوکارهای تحریکی و مهاری در راستای افزایش قابلیت تحریک نخاع می‌شود. به طور کلی حساسیت سیستم عصبی به محرک‌های دردزا افزایش می‌یابد.

افزایش قند خون در افراد دیابتی به واسطه تولید بیش از حد انواع اکسیژن واکنشی [ROS]و کاهش کارایی دفاع‌های آنتی‌اکسیدانی باعث استرس اکسیداتیو می‌شود.

به اتم یا مولکولی که دارای یک یا چند الکترون جفت نشده باشد، رادیکال آزاد می‌گویند. که در واکنش‌های اکسید و احیا تولید می‌شود، بسیار واکنشگر و طول عمر کوتاه داشته، امکان تولید در تمام ارگان‌های سلولی وجود داشته، طی متابولیسم‌های طبیعی تولید شده، توسط سیستم‌های به دام اندازنده‌ حذف می‌شود عوامل تولید کننده یا درونی (آندروژن) و یا بیرونی (اگزوژن) می‌باشد.

عوامل درونی مثل جهش‌ها و آسیب‌های میتوکندری و ... و عوامل بیرونی مثل دود کارخانجات، اشعه خورشید و ... می‌باشد (رجبیان رضا ؛ 1370 دیابت ، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد).

چه عواملی موجب ابتلاء به بیماری دیابت می‌شود؟

ترشح ناکافی انسولین (خواه مطلق یا به نسبت نیاز بدن)، تولید انسولین تدافعی (که غیر متداول باشد)، یا ناتوانی سلول‌ها در استفاده مناسب از انسولین باعث بالا رفتن قند خون و دیابت می‌شود. این وضعیت اخیر بیشتر سلول‌های ماهیچه و بافت‌های چربی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و شرایطی را پدید می‌آورد که مقاومت به انسولین نامیده می‌شود. این مهم‌ترین مشکل در دیابت نوع II است.

کمبود مطلق انسولین که معمولاً دومین عامل مخرب تأثیرگذار بر سلول‌های بتا پانکراس که انسولین تولید می‌کنند؛ محسوب می‌شود.

مهم‌ترین اختلال در دیابت نوع I می‌باشد، در دیابت نوع II نیز کاهش تدریجی سلول‌های بتا مشاهده می‌شود که موجب افزایش بیشتر قند خون می‌گردد.

به طور اساسی چنانچه فردی در برابر انسولین مقاوم باشد بدن تا حدودی می‌تواند تولید انسولین را افزایش داده و بر میزان تحمل بدن غلبه نماید به مرور زمان، چنانچه میزان تولید انسولین کاهش یافته و به میزان کافی ترشح نشود، موجب افزایش قند خون بدن می‌شود. کربوهیدرات‌ها در روده‌ی کوچک شکسته شده سپس گلوکز موجود در غذای هضم شده از طریق سلول‌های روده جذب شده و وارد جریان خون بدن می‌شود و از آنجا وارد سلول‌ها می‌شود، ولی به تنهایی نمی‌تواند این کار را بکند و برای ورود به داخل سلول نیاز به انسولین دارد.

سلول‌ها بدون کمک انسولین و بر خلاف وجود مقدار زیادی قند در جریان خون، از انرژی قند محروم می‌شوند. در برخی از انواع خاص دیابت ناتوانی سلول‌ها در مصرف گلوکز موجب افزایش عصبیت (محرومیت در عین فراوانی) می‌گردد.

گلوکز فراوان و مصرف نشده به صورت مواد زائد از ادرار دفع می‌شود.

انسولین هورمونی است که توسط سلول‌های مخصوص بتا لوزالمعده ترشح می‌شود، انسولین علاوه‌بر اینکه به ورود گلوکز در داخل سلول کمک می‌کند عامل مهمی نیز در تنظیم میزان قند خون محسوب می‌شود.

پس از مصرف یک وعده غذایی میزان گلوکز خون افزایش می‌یابد. در واکنش به افزایش میزان گلوکز، لوزالمعده معمولاً مقدار بیشتری انسولین به داخل جریان خون وارد می‌کند تا به ورود گلوکز به درون سلول‌ها و کاهش میزان قند خون پس از مصرف غذا کمک ‌کند.

هنگامی که میزان قند خون کاهش می‌یابد ترشح انسولین از پانکراس کاهش می‌یابد و متوقف می‌شود؛ حتی در شرایط روزه‌داری نیز مقدار کمی انسولین به طور پیوسته ترشح می‌شود که تا حدودی مقدار آن متغیر می‌باشد و به حفظ میزان قند خون در طول زمانی که فرد روزه است کمک می‌کند.

در افراد عادی، این سیستم تنظیم کننده، به حفظ میزان گلوکز خون در محدوده تحت کنترل بیمار شدید کمک می‌کند؛ تمام عواملی که باعث دیابت می‌شوند موجب افزایش مقدار قند خون یا هایپرگلایسمی می‌شود(طهوری زهرا؛ بیگدلی فاطمه ،1391 دیابت(مرض قند ) چاپ اول ، ناشر آسمان علم).

انواع دیابت قندی

دو نوع اصلی دیابت وجود دارد و دو نوع دیگر در واقع فرعی هستند. دو نوع اصلی نوع I و II نامیده می‌شوند. دیابت نوع I یا دیابت ملیتوس وابسته به انسولین یا دیابت ملیتوس آغاز جوانی نیز نامیده می‌شود. در دیابت نوع I لوزالمعده مورد هجوم سیستم خود ایمنی بدنی قرار می‌گیرد و توانایی تولید انسولین را از دست می‌دهد. آنتی‌بادی‌های غیر عادی در بدن بسیاری از بیماران مبتلا به دیابت نوع I دیده می‌شود (آنتی‌بادی‌ها pro هایی هستند که در خون وجود دارند و بخشی از سیستم ایمنی بدن محسوب می‌شوند). این نوع بیماران برای حفظ جان خود باید به داروی انسولین تکیه کنند.

در بیماری‌های خود ایمنی مانند دیابت نوع I سیستم ایمنی به طور اشتباهی آنتی‌بادی‌ها و سلول‌های التهابی تولید می‌کند که علیه بافت‌های خود بیمار عمل می‌کنند و موجب آسیب رساندن به آن‌ها می‌شوند.

در بیماران مبتلا به دیابت نوع I ، سلول‌های بتا در لوزالمعده که وظیفه‌ی تولید انسولین را بر عهده دارند، از سوی سیستم ایمنی بدن اشتباهاً مورد حمله قرار می‌گیرند. عقیده بر این است که میل به تولید آنتی‌بادی‌های غیر عادی در دیابت نوع I تا حدودی منشاء وراثتی دارد.

قرار گرفتن در برابر برخی از عفونت‌های ویروسی (اوریون و کوکساکی ویروس) یا سایر سم‌هایی که در محیط زیست وجود دارند ممکن است موجب واکنش غیر عادی آنتی‌بادی‌ها و در نتیجه آسیب رساندن به سلول‌های پانکراس که انسولین در آنجا تولید می‌شود، شوند.

برخی از آنتی‌بادی‌هایی که در دیابت نوع I مشاهده می‌شوند عبارتند از آنتی‌بادی‌های سلول آنتی‌ایسلت (Islet) ، آنتی‌بادی‌های ضد انسولین و آنتی‌بادی‌های کوبوکسیلاز آنتی‌گلوتامین، این آنتی‌بادی‌ها را می‌توان در اغلب بیماران اندازه‌گیری کرد و می‌توان مشخص کرد که چه افرادی در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع I می‌باشند.

این بیماری معمولاً در افراد جوان، لاغر، معمولاً قبل از سی سالگی رخ می‌دهد، با این حال گاهی اوقات افراد مسن‌تر نیز به این بیماری مبتلا می‌شوند به این بیماری دیابت خود ایمنی نهفته در بزرگسالان گفته می‌شود.

این بیماری نوعی از دیابت نوع I است که پیشرفت آهسته‌ای دارد؛ از میان تمام بیماران مبتلا به دیابت، تقریباً تنها 10 درصد به دیابت نوع I مبتلا هستند و باقی افراد یعنی 90% بقیه به دیابت نوع II مبتلا هستند.

علائم دیابت وابسته به انسولین شامل موارد ذیل می‌باشد:

  1. پُر ادراری
  2. تشنگی یا گرسنگی غیر عادی.
  3. کاهش سریع وزن بدن.
  4. خستگی مفرط، خواب آلودگی، تحریک‌پذیری (حساسیت)
  5. استفراغ، حالت تهوع.
  6. انقباض یا گرفتگی عضلات.

ـ به دیابت نوع II همچنین دیابت ملیتوس غیر وابسته به انسولین یا دیابت ملیتوس آغاز بزرگسالی نیز گفته می‌شود. در دیابت نوع II بیماران می‌توانند انسولین ترشح کنند اما مقدار آن برای تأمین نیاز بدن ناچیز است به ویژه در شرایط مقاومت بدن به انسولین در بسیاری از موارد در حقیقت بدین معنی است که لوزالمعده مقدار انسولین بیشتری در مقایسه با نیاز طبیعی بدن تولید می‌کند. یکی از ویژگی‌های اصلی دیابت نوع II عدم حساسیت سلول‌های بدن (به ویژه سلول‌های چربی و عضلانی) به انسولین است.

علاوه‌بر مشکل افزایش تحمل انسولین، ترشح انسولین توسط لوزالمعده ممکن است حالت تدافعی و کمتر از حد مطلوب نیز داشته باشد. در حقیقت، کاهش مداومی در تولید انسولین در سلول‌های بتا در دیابت نوع II وجود دارد که شناخته شده است و به تشدید کنترل قند خون مربوط می‌شود. (در این شرایط بیماران در نهایت نیازمند درمان با انسولین هستند).

در پایان کبد این بیماران از طریق فرآیندی به نام گلوکونئوژنز بر خلاف افزایش میزان قند خون، همچنان به تولید قند ادامه می‌دهد، در حالی که گفته می‌شود دیابت نوع II بیشتر در افراد بالای 30 سال اتفاق می‌افتد و شیوع آن با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد.

ما شاهد وضعیت هشدار دهنده‌ای هستیم که طی آن تعداد بیماران مبتلا به دیابت نوع II که به سختی به نوجوانی می‌رسند در حال افزایش است در حقیقت برای نخستین بار در تاریخ بشر، دیابت نوع II در حال حاضر شایع‌تر از دیابت نوع I در میان کودکان است. اغلب این موارد نتیجه‌ی مستقیم عادت‌های غذایی نامناسب، اضافه وزن بدن و انجام ندادن ورزش است.

در حالی که وراثت عامل بسیار مهمی در ابتلا به این نوع دیابت می‌باشد، عوامل خطر آفرین دیگری نیز وجود دارد؛ مهمترین آنها چاقی می‌باشد. بین میزان چاقی و خطر ابتلا به دیابت نوع II رابطه مستقیم وجود دارد و این مسئله در مورد کودکان و همچنین بزرگسالان صادق می‌باشد. تخمین زده می‌شود که شانس ابتلا به دیابت با افزایش 20 درصد وزن بدن دو برابر می‌شود.

در رابطه با سن، داده‌ها نشان می‌دهد که پس از گذشت هر دهه از سن افراد پس از سن 40 سالگی و بدون در نظر گرفتن وزن بدن، امکان ابتلا به دیابت نیز افزایش می‌یابد.

شیوع دیابت در میان افراد 65 تا 74 سال تقریباً 20% می‌باشد. دیابت نوع II نیز بیشتر در میان گروه‌هایی از نژادهای خاص شایع می‌باشد. دیابت بیشتر در زنانی که سابقه دیابت در دوران بارداری را دارند اتفاق می‌افتد.

دیابت در دوران بارداری به طور موقت اتفاق می‌افتد تغییرات هورمونی شدید در طول دوران بارداری ممکن است باعث افزایش قند خون در افرادی گردد که از نظر وراثتی زمینه ابتلا به آن را دارند.

افزایش قند خون در دوران بارداری، دیابت بارداری نامیده می‌شود. دیابت بارداری معمولاً زمانی از بین می‌رود که نوزاد متولد می‌شود، با این حال 25 تا 50% زنان مبتلا به دیابت بارداری در نهایت بعدها به دیابت نوع II مبتلا خواهند شد به خصوص در افرادی که در طول بارداری به تزریق انسولین نیاز دارند و افرادی که پس از زایمان اضافه وزن دارند.

دیابت ثانویه به افزایش قند خون از دیدگاه پزشکی دیگری اطلاق می‌شود. دیابت ثانویه ممکن است زمانی رخ دهد که بافت لوزالمعده که وظیفه تولید انسولین را به عهده دارد در اثر بیماری از جمله التهاب مزمن پانکراس (التهاب لوزالمعده در اثر وجود سم‌هایی مانند افزایش شدید الکل) ضربه یا جراحی و برداشتن لوزالمعده از بین برود.

همچنین ممکن است ابتلا به دیابت ناشی از عوامل ایجاد کننده اختلالات هورمونی، مانند افزایش بیش از حد تولید هورمون رشد (آکرومگالی) و سندروم کوشینگ باشد.

در بیماری آکرومگالی وجود تومور در غده‌ی هیپوفیز واقع در پایه مغز موجب افزایش تولید هورمون رشد و در نتیجه افزایش قند خون می‌شود. در سندرم کوشینگ غدد فوق کلیوی به مقدار زیادی کورتیزول تولید می‌کنند که موجب بالا رفتن قند خون می‌شود.

علاوه‌بر این مصرف بعضی از داروها نیز ممکن است موجب سخت‌تر شدن کنترل دیابت، با ابتلا به دیابت «نهفته‌ی کنترل نشده» گردد. این امر زمانی شایع‌تر است که از داروهای استروئیدی مانند پریدینزون یا داروهایی برای درمان ایدز استفاده می‌شود.

ـ دیابت آبستنی

بعضی از زنان که سابقه ابتلا به مرض قند ندارند، ممکن است در دوران بارداری دچار مرض قند شوند. این مورد دیابت مربوط به بارداری نامیده می‌شود. دلیل بروز بیماری آن است که هورمون‌های تولید شده توسط جفت در کار انسولین بدن دخالت می‌کنند و باعث می‌شود کارایی کم‌تر از حد معمول داشته باشد. این دیابت از نوع غیر وابسته به انسولین می‌باشد و ممکن است تنها با رژیم کنترل شود. اگر در مقابل رژیم واکنش نشان ندهد، زن در طول بقیه بارداری باید انسولین مصرف کند، زنان مبتلا به دیابت در دوران بارداری در آینده بیشتر در معرض ابتلا به دیابت قرار دارند.

ـ سایر انواع اختصاصی دیابت

این گروه روی هم رفته 1 تا 2 درصد موارد دیابت را تشکیل می‌دهد. دیابت‌های نوع بلوغ جوانان به صورت اتوزومی غالب به ارث می‌رسند و هایپرگلایسمی بیش از 25 سالگی ظاهر می‌شود.

در گروه کوچک حالات مقاومت ژنتیکی نسبت به انسولین اختلال عمل انسولین ناشی از نقص مولکول گیرنده انسولین (مقاومت به انسولین نوع A ، Lepracleuxisum ، سندروم رابسون مندل هال) یا ناهنجاری‌هایی در مسیر انتقال پیام پس از گیرنده (دیابت لیپواتروفیک) است.

چندین هورمون متقابل انسولین (گلوکاگون، کاتکولامین‌ها، کورتیزول و هورمون رشد) وجود دارند که اثر انسولین را خنثی کرده و مقاومت به انسولین را افزایش می‌دهد.

هنگامی که این هورمون‌ها بیش از حد طبیعی تولید شوند بروز دیابت را تسریع می‌کنند. فزونی آلدسترون از طریق ایجاد هیپوکالمی (کاهش پتاسیم) و افزایش سوماتواستاتین) توسط تومور می‌تواند ترشح انسولین را مختل کرده ایجاد دیابت نماید.

افزایش قند خون در این موارد با برداشت موفقیت‌آمیز تومور مسبب بر طرف می‌شود. مکانیسم‌های دیابت ناشی از دارو یا دیابت ناشی از مواد شیمیایی به عامل سبب بستگی دارد و عبارتند از:

  1. تخریب سلول بتا
  2. اخلال عمل انسولین
  3. مقاومت محیطی به انسولین
  4. اختلال تبدیل پروانسولین به انسولین

در برخی انواع دیابت ایمنی، پادتن‌های ضد گیرنده انسولین ممکن است حالت مسدود داشته باشند (و مقاومت به انسولین ایجاد کنند) و یا حالت تحریکی داشته باشند (و کاهش قند خون را به وجود آورند,( رجبیان رضا ؛ 1370 دیابت ، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد )( ) کاتولوگ دیابت بریتانیا ؛ ژانویه 2009 ، نوروپاتی و دیابت، اطلاعات دیابت ).

سندرم مقاومت به انسولین

این حالت که سندرم متابولیک (پلوری) سندرم ریون و سندرم X نیز نامیده می‌شود، زیر گروهی از دیابت قندی محسوب نمی‌شود؛ اما ارتباط نزدیکی با آن دارد و دست کم 50 تا 75 میلیون نفر را در ایالات متحده آمریکا مبتلا ساخته است.

این سندرم مجموعه‌ای از یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی است که عبارتند از: عدم تحمل گلوکز، مقاومت به انسولین، هیپرانسولینمی (جبرانی)، چاقی (مرکزی، شکمی یا «احشایی»)، دیس لیپیدمی، هیپرتری گلیسریدمی، افزایش لیپو پروتئین کم تراکم (LDL) و یا پایین بودن لیوپروتئین پرتراکم (HDL) ، فشار خون بالا، افزایش مهار کننده نوع I فعال کننده پلا سمینوژن، هیپراوریسمی (افزایش اوره خون و اختلال عملکرد اندوتلیال).

این سندرم با افزایش قابل ملاحظه خطر بروز بیماری آترواسکلروتیک عروق همراه است(طهوری زهرا؛ بیگدلی فاطمه ،1391 دیابت(مرض قند ) چاپ اول ، ناشر آسمان علم ).

اثرات دیابت شیرین بر دستگاه تناسلی نر

  1. کاهش تولید تستوسترون
  2. تحلیل غدد زمیمه تولید مثلی
  3. کاهش میل جنسی
  4. کاهش رفتارهای جنسی
  5. کاهش اسپرماتوژنز
  6. کاهش حرکت اسپرم
  7. کاهش تعداد اسپرم

8.افزایش اسپرم‌های ناهنجار (کاتولوگ دیابت بریتانیا ؛ مارس 2009 ، هایپوگلدسیما ، اطلاعات دیابت ).

روش‌های ممکن در پیشگیری از دیابت ملیتوس نوع II

اصلاح و پیشگیری از چاقی: با توجه به ارتباط نزدیک بین چاقی و دیابت نوع II ، پیشگیری از این بیماری تا حد زیادی بستگی به کنترل وزن بدن دارد. خودداری از مصرف غذاهای پرچرب (که منجر به کاهش در انرژی مصرفی و افزایش حساسیت بدن نسبت به انسولین می‌شوند).

استفاده حجم نسبتاً بالایی کربوهیدرات غذا از منابع تصفیه نشده که باید محتوی فیبر قابل جذب نیز باشد.

خودداری یا احتیاط در استفاده از داروهای دیابت‌زا.

افزایش فعالیت بدنی که بیشترین سودمندی را بر حساسیت نسبت به انسولین، صرف نظر از اثراتش بر وزن، دارد.

آنچه باید از افراد در معرض خطر بالای پیشرفت دیابت نوع I انتظار داشت آن است که تا حد زیادی مراقب وزن خود باشند و برای حفظ سلامت، وزن اضافی خود را کم کنند.

فعالیت منظم جسمی باید در درمان و پیشگیری اولیه دیابت یک هدف عمده باشد. تصور می‌شود افزایش فعالیت بدنی شروع دیابت ملیتوس نوع I را به تأخیر می‌اندازد. همچنین تغییر در شکل و اندازه عضله در نتیجه تمرینات ورزشی در پیشگیری از دیابت اهمیت دارد)رجبیان رضا ؛ 1370 دیابت ، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد).

علائم دیابت

ـ علائم اولیه دیابت درمان نشده به افزایش میزان قند خون و کاهش قند در ادرار مربوط می‌شود. مقادیر زیاد قند در ادرار ممکن است موجب افزایش خروجی ادرار و در نتیجه از دست رفتن آب بدن گردد؛ از دست رفتن آب بدن موجب افزایش تشنگی و مصرف آب می‌گردد.

ـ عدم طبیعی عمل کردن انسولین روی متابولیسم پروتئین، چربی و کربوهیدرات‌ تأثیر می‌گذارد، انسولین نوعی هورمون ترکیبی است، یعنی هورمونی است که بدن را وادار به ذخیره بیشتر چربی و پروتئین می‌کند.

ـ وجود هر گونه نقص نسبی یا مطلق انسولین سرانجام موجب افزایش وزن بدن برخلاف افزایش اشتهای بدن می‌گردد.

ـ برخی از بیماران مبتلا به دیابت همچنین از خستگی، تهوع و استفراغ شکوه می‌نمایند.

ـ بیماران مبتلا به دیابت در معرض ابتلا به عفونت‌های مثانه، پوست و ناحیه واژن می‌باشند.

ـ تغییرات میزان قند خون ممکن است موجب تاری دید گردد. افزایش شدید قند خون ممکن است موجب لکارژی (افزایش سطح هوشیاری) و اغما گردد.

چگونگی تشخیص دیابت

ـ تست گلوکز (قند) خون ناشتا قسمت گلوکز (قند) خون ناشتا یکی از بهترین روش‌های تشخیص دیابت می‌باشد. انجام این تست آسان و راحت می‌باشد. پس از اینکه فرد در طول شب (حداقل 8 ساعت) ناشتا بوده است، نمونه‌ای ساده از خون گرفته و به منظور تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه فرستاده می‌شود.

ـ میزان قند خون طبیعی بدن در شرایط ناشتا کمتر از mg/dl100 (دسی‌لیتر) می‌باشد.

ـ چنانچه میزان قند خون ناشتا در دو تست یا بیشتر در روزهای مختلف بیش از 126 میلی‌گرم باشد نشان دهنده ابتلا به دیابت است.

ـ تست قند خون تصادفی را نیز می‌توان به منظور تشخیص دیابت انجام داد. چنانچه میزان قند خون 200 میلی‌گرم در دسی‌لیتر یا بیشتر باشد نشان دهنده ابتلا به دیابت می‌باشد.

چنانچه میزان قند خون ناشتا بالاتر از 100 میلی‌گرم در دسی‌لیتر باقی بماند، اما محدوده آن بین 100 تا 126 میلی‌گرم در دسی‌لیتر باشد به این عارضه نقص گلوکز ناشتا گفته می‌شود. چنانچه در افرادی که این عارضه را دارا میباشند وجود دیابت تشخیص داده نشود این شرایط خطر و نگرانی‌های خاص خود را به همراه دارد.

تست تحمل گلوکز خوراکی

تست تحمل گلوکز خوراکی هر چند دیگر به طور معمولی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، معیار طلایی برای تشخیص دیابت نوع II محسوب می‌شود. این تست بیشتر به منظور تشخیص دیابت بارداری و در شرایط قبل از ابتلا به دیابت مانند سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، انجام می‌شود.

برای انجام تست تحمل گلوکز خوراکی فرد باید در طول شب (حداقل 8 ساعت و نه بیشتر از 16 ساعت) ناشتا باشد. سپس ابتدا تست گلوکز خون ناشتا انجام می‌شود.

پس از انجام این تست، فرد به مقدار 750 گرم گلوکز (در افراد باردار 100 گرم) دریافت می‌کند.

روش استاندارد به این صورت است که گلوکز خوراکی را به صورت مایع شیرینی به فرد بیمار می‌خورانند. نمونه‌های خون در فواصل معین به منظور اندازه‌گیری قند خون گرفته می‌شود.

برای به دست آوردن نتایج معتبری از تست‌ها:

ـ فرد باید در سلامت کافی باشد (به بیماری دیگری مبتلا نباشد حتی سرماخوردگی)

ـ فرد باید فعالیت عادی داشته باشد (برای مثال در بیمارستان یا رختخواب نباشد)

ـ فرد نباید در حال مصرف داروهایی که بر میزان قند خون تأثیر می‌گذارند؛ باشد.

ـ سه روز قبل از انجام تست، فرد باید از رژیم غذایی که مقدار زیادی کربوهیدرات دارد استفاده نماید [(300-200) گرم در روز]

ـ صبح روز انجام تست، فرد نباید سیگار یا قهوه مصرف کرده باشد.

در تست تحمل گلوکز خوراکی سنتی، میزان گلوکز خون 5 مرتبه هر سه ساعت یک بار اندازه‌گیری می‌شود.

در فردی که مبتلا به دیابت می‌باشد میزان گلوکز خون بیشتر از حد طبیعی است و به سرعت نیز پایین نمی‌آید. افرادی که میزان گلوکز آنها بین حد طبیعی و دیابتی است دچار عارضه نقص تحمل گلوکز می‌باشند. این افراد مبتلا به دیابت نیستند. اما خطر ابتلا به دیابت در آنها بسیار زیاد است.

همه‌ساله 1 تا 5 درصد افرادی که نتیجه تست آن‌ها نشان دهنده ابتلا به نقص تحمل گلوکزاست مبتلا به دیابت می‌شوند.

کاهش وزن و ورزش ممکن است به این افراد کمک کند تا میزان گلوکز خون را در حد طبیعی نگه دارند. علاوه‌بر این برخی پزشکان از مصرف بعضی‌ داروها مانند متفورمین (گلوکوتاگ) حمایت می‌کنند تا به پیشگیری تأخیر آغاز دیابت آشکار کمک کنند.

ارزیابی نتایج تست تحمل گلوکز خوراکی

تست‌های تحمل گلوکز خوراکی ممکن است باعث دستیابی به تشخیص‌های زیر گردد:

ـ واکنش طبیعی: زمانی گفته می‌شود فرد واکنش طبیعی دارد که میزان تست گلوکز خون در دو ساعت کمتر از mg/dl110 و تمام اندازه‌های بین صفر و دو ساعت کمتر از mg/dl 200 باشد.

ـ نقص تحمل گلوکز: زمانی گفته می‌شود فرد دچار نقص تحمل گلوکز است که مقدار گلوکز خون ناشتای وی کمتر از mg/dl 126 و مقدار گلوکز وی طی دو ساعت بین 140 و 199 میلی‌گرم در دسی‌لیتر ‌باشد.

ـ دیابت: زمانی گفته می‌شود فرد مبتلا به دیابت است که دو تست تشخیصی وی که در روزهای مختلف انجام داده است نشان دهنده بالا بودن قند خون باشد.

ـ دیابت بارداری: زمانی فرد مبتلا به دیابت بارداری است که یکی از موارد زیر را داشته باشد:

در تست تحمل کلوگز خوراکی 100 گرم، قند خون ناشتا بیشتر از mg/dl 95 میزان قند خون طی یک ساعت بیش از mg/dl 180 ، میزان قند خون طی 2 ساعت بیش از mg/dl 155 ، یا میزان قند خون طی سه ساعت بیش از mg/dl 140.

اختلالات مزمن دیابت

  1. افزایش شدید قند خون به دلیل کمبود واقعی انسولین یا کمبود نسبی انسولین.
  2. پایین بودن غیر عادی قند به دلیل استفاده از انسولین بیش از اندازه یا سایر داروهای کاهش دهنده‌ی انسولین.

مصرف انسولین برای بیماران دیابتی نوع I ضروری است، آنها نمی‌توانند بدون انسولین، با منشاء خارجی به زندگی خود ادامه دهند. بیماران مبتلا به دیابت نوع I بدون انسولین با افزایش بسیار زیاد قند خون مواجه می‌شوند.

این امر منجر به افزایش قند در ادرار می‌شود که به نوبه‌ی خود باعث کاهش شدید مایعات و الکترولیت‌های ادرار می‌شود. کمبود انسولین همچنین موجب ناتوانی در ذخیره چربی و پروتئین همراه با از بین رفتن منابع موجود چربی و پروتئین می‌گردد. این بی‌نظمی باعث پدید آمدن فرآیند کتوزیس و آزاد شدن کتون‌ها به داخل خون می‌شود. کتون‌ها موجب اسیدی شدن خون می‌شوند که به این وضعیت کتو اسیدوز دیابتی می‌گویند.

علائم کتواسیدوز دیابتی شامل سرگیجه، تهوع و درد ناحیه شکم می‌باشد. اگر این بیماران درمان نشوند ممکن است به سرعت دچار شوک، اغما و حتی مرگ شوند.

کتواسیدوز دیابتی ممکن است در اثر عفونت، استرس یا ضربه ایجاد شود که ممکن است همگی این عوامل موجب افزایش نیاز به انسولین گردند.

علاوه‌بر این از دست دادن مقداری انسولین نیز عامل خطرآفرین آشکاری در ابتلا به کتواسیدوز دیابتی می‌باشد؛ درمان اضطراری کتواسیدوز دیابتی شامل تزریقات مایعات، الکترولیت‌ها و انسولین به صورت وریدی است، که معمولاً در بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان انجام می‌گیرد.

ممکن است از دست رفتن آب بدن بسیار شدید باشد و زمانی که فرد علائم کتواسیدوز از خود بروز می‌دهد، حتی نیاز به جایگزینی 7-6 لیتر مایعات داشته باشد. برای درمان عفونت نیز آنتی‌بیوتیک تجویز می‌گردد.

در صورت درمان، مقادیر غیر عادی قند خون، تولید کتون، اسیدوز و از دست رفتن مایعات بدن را می‌توان به سرعت از بین برد و بیماران می‌توانند بهبودی کامل خود را به دست آورند.

در بیماران مبتلا به دیابت نوع II استرس، عفونت و استفاده از داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها ممکن است باعث افزایش بسیار شدید قند خون گردد. به همراه از دست رفتن مایعات بدن افزایش شدید قند خون در این بیماران ممکن است باعث افزایش فشار اسمزی خون گردد. این وضعیت ممکن است موجب اغما (اغما در اثر افزایش فشار اسمزی) گردد. این وضعیت معمولاً در افراد بیمار مسن‌تر مبتلا به دیابت نوع II اتفاق می‌افتد. در صورت اغمای فرد در اثر افزایش فشار اسمزی همانند کتواسیدوز دیابتی، درمان سریع با استفاده از تزریق مایعات و انسولین درون وریدی به منظور از بین بردن وضعیت فشار اسمزی از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد.

بر خلاف بیماران مبتلا به نوع I دیابت بیماران مبتلا به نوع II معمولاً تنها به دلیل دیابت، مبتلا به کتواسیدوز نمی‌شوند. از آنجا که به طور کلی دیابت نوع II در میان افراد مسن اتفاق می‌افتد احتمال وجود شرایط بالینی همزمان بیشتر است و این بیماران ممکن است روی هم رفته بیمارتر از بقیه باشند. بنابراین میزان مشکلات و مرگ و میر در اثر اغما در مقایسه با کتواسیدوز بالاتر می‌باشد.

کاهش قند خون به معنای افت غیر عادی قند خون می‌باشد در بیماران مبتلا به دیابت، شایع‌ترین دلیل کاهش قند خون استفاده بیش از اندازه از انسولین یا سایر داروهای کاهش دهنده قند خون به منظور کاهش میزان قند خون در افراد دیابتی در صورت وجود یا عدم وجود یک وعده می‌باشد.

هنگامی که قند خون به دلیل استفاده بیش از حد انسولین کاهش می‌یابد به این رخداد واکنش انسولین می‌گویند گاهی اوقات کاهش قند خون ممکن است در اثر مصرف ناکافی مواد انرژی‌زا یا فعالیت جسمانی ناگهانی و بیش از اندازه اتفاق می‌افتد.

قند خون به منظور عملکرد صحیح سلول‌های مغزی ضروری است بنابراین کاهش قند خون ممکن است باعث بروز علائم سیستم عصب مرکزی از جمله موارد زیر گردد:

ـ گیجی

ـ سردرگمی

ـ ضعف

ـ رعشه

میزان قند خون واقعی که موجب بروز این علائم می‌شود در افراد مختلف متفاوت می‌باشد، اما معمولاً زمانی رخ می‌دهد که قند خون کمتر از mg/dl 65 باشد کاهش شدید قند خون در صورتی که درمان نشود ممکن است موجب اغما، حمله صرع و در شرایط وخیم مرگ مغزی غیر قابل بازگشت گردد. در این لحظه مغز دچار افت قند خون می‌شود و این مسئله زمانی رخ می‌دهد که قند خون کمتر از mg/dl 40 باشد.

درمان افت قند خون شامل تجویز سریع ماده قندی مانند نوشیدنی‌های حاوی قند، از جمله آب پرتغال، نوشیدنی‌های غیر الکلی (غیر از نوشیدنی‌های فاقد قند) یا قرص گلوکز در دوزهای 20-15 گرم در یک وعده (برای مثال معادل نیم لیوان آب میوه) می‌باشد.

و در صورت از دست دادن هوشیاری می‌توان به صورت درمان ماهیچه‌ای به فرد گلوکاگون تزریق کرد)طهوری زهرا؛ بیگدلی فاطمه ،1391 دیابت(مرض قند ) چاپ اول ، ناشر آسمان علم ).

مکانیسم‌های هورمونی و متابولیکی که تنظیم غلظت قند خون را بر عهده دارند:

ثابت نگه داشتن غلظت گلوکز در خون یکی از دقیق‌ترین تنظیمات در تمامی مکانیسم‌های هومئوستاتیکی است که در آن کبد، بافت‌های خارج کبدی و چندین هورمون نقش دارند، سلول‌های کبدی کاملاً به گلوکز نفوذ پذیرند در صورتی که سلول‌های بافت‌های خارج کبدی (به غیر از جزایر بتا پانکراس) نسبتاً به گلوکز نفوذ ناپذیرند و ناقلین گلوکز آنها تحت تنظیم انسولین کار می‌کنند.

در نتیجه برداشت گلوکز خون مرحله‌ی محدود کننده مصرف گلوکز در بافت‌های خارج کبدی است نقش پروتئین‌های مختلف ناقل گلوکز در غشاء به صورت زیر است:

ناقلین

محل بافت ناقلین تسریع کننده دوجهتی

عملکرد

GLUT1

مغز، کلیه، کلون، جفت، ارتیروسیت

برداشت گلوکز

GLUT2

کبد، بتا پانکراس، روده کوچک، کلیه

برداشت و آزادسازی گلوکز

GLUT3

مغز، کلیه و جفت

برداشت گلوکز

GLUT4

عضله قلبی و اسکلتی و بافت چربی

برداشت گلوکز با تحریک انسولین

GLUT5

روده کوچک

جذب گلوکز

ناقل یک جهتی وابسته به سدیم

 

SGLT1

روده کوچک و کلیه

برداشت فعال گلوکز در خلاف جهت گرادیان غلظت

 

1. آنزیم گلوکوکیناز در تنظیم قند خون بعد از صرف غذا اهمیت دارد:

هگزوکیناز در کبد به حالت اشباع بوده و تمایل بیشتری به گلوکز دارد و در تمام شرایط طبیعی با سرعت ثابتی فعالیت می‌کند:

گلوکوکیناز به صورت قابل ملاحظه‌ای تمایل کمتری برای گلوکز دارد. بنابراین فعالیت آن با بالا رفتن غلظت گلوکز در ورید باب کبد افزایش می‌یابد. این آنزیم برداشت مقادیر زیادی از گلوکز توسط کبد را پس از هر وعده غذایی کربوهیدراتی سبب می‌شود.

این آنزیم در کبد نوشخوارکنندگان وجود ندارد؛ چراکه گلوکز بسیار کمی از روده وارد ورید باب می‌شود. در غلظت‌های طبیعی قند خون (5/4 تا 5/5 میلی‌مول در لیتر) کبد صرفاً تولید کننده‌ی گلوکز است. با این حال با بالا رفتن غلظت گلوکز، خروج گلوکز از کبد کاهش یافته و صرفاً برداشت گلوکز توسط کبد وجود خواهد داشت.

2. انسولین در تنظیم گلوکز خون نقش اصلی دارد:

علاوه‌بر آثار مستقیم افزایش قند خون در افزایش برداشت گلوکز از طریق کبد، هورمون انسولین نیز در تنظیم غلظت گلوکز خون نقش اساسی ایفا می‌کند. این هورمون در پاسخ به میزان افزایش قند خون از سلول‌های بتا جزایر لانگرهاس پانکراس ترشح می‌شود. این سلول از طریق ناقل GLUT2 نسبت به گلوکز کاملاً نفوذپذیرند و گلوکز به وسیله گلوکوکیناز فسفریله می‌شود.

بنابراین افزایش گلوکز خون منجر به افزایش سرعت جریان متابولیکی گلیکولیز (مصرف گلوکز) چرخه‌ی اسید سیتریک و تولید انرژی (ATP) می‌گردد.

افزایش غلظت (ATP) کانال‌های پتاسیم حساس به ATP را مهار و باعث دپلاریزه شدن غشاء سلول می‌شود. این امر با ورود کلسیم از طریق کانال‌های کلسیم حساس به ولتاژ انسولین را از سلول آزاد می‌کند (با تحریک رهاسازی انسولین) در نتیجه غلظت انسولین در خون به موازات غلظت گلوکز تغییر می‌کند.

سایر موادی که موجب رهاسازی انسولین از پانکراس می‌شوند شامل: اسیدهای آمینه، اسیدهای چرب آزاد، اجسام کتونی، گلوکاگون، سکرتین و داروهای سولفونیل اوره، تولبوتامید و گلی‌بورید می‌باشند. این داروها برای تحریک ترشح انسولین در دیابت قندی نوع II (دیابت قندی غیر وابسته به انسولین) استفاده می‌شود که این عمل را از طریق مهار کانال‌های پتاسیم حساس به ATP انجام می‌دهد.

اپی‌نفرین و نوراپی نفرین جلوی رهاسازی انسولین را می‌گیرند. افزایش انتقال گلوکز به داخل بافت چربی و عضله منجر به کاهش سریع گلوکز خون می‌شود.

این عمل از طریق بکارگیری ناقلین گلوکز (GLUT4) و فرستادن آنها از داخل سلول به غشاء پلاسمایی صورت می‌گیرد. اگرچه انسولین اثر مستقیمی بر برداشت گلوکز از طریق سلول‌های کبدی ندارد ولی با تأثیر بر آنزیم‌های کنترل کننده گلیکولیز، گلیکوژنز و گلوکونئوژنز (فرآیندی که از پیش‌سازهای غیر کربوهیدراتی گلوکز تولید می‌کنند) به طور غیر مستقیم در دراز مدت برداشت گلوکز را افزایش می‌دهد)رجبیان رضا ؛ 1370 دیابت ، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد).

3. گلوکاگون:

گلوکاگون هورمونی است که از سلول‌های a جزایر پانکراس تولید می‌شود و ترشح آن به وسیله کاهش قند خون تحریک می‌شود. در کبد با فعال کردن فسفریلاز باعث تحریک گلیکوژنولیز (تجزیه گلیکوژن به گلوکز) می‌شود. گلوکاگون بر خلاف اپی‌نفرین تأثیری بر فسفریلاز عضله ندارد و همچنین فرآیند گلیکونئوژنز از اسیدهای آمینه و لاکتات را تقویت می‌کند. در تمامی این واکنش‌های گلوکاگون از طریق ایجاد cAMP عمل می‌کند.

گلیکوژنولیز و گلوکونئوژنز کبدی هر دو بر اثر هیپرگلایسمیک (بالا بردن قند خون) گلوکاگون که بر ضد عملکرد انسولین می‌باشد کمک می‌کند.

گلوکاگون موجب ترشح گلوکز از کبد می‌شود که ممکن است موجب نجات فرد باشد و هر بیمار به دیابت که سابقه افت قند خون (به ویژه افرادی که انسولین مصرف می‌کنند) داشته باشند باید دارای کیت گلوکاگون باشند.

4. سایر هورمون‌هایی که بر گلوکز خون تأثیر می‌گذارد:

غده هیپوفیز قدامی، هورمون‌هایی ترشح می‌کند که باعث افزایش گلوکز خون شده و بنابراین ضد انسولین عمل می‌کند، این هورمون‌ها شامل هورمون رشد، کورتیکوتروپین و احتمالاً سایر هورمون‌های دیابتوژنتیک می‌باشد.

ترشح هورمون‌های رشد با کاهش قند خون تحریک می‌شود، هورمون رشد برداشت گلوکز را در عضله کاهش می‌دهد. بخشی از این تأثیر می‌تواند غیر مستقیم باشد به این دلیل که هورمون با تحریک آزاد شدن اسیدهای چرب آزاد از بافت چربی مانع استفاده از گلوکز می‌شود.

گلوکوکرتیکوئیدها به وسیله قشر فوق کلیه ترشح شده و همچنین به صورت نامنظم در بافت چربی سنتز می‌شود و موجب افزایش گلوکونئوژنز می‌شوند. به علاوه گلوکوکرتیکوئیدها مصرف گلوکز در بافت خارج کبدی را مهار می‌کنند. در تمام این اعمال این هورمون‌ها به عنوان ضد انسولین عمل می‌کنند. تعدادی از سیتوکین‌ها که توسط ماکروفاژها در بافت چربی ترشح می‌شوند نیز با انسولین آنتاگونیسم دارند این مواد به همراه گلوکوکرتیکوئیدهایی که از بافت چربی ترشح می‌شوند، علت مقاومت نسبت به انسولین را در افراد چاق توضیح می‌دهد.

اپی‌نفرین به وسیله ناحیه مرکزی فوق کلیه و در نتیجه تحریکات استرس‌زا (ترس)، استرس، هیجان، هیپوکسی، هیپوگلسیمی و ...) ترشح می‌شود و با تحریک فسفریلاز از طریق cAMP موجب گلیکوژنولیز در کبد و عضله می‌گردد. در عضله گلیکوژنولیز باعث افزایش گلیکولیز می‌شود در حالی که در کبد موجب رهاسازی گلوکز به داخل جریان خون می‌گردد.

مشکلات مزمن دیابت

مشکلات دیابت به بیماری رگ‌های خونی مربوط می‌شوند و معمولاً به بیماری رگ‌های خونی کوچک، مانند رگ‌های مربوط به چشم، کلیه و اعصاب و بیماری رگ‌های خونی بزرگ از جمله رگ‌های مربوط به قلب و خون طبقه‌بندی می‌شوند.

دیابت موجب تسریع سختی شریان‌ها (آترواسکلروزیس) رگ‌های خونی بزرگ و در نتیجه بیماری عروق کرونر قلب (آنژین یا حمله قلبی)، سکته و درد در بخش‌های تحتانی بدن به دلیل نرسیدن خون به بافت‌ها (لنگیدن) می‌شود.

بسیاری از مردم نمی‌دانند که دیابت ممکن است پوست را نیز گرفتار کند. مثلاً عفونت‌های مزمن و مکرر پوست.

ـ مشکلات پوستی

لک و جوش، برفک، برجستگی و فرو رفتگی و ضایعات پوستی که در اثر بیماری دیابت و تزریق انسولین به صورت مکرر و ... ایجاد می‌شود.

ـ آسیب‌های چشمی

مهم‌ترین مشکلی که برای چشمان در بیماری دیابت به وجود می‌آید رتینوپاتی است، رتینوپاتی در بیمارانی بروز می‌کند که حداقل به مدت پنج سال به دیابت مبتلا بوده‌اند. رگ‌های خونی کوچک بیمار موجود در پشت چشم موجب کمبود پروتئین و خون در شبکیه‌ می‌شود. همچنین وجود بیماری در این رگ‌های خونی موجب تشکیل آنوریسم‌ کوچک و شکننده شدن رگ‌های خونی (نئوواسکولاریزاسیون) می‌شود.

خونریزی همزمان از رگ‌های خونی جدید و شکننده، ممکن است منجر به جدایی شبکیه و در نتیجه نقص بینایی گردد، به منظور درمان رتینوپاتی از اشعه لیزر برای تخریب و جلوگیری از رشد مجدد آنوریسم‌های کوچک و رگ‌های خونی شکننده استفاده می‌شود.

کنترل نامناسب قند خون و فشار خون موجب وخامت بیماری چشمی در افراد مبتلا به دیابت می‌شود.

آب مروارید و آب سیاه (گلوکوم) نیز بین افراد دیابتی شیوع بیشتری دارد.

همچنین باید به خاطر داشته باشید که به دلیل عبور آب از میان لنزهای چشم، چنانچه غلظت قند خون دچار نوسان بسیار زیاد شود لنزهای چشم نیز به تناسب آن دچار تنگی شده و مایعات درون آن نفوذ می‌کند. در نتیجه تاری دید در افرادی که بیماری دیابت خود را به طور مناسب کنترل نمی‌کنند بسیار شایع‌تر است(نیک روش م،جلالی م،1385 اثر دیابت بر اسپرماتوژنز موش صحرایی ،مجله علوم پزشکی دانشگاه بابل)( نیک روش م،جلالی م،محمدی ش،1388 اثر عصاره پیاز خام بر بافت بیضه موش فصل نامه باروری و ناباروری ش 4 ).

ـ آسیب‌های کلیوی

آسیب کلیه‌ها در اثر دیابت، نفروپاتی دیابتی نامیده می‌شود. شیوع و پیشرفت این بیماری بسیار متغیر است، در ابتدا رگ‌های خونی کوچک بیمار، در کلیه‌ها موجب تراوش پروتئین در ادرار می‌شود، پس از آن کلیه‌ها توانایی پاک کنندگی و فیلتر خون را از دست می‌دهند؛ تجمع مواد زاید سمی در خون موجب ضروری شدن دیالیز می‌گردد و می‌توان پیوند کلیه هم انجام داد.

پیشرفت نفروپاتی را می‌توان از طریق کنترل فشار خون بالا و درمان قند خون بالا کنترل نمود، بازدارنده‌های آنزیم پوشش دهنده‌ی آنژیوتانسین یا مسدود کننده‌های گیرنده‌ی آنژیوتانسین که در درمان پرفشاری خون مورد استفاده قرار می‌گیرد نیز ممکن است در درمان بیماری کلیه در بیماران دیابتی سودمند واقع شود.

گلوکز اوری هنگامی روی می‌دهد که سطح گلوکز خون از آستانه کلیوی تجاوز کند

هنگامی که سطح گلوکز خون تا حد نسبتاً زیادی افزایش پیدا می‌کند کلیه نیز یک اثر تنظیمی را اعمال می‌کند. گلوکز به طور مداوم توسط گلومرول‌ها فیلتره می‌شود ولی به طور طبیعی مجدداً در توبول‌های کلیه از طریق انتقال فعال باز جذب می‌شود، ظرفیت سیستم توبولی برای باز جذب گلوکز حدود 350 میلی‌گرم در دقیقه می‌باشد. در افزایش قند خون امکان دارد که گلوکز موجود در مایع فیلتره گلومرول‌ها از حد قابل جذب بیشتر شود که گلوکزوری زمانی روی می‌دهد که غلظت گلوکز خون وریدی از 5/9 الی 10 میلی‌مول در لیتر تجاوز کند. این مقدار را اصطلاحاً آستانه کلیوی می‌نامند) طهوری زهرا؛ بیگدلی فاطمه ،1391 دیابت(مرض قند ) چاپ اول ، ناشر آسمان علم).

آسیب به اعصاب

آسیب‌های ناشی از دیابت بر دستگاه عصبی را نوروپاتی دیابتی می‌گویند. این بیماری همچنین به دلیل بیماری رگ‌های خونی کوچک نیز ایجاد می‌شود.

در حقیقت جریان خونی که وارد اعصاب می‌شود محدود است، در نتیجه سلسله اعصاب بدون جریان خون باقی مانده و آسیب می‌بیند یا از بین می‌رود. به این حالت اصطلاحاً ایسکمی یا کم‌خونی موقتی گفته می‌شود).

علائم آسیب عصبی ناشی از دیابت شامل بی‌حسی، سوزش و درد پا و اندام‌های انتهایی بدن می‌شود؛ هنگامی که بیماری عصبی موجب از دست رفتن کامل احساس در پاها گردد، ممکن است بیماران متوجه جراحت‌ها و صدمات وارد شده به پا شوند.

آسیب وارد شده به اعصاب در اثر بیماری دیابت ممکن است سایر اعصابی را که در نعوظ دخالت دارند را نیز تحت تأثیر قرار داده و موجب اختلال در نعوظ (ناتوانی در نعوظ) گردند. همچنین ممکن است ناتوانی نعوظ به دلیل ضعف جریان خون در آلت تناسلی افراد مبتلا به دیابت در اثر بیماری رگ‌های خونی نیز ایجاد شود.

همچنین نوروپاتی دیابتی، اعصاب مربوط به معده و روده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب سرگیجه و کاهش وزن و اسهال و سایر علایم گاستروپارزیس (تأخیر در تخلیه محتویات غذا از معده به داخل روده‌ها به دلیل انقباض نامناسب ماهیچه‌های معده) گردد.

ممکن است درد ناشی از آسیب عصبی در اثر دیابت به درمان‌های سنتی زیر پاسخ دهد:

ـ گاباپنتین (نورونتین)

ـ دیسپرامین (نورپرامینین)

ـ فنیتوئین (دیلانتین)

ـ کارمامازپین (تگرتول)

ـ آمی‌تریپتلین (الاویل) یا کاسپامیسین که بر روی موضع مالیده می‌شود (عصاره فلفل)

وضعیت مفاصل در بیماران مبتلا به دیابت

بسیاری از بیماران دچار نوعی سختی خفیف در انگشتان دست (شیروآرتروپاتی) هستند. در عده‌ای دیگر سخت شدن نوارهای فیبری و به دام افتادن اعصاب ممکن است پیش بیاید. در عده‌ی معدودی از دیابتی‌ها اختلال‌های مفصلی وخیمی پدید می‌آید.

ـ شیروآرتروپاتی: سختی خفیف در انگشتان دست.

ـ انقباض دوپوتیرن: رباط‌ها و تاندون‌هایی که از کف دست به انگشت‌ها می‌روند، سخت می‌شوند؛ در صورت پیشرفت بیماری، انگشت‌ها به تدریج به طرف کف دست خم می‌شوند.

ـ بیماری مفصلی تابس: این بیماری بسیار نادر است. از بین رفتن مفصل پا بر اثر ضربه و همچنین ایجاد اختلالاتی در گردش خون توسط دیابت.

وضعیت پاها در بیماران دیابتی

این زخم‌ها با جراحت کوچکی شروع شده که بعداً عفونی می‌شوند یا در جاهایی هستند که دائماً در معرض ضربه دیدن یا ساییدگی قرار دارند این زخم‌ها ممکن است عمیق شوند یا بافت‌های نرم اطراف خود را عفونی (سلولیت) کنند و گاهی ممکن است آبسه (دمل‌های) عمیق ایجاد کند به ندرت ممکن است عفونت ناشی از زخم پا چنان شدید شود که زندگی شخص به خطر افتد و قطع عضو ضرورت یابد.

دیابت و ناتوانی جنسی

بیماری دیابت مهم‌ترین آسیب را به قوای جنسی جنس مذکر می‌گذارد.اختلال در نعوذ و خون رسانی به آلت تناسلی و همچنین کاهش میل و رفتار جنسی که در ادامه باعث کاهش در تولید و فعالیت اسپرم میگردد.

به منظور کاهش مشکلات ناشی از دیابت چه اقداماتی می‌توان انجام داد:

ـ رژیم غذایی و کنترل وزن در دیابتی‌ها

ـ مهار کننده‌های آلفاگلوکزیداز

ـ ورزش و خودآسایی

ـ داروهای ضد چاقی

ـ درمان با انسولین)نیک روش م،جلالی م،محمدی ش،1388 اثر عصاره پیاز خام بر بافت بیضه موش فصل نامه باروری و ناباروری ش 4).





دانلود صوتی رمان بیچارگان

دانلود صوتی رمان بیچارگان

دانلود صوتی رمان بیچارگان

دانلود رمان بیچارگان بیچارگان یا مردم فقیر ( به روسی: Бедные люди) نخستین رمان فئودور داستایوسکی رمان نویس مشهور روس است. این کتاب چاپ ۱۸۴۶ است. داستایوفسکی این کتاب را در زمستان سال قبل نوشته بود و قبل از چاپ، آن را به امانت نزد گریگاروویچ گذاشته بود . نکراسف ، که به همراه گریگاروییچ این داستان را مطالعه کرد با این خبر که گوگول تازه ای ظهور کرده است رمان را به نزد بلینسکی برد و آن منتقد مشهور در آن زمان بر حکم نکراسف مهر تایید زد .رمان به صورت روایت نامه ای میان دو تن است. دختری جوان و مرد مسنی از خویشاندان دخترک که در دو مجتمع در کنار هم زندگی می کنند و ترجیح می دهند به جای دیدار حضوری با هم به جهت شایعات همسایگان از طریق مستخدمه ای با هم نامه نگاری کنند. موضوع داستان روایت فقر است. عده ای این رمان را متاثر از داستان شنل نوشته ی نیکولای گوگول می دانند.





توتالیتاریسم

توتالیتاریسم

توتالیتاریسم

توتالیتاریسم» نوشته هانا آرنت(۱۹۷۵-۱۹۰۶) فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی آلمانی است. این کتاب که ترجمه بخش سوم کتاب «خاستگاه‌های توتالیتاریسم» است، تلاش می‌کند با بررسی دو نمونه از نظام‌های توتالیتر یا تمامیت‌خواه(نازیسم و استالینیسیسم) به چگونگی استقرار این نظام‌ها و مشروعیت یافتن آن‌ها بپردازد.

آرنت کتابش را با تحلیل روی به وجود آمدن یهودی‌ستیزی در اروپا آغاز می‌کند و به چگونگی رشد و نمو این جنبش می‌پردازد. او به اهمیت توده‌ها و اتحادی که میان اوباش و نخبگان در زمان استقرار حکومت‌های توتالیتر به وجود می‌آید اشاره می‌کند و به روش‌های تبلیغاتی و سازمانی این حکومت‌ها برای ماندگاری‌شان می‌پردازد. در کل می‌توان گفت که کتاب حاضر از این می‌پرسد که حکومت‌های توتالیتر چه هستند؟ چگونه رخ می‌دهند؟ و چگونه دوام می‌آورند؟





بررسی اثر تداخل عصاره الکلی گیاه شاهتره (Fumaria Parviflora )و کلرامبوسیل بر اسپرماتوژنز در موش rat نر نژاد Wistar

بررسی اثر تداخل عصاره الکلی گیاه شاهتره  (Fumaria Parviflora )و کلرامبوسیل بر اسپرماتوژنز در موش rat نر نژاد Wistar

بررسی اثر تداخل عصاره الکلی گیاه شاهتره (Fumaria Parviflora )و کلرامبوسیل بر اسپرماتوژنز در موش rat نر نژاد Wistar

چکیده:

مقدمه : مطالعات نشان داده که کلرامبوسیل که در درمان سرطان های خون مورد استفاده قرار می گیرد در غلظت های خاص اثرات تخریبی شدیدی بر بافت زاینده بیضه دارد. در این تحقیق اثرات عصاره الکلی گیاه شاهتره به عنوان یک آنتی اکسیدان و تداخل آن با داروی کلرامبوسیل بر بافت بیضه مورد بررسی قرار می گیرد.

مواد و روشها : رات های نر بالغ نژاد ویستار در گروه های 7 تایی گروه بندی شدند . گروه کنترل 1 روغن مایع ، گروه کنترل2 ، کلرامبوسیل (10 mg/kg w.b.) ،گروه تجربی 1 (150میلی گرم بر کیلوگرم عصاره الکلی شاهتره) و2و3و4 کلرامبوسیل (10 mg/kg w.b.) وبه ترتیب عصارهالکلی شاهتره با غلظت های 150، 250 و 350 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن ازطریق گاواژ دریافت کردند، پس از 15 روز موش ها باز شده و بیضه ها بیرون آورده شدند وپس از مورفومتری از آنها لام های میکروسکوپی تهیه شد و مورد بررسی بافت شناختی قرار گرفتند ، اپی تلیوم ژرمینال بررسی شده و تعداد سلول ها ی زایا شمارش گردید .

یافته ها : نتایج نشان داد حجم بیضه ، قطرکوچک وبزرگ بیضه ، اسپرماتوگونی A,Bواسپرماتوسیت اولیه و ثانویه ، سلول های لایدیگ ، اسپرماتید و اسپرم در گروه های تجربی اول و دوم در مقایسه با گروه کنترل اختلاف معنی داری نشان نداده است ، در حالی که در گروه های تجربی سوم و چهارم و گروه کنترل 2 در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری یافته است. قطر لوله های سمی نیفر در تمامی گروه های تجربی در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری یافته است(p<0.05(p<0.001 ) ,((p<0.01),.

نتیجه گیری و بحث : مطالعات نشان داد که کلرامبوسیل درگروه کنترل2 اندازه بیضه وتعدادسلول های اسپرمی را بطور معنی دار کاهش داده است، اما در گروههای تجربی گیاه شاهتره به دلیل داشتن اثرات آنتی اکسیدانی اثرات کاهشی و افزایشی روی سلول های اسپرمی داشته است. (p<0.05(p<0.001 ) ,((p<0.01 ).

واژه های کلیدی :عصاره الکلیشاهتره، کلرامبوسیل، اسپرماتوژنز

فهرست

فصل اول13

1-1 مشخصات خانواده گیاه شاهتره14

2-1اختصاصات کلی و محل رویش 15

1-2-1 تیره شاهتره 15

2-2-1 ترکیب شیمیایی 15

3-2-1 گونه های ایرانی 15

3-1 اختصاصات گیاه شناسی شاهتره 15

1-3-1 تیره شاهتره 16

2-3-1 جنس های مهم تیره شاهتره 17

3-3-1 جنس Fumaria17

4-3-1 گونه های مهم این جنس 17

4-1 گونه Parviflora17

1-4-1 اندام دارویی 18

2-4-1 دامنه انتشار 18

3-4-1 زمان جمع آوری 18

5-1خواص درمانی شا هتره 18

6-1 پیشینه تحقیقاتی 19

7-1 لوکران 20

1-7-1 داروشناسی بالینی کلرامبوسیل 21

2-7-1 هشدارها 21

3-7-1 مصرف در دوران حاملگی 22

4-7-1موارد احتیاط در مصرف دارو22

5-7-1 بررسی های آزمایشگاهی 23

6-7-1 تداخل اثر درمانی : 23

7-7-1 اثر دارو در زمان شیردهی 24

8-7-1 کاربرد در کودکان :.......................................................................................................................24

9-7-1 عوارض خونشناسی : ..................................................................................................................24

10-7-1 عوارض گوارشی :.....................................................................................................................24

11-7-1 عوارض جانبی سیستم عصبی :..................................................................................................24

12-7-1 غلظتهای مورد استفاده و تجویز کلرامبوسیل :...........................................................................24

13-7-1 طریقه نگهداری : ......................................................................................................................25

8-1 آناتومی سیستم تولید مثلی موش صحرایی:.......................................................................................25

1-8-1بیضه :...........................................................................................................................................26

2-8-1اپیدیدیوم :.....................................................................................................................................26

3-8-1 وزیکول سمینال :.........................................................................................................................26

4-8-1وازودفران :...................................................................................................................................26

5-8-1پروستات :....................................................................................................................................26

6-8-1سرخرگ و سیاهرگ :.................................................................................................................26

7-8-1غدد کوپرو پنیس :.......................................................................................................................27

9-1 اسپرماتوژنز :...................................................................................................................................27

1-9-1هورمونهای بیضه :.......................................................................................................................29

2-9-1سلول سرتولی :..........................................................................................................................29

3-9-1اتصالات سرتولی – سرتولی :....................................................................................................30

4-9-1اسپرماتید ( نمو اولیه ) :.............................................................................................................31

5-9-1اسپرماتید ( نمو انتهایی ) :..........................................................................................................32

6-9-1اسپرماتید : پلهای بین سلولی :...................................................................................................33

7-9-1اسپرم :..........................................................................................................................................34

8-9-1سلولهای لایدیگ :.........................................................................................................................35

فصل دوم: روش تحقیق و مواد:.................................................................................................................37

1-2 لوازم :...............................................................................................................................................38

2-2 مواد شیمیایی :..................................................................................................................................39

3-2 دستگاه ها :.......................................................................................................................................39

4-2 جمع آوری گیاه :...............................................................................................................................39

5-2 عصاره گیری :...................................................................................................................................39

6-2 محاسبه مقدار ماده خشک عصاره :...................................................................................................41

7-2 روش بررسی : .................................................................................................................................41

8-2 تهیه قرص لوکران :...........................................................................................................................41

9-2 انتخاب حیوانات آزمایشگاهی :........................................................................................................41

10-2 گروه بندی حیوانات : ..................................................................................................................42

11-2 روش کار:.....................................................................................................................................42

12-2 آماده سازی محلول گاواژ:............................................................................................................43

13-2 تشریح موشها و نمونه گیری :......................................................................................................45

14-2 مراحل تهیه مقاطع میکروسکوپی برای روش رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین :.......................45

15-2 روش های آماری بررسی تغییرات بافتی و سلولی : ....................................................................46

فصل سوم : نتایج تحقیق :........................................................................................................................47

1-3 نتایج حاصل از بررسی تغییرات فیزیکی بیضه در اثر تیمار با لوکران و شاهتره :.............................48

1-1-3 بررسی بافت شناسی بیضه با استفاده از میکروسکوپ نوری :....................................................53

2-1-3 نتایج محاسبات آماری مورفومتری به کمک میکروسکوپ نوری :..............................................53

3-1-3 تاثیر عصاره الکلی گیاه شاهتره و لوکران برقطرلوله های سمی نیفر:...........................................54

4-1-3 شمارش های سلولی :..................................................................................................................55

فصل چهارم : بحث و نتیجه گیری و پیشنهادات.......................................................................................75

1-4 بحث :..............................................................................................................................................76

2-4 نتیجه گیری :....................................................................................................................................79

پیشنهادات :...............................................................................................................................................80

منابع:.........................................................................................................................................................8

فهرست ضمائم :

نمودار :

نمودار1-3 :مقایسه بین حجم بیضه در نمونه های کنترل و گروههای مختلف تحت تاثیر لوکران و شاهتره 49

نمودار 2-3 : مقایسه بین اندازه قطر کوچک بیضه در نمونه های کنترل وگروههای مختلف تحت تاثیر لوکران و شاهتره51

نمودار3-3 : مقلیسه تغییرات قطر بزرگ بیضه را در گروه های مختلف و کنترل .................................52

نمودار 4-3 : بررسی تغییرات تعداد لوله های سمی نیفر در گروه های مختلف و کنترل.........................54

نمودار 5-3 : مقایسه قطر لوله های اسپرم ساز درگروه های مختلف وکنترل........................................55

نمودار 6-3 : مقایسه تعداد اسپرماتوگونی نوع A در گروه های مختلف و کنترل.................................56

نمودار 7-3 : مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوگونی B درگروه های مختلف و کنترل.........................58

نمودار 8-3 :مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوسیت اولیه در گروه های مختلف وکنترل......................59

نمودار9-3 :مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوسیت ثانویه در گروه های مختلف و کنترل......................60

نمودار10-3 :مقایسه تعداد اسپرماتید درگروه های مختلف و کنترل.......................................................62

نمودار 11-3 :مقایسه تعداد اسپرماتوزوا در گروه های مختلف و کنترل................................................63

نمودار 12-3 :مقایسه تعداد سلول های سرتولی در گروه های مختلف و کنترل....................................65

نمودار 13-3 : بررسی تغییرات سلول های لیدیگ درگروه های مختلف وکنترل...................................66

جدول :

جدول1-3 :مقایسه بین حجم بیضه در نمونه های کنترل و گروههای مختلف تحت تاثیر لوکران و شاهتره 49

جدول 2-3 : مقایسه بین اندازه قطر کوچک بیضه در نمونه های کنترل وگروههای مختلف تحت تاثیر لوکران و شاهتره50

جدول3-3 : مقایسه تغییرات قطر بزرگ بیضه را در گروه های مختلف و کنترل ..................................52

جدول4-3 : بررسی تغییرات تعداد لوله های سمی نیفر در گروه های مختلف و کنترل...........................53

جدول5-3 : مقایسه قطر لوله های اسپرم ساز درگروه های مختلف وکنترل............................................54

جدول 6-3 : مقایسه تعداد اسپرماتوگونی نوع A در گروه های مختلف و کنترل..................................56

جدول7-3 : مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوگونی B درگروه های مختلف و کنترل...........................57

جدول8-3 :مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوسیت اولیه در گروه های مختلف وکنترل........................59

جدول 9-3 :مقایسه تعداد سلول های اسپرماتوسیت ثانویه در گروه های مختلف و کنترل......................60

جدول10-3 :مقایسه تعداد اسپرماتید درگروه های مختلف و کنترل.........................................................61

جدول11-3 :مقایسه تعداد اسپرماتوزوا در گروه های مختلف و کنترل....................................................63

جدول 12-3 :مقایسه تعداد سلول های سرتولی در گروه های مختلف و کنترل......................................64

جدول 13-3 : بررسی تغییرات سلول های لیدیگ درگروه های مختلف وکنترل.....................................66

شکل:

تصویر1-3 :قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره الکلی شاهتره (بزرگنمایی ˟10 67

تصویر2-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره ( بزرگنمایی ˟100 67

تصویر 3-3 :قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره ، ( بزرگنمایی ˟40 68

تصویر4-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره الکلی شاهتره + کلرامبوسیل (بزرگنمایی ˟10 68

تصویر 5-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره +کلرامبوسیل ( بزرگنمایی ˟100 69

تصویر6-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 150 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره +کلرامبوسیل ، ( بزرگنمایی ˟40)..................................................... 69

تصویر7-3 : : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه دوز مصرفی 250 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره الکلی شاهتره +کلرامبوسیل، (بزرگنمایی ˟10 ).........................................................70

تصویر8-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 250 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره+کلرامبوسیل ، ( بزرگنمایی ˟100 ).....................................................70

تصویر9-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه دوز مصرفی 350 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره الکلی شاهتره+کلرامبوسیل ، (بزرگنمایی ˟10 ).........................................................71

تصویر10-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 350 میلی گرم برکیلوگرم عصاره الکلی شاهتره+کلرامبوسیل ، ( بزرگنمایی ˟100 )..............................................71

تصویر 11-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه دوز مصرفی 10 میلی گرم بر کیلوگرم کلرامبوسیل ، (بزرگنمایی ˟10 )............................................................................................7

تصویر 12-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه دوز مصرفی 10 میلی گرم برکیلوگرم کلرامبوسیل ، ( بزرگنمایی ˟100 )......................................................................................72

تصویر13-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نردر گروه کنترل 1 ، (بزرگنمایی ˟10 ).................................................................................................................................................................73

تصویر14-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه کنترل 1 ، ( بزرگنمایی ˟100 ).....................................................................................................................................................73

تصویر15-3 : قسمتی از لوله های منی ساز بافت بیضه موش رت نر در گروه کنترل 1 ، ( بزرگنمایی ˟40 )......................................................................................................................................................74

مقدمه

توجه بشر به استفاده از گیاهان دارویی در درمان بیماریها به تمدنهای اولیه بر می گردد و این مساله در طی سالها روند رو به رشد خود را طی کرده است.هر چند طی چند دهه گذشته با پیشرفت علم شیمی ، با الگوگیری از مواد طبیعی ، مواد با ارزش دارویی متعددی در آزمایشگاه ساخته شد و از طریق خدمات شایان توجهی به بشریت شد نا خود آگاه استفاده از گیاهان دارویی کاهش یافت ، اما با توجه به شناخت اثرات بیولوژیک مواد طبییعی ، افزایش قیمت داروهای شیمیایی ، افزایش جمعیت و به ویژه عوارض جانبی ناشی از مصرف مواد شیمیایی ، مجددا گرایش به استفاده از گیاهان دارویی در دهه های اخیر زیاد شده است.مطالعه علمی و مستدل فراورده های طب سنتی آن از نظر کیفی و کمی و اثرات بیولوژیک باعث رشد و توسعه این طب می شود و یکی از محصولات عصاره های گیاهی است که مصرف آنها به بیماران توصیه می شود

شیمی درمانی سرطان در سال 1983 با کشف Dustin در مورد سمیت سلولی کلشی سین و پس از آن به کار گیری دستاوردهای نیتروژنه در سال 1943 گام های بلندی برداشت به دنبال نتایج معنی دار علمی در خلال بیست و پنج سال گذشته با کشف عوامل ضد توموری جدید ، هم اکنون انکولوژیست ها در حدود بیست عامل سیتوتوکسیک در مصارف خود دارند که به طور منظم در کیلینیک استفاده می شوند و ترکیبات زیاد دیگری نیز در دست بررسی و پژوهش هستند که معمولا از عصاره های گیاهی و کپک ها استخراج شده اند. یکی از عوارض جانبی این داروها اثر بر باروی و آسیب ها ی دستگاه تناسلی و تولید مثلی می باشد. این اثر از دو جنبه حائز اهمیت است : یکی این که موجب از بین رفتن قدرت باروری در افراد می گردد و بیماران پس از درمان سرطان توانایی باروری نخواهند داشت و دیگر آن که ممکن است از طریق سلول های جنسی و یا ترشحات دستگاه تولید مثلی آلوده به سم جنین دچار مشکل و عوارض ژنتیکی یا مادر زادی شوند. هر یک از این اثر به نوبه خود مهم و با اهمیت می باشند.ثابت شده که کلرامبوسیل که در درمان سرطان های خون مورد استفاده قرار می گیرد اثرات تخریبی بر بافت زاینده بیضه دارد .

فصل اول

2-1اختصاصات کلی و محل رویش:

1-2-1 تیره شاهتره Fumariaceae عموماً گیاهانی علفی، بی کرک و دارای برگهای متناوب با بریدگی های بسیار هستند که بیشتر در نواحی مختلف کوهستانی و یا در اماکن مرطوب پراکندگی دارند و شامل جنس و گونه های بسیاری هستند. این گیاه ریشه دراز سفید رنگ و ساقه کوچک دارد. قسمت مورد استفاده گیاه کلیه اندامهای آن مخصوصا سر شاخه های گلدار است که به حالت تازه یا خشک مصرف می شود.]59 [

2-2-1 ترکیب شیمیایی:

اعضای مختلف این گیاه دارای موادی نظیر مواد رزینی، املاح معدنی مختلف، موسیلاژ، یک ماده تلخ قابل استخراج ، کله ریت رین ، یک اسید آلی قابل تبلور به نام اسید فوماریک و آلکالوئیدی به نام فومارین (پروتوپین) می باشد. ]59،41[

3-2-1 گونه های ایرانی: در نواحی مختلف جهان گونه های بسیاری از آن یافت می شود. گونه های ایرانی آن Fumaria parviflora و Furmaria indica می باشد.

این عصاره در درمان بسیاری از بیماری ها قابل استفاده می باشد، شاهتره به طور کلی در درمان بیماری های پوستی، تحریک عملکرد کبد و مثانه و به عنوان ضد خارش، ضد سرفه تب بر، معرق، اشتها آور و… استفاده شده است .] 59،50[

3-1 اختصا صات گیا ه شنا سی شا هتره :

این گیاه از نظر رده بندی گیاهی جز ء شاخه پیدازادان زیر شاخه نهان دانگان ، رده دولپه ای زیر رده جدا گلبرگان ، دسته تالامی فلور ، راسته پریه تال ، زیر راسته روئه دال ، تیره فوماریاسه ، جنس فوماریا می باشد .

الف- پیدازادان Spermatophytes

گیاهانی گلدار هستند و همه آنها بدون استثنا ء دارای تخمک بوده که بعد از بارور شدن آن دانه تولید می شود.

ب- نهاندانگان Angiosperms

در گیاهان نهان دانه اندامی به نام گل تشکیل می شود. در این گروه از گیاهان تخمکها در محفظه ای به نام تخمدان قرار دارند که هر تخمدان در انتها به خامه و کلاله منتهی می شود.]51

Dientyledonsج- دو لپه ایها

گیاهان این زیر شاخه به صورت علفی ، درختچه و یا درخت هستند و دانه های آنها دارای دو لپه می باشد . ریشه اصلی با دوام است و تولید ریشه های فرعی می کند . ساقه آنها معمولا قوی و منشعب یک ساله و دائمی بوده و دارای مریستم ثانویه می باشد که هر ساله بر قطر ساقه گیاه می افزاید برگها ندرتا غلافی است و معمولا دارای دمبرگی می باشد . تعداد قطعات گل در دو لپه ایها معمولا 4 یا 5 و یا مضربی از 4 یا 5 است گلهای دو لپه ایها ممکن است تک جنسی بوده (مثل خانواده بید) بوده ولی غالبا این گیاهان دو جنسی هستند.]51 

Dialypetalesد-جدا گلبرگان

در این زیر رده از گیا هان نهاندانه دو لپه گلبرگ ها به صورت جدا از یکدیگر می باشند و دارای گل هایی با پوشش مضاعف مرکب از کا سه و جام هستند. ]51[

Thalamifloresه- تالامی فلورها

نهنج گل در این سری از گیاهان معمولا برجسته و در عده ای مسطح است . تخمدان همیشه زیرین است و مستقیما روی نهنج گل قرار دارد گرده افشانی همواره توسط حشرات نوش خوار یا گرده خوار انجام می گیرد. ]62[

1-3-1 تیره شاهتره Fumariaceae

گیا هان این تیره علفی ، با برگهای سا ده یا دارای پهنک بسیار بریده و تقسیم شده اند و در همه آنها برگ فاقد گو شوارک است . گلبرگها در برخی از جنسها مسطح ، در عده ای کیسه مانند است و در جنسهای شا ه تره و کوریدالیس یکی از گلبرگها تبدیل به مهمیز می شود مادگی همیشه شا مل دو برچه و میوه دارای ا شکال مختلف و محتوی دانه هایی با آلبومن گوشتی است. گیاهان تیره شا ه تره در بافت پارانشیمی خود دارای لوله های ترشح کننده غیر شیرابه ای هستند.

تیره شا هتره تیره کوچکی است با 7 جنس و حدود 170 گونه که 7 گونه آن فقط در جنس شاهتره قرار دارند این غلظتها یکساله یا پایا هستند و بیشتر در مناطق معتدل و سرد نیمکره شمالی انتشار دارند.

2-3-1 جنس های مهم تیره شاهتره :

Fumaria با 55 گونه در دنیا و 5 گونه در ایران و با 320 گونه در دنیا و 15 گونه در ایران جنس های مهم این تیره می با شند.]51،62[

:Fumaria 3-3-1 جنس

گیاهان علفی ، در بن فاقد غده ، گلها معمولا کوچکتر از گلهای کوریدالیس و به رنگهای سفید یا صورتی هستند تقریبا همه گونه های این جنس یکساله با کلاله دو شاخه ، میوه تقریبا شفت مانند ، ناشکوفا و دا نه ها فاقد پوشش اضافی ( زائده آریل ) هستند . این گیاهان حاوی آلکالوئیدهایی همچون فومارین بوده و به عنوان بر طرف کننده خارش های جلدی و کمک به هضم غذا در معده مصرف می شود.

این جنس در ایران 5 گونه دارد که در نواحی مختلف و تقریبا در تمام نقاط آن می رو یند. ]62[

4-3-1 گونه های مهم این جنس :

دو گونه مهم شاهتره با نامهای علمی Fumaria vaillantii بیشتر در خراسان و شمال و Fumaria parviflora بشتر در خراسان، فارس و نواحی شمالی ایران رویش دارند و Fumaria officinalis در ایران رویش ندارد

4-1 گونه Parviflora

گونه ای است علفی با سا قه های منشعب ، افراشته و عموماFumaria parvifloraگیاه

به ارتفاع 10 تا 40 سانتی متر ، برگها دارای بریدگیهای ظریف انگشتی عرض لبه ها در حدود5/0 میلی متر و در وسط شیار دار و خطی است . گل آذین های خوشه دارای حدود 20 گل و تقریبا بدون دمگل برگکها خطی کشیده و یا سر نیزه ای و نوک تیز است. کا سبرگها تقریبا به طول 1 میلی متر اکثرا تخم مرغی و دندانه دار است . مهمیز جام گل به طول تقریبا یک میلی متر ، برگشته به سمت بالا ، جام گل تقریبا به طول 4-5 میلی متر نوک گلبرگهای بیرونی بریده (پخ) به رنگ سفید و گهگاه گل سرخی ملایم با نوک سبز فام و یا ارغوانی ، گلبرگهای داخلی دارای نوک تیره رنگ و میوه ها به قطر تقریبی 2 میلی متر است.]61،48[

1-4-1 اندام دارویی : بخش دارویی این گیاه را اندام هوایی تشکیل می د هد اندام دارای برگهای پنجه ای مانند و به رنگ سبز است . گلهای این گیاه به رنگ ارغوانی و بسیار کوچک می باشد اندام هوایی این گیاه دارای طعم تلخ ، سبز رنگ و بدون بو می باشد.]61[

2-4-1 دامنه انتشار:

دامنه انتشار این گیاه در ایران نسبتا وسیع و نواحی شمال گرگان ، دره سفید رود ، آذربایجان ، گیلان غرب ، قصر شیرین ، خرم اباد ، اهواز ، شیراز ، بوشهر ، کازرون ، کرمان ( بجز بم و جیرفت ) ، سراوان ، ایرانشهر، مشهد ، نیشابور و تهران ( ورامین ) می با شد.]61[

3-4-1 زمان جمع آوری :

معمولا یک هفته بعد از شروع گلدهی یعنی فصل بهار است ولی چون زمان گلدهی آن طولانی ( از اواسط بهار تا پاییز ) می باشد ، لذا زمان برداشت محصول به تناسب وضع زمین و منطقه بستگی دارد. ]50[

5-1 خواص درمانی شاهتره :

شاهتره از نظر طبیعت طبق نظر حکمای طب سنتی مرکب القوی است . یعنی در حرارت معتدل و خیلی خشک است . عده ای آن را گرم و خشک می دانند ولی شیح الرئیس ابو علی سینا آنرا کمی سرد هم گفته است ]63[ ، میر حیدردر سال 1375 از شاهتره به عنوان مدر و صفرا آور ، خلط آور ، معرق ، تب بر ، ضد کرم استفاده می شود ، در رفع بیماریهای پوستی ، جذام و برخی تومورهای سرطانی اثرات مفید ظاهر می کند. به علاوه اثر مقوی معده و تصفیه کننده خون دارد ، خشک آن برای تقویت معده قوی تر از تازه آن است.

مصرف آن استفراغ را متوقف می سازد . مصرف دم کرده شا هتره اثر مسکن و خواب آ ور دارد . در درمان تبخال هم مصرف دارد . برای گیاه خشک اثر مدر و اشتها آور ، معرق قائل اند و از آن برای رفع بیماریهای پوستی ا ستفاده به عمل می آورند . در واقع قسمت هوایی این گیاه حاوی آلکالوئید فلاونوئید ، املاح پتاسیم و فنل بوده و آثار فارماکولوژیکی آن مربوط به این دسته ا ز مواد می باشد . مثلا ترکیبات فنلی آن دارای خاصیت رفع خارشهای جلدی و اگزما بوده و خاصیت مدری آن به دلیل وجود املاح است در ایران از کلیه قسمتهای گیاه عرق شاهتره تهیه می شود . که به مصارف درمان بیماریهای پوست وغیره می رسد .به علاوه از آن به عنوا ن تصفیه خون استفاده به عمل می آید . در اروپا به منظور دفع ناراحتی های هضمی و به عنوا ن هضم کننده غذا ، اشتها آور و ضد آسکوربیت مصرف می شود .

در طب گذشته برای شا هتره اثرات صفرا آور ، مدر و ضد خارش قائل بوده اند و همچنین مصرف آنرا به عنوان دهانشویه در تسکین ا لتهاب لثه نافع می دانسته اند.]59، 56 ، 5[ از اسید فوماریک استخراج شده از آن به عنوان ضد آکنه استفاده می شود.]1[

6-1 پیشینه تحقیقاتی گیاه Fumaria :

اثرات گیاه F.indica در درمان یرقان ، جذام و آبله در سال 1976 نشان داده شده است ]12[ ، هم چنین تحقیقی در سال 1978 با عنوان بررسی شیمیایی گیاه F.vaillantii توسط دکتر آئینه چی انجام شده که به بررسی آلکالوئیدهای فوماریا پرداخته شده است که شامل آلکالوئید کواترنرمتیل هیدراستینیوم می با شد و پروتوپین که آلکالوئید اصلی فوماریا وایلانتی می با شد و نهایتا نتیجه گیری شد که آلکالوئیدهای آن شبیه F.parviflora و officinalisF.می با شند ]60[ ، مطالعات فارماکولوژیکی در سال 1984 و 2004 نشان داده شده که F.parviflora دارای فعالیت های ضد التهابی ، ضد دیابتی و فعالیت ضد درد است . ]28[ ، در سال 1985 فعالیت ضد تب خوراکی f.parviflora محلول در آب و کلروفرم هگزان در خرگوش نشان داده شده است ]17[ ، در سال 1990 و 2002 اثر عصاره fumaria در درمان سرماخوردگی ثابت شده به علاوه به عنوان مدر و رقیق کننده خون شناخته شده و برای کاهش فشار خون و عفونتهای پوستی مانند تبخال و زرد زخم ثابت و استفاده شده است ]59، 14[ ، اثرات F.indica روی اسهال و تب در سال 1993 بررسی شده است ]25[ ، در سال 1995 برخی مطالعات اثرات عصاره fumaria را بر سیستم صفراوی نشان داد و اینکه این عصاره می تواند در درمان دردهای روده ای استفاده شود ]35[ ، در سال 1996 اثر hepatoxicity عصاره آبی- متانولیک fumaria parviflora در دوز mg/kg 500 بررسی شده است ]12[ ، در سال 1996 در پاکستان تحقیقی روی F.parviflora انجام شد و اثرات قابل توجه این گیاه در کاهش هپاتوکسیسیته پاراستامول به اثبات رسیده است ]12[ ، در سال 1996 اثر عصاره آبی- متانولیک F.parviflora که باعث طولانی تر شدن خواب به دلیل وجود

pentobarbital و نیز افزایش مرگ و میر به دلیل وجود strychinine در موشها شده است ، به اثبات رسیده است ]31[ ، اثرات جلوگیری از اختلال هاضمه ، durtic ، معرق ، مسکن و نیرو بخش F.parviflora در سال 1997 بررسی شده است ]3[ ، در سال 1997 اثر stomachtonic عصاره fumaria مشخص شده است و همچنین از استفراغ و حالت تهوع جلوگیری می کند ]44[ ، F.indica به عنوان عامل hepatoprotective در سال 1997 به اثبات رسیده است ]27[ ، فعالیت های فارماکولوژیکی نسبت داده شده عصاره fumaria بیشتر مربوط به خاصیت و عملکرد فیتو شیمیایی آن و آلکالوئیدهای protopin و isoquinoline می با شد که در سالهای 2001 و 2000 و 1992 به اثبات رسیده است ]20، 15، 10[ ، استفاده قابل توجه F.indica برای درمان شکم درد در سال 2002 انجام شده است ]44[ ، در سال 2002 در اسپانیا آزمایشات فیتوشیمیایی انجام شد و آلکالوئیدهای F.parviflora شامل پروتوپین ، کریپتوپین ، سیناکتین ، استیلوپین ، بیکوکولین ، آدلومین ، پارفومین ، فوماروفیسین ، فوماریتین ، دی هیدرو فوماریلین ، پارفومیدین ، دی هیدرو سانگوئی نارین شناسایی شدند ]41[ ، اثرات ضد درد و سمیت fumaria parviflora در رت ها توسط محمود رضا حیدری در سال 2004 بررسی شده است ] 41[ ، در سال 2004 اثرات بهبود زخم و hepatoxicity گیاه F.parviflira بررسی شده است ]17[ ، فعالیت انتی کولین استراز بخش هوایی گیاه F.parviflora در سال 2004 نشان داده شده است ]12[ ، تحقیقات انجام شده روی fumaria officinalis نیز نشان داد که این گیاه حاوی آلکالوئید های نظیر پروتوپین فوماریلین ، سیناکتین و ...... می باشد ، همچنین حاوی اسیدهای گیاهی خصوصا اسید فوماریک می باشد .]13[

7-1 لوکران (کلرامبوسیل) :

لوکران (کلرامبوسیل) CHL اولین بار بوسیله Everett و همکارانش در سال 1953 ساخته شد.

این ماده یک عامل آلکیله کننده دو عملکردی از نوع خردلهای نیتروژنی بوده که به عنوان ماده ای موثر بر علیه بیماریهای نئوپلازی انسان شناخته شده است.

نام شیمیایی کلرامبوسیل 4-[bis(2chlorethyl)amino] benzenebutanoic acid است .

کلرامبوسیل در آب هیدرولیز می شود و Pka آن 8/5 است. لوکران به شکل قرص خوراکی تجویز می گردد هر قرص پوشش دار لوکران حاوی 2mg کلرامبوسیل و نیز حاوی عوامل غیر فعال شامل نشاسته

ذرت و گندم ، گوم آکاسیا ، لاکتوز ، استئارات منیزیوم ، پلی زوربات 60 ساکارز و تالک می باشد ].29[

1-7-1 داروشناسی بالینی کلرامبوسیل :

کلرامبوسیل بطور کامل و به سرعت از تنه معدی رودی جذب بدن می شود. پس از تجویز یک دوز منفرد خوراکی 0/6-1/2 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن ، بالاترین غلظت پلاسمایی آن یک ساعت بعد مشاهده می شود و نیمه عمر نها یی داروی مادر 1/5 ساعت تخمین زده شده است. کلرامبوسیل به سرعت متابولیزه شده و به متابولیت اصلی خود یعنی فنیل استیک اسید موستارد کمتر از یک درصد در بیست و چهار ساعت است. غلظت پلاسمایی این دو ترکیب مشابه بوده و بطور تقریبی یک میکروگرم بر میلی لیتر می باشد ، هر چند که نیمه عمر متابولیت آن 1/6 بار بیشتر از داروی مادر می باشد.

کلرامبوسیل و متابولیت آن بطور وسیعی با پروتئین های پلاسمایی و بافتی به ویژه آلبومین پیوند می دهند. غلظت کلرامبوسیل در مایع مغزی نخاعی تعیین نگردیده است. مدارک دال بر وجود اثر ناهنجاری زایی آن در انسان نشان دهنده احتمال عبور کلرامبوسیل از جفت هستند. کلرامبوسیل بطور وسیعی در کبد متابولیزه شده و متابولیت آن یعنی فنیل استیک اسید موستارد دارای فعالیت ضد نئوپلازی است (اسید آمینو فنل استیک) . کلرامبوسیل و متابولیت اصلی آن فورا در بدن به انواع مشتقات مونو هیدروکسی و دی هیدروکسی تبدیل می گردند ].29 [

24 ساعت پس از تجویز یک غلظت منفرد کلرامبوسیل نشاندار شده با کربن 14 تقریبا پانزده تا شصت درصد کربن رادیواکتیو در ادرار ظاهر می شود و نیز کمتر از یک درصد کربن رادیواکتیو به شکل کلرا مبوسیل و یا فنیل استیک اسید موستارد ا ست. بطور خلاصه از این اطلاعات می توا ن نتیجه گرفت که کلرامبوسیل اگر به صورت خوراکی تجویز شود سریعا در تنه معدی رودی جذب شده و سپس متابولیزه می گردد و دفع ادراری آن به شکل ترکیب مادر بسیار کم است ].58[

2-7-1 هشدارها :

از انجا که خود کلرامبوسیل اثرات سرطان زایی دارد نبایستی در بیمارانیکه به غیر از موارد ذکر شده دارای شرایط دیگری هستند مصرف گردد. تشنج ]34[ و لوسمی ]36[ و بد خیمی های ثانویه ] 39[پس از مصرف این دارو در درمان بیماری های بد خیم و غیر بدخیم گزارش شده اند.

از گزارشات مختلفی که در ارتباط با پتانسیل ایجاد لوسمی به وسیله کلرامبوسیل و سایر عوامل آلکیله کننده دیگر ارائه شده است می توان نتیجه گرفت که این توان با افزایش مدت زمان درمان و نیز مقادیر زیاد انباشته شدن دارو در بدن افزایش می یابد ، هر چند که با ز هم تعیین مقدارهای زیر غلظتهای خطر بدخیمی های ثانویه غیر ممکن است. در این رابطه مقدار کلرامبوسیل می تواند موجب شکست damage در کروماتید یا کروموزوم گردد.]40 ، 21[ عقیمی برگشت پذیر یا دائمی در هر دو جنس پس از دریافت کلرامبوسیل دیده شده است. در مردان چه آنهایی که قبل از بلوغ و چه کسانیکه بعد از بلوغ کلرامبوسیل مصرف کرده اند مدارکی دال بر عقیمی دیده شده است. ]24[ ، ]21[ با وجودی که نقص عملکردی ثانویه گنادی در هنگام مصرف کلرامبوسیل در مردان گزارش شده است اما ظهور آمنوره در زنانی که کلرامبوسیل مصرف می نمایند نیز نشان از توانایی ایجاد آمنوره به وسیله کلرامبوسیل دارد. اتوپسی تخمدانهای زنی که دچار لنفومای بد خیم بوده و همراه با داروهای دیگر در هنگام شیمی درمانی کلرامبوسیل نیز دریافت نموده است درجات مختلفی از فیبروز ، و اسکولیت و تحلیل رفتن فولیکولهای اولیه را نشان داده است. ]6[

3-7-1 مصرف در دوران حاملگی :

کلرامبوسیل می تواند برای جنین ( اگر که برای مادر تجویز شود ) مضر باشد. جنین مادرانیکه در سه ما هه اول بارداری کلرامبوسیل دریافت کرده بودند آژنزی یک طرفه کلیه دیده شده ]39[ مالفرماسیون های سیستم ادراری تناسلی نیز در جنین رات هایی که مادرانشان کلرامبوسیل دریافت نموده بودند دیده شده است ].23 [

تا کنون هیچ مطالعه مناسب و دقیقی در مورد زنان حامله ای که کلرامبوسیل مصرف نموده اند صورت نگرفته است اگر این دارو در زمان حاملگی مصرف می شود و یا اگر بیماری که این داروها را می گیرد حامله شود به بیمار بایستی در مورد خطرات این دارو برای جنین آگاهی داده شود و اگر زن آمادگی باروری دارد بایستی به او توصیه گردد که از حامله شدن اجتناب نماید.

4-7-1 موارد احتیاط در مصرف دارو:

موارد کلی : برخی بیماران در حین درمان لفنوپنی را نشان می دهند که به آهستگی پیشرفت می کند. پس از کامل شدن دوره درمان تعداد لنفوسیت ها سریعا به مقادیر نرمال بر می گردد. اغلب بیماران به نوتروپنی دچار می شوند که معمولا تا ده روز بعد از دریافت آخرین دوز دارو به مقدار طبیعی باز می گردد. نوتروپنی های شدید معمولا در ارتباط با غلظت دارو بوده و تنها زمانی که شخص مجموعا بیش از شش و نیم گرم بر کیلوگرم وزن بدن دارو را در یک مرحله مصرف کرده باشد ( بطور مداوم ) مشاهده می گردد. در هر حال با مشاهده نوتروپنی در مراحل اولیه قطع درمان ضرورت ندارد اما همانطور که اشاره شد تداوم آن و نیز غلظتهای های بیش از شش و نیم میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به طور مجموع می تواند احتمال آسیب غیر قا بل برگشت به مغز استخوان را افزایش دهد. اگر تعداد لوکوسیت ها یا پلاکت ها خیلی کمتر از حد طبیعی شود بایستی برای پیشگیری از دپرسیون های جدی و سخت ، تجویز کلرامبوسیل متوقف گردد. تا چهار هفته بعد از اشعه درمانی و شیمی درمانی بایستی از دادن دوز کامل کلرامبوسیل اجتناب کرد چرا که احتمال آسیب پذیری مغز استخوان تحت این شرایط وجود دارد و همچنین اگر به دلیل درمانهای قبلی تعداد لوکوسیت ها و یا پلاکتها ( و یا به دلیل بیماری مغز استخوان قبلی ) کاهش یافته است ، درمان باید با غلظت های کاهش یافته کلرامبوسیل جایگزین گردد. کاهش مداوم نوتروفیل ها ، پلاکتها و یا لنفوسیت های محیطی نشان دهنده انفیلتراسیون مغز استخوا ن ا ست که اگر با آزمایش مغز استخوان تایید گردد مقدار دوز روزا نه داده شده از o/1 میلی گرم بر کیلو گرم وزن بدن نباید تجاوز کند ].11[

در غلظتهای کم ، معمولا کلرامبوسیل ایجاد عوارض گوارشی نمی نماید و در انسان دوزهای منفرد روی 20 میلی گرم یا بیشتر می تواند موجب تهوع و استفراغ گردد. کودکانی که سندروم نفروتیک دارند ]49[ و نیز بیمارانی که غلظت های افزایشی زیاد کلرامبوسیل دریافت نموده اند احتمال بیشتری برای خطر ابتلا به عوارض گوارشی را نشان می دهند . با توجه به پتانسیل تشنج زایی کلرامبوسیل می بایستی در هنگام تجویز آن در بیماران با سابقه آسیب و ضربه به سر و نیز دریافت همزمان آن با دیگر داروهای تشنج زا ، احتیاط و پیش بینی لازم را نمود ]29[

5-7-1 بررسی های آزمایشگاهی :

آزمایشات هفتگی خون برای معین نمودن سطوح خونی ، مجموع و درصد لوکوسیت های خون ، و شمارش پلاکتی بایستی به طور مرتب انجام گیرند همچنین پیشنهاد شده که در خلال سه تا شش هفته اول درمان ، شمارش هفتگی خون انجام گردد.

گالتون و همکارانش ] 11[ پیشنهاد کرده اند که در بیماران تحت درمان با لوکران علاوه بر شمارش خونی ، رسم جدولی که وزن بدن دما ، اندازه طحال و غیره در آن ثبت شده باشد نیز سودمند است. اجازه دادن به بیمار برای دور ماندن از آزمایشات هماتولوژی و کلینیکی بیش از دو هفته می تواند خطر آفرین باشد.

6-7-1 تداخل اثر درمانی : تا کنون تداخل اثر دارویی برای کلرامبوسیل شناخته نشده است ]33[

7-7-1 اثر دارو در زمان شیردهی: معلوم نیست که آیا این دارو در شیر انسان وارد می شود یا خیر . به سبب اینکه برخی از داروها در شیر مادر ترشح می شوند و به دلیل پتانسیل ایجاد اثرات جدی که کلرامبوسیل در نوزادان می تواند داشته باشد ، تشخیص ادامه مصرف دارو در زمان شیردهی و یا قطع آن به اهمیت استفاده دارو برای مادر بستگی دارد.

8-7-1 کاربرد در کودکان : سلامت بخشی و موثر بودن آن در کودکان هنوز کاملا مشخص نشده است.

9-7-1 عوارض خونشناسی : شایعترین اثر جانبی کلرامبوسیل متوقف نمودن فعالیت مغز استخوان است. هر چند که متوقف شدن فعالیت مغز استخوان مکررا روی می دهد اما معمولا در صورتیکه کلرامبوسیل به موقع قطع شود قابل برگشت است ، با این وجود نقص غیر قابل برگشت مغز استخوا ن نیز گزارش شده است. ]7[ و ]19[

10-7-1 عوارض گوارشی : اختلالات گوارشی مانند تهوع و استفراغ ، اسهال و زخمهای دهانی مکررا روی می دهد.

11-7-1 عوارض جانبی سیستم عصبی : لرزشها ، تکانه های عضلانی ، گیجی ، تحریک پذیری ، آناکسی ، فلج فلسید ( شل) و هذیان به عنوا ن عوارض نادر کلرامبوسیل گزارش شده ا ند که معمولا با قطع دارو رفع می شود. درگیریهای موضعی و عمومی در کودکان و در بالغین به ندرت گزارش شده ا ند.

سایر عوا رض واکنش های دیگر گزارش شده شامل ، فیبروز ریوی ، سمیت کبدی و یرقان ، ا لتهاب مثانه ، حساسیت پوستی ، نوروپانی محیطی ، پنومونی بینایی ، سرطان خون و بدخیمی های ثانویه می باشد ].7[

12-7-1 غلظتهای مورد استفاده و تجویز کلرامبوسیل :

معمولا تجویز کلرامبوسیل در ا نسان 0/2 و 0/1 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه برای سه تا شش هفته می باشد که برای یک شخص با وزن متوسط حدود چهار تا ده میلی گرم ا ست. ممکن است که این مقدار روزی یکبار داده شود. این مقادیر برای شروع درمان و یا درمان های کوتاه مدت است. مقدار تجویز دارو بایستی به دقت و بر اساس جواب های بالینی تنظیم گردد و با پایین آمدن ناگهانی تعداد گلبولهای سفید خون بایستی کاهش یابد.

بیماران دچار سندروم هوچکین معمولا روزانه به 0/2 میلی گرم بر کیلو گرم وزن بدن کلرامبوسیل در روز نیاز دارند در صورتیکه بیمارانی با دیگر انواع لنفوم یا لوسمی لنفوسیتیک مزمن تنها به مقدار 0/1 میلی گرم بر کیلو گرم کلرامبوسیل در روز نیازمندند. هنگامیکه ا نفیلتراسیون لنفوسیتی مغز استخوان وجود دارد،

یا هنگامی که مغز استخوان هیپوپلاستیک است، مقدار تجویز روزانه نمی بایستی از 0/1 میلی گرم بر کیلو گرم (حدود 6 میلی گرم برای یک فرد متوسط) تجاوز کند.

برای درمان لوسمی لنفوسیتی مزمن ، به کار گیری متناوب دو هفته ای یا یک ماهه دوزهای افزایش کلرامبوسیل گزارش شده اند .تجویز متناسب کلرامبوسیل با یک تک دوز 0/4 میلی گرم بر کیلوگرم شروع می شود. دوزها عموما با واحدهای 0/1 میلی گرم میلی گرم بر کیلو گرم افزایش می یابند تا زمانیکه لنفوسیتوز کنترل شود یا سمیت مشاهده گردد. دوزهای بعدی با هدف تولید سمیت کمتر خونی اصلاح می شوند.

از انجا که تشعشع و داروهای سمی موجب آسیب پذیری مغز استخوان می گردند ، در این حال (استفاده قبلی از این موارد ) باید کلرامبوسیل را با احتیاط تجویز کرد به ویژه هنگامی که قبل از آن یک مرحله کامل چهار هفته ای اشعه درمانی یا شیمی درمانی صورت گرفته است. هر چند که دوزهای کوچک و تسکین بخش اشعه که فاصله کانونی آن کاملا دور و جدا از مغز استخوان باشد معمولا قادر به کاهش تعداد نوتروفیل ها و پلاکت ها نیست.

چندین روش کاربردی و مناسب برای تجویز داروهای ضد سرطان پیشنهاد شده است اما ، روش مصوب و مورد توافقی برای این دارو و اغلب داروهای ضد سرطان وجود ندارد. ]19[

13-7-1 طریقه نگهداری : شیشه قرص محتوی 50 عدد قرص 2 میلی گرمی با پوشش قندی می باشد که بایستی در حرارت 25 تا 15 درجه سانتی گراد و در جای خشک نگهداری شود.

8-1 آناتومی دستگاه تولید مثلی موش صحرایی نر:

شامل بیضه ( Testis) ، اپی دیدیم (Epididymis) ، وازودفران ( Vasodefrans) ، وزیکول سمینال Seminal vesicle)) ، پروستات ( Prostate) ، غدد کوپر ( Cowpers gland)، تعدادی غدد همرا ه ( Associated gland)) و پنیس ( Penis) می باشد. ]51[

1-8-1 بیضه :

بیضه ها اجسام بیضی شکل هستند که ابتدا در حفره شکمی قرار دارند و در موش صحرایی نر در حدود روز سی ام پس از تولد به کیسه اسکلروتوم ( Scrotal sac) منتقل می شوند و در خارج از حفره بدن قرار می گیرند ]47[ ، یک چین خوردگی از پوست روی هر کیسه را پوشانده است که به صورت مجزا هستند و توسط مجاری (Ingunial canal) بر لبه حفره شکمی متصل هستند ] 26[

2-8-1 اپی دیدیم :

به هر کدام از بیضه ها یک اپی دیدیم متصل است اسپرم ها پس از خروج از بیضه وارد این قسمت می شوند پس از ذخیره شدن ترشحات اپی دیدیم باعث می شود توانایی حرکت و باروری اسپرماتوزوآ افزایش پیدا کند.]26[

3-8-1 وزیکول سمینال :

این ارگان در موش صحرایی بزرگ می باشد ]26[ ، حجم عمده مایع منی از این قسمت ایجاد می شود].26[

4-8-1 وازودفران :

بعد از اپی دیدیم و در گردن مثانه نزدیک به محل شروع میز را ه قرار دارد اسپرم ها در امپول وازودفران ذخیره می شوند.

5-8-1 پروستات :

همانند سایر پستانداران موش صحرایی دارای پروستات است. کار آن تولید ترشح شیری رنگ است که به حرکت اسپرماتوزوا کمک می کند. ]26[

6-8-1 سرخرگ و سیاهرگ :

سیاهرگ اسپرماتیک یک توده مویرگی به نام شبکه پامپنیفورم ( Pampiniform plexus) در اطراف سرخرگ به وجود می آورد.]43

7-8-1 غدد کوپروپنیس :

غدد کوپر یا بالبویورتال ( Balbourethral gland) در میزراه در محل خروج از لگنچه باز می شوند و دارای ترشح موکوسی هستند ].26[

پنیس در غلافی از پوست به نام پریوس قرار دارد. ]47[ ، در نزدیکی نوک پنیس غدد پرپوشیال Perputial gland)) وجود دارد ]43[

ماهیچه ها و بافت پیوندی به بافت پیوندی عروق یا اجسام غدی ( Cropora cavernosa) در منشا شرمگاه متصل هستند اطراف پنیس توده ای از بافت پیوندی اسفنجی به نام جسم اسفنجی ( Pubic) قرار دارد در هنگام جفت گیری این بافت پر خون می شود . ]46[

9-1اسپرماتوژنز:

اسپرماتوژنز در پستانداران پیچیده است ، این روند بستگی به بلوغ سلولهای زایا دارد که این سلول های زایا دارد که این سلول ها خود از سلول های دودمانی منشا می گیرند ]9[

در مطالعات میکروسکوپی سلول های زایا در مراحل مختلف اسپرماتوژنز به صورت حلقه های هم مرکز دیده می شوند. سلول های پیش ساز سلول های زایا یعنی اسپرماتوگونی ها در نزدیک غشای پایه لوله اسپرم ساز قرار دارند و به تدریج که بالغ می شوند و به طرف مرکز لوله حرکت می کنند ]46[ مدت کل روند اسپرماتوژنز در همستر و موش 35 روز ، در موش صحرایی 50 روز ، در انسان 70 روز طول می کشد.

اسپرماتوژنز را می توان به سه مرحله تقسیم کرد : تقسیم میتوزی سلول های دودمان ، تقسیم میوزی و اسپرمیوژنز. ]9[

1-مرحله اول یا تقسیم میتوزی سلول های اسپرماتوگونی : در چندین مرحله صورت می گیرد. در این مرحله اسپرماتوگونی به نوع A1 تا نوع A4 تغییر می کنند و سپس به نوع بینابینی و در نهایت به نوع B تبدیل می شوند. اسپرماتوسیت اولیه ، از تقسیم میتوز اسپرماتوگونی نوع B ایجاد می شود

2-مرحله دوم یا میوزی : اسپرماتوسیت اولیه وارد تقسیم میوزی می شود که اسپرماتوسیت ثانویه را ایجاد کرده و در نهایت اسپرماتید را به وجود می آورد. سلول ایجاد شده تا این مرحله فقط نیمی از کل کروموزوم ها را دارد.

3-مرحله اسپرمیوژنز : اسپرماتید به اسپرماتوزوا تبدیل می شود ، دستگاه گلژی که حاوی هیالورونیداز و دیگر پروتئاز می باشد به آکروزوم انتقال می یابد. آکروزوم ساختار کلاه مانندی است که دو سوم بخش جلویی اسپرم را می پوشاند آکروزوم با آزاد کردن محتویات آنزیمی خود در حین باروری نقش مهمی در ورود ا سپرم به تخمک دارد ، ا سپرم ها سلول های خاصی هستند که رشد و تقسیم در آن ها صورت نمی گیرد ].46[

در طی مراحل مختلف اسپرماتوژنز ، سلولهای زایا به طرف لومن توبول های منی ساز پیش می روند. این مراحل در فرورفتگی های غشای سلول های سرتولی انجام می شود. ]9[

این سلول ها نقش محافظت و تغذیه را برای سلول ها ی زایا ایجاد می کنند و به عنوان تنطیم کننده های اسپرماتوژنز هستند. در نهایت اسپرماتوزوا به وجود آمده توسط سلول های سرتولی به داخل لومن توبول های منی ساز رها می شود. اپیدیدیم به وازودفران منتقل می گردد. در طی توقف در اپیدیدیم اسپرم ها بالغ می شوند ، در نتیجه قدرت تحرک و باروری پیدا کرده و بعد وارد وازودفران شده و در آمپول وازودفران ذخیره می شوند. موقع انزال ، اسپرم ها وارد مجرای انزالی (Ejaculatory duct ) می شوند و با ترشحات پروستات و وزیکول سمینال مخلوط می گردند. ]46[

اسپرماتوزوا تولید شده به بیضه غیر متحرک است و توسط مژه های وازودفران جلو می رود. در خارج بدن دارای حرکت بوده و در مایعی که توسط قسمت ها ی مختلف دستگا ه تناسلی نر ترشح شده ، شنا می نماید. این مایع برای تغذیه اسپرماتوزوا ضروری است و برای خنثی کردن محیط اسیدی واژن مفید می باشد. ]47[

قسمت های مختلف یک اسپرماتوزوا عبارتند از : سر ، قطعه میانی و دم] .26[

سر حاوی یک هسته فشرده است و بخشی به نام آکروزوم دارد که دارای تراکم کمتری است و در نوک سر اسپرماتوزوا موجود می باشد. قطعه میانی شامل یک رشته پیچ خورده است. دم ان بلند است و باعث حرکت اسپرم می شود. ]47[

1-9-1 هورمون های بیضه :

آندروژن ها گروهی از استروئیدها با خصوصیات ساختمانی و فعالیت ویژه هستند. مهمترین آندروژن بیضه تستوسترون است که از دو جز استات و کلسترول ساخته شده و توسط سلول های بینابینی leydig در بافت پیوندی ما بین لوله های اسپرم ساز تولید می شود. این هورمون پس از ترشح وارد خون می شود. مقداری از این هورمون از جداره لوله های اسپرم ساز عبور کرده و توسط سلول سرتولی دریافت می گردد. مقادیری از آن نیز در مایع درون لوله به واسطه پروتئین اتصالی آندروژن androgen binding protein دریافت می گردد اهمیت سلول های بینابینی به واسطه حضور آنزیم 3- بتا هیدروکسی استروئید دهیدروژناز است (3-β-hydroxysteroid dehydrogenase) . این آنزیم نقش موثری در تبدیل مسیر5Δ به 4Δ عهده دار است ]53[.

2-9-1 سلول سرتولی Sertoli cells :

سلول سرتولی یکی از فعالترین و از نظر عملکردی از پیچیده ترین سلول های بدن است این سلول مسئول پاسخگویی به فاکتورهای رشد ، هورمون ها ( به ویژه FSH) و تکوین گامت های نر برای ایجاد حمایت ساختمانی و متابولیکی مورد نیاز برای تکوین اسپرم می باشد. هسته یوکروماتیک و هستک بزرگ فعالیت شدید این سلول را نشان می دهد. بیش از صد نوع پروتئین مختلف در ریبوزوم های آن سنتز می شود. برخی از پروتئین های فیلامنتی مثل فیلامان های حد واسط و میکروتوبول ها برای جامعیت این سلول بزرگ که گامت های در حال تکوین را از غشا پایه به سمت داخل لوله حمایت و حمل می کنند مورد نیازند. از دیگر پروتئین ها ، پروتئین های آنزیمی هستند که در لیزوزوم ها تغلیظ و بسته بندی شده اند و عمل تغییر و تحول مداوم Continual turnover اتصالات بین سلولی و شکل دهی و بازآرایی آن ها را برای هماهنگی حرکت سلول های زاینده بر عهده دارند. همچنین این اندامکها جایگا ههای مهمی برای هضم بقایای سیتوپلاسم اسپرم به دنبال فاگوسیتوز کردن آن در مراحل انتهایی تکوین این سلول می باشند. یک بخش مهم و معنی داردر فعالیت های سینتتیک سلول سرتولی ممتد بودن جهت ترشح است. سلول سرتولی مایعی را ترشح می کند که حامل اسپرم در سیستم جریان داخل لوله ای است. این مایع محیط یکدستی را برای اسپرم تهیه می کند که حاوی مولوکول های لازم و ضروری برای بقا اسپرم ( مثل پروتئین های ترکیب شونده با آندروژن ها و یک ماده القا کننده میوز) که تستوسترون را تغلیظ می کنند می باشد. فراساختمان سلول سرتولی همزمان با مراحل تکوین سلول های جرم متصل به آن ها تغییر می یابد. هنگامی که سلول سرتولی به اسپرم اتصال دارد معمولا هسته سلول کشیده تر و موقعیت قطبی تری دارد و ارگانل های غالب در قاعده سیتوپلاسم لیزوزم ها هستند. در زمان های دیگر هسته به سمت قاعده جهت گیری می کند و شبکه اندوپلاسمی صاف اندامک غا لب سیتوپلاسم است. گامت های در حال نمو بر عملکرد سلول سرتولی تاثیر می گذارند و اغلب اساسی ترین فاکتور در کنترل ساختمان و عملکرد سلول سرتولی می باشند. گزارش داده شده است که ساخته شدن و آزاد سازی پروتئین متصل شونده به آهن یعنی ترانسفرین در سلول سرتولی به وسیله حضورسلول های زاینده تحریک می شود و مقدار تحریک با با مرحله تکوین سلول های زاینده تغییر می کند ، بنابراین سلول های جنسی نر قابلیت استفاده از آهن را تنظیم می نمایند. تغییرات ما بین سلول سرتولی و سلول های زاینده یکی ازمعنی دارترین و جالب ترین پدیده ها در اسپرماتوژنز است ]22[ .

3-9-1اتصالات سرتولی- سرتولی Sertoli- sertoli Junction :

اتصالات تخصص یافته بین سلولی که سلول های سرتولی را به یکد یگر وصل می کنند شبیه به اتصالات بین سلولی کلاسیک هستند که در بین دیگر سلول های پوششی یافت می شوند. اتصالات سوراخدارgap junction ارتباط را فراهم می نما یند. اتصالات کمربندی سلول ها را به هم وصل می کنند و اتصالات محکم thight junction نفوذ پذیری را کنترل می کنند. در میکروگراف ها در ناحیه اتصال محکم خطی سطحی موازی با دو غشا سلول مجاور دیده می شود و در اتصال سوراخدار کانکسون ها در سطح سلول مشاهده می شود.

اتصالات محکم در سلول های سرتولی برای مجزا کردن کمپارتمان های قاعده ای و مجاور حفره ای موقعیت یابی کرده اند. این اتصالات مانع عبور پروتئین ها بین دو ناحیه شده و بنابراین نوعی سد عروقی بیضه ای را تشکیل می دهند. این سد به کمک سلول های سرتولی گامت ها را در یک محیط بسیار کنترل شده ای باقی نگه می دارد. در این محیط اسپرم ها از تشخیص و در نتیجه از تخرب به وسیله سیستم ایمنی حفاظت می شوند. پروتوئین هایی که سنتز شده و در طی تکوین اسپرم به داخل آن نفوذ می یابند بیگانه هستند در صورتی که نمو اسپرم بعد از ثبت پروتئین های خودش کامل می شود برخی از پروتئین های جدید اسپرم مستقیما پس از این که اسپرماتوسیت ها به داخل ناحیه حفاظت شده مجاور حفره ای حرکت کرده اند سنتز می شود. در مواردی که این سد عروقی دچار مشکل می شود کاهش یا فقدان باروری روی می دهد. اتصالات محکم تنها فاکتورهای محافظت از نمو اسپرم در مقابل سیستم ایمنی نیستند. خود بیضه یک جایگاه ویژه شده ایمونولوژیکی می باشد و حتی تصور می شود برخی اتو آنتی ژن های آن قبل از آن که سلول های ژرمینال در میان سد عروقی محصور گردند ، ظاهر گردند واکنش ایمونولوژیکی روی نخواهد داد. به نظر می رسد که سیستم ایمنی در بیضه به طور موضعی مهار شده است و محصولات استروئیدی و غیر استروئیدی سلولهای لیدیگ ممکن است واسطه این مهار باشند. اتصالات سلول های سرتولی با اکتین و شبکه اندوپلاسمی پیوستگی دارند. دستجات منظم شده فیلامان های اکتین به طور مرتب ما بین اتصالات و سیسترونهای پهن شده شبکه اندوپلاسمی ظاهر می شوند. غشاهای شبکه اندوپلاسمی مجاور با اتصالات به طور تیپیک از نوع صاف هستند. غشاهای شبکه اندوپلاسمی دورتر با ریبوزوم ها پوشیده شده اند و احتمالا تعدادی از پروتئین ها در این غشاها قرار گرفته اند. اکتین های مجاور اتصالات دارای پیوند های عرضی بوده و بسیار منظم هستند و احتمالا در نواحی که نیاز به تغییرات سنتزی و نظام بندی هست ، انعطاف لازم را تسهیل می نمایند و در هنگام حرکت گامت ها به سوی داخل لوله به طور مداوم اتصالات شکسته شده و دوباره ساخته می شوند ].22[

4-9-1 اسپرماتید : نمو اولیه (Spermatid: Early development) :

پس از کامل شدن میوز ، گامت نر هاپلوئید که اکنون اسپرماتید نامیده می شود تحت اسپرمیوژنز (یک سری پدیده های دگردیسی ) قرار می گیرد که موجب تغییر شکل و آمادگی برای مبدل شدن به جایگاه لقاح می شود. یکی از اولین مراحل این پدیده شکل گیری آکروزوم است. آکروزوم به شکل حبابی قطب فوقانی هسته اسپرماتید را می پوشاند و به عنوا ن یک وزیکول محل ذخیره آنزیم هایی است که در فرایند لقاح اهمیت دارند. این وزیکول از دستگاه گلژی منشا می گیرد ، جایی که آنزیم های هیدرولیتیک آکروزومی پردازش ودسته بندی می شوند. حتی بعد از اینکه وزیکول آکروزومی برای تشکیل دلدن یک کلاهک روی هسته گسترده می شود ، وزیکول های پوشش دار ، به آکروزوم ملحق شده ، آنزیم هایی که به طور افزایشی و به تازگی ساخته و پردازش شده اند به شکل یک توده متراکم (electron dense ) در می آیند و در زمانی که اسپرم به زونا پلوسیدا متصل می شود و آنزیم هایش در طی واکنش آکروزومی آزاد می شوند این توده دیگر دیده نمی شود. در اسپرماتید های اولیه ، ژنوم هاپلوئید در هسته قبل از متراکم شدن در نیمه دوم اسپرمیوژنز فعال است و این سنتز آنزیم های آکروزومی را که در مراحل اسپرماتوسیتی سنتز نشده اند رهبری می کند. فعالیت هسته نیز شروع به کاهش کرده و ممکن است یک خط تیره متراکم مستقیما در مجاور غشای داخلی

آکروزوم دیده شود. منافذ هسته در این ناحیه حذف شده اند بنابراین کاهش ارتباط بین هسته و سیتوپلاسم روی می دهد. در این مرحله قطبیت اسپرم شکل می گیرد. غشاهای مشخصی که ساختمان ویژه ای دارند که به خصوص در زمان لقاح معنی دار می شوند ، پدید می آیند. غشا ء پلاسمایی پروتئینی را بر سطح فوقانی پدید می آورد که با گیرنده ای از زونا پلوسیدا پیوند می دهد و یک پروتئین بر روی سطح جانبی که با غشاء پلاسمایی اووسیت پیوند می شود. غشاء داخل آکروزومی که پس از واکنش آکروزومی با غشاء پلاسمایی مجاور می شود آنزیم ها بسیار تخصص یافته ای را پدید می آورد آکروزین یکی از آنزیم های مهم در نفوذ به زونا پلوسیدا در زمان لقاح ، در این هنگام به عنوان یک پروتئین اینتگرال غشایی در غشای آکروزوم ظاهر می شود نمو اولیه اسپرماتید . ]32[

در همان زمانی که تشکیل آکروزوم روی می دهد ، شکل داخلی اسپرم نیز در حال تغییر بوده و دم اسپرم نیز شروع به تمایز می کند. سیتوپلاسم در بخش عقبی آکروزوم قرار می گیرد و ارگانل هایی مثل شبکه اندوپلاسمی و لیزوزوم که در جلوی سر اسپرم در اغلب میکروگراف ها دیده می شوند در واقع سیتوپلاسم سلول سرتولی هستند.

5-9-1 اسپرماتید (نمو انتهایی ) Late-development)) Spermatid :

در این مرحله هسته طویل شده و کروماتین متراکم می گردد فرایند طویل شدن به طور تیپیک پیوسته با ظهور یک حلقه میکروتوبول به نام مانشت Manchette است که به طور خلفی از قاعده آکروزوم موازی با محور طویل شدن توسعه می یابد. پل های عرضی بین این میکروتوبول ها این احتمال را مطرح می کند که شاید آن ها با هم عمل می کنند و ممکن است که ارگانل ها را جابجا کنند یا بر تغییرات شکل گیری در این مراحل حساس از نمو اثر بگذارند. هنگامی که اسپرمیوژنز به پایان می رسد ، کروماتین متراکم شدن پیشرونده ای را شروع می کند. این متراکم شدن شامل بازآرایی و افزایش چین خوردگی ها و بسته بندی DNA است. احتمالا در این مرحله هیستون یعنی پروتئین معمول بسته بندی DNA با پروتئین دیگری به نام پروتامین جایگزین می شود.

نسخه برداری mRNA پروتامین در یوکروماتین هسته اسپرماتید قبل از متراکم شدن روی می دهد mRNA از منافذ هسته ای به سیتوپلاسم رفته و زیر کلاهک آکروزومی قرار می گیرد که در آنجا پروتامین سنتز شده و از طریق منافذ هسته ای به داخل هسته برای جابجا شدن با هیستون نقل مکان می کند و سبب

مترام شدن می شود. تراکم به طور یکسان و هماهنگ روی نمی دهد و معمولا برخی مناطق خالی و واکوئل هایی باقی می ماند. در نهایت متراکم شدن توقف نسخه برداری در هسته اسپرماتید همزمان و منطبق می شود در هنگام اسپرماتوژنز گامت ها از طریق اتصالات محکم به سلول سرتولی پیوسته باقی می مانند. دسموزوم ها و اتصالات سوراخداری که در مراحل اولیه یافت می شوند با اتصالات تخصص یافته ای که مستقیما با ناحیه اسپرماتید روی آکروزوم پیوند می شوند جایگزین می گردند. این اتصالات به شکل توده های متراکمی از فیلامان های اکتین بین غشای پلاسمایی سرتولی و شبکه اندوپلاسمی سرتولی موقعیت یابی می کند.

منظره این اتصال ها در سرتولی مشابه اتصال های سرتولی- سرتولی است که سد خونی بیضه را تعریف می کنند هر چند که در اتصال سرتولی- گامت هیچ گونه اتصال محکم یافت نمی شود. نتیجه نهایی این اتصالات پیوستگی وسیعی بین سلول سرتولی و اسپرماتید است و تخریب آنها در طی فرایند آزاد سازی اسپرم ها به داخل فضای درون لوله های سمی نیفر Spermation اهمیت دارد.

6-9-1 اسپرماتید: پل های بین سلولی Intercellular Bridges :

از هنگامی که اسپرماتید ها متعهد می شوند که به اسپرم تبدیل گردند ، تقسیم های هسته ای آن ها بدون جدایی کامل سیتوپلاسم است. در نتیجه ارتباط سلول های حاصل از یک اسپرماتوگونی نوع B که به وسیله پل های بین سلولی به یکدیگر وصل شده اند تا زمانی که به عنوان اسپرم در داخل لوله اسپرم ساز آزاد می شوند باقی می ماند. حتی تصور می شود همه این گامتها به وسیله این گونه پل ها به هم متصلند. میکروگراف هایی که این پل ها را نشان دهد نسبتا نایاب هستند. غشاهای این پل های سیتوپلاسمی ( که کمی ضخیم تر و پر رنگ از نواحی دیگر غشا هستند ) با داشتن پروتئین های ویژه از دیگر نواحی غشا ء سلولی مشخص تر هستند. تراکم الکترونی این نواحی در میکروگراف ها نشان دهنده وجود فیلامان های اکتین می باشد که محکم به این ناحیه ضمیمه شده اند. همه گامت هایی که منشا مشترک یک سلول دارند ، همانند یک کلون هستند و از نظر وراثتی به دنبال میوز از یکدیگر متمایز می شوند. این گامت ها محصولات فعالیتشان را از طریق پل های سیتوپلاسمی با هم تقسیم می کنند mRNA ها از یک اسپرماتید به اسپرماتید دیگر حمل می شود و بنابراین یک ماشین ترجمه ای مشترک حتی برای ژنوم های متفاوت برقرار می شود. در زمان رها سازی اسپرم ها آنها از هم جدا می شوند این جدایی در ناحیه پل های سیتوپلاسمی روی نمی دهد.

در عوض با باقی ماندن زواید سیتوپلاسم و تشکیل اجسام باقی مانده پیوسته به هم از طریق این پل های سیتوپلاسمی دیده می شوند. در خلال تمایز دم تغییر شکل تا حد قابل ملاحظه ای رخ می دهد میتوکندری های اسپرماتید ها به دنبال هم در اطراف اکسونوم قرار خواهند گرفت برخی از اندامک هایی که بخشی از اسپرم نخواهند شد مثل دستگاه گلژی و شبکه داخل سیتوپلاسمی با روش اتوفاژی توسط لیزوزوم های خود سلول تخریب خواهند شد. سیتوپلاسم کاهش می یابد و به عنوان اجسام باقی مانده توسط سلول سرتولی فاگوسیت می شود و در لیزوزوم های آن سلول تجزیه شده یا این که همراه با اسپرم بالغ در طول کانال اسپرمی حمل می شود ، تا زمانی که در اپیدیدیم برداشت گردد. تغییر شکل اسپرماتید ها نشان می دهد که باقی مانده سیتوپلاسم اسپرماتید از ناحیه سری به ناحیه خلفی کلاهک آکروزومی اسپرم تغییر مکان می دهد. معمولا شکل دمبل مانند میتوکندری های سلول سرتولی برای تشخیص و تمایز سیتوپلاسم اسپرم از سلول سرتولی کمک کننده است ].22[

7-9-1 اسپرم :

سلول های اسپرم جزو سلول های بسیار تخصص یافته هستند که برای حمل ژنوم هاپلوئید به سلول تخمک طراحی شده اند. سر اسپرم حاوی ژنوم نر است که در هسته محافظت می شود ، پروتئین اصلی و شاخص در این بسته بندی ویژه پروتامین است. اسپرم به کمک حرکت قوی دم به سطح تخمک می رسد. در سطح تخمک حرکت دم و رها سازی آنزیم های آکروزوم نفوذ و بارور کردن آن را تضمین می کنند. دم به سه ناحیه تقسیم شده است. قطعه میانی ، قطعه اصلی و قطعه انتهایی. تصور می شود اسپرم در تنه تناسلی نر قادر به حرکت می باشد. آن ها تا بعد از انزال حرکات اتونوم ندارند ، در لوله تناسلی نر اسپرم ها به کمک حرکت مایع و انقباضات دیواره عضلانی مجاری برون ریز حمل می شوند.

میتوکندری های پیچیده شده در اطراف قطعه میانی انرژی مورد نیاز حرکت تاژک را در زمان انزال فراهم می کند. بیشترین تراکم الکترونی ناحیه دم ، مربوط به پروتئین های سیتوا سکلتونی می باشد که با دوا لگوی ویژه طولی و پیرامونی منظم شده ا ند. فیبرهای متراکم خارجی که در قطعات میانی و اصلی دیده می شوند اغلب ترکیبات طولی سیتوا سکلتون هستند. این فیبرها به شکل باندهایی به طور طولی در میکروگراف ها و در مقطع عرضی نیز به شکل 9 قطعه مشخص در اطراف اکسونم دیده می شوند.

غلاف فیبری که در قطعه اصلی یافت می شود شامل ترکیبات اصلی پیرامونی Circumferential component major می باشد.

دندانه های حلقوی ( ribs ) در مقاطع عرضی به شکل یک غلاف اطراف دم پیچیده شده و مستقیما زیر غشا پلاسمایی قرار دارد. به نظر می رسد که هر دندانه به وسیله اتصال با دو ستون طولی محکم شده باشد.

فیبرهای متراکم خارجی و غلاف فیبری از قسمتی از فیلامان های حد واسط مخصوص اسپرم ساخته شده اند. این عناصر سیتوا سکلتونی فعالیتی در حرکت تاژک ندارند اما مستقیما به حرکت اثر می گذارند. ترکیب سختی ایجاد شده به کمک پروتئین و قابلیت انعطاف برخی از پیوندهای عرضی Cross-linked دی سولفید الاسیسیته غیر فعالی را فراهم می کند که بر دامنه خمیدگی امواج تاژک اثر می گذارد.

غشا ء پلاسمایی اسپرم که حداقل در 5 ناحیه ویژه از سر تا بخش انتهایی دم شدیدا قطبی شده است و سازمان یافتگی هر ناحیه در عدم حضور اتصالات نیز باقی می ماند ، برای عملکرد نواحی تحت کنترل آن ضروری و لازم است. در هنگام انتقال اسپرم به محیطی تقریبا متفاوت با لوله تناسلی نر این نواحی تغییر می نمایند و وظایف و عملکردهای تعدیل شده آن به ترتیب در یک الگوی ویژه رسیدگی اسپرم و ذخیره آن در لوله تناسلی نر و ظرفیت گیری در تنه تناسلی ماده ( به کمک فاکتورهای محیطی که یک تا چند ناحیه شاخص در غشا پلاسمایی را تغیر می دهند ) شروع می شود ].30[

8-9-1 سلول های لایدیگ Leydig cells :

تشکیل اسپرم و تولید آندروژن ها دو عملکرد مهم بیضه هستند. آندروژن ها تنها برای تحریک و ادامه روند اسپرماتوژنز در بیضه ها ضروری نیستند بلکه در خارج از بیضه ها برای تحریک و ادامه فعالیت مجرای تناسلی نر ، غدد، تولید مثل و ظهور صفات ثانویه جنسی هم لازمند. آندروژن ها و تستوسترون در ابتدا به وسیله سلول های لیدیگ که در بافت بینابینی ما بین لوله های سمی نیفر جایابی کرده اند تولید می شود. تستوسترون از پیش ساز خود یعنی کلسترول مشتق می شود که یا مستقیما در SER شبکه آندوپلاسمی صاف ساخته شده و یا این که از اجزا لیپوپروتئینی low- density lypoprotein LDL که از عروق جنبی می آیند ساخته می شود. غالبا کلسترول یا به شکل استرها یا در قطرات لیپیدی در سیتوپلاسم ذخیره می شود. این قطرات در هنگام سنتز فعال تستوسترون ، در آغاز در جواب به هورمون LH مترشحه از غده هیپوفیز کاهش می یابند. LH انتقال کلسترول از قطرات ذخیره ای و انتقال آن به کریستاهای میتوکندری های لوله ای تحریک می کند. افزایش سطح غشاء داخلی میتوکندری ، فضایی را برای عمل آنزیم هایی که کلسترول را به پرگننول تبدیل می کنند فراهم می نماید. بعد پرگننول از کریستاهای لوله ای میتوکندری ها به

شبکه اندوپلاسمی صاف ، جایی که تستوسترون تبدیل می شود منتقل می گردد.

سطح شبکه اندوپلاسمی صاف در سلول لایدیگ برای جا دادن به آنزیم های ضروری برای این مرحله در سنتز تستوسترون وسعت یافته است .

بیشتر تستوسترون مترشحه از سلول های وارد رگ های مجاور می شوند. یکی از مهمترین اهداف ها این هورمون تاثیر بر سیستم مجاری برون ریز و غدد ضمیمه جنسی می با شد. به علاوه مقادیری از تستوسترون از مایع بافتی بینابینی به داخل سلول های سرتولی در لوله های سمی نیفر منتشر می گردد و در واقع نمو اسپرم تحت کنترل موضعی تستوسترون است. شبکه ا ندوپلاسمی دانه دار ، به علاوه فراهم کردن پروتئین های لازم برای غشا پلاسمایی و ارگان ها ، پروتئین هایی مانند پره پرواپیوملانوکورتین POMC که حاوی ACTH , MSH و بتا اندروفین را که ممکن است نقش های تنظیم موضعی داشته باشند را هم می سازد. تصور می شود LH فاکتور اولیه کنترل کننده فعالیت سلول های لیدیگ باشد و فاکتورهای موضعی نیز نقش های مهمی داشته باشند. تولید تستوسترون به وسیله کاتکه کول آمین های آزاد شده از انتهای اعصاب موضعی و فاکتورهای مترشحه از سلول های سرتولی ( مثل TGF-β و 17- بتا استرادیول ) نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. سلول های لایدیگ مجاور لوله های اسپرم ساز ، در مراحل مختلف در لوله ها ، مورفولوژی متفاوت دارند و بنابراین به نظر می رسد همانطور که سلول های سرتولی مسئول مراحل ویژه سلول های زاینده هستند ، سلول های لیدیگ نیز مسئول سلول های سرتولی هستند.]22[