![]() دانلود کتاب کلیات اساطیرآصف بن برخیا نام وزیر، کاتب و به روایتی داماد سلیمان نبی بوده است. در همگی گفتار هایی که اسم او در آنها بیان شده است، از ارتباط او با آیه ۴۰ از سوره نمل کلام به میان آمده است.روایت مشهوری که در آن آصف بن برخیا به تقاضا سلیمان تخت بلقیس ملکه سبا را در به چشم به هم زدنی از سرزمین سبا به نزد سلیمان می آورد. مشهور است او داننده نام اعظم و دانش کتاب (علم لدنی) بوده است. آیه ۴۰ سوره نمل: « قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ » نام کتاب:کلیات اساطیر نویسنده: مترجم: تعداد صفحات:195 فرمت کتاب:PDF زبان کتاب:فارسی اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطربازنویسی متنها و پیروی ازقانون کپی است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814
|
![]() پاورپوینت کامل و جامع با عنوان گلسنگ ها در 28 اسلایدگُلسَنگها موجوداتی هستند ریسهدار که از همزیستی قارچها و مواد زندهٔ نورساختی (عامل فتوسنتز) پدید میآیند. این مواد زنده معمولاً یا جلبکهایسبز و سبز آبی یا فقط جلبکهای سبز آبی (cyanophesea) هستند. ویژگیهای گلسنگ با ویژگیهای مواد زندهٔ تشکیلدهندهٔ آن به طور کلی متفاوت است. این ویژگیها تا حدودی شبیه ویژگیهای گیاهان است ولی گلسنگها گیاه نیستند. این گیاهان روی سنگها، صخرهها، تنهٔ درختان، ساقهٔ گیاهان و در سطح زمین میرویند. درواقع ساکنین خاک محسوب نمیشوند و در نقاط کوهستانی، مناطق قطبی و در شرایط نامناسب برای رویش سایر گیاهان میرویند. بعضی از گلسنگها در طول سال فقط ۱ میلیمتر رشد میکنند این گیاه میتواند تا ۴۰۰۰ سال عمر کند. بیشتر گلسنگها به سرعت توسط هوای آلودهاز بین میروند. قرنهاست که گلسنگها به عنوان رنگ مو و منبع رنگ کنندهها استفاده میشوند. در حدود ۱۳۵۰۰ گونه گلسنگ وجود دارد. این گیاه در سراسر جهان به چشم میخورد و میتواند در دمای منفی ۶۰ درجه سانتیگراد (منفی ۷۶ درجه فارنهایت) زنده بماند بسیاری از گلسنگها در مناطق مرطوب زندگی میکنند اما فقط یک گونه از این گیاه در آب زندگی میکند. گلسنگها بسیار بادوام هستند احتمالاً به این دلیل که میتوانند به سرعت خشک شوند و به یک حالت مقاوم یا دوره کمون وارد شوند. در شبیهسازیانجام شده مربوط به زندگی در مریخ در مرکز هوافضای آلمان نشان داده شد که گلسنگها میتوانند تا ۳۴ روز در مریخ زنده مانده و فتوسنتز کنند. گلسنگها اولین موجودات پر سلولی بودند که به خشکی وارد شدند. به گلسنگهایی که شبیه بوته یا برگ باشند ابرگلسنگ(انگلیسی:macrolichens) و به بقیه گلسنگها خردهگلسنگ (انگلیسی: microlichens) گفته میشود.
فهرست مطالب: پیشگفتار تعریف گلسنگها رابطه قارچ و جلبک در گلسنگها ساختار داخلی گلسنگها لایه بالایی لایه جلبکی لایه میانی لایه زیرین پراکندگی و ویژگیهای زیستی گلسنگها تولید مثل گلسنگها شکل ظاهری گلسنگها گلسنگهای پوسته ای گلسنگهای برگی گلسنگهای بوته ای نامگذاری و رده بندی گلسنگها اهمیت اقتصادی و اکولوژیکی گلسنگها |
![]() دانلود جزوه حقوق جزای اسلامی اختصاصی 2 - دکتر میر محمد صادقیاز جمله واحدهایی که دانشجویان رشته حقوق باید در 3 ترم بگذرانند، درس حقوق جزای اسلامی خصوصی است. سایت جزوه 30تی اقدام به آمادهسازی خلاصهای از کتاب جزای اسلامی خصوصی 2 در قالب جزوه حقوق حقوق جزای اسلامی خصوصی 2 تالیف شده توسط حسین میر محمد صادقی کرده است و شما میتوانید برای دانلود این جزوه به ادامه مطلب مراجعه کنید.
نام فایل: جزوه حقوق جزای اسلامی خصوصی 2 تالیف: دکتر محمد علی اردبیلی تعداد صفحات: 34 صفحه فرمت فایل: PDF حجم: 5 مگابایت قیمت: 1000 تومان برخی از صفحاتی که در این جزوه می خوانید
|
![]() مبانی انسانشناختی نظریههای روابط بینالملل (واقعگرایی و لیبرالیسم) و اسلام...چکیده: یکی از عناصری که موجب جهتگیریهای متفاوت نظریهها در علوم سیاسی و روابط بینالملل میگردد، انسانشناسی آنها است. نوع نگاه هر نظریه به انسان موجب برجسته شدن مفاهیم خاصی در آن نظریه میشود. در این پژوهش دیدگاههای واقعگرایی، لیبرالیسم و اسلام در مورد انسان و تأثیر این دیدگاهها بر فهم آنها از پدیدههای بینالمللی بر اساس روش هرمونتیک کوئنتین اسکینر مورد بررسی قرار گرفت. در واقعگرایی به بررسی نظریههای هانس. جی مورگنتا و کنث والتز به عنوان دو نظریهپرداز مطرح واقعگرایی پرداخته شد. در لیبرالیسم رابرت کئوهن و جوزف نای مورد بررسی قرار گرفت. در مورد اسلام نیز دیدگاه آیتالله جوادی آملی به عنوان اندیشمند مطرح مسلمان شیعه در دوران معاصر مورد بحث قرار گرفت. آنچه که از این بررسیهای بهدست آمد، این است که نگاه واقعگراها و لیبرالها به انسان یکوجهی و مادیانگارانه است؛ با این تفاوت که واقعگرایی سرشت انسان را بد میداند و در نتیجه پدیدههای بینالمللی را حاصل منازعه و جنگ بر سر قدرت میداند و لیبرالیسم نگاه خوشبینانه به انسان دارد و بیشتر بر صلح و همکاری در روابط بینالملل تأکید میکند؛ اما نگاه اسلام به انسان چندوجهی است و معتقد است که انسان علاوه بر ویژگیهای طبیعی و مادی، دارای جنبههای ملکوتی و روحانی نیز است؛ چنانچه بر اساس غریزه و طبیعت خویش عمل کند و از فطرت و سرشت خود دور شود، جنگ و نزاع قطعی خواهد بود و اگر بر اساس فطرت خود رفتار نماید، روابط بر اساس همکاری و صلح برقرار خواهد شد. واژگان کلیدی: انسانشناسی، روابط بین الملل واقعگرایی، لیبرالیسم، اسلام. فهرست مطالب تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح. 13 نقد روششناسی قرائت زمینهای.. 27 رویکرد پیشنهادی اسکینر برای فهم اندیشهی سیاسی.. 29 فصل سوم:واقعگرایی (مورگنتا و والتز)37 رفتارگرایی در روابط بینالملل. 58 2-3-1. تعریف والتز از نظریه. 69 2-3-3. عناصر اصلی نظریه سیستمی والتز. 72 فصل چهارم:لیبرالیسم (رابرت کئوهن و جوزف نای)77 1. کاهش تنش میان شرق و غرب.. 92 2. ظهور متغیرهای جدید در تجزیه و تحلیل مسائل بینالمللی.. 93 1-2. ظهور کشورهای جهان سوم. 93 2. 2. وحدت و همگرایی کشورهای اروپای غربی.. 94 3. 2. ظهور ژاپن به عنوان بازیگر اقتصادی.. 95 4-2. سقوط نظام اقتصادی برتون وودز. 96 3. نظریهی وابستگی متقابل رابرت کئوهن و جوزف نای.. 97 فصل پنجم:اسلام (جوادی آملی)105 بحران معرفتشناسی و انسانشناسی.. 118 انسانشناسی مطلوب از دیدگاه آقای جوادی آملی.. 127 تعریف روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 132 اصول روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 134 مراتب روابط بینالملل از دیدگاه جوادی آملی.. 138 1. همزیستی عادلانه در حوزهی اسلامی.. 138 2. وحدت و همزیستی عادلانه در حوزهی پیروان ادیان توحیدی.. 138 جدول مقایسهی نظریههای واقعگرایی، لیبرالیسم و اسلام. 146 فصل اول:کلیاتبیان مسألههر چند تاریخچهی رشتهی روابط بینالملل را میتوان در ارتباطات دولتشهرهای یونان باستان پیگیری کرد، اما شکلگیری آکادمیک این رشته به تأسیس کرسی روابط بینالملل بعد از جنگ جهانی اول بر میگردد. با شکلگیری دولت مدرن در اروپا، به تدریج ضرورت برقراری روابط با دیگر دولتها از نیازهای اساسی دولت به حساب آمد. گسترش این رشته برای پاسخ به چگونگی ارتباطات بینالمللی و منطق حاکم بر آن، راه حلهایی در برابر حاکمان قرار میداد. اولین پارادایم مسلط بر این رشته، مکتب لیبرالیسم بود که در فرهنگ و دین اروپائیان ریشه داشت، اما پس از جنگ جهانی دوم سلطهی واقعگرایی براین رشته را شاهد هستیم. مکاتب مهم در روابط بینالملل از نظریات اندیشمندان اروپایی و آمریکایی بهره بردهاند و در این رشته نظریهی غیر غربی شکل نگرفته است. با توجه به جامعیت اسلام میتوان با بررسی متون اسلامی و دیدگاه اندیشمندان اسلامی به دیدگاه اسلام نسبت بهاین رشته و خصوصا مبانی فرانظری یک نظریهی اسلامی پرداخت. در این پژوهش برای واقعگرایی و لیبرالیسم از رهیافت، رویکرد، نظریه و مکتب استفاده شده است که با وجود اختلاف در معانی این عبارات، با تسامح همهی آنها به معنای واحدی بهکار رفتهاند. یکی از راههای پیبردن به تفاوت نظریههای روابط بینالملل، بررسی مبانی فرانظری آنهاست. علاوهبر هستیشناسی و معرفتشناسی، یکی از مؤلفههای تأثیرگذار بر جهتگیری نظریهها، انسانشناسی آن نظریهها است. نوع نگاه هر نظریه به سرشت انسان موجب برجسته شدن مفاهیم خاصی در آن نظریه میشود. با توجه به تقدم مبانی فرانظری بر مباحث محتوایی نظریهها، باید قبل از بررسی یک نظریه، به مبانی فرانظری آن پرداخت؛ برخلاف نظریه، فرانظریه به ما نمیگوید که جهان چگونه کارکردی دارد؛ بلکه دربارهی چگونگی بنیاد نظریهها سخن میگوید و بین انواع فهمهای موجود از جهان و هستیشناسی آنها دربارهی واقعیت ارتباط برقرار میکند.(معینی علمداری، 1385: 12) یا به عبارت دیگر، فرانظریهی بینالمللی به بیان نیوفلد حوزهای فرعی از روابط بینالملل است که میکوشد پاسخ دهد چه چیزی به یک نظریهی خوب شکل میدهد.(مشیرزاده، 1384 : 7) هر نظریهای که در علوم انسانی به آن پرداخته میشود، خواسته یا ناخواسته، بر پیشفرضهای خاصی بنا شده است. معمولاً این پیشفرضها و نگرشهای خاص دربارهی انسان براساس شناخت عمیق و استدلالی نسبت به انسان انتخاب نمیشوند و همین باعث شده که نگرشهای کاملاً متفاوت و متضادی را نسبت به انسان داشته باشیم. این نگرشهای متفاوت بهطور طبیعی باعث میشوند تا نظریههای علمی متفاوتی در حوزهی دانشهای انسانی بهوجود آیند. معمولاً مبانی انشانشناسانهی نظریههای روابط بینالملل مفروض گرفته شده و یا حتی در برخی از نظریهها به عنوان اصل موضوعه پذیرفته میشوند؛ از اینرو پذیرش یک مفهوم خاص انسانشناختی در یک نظریهی روابط بینالملل مبتنی بر استدلالهای علمی نیست؛ بلکه به نوعی از باورهای عمومی نظریهپرداز گرفته شده است.(سلیمی،1390: 8) در هر صورت مفروض گرفتن نگاه نظریهپرداز به انسان، آگاهانه یا ناخودآگاه در نظریهپردازی او تأثیرگذار است و برای تبیین نظریهی او باید در ورای مباحث محتوایی نظریه، به مبانی فرانظری او پرداخت. اولین نظریهای که بر روابط بینالملل مسلط شد، نظریهی لیبرالیسم است. پیشفرضهای اصلی لیبرالیسم عبارتند از: 1. دیدگاه مثبت نسبت به ماهیت انسان؛ 2. اعتقاد راسخ بهاینکه روابط بینالملل میتواند به جای منازعه بر همکاری استوار باشد؛ 3. اعتقاد به پیشرفت بشری.(جکسون و سورنسون، 141:1385) این مکتب براساس اندیشههای فلسفی رواقیون و آموزههای مسیحیت و تحتتأثیر اندیشمندانی مانند کانت و ...، نگاهی خوشبینانه به سرشت انسانی دارد. مکتب مزبور چنین فرض میکند که انسان موجودی نیکسرشت است و از انعطافپذیری مطلق برخوردار میباشد و عدم موفقیت نظام اجتماعی در نیل به معیارهای عقلانی را ناشی از فقدان شناخت و ادراک و وجود نهادهای منسوخ اجتماعی، یا فساد برخی افراد یا گروههای منفرد میداند.(مورگنتا، 4:1374) همانطور که گفته شد لیبرالیسم اولین نظریهای بود که بر روابط بینالملل مسلط شد و همواره نظریهپردازان آن در شاخههای مختلف آن را بازسازی کردهاند. رابرت کئوهن[1] و جوزف نای[2] دو نظریهپردازی هستند که در دهههای 1960 و 1970 نظریهای را با عنوان وابستگی متقابل ارائه دادند. نظریهی این دو نظریهپرداز به دلیل نوع دیدگاهشان به همکاری و پیشرفت بشری جزو زیرشاخههای لیبرالیسم به حساب میآید. در این پژوهش کئوهن و نای به دلیل اهمیت و تأثیرگذاری فراوانی که نظریهی آنان بر روابط بینالملل داشته است، به عنوان نمایندهی لیبرالیسم مورد بررسی قرار میگیرند. جنگ جهانی دوم آغاز سلطهی مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل بود. این مکتب که ریشه در اندیشهی افرادی مانند توسیدید، هابز، ماکیاولی و مورگنتا داشت، نگاه متفاوتی از لیبرالیسم ارائه کرد و همچنان در فهم روابط بینالملل سلطه دارد. مکتب واقعگرایی بر این باور است که جهان از دیدگاه عقلانی، ناقص و نیز حاصل نیروهای ذاتی سرشت بشر میباشد و این جهان ذاتاً دنیای منافع متضاد و تعارض میان این منافع است و هرگز نمیتوان اصول اخلاقی را بهطور کامل متحقق نمود.(مورگنتا، 4:1374) رهیافت واقعگرایی بر چهار فرض استوار است: 1. ماهیت انسان ستیزهگر و منفعتجو است و اخلاقگرا نیست؛ 2. اینکه روابط بینالملل ضرورتاً مناقشهآمیز است و جنگ راهحل نهایی حل و فصل مناقشات بینالمللی است؛ 3. امنیت ملی و بقای دولت بالاترین ارزشهاست؛ 4. بدبینی بهاینکه سیاست بینالملل بتواند همانند زندگی سیاسی داخلی پیشرفت کند.(جکسون و سورنسون، 1385: 93) در واقعگرایی نگاه بدبینانه به سرشت انسان یکی از مبانی فرانظری است که بر نظریهپردازان این مکتب تأثیر گذاشته است. آنچه که از فهم نظریهپردازان این دو نظریه برداشت میشود این است که دیدگاه آنها نسبت به انسان تکبعدی است؛ یعنی هر کدام از این نظریهها برداشت خاصی از انسان دارند که ناشی از برداشت آنها از سرشت بشر است. با این تفاوت که نظریهی لیبرالیسم معتقد به نیکی ذاتی و انعطافپذیری بیپایان سرشت بشر است و نگاهی خوشبینانه به انسان دارد و واقعگرایی معتقد است، دنیا که به شکل کنونی از نظر عقلانی ناقص است، نتیجهی نیروهایی است که ذاتی سرشت بشر است.(لینکلیتر، 1385: 108) انسان از دیدگاه این نظریه موجودی شرور گناهکار و قدرتطلب است. تأکید نگارنده در این پژوهش برای دیدگاه واقعگرایی در روابط بینالملل بر و دو نظریهپرداز مهم و تأثیرگذار یعنی، «هانس جی. مورگنتا[3]» و «کنث والتز[4]» است. در مورد دیدگاه اسلام نسبت به انسان دلایل و شواهد مشخص فراوانی وجود دارد که با استفاده از آن میتوانیم درک معینی از محیط پیرامون داشته باشیم. اسلام به عنوان یک دین دارای مذهبها و فرقههای مختلف و همچنین منابع و اندیشمندان فراوانی است که هرکدام دیدگاههای متفاوتی دارند و حتی در یک مذهب یا فرقه اندیشمندان مختلف ممکن است برداشتهای متفاوتی از منابع مشترک داشته باشند؛ براین اساس پرداختن به همهی آنها در یک زمان محدود و یک پژوهش امکانپذیر نمیباشد. دو دیدگاه کلان در مورد سیاست میان اندیشمندان مسلمان وجود دارد: یکی اینکه اسلام دارای برنامهای جامع دربارهی دولت و سیاست است و دین و سیاست از هم جدا شدنی نیستند؛ دیگری اینکه دین و سیاست دو مقولهی جدا ازهم هستند و دین در سیاست هیچ دخالتی ندارد. در این پژوهش دیدگاه دوم تخصصاً از بحث خارج است؛ بنابراین با توجه به موضوع پژوهش مبنی بر دیدگاه اسلام در مورد اسلام و تأثیر آن بر روابط بینالملل، باید دیدگاه اول مورد بحث قرار گیرد. مفهومی که برای این دیدگاه بهکار می برند، مفهوم «اسلام سیاسی» است. این دسته از نظریهپردازان اسلام را بهعنوان یک جهانبینی جامع در نظر میگیرند که دنیا و آخرت انسان را در بر گرفته و برای همهی حوزههای زندگی، مناسبات اجتماعی، روابط افراد با یکدیگر و روابط بینالملل دستورها و احکام روشنی دارد. این دیدگاه جنبههای سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلهای جامعههای معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت داده و راه رهایی از آنها را توسل به ارزشهای دینی و بازگشت به اسلام می داند؛(حسینیزاده، 1386: 17- 18) براین اساس با توجه بهاینکه این دیدگاه در مذهب تشیع و ایران بعد از انقلاب اسلامی به لحاظ عملی صورت پذیرفته است، در این پژوهش دیدگاه آیتالله جوادی آملی به عنوان یکی از نظریهپردازان اصلی و تأثیرگذار این دیدگاه و به دلیل اینکه ایشان بررسیهای زیادی پیرامون دیدگاه اسلام نسبت به انسان و همچنین روابط بینالملل در اسلام انجام داده است را مورد بررسی قرار خواهیم داد. قرآن کریم منبعی است که اشاراتی به حقیقت و ماهیت انسان داشته و میتواند تصویری از انسان ترسیم کند که مبنای نظریهپردازی سیاسی بوده و یا ملاکی برای قضاوت در مورد دیگر نظریههای جاری در روابط بینالملل مبدل شود. تدقیق در آیات انسانشناسانه نشان میدهد که انسان از نظر قرآن نه یک موجودی کاملاً فرشتهگونه است و نه سراسر قدرتطلب و منفعتجو. انسان موجودی چندوجهی است که قابلیت آن را دارد که در شرایط و وضعیتهای و متفاوتی قرار گیرد. البته انسان از نظر قرآن در نهایت وجودی متعالی است اما از نظر ویژگیهای غریزی، موجودی تکبعدی نیست که یک خصلت خاص او بر دیگر خصایصاش برتری داشته باشد.(سلیمی، 84:1390) آقای جوادی آملی براساس برداشتهای خود از آیات قرآن و تفاسیر آنها این دیدگاه را نسبت به انسان بررسی میکند. براین اساس آنچه در این پژوهش برای ما مسأله است این است که این شناختهای متفاوت این دو نظریهی لیبرالیسم و واقعگرایی و همچنین شناخت اسلام نسبت به انسان، چه تأثیراتی را بر فهم و برداشت آنها از پدیدههای بینالمللی دارد. سؤالاصلیانسانشناسی در لیبرالیسم، واقعگرایی و اسلام چه تأثیری بر دیدگاه آنها نسبت به پدیدههای بینالمللی دارد؟ فرضیهی پژوهشنگاه تکوجهی لیبرالیسم و واقعگرایی به انسان موجب درک یکبعدی آنها از پدیدههای بینالملل شده است و نگاه چندوجهی اسلام به انسان، باعث درکی چندبعدی از پدیدههای بینالملل میگردد. نگاه صرفاً̋خوشبینانه در لیبرالیسم به سرشت انسان، موجب شکلگیری نظریههایی مانند: آرمانگرایی، صلح دموکراتیک، نهادگرایی، وابستگی متقابل، نهادگرایی نئو لیبرال و... در روابط بینالملل شده است که مؤلفههای اصلی آنها صلح، همکاری و مشارکت جهانی است. نگاه بدبینانه در واقعگرایی به سرشت انسان موجب شکلگیری نظریههایی در روابط بینالملل میشود که مؤلفههای اصلی آنها بر تلاش برای بقا، منازعه، جنگ و موازنهی قوا مبتنی است. یکی از مهمترین این نظریهها نظریهی نوواقعگرایی والتز است. نگاه اسلام به سرشت انسان نگاهی چندوجهی است؛ یعنی هم میتواند به مرتبهی فرشتگان و بالاتر از فرشتگان یعنی مرتبهی خلیفهاللهی برسد و یا مسیر انحطاط را در پیش گیرد. آیات زیادی در بیان ویژگیهای انسان است که در بعضی ستایس و در بعضی نکوهش شده است. مبدأ این ستایشها حاکمیت فطرت بر وجود و منشأ این نکوهشها طبیعتگرایی انسان است.(جوادی آملی، 1390: 214) این دیدگاه فرانظری در صورت بهکارگیری موجب شکلگیری نظریهای چندوجهی در روابط بینالمل میشود که علیرغم تأکید بر همکاری و صلح ، اهمیت منازعه و جنگ در روابط را نادیده نمیگیرد. سوابق پژوهشبیشترین پژوهشها در روابط بینالملل در حوزهی تحلیل پدیدهها (مباحث محتوایی) بوده است و توجه به مبانی فرانظری (هستیشناسی، معرفتشناسی و انسانشناسی) با تأخیر مواجه شده است. در حالیکه تبیین بنیانهای نظری یک نظریه بر تبیین خود نظریه مقدم است. منابع فراوانی دربارهی نظریههای روابط بینالملل به زبانهای مختلف وجود دارد؛ گر چه این نظریهها هرکدام مبتنی بر انسانشناسی معینی هستند ولی تاکنون بهطور صریح و مستدل کسی مباحث انسانشناختی آنها و تأثیر آن بر دیدگاه این نظریهها در مورد روابط بینالملل، به خصوص نظریههای لیبرالیسم، واقعگرایی و اسلام را مورد بررسی قرار نداده است؛ بلکه انسانشناسی این نظریهها را میبایست از افکار و ذهنیتهای نظریهپردازان آنها بیرون کشید. البته در مورد انسانشناسی در اسلام پژوهشهای فراوانی انجام گرفته است. حمیرا مشیرزاده در کتاب «تحول در نظریههای روابط بینالملل»(مشیرزاده، 1388) ابتدا کلیات نظریهپردازی در روابط بینالملل و تحولات آنرا بررسی میکند. سپس ابعاد محتوایی نظریههای کلان بینالمللی، زمینهی شکلگیری و مبانی فرانظری آنها را مورد بررسی قرار میدهد. «نظریههای متعاض در روابط بینالملل»(Dougherty and Pfaltzgraff,1971) نوشتهی جیمز دوئرتی و رابرت فالتزگراف یکی از مهمترین و جامعترین منابع آموزشی در زمینهی نظریههای روابط بینالملل در غرب است. این نویسندگان سعی کردند که به صورت خلاصه همهی نظریههای را بهویژه نظریههای لیبرالیسم و واقعگرایی معرفی کنند. «آرمانگرایی و واقعگرایی» و «صلح لیبرالی»( لینکلیتر، 1385) مجموعه مقالاتی هستند که توسط آقای آندرو لینکلیتر جمعآوری و ویراستاری شدند. در این آثار نظریههای واقعگرایی و لیبرالیسم مورد بررسی قرار گرفتند. در تمام این آثار مباحث انسانشناسی نظریهها بهویژه لیبرالیسم و واقعگرایی به صورت تلویحی و گذرا بحث شدهاند. در زمنهی انسانشناسی اسلامی و دین و روابط بیناملل کتابها و مقالات زیادی نوشته شدند. کتاب «اسلام و روابط بینالملل(چارچوبهای نظری، موضوعی، تحلیلی)»(پوراحمدی، 1389)، مجموعهای است از مقالات که با تکیه بر منابع اسلامی تلاش دارد ضمن نقد روابط بینالملل از منظر اسلامی نگاه اسلام به روابط بینالملل را نیز تبیین نماید. در این کتاب سعی شده است ابعاد نظری یعنی مبانی هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی اسلام و موضوعات مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی . نظامی امنیتی روابط بینالملل از نگاه اسلام مورد مطالعه قرار گیرد. «دین و روابط بینالملل»(هابرماس و دیگران، 1388) اثر یورگن هابرماس، فرد دالمایر و دیگران، به تحقیق عسگر قهرمانپور مجموعهای از مقالات گوناگون است که به بررسی تأثیر دین بهطور کلی بر روابط بینالملل میپردازند و اینکه بشر بهطور فطری گرایش به دین دارد و نمیتوان آن را از زندگی حذف کرد و واقعیت دین و دینداران در نظام بینالملل را نمیتوان نادیده گرفت. مقالات این کتاب توسط استادان و اندیشمندان غربی نوشته شدند و اطلاع چندان دقیقی از اسلام و مبانی اسلامی ندارند. منظور نویسندگان از اسلام، بیشتر اسلام اهل سنت بوده است و شیعه مورد توجه قرار نگرفته است. «روابط بینالملل در اسلام»(جوادی آملی، 1388) اثر آیتالله جوادی آملی در حوزهی روابط بینالملل است. این اثر به مباحث نظری و مناسبتهای اجتماعی در عرصهی بینالملل از منظر اسلام پرداخته و بر محورهای اساسی آن روابط همانند، فطرت بشری تأکید میورزد. از سوی دیگر به علل و عواملی که به نظر برخی قانون روابط انسانی در عرصهی جهانی است اشاره و علت ناصحیح بودن آنرا آشکار میکند. این کتاب شامل دو بخش است: بخش نخست به مباحث کلی در زمینهی خاستگاه تنظیم روابط بینالملل و اصول حاکم در این روابط میپردازد و در بخش دوم همزیستی مسالمتآمیز در حوزههای دینی و غیر دینی و محورهای این همزیستی و موانع آن مورد بحث قرار گرفتند. «اسلام در سیاست بینالملل»(جانز و لاهود، 1389) ترجمهی رضا سیمبر مجموعهای از مقالات است که به بررسی موضوعات مربوط به ظهور اسلام به عنوان بازیگر سیاسی میپردازد و ابعاد مختلف این پدیده را مورد مطالعه قرار میدهد. نویسندگان به موضوع جهان اسلام و چالشهای بربوط به آن میپردازند که در آن گروههای افراطی مانند طالبان به عنوان تهدیدی برای نظام بینالملل و جهان اسلام مطرح میشود. «دین و سیاست در نظام بینالملل معاصر»( هانسون، 1389) نوشتهی اریک او. هانسون توسط ارسلان قربانی ترجمه شده است. در این کتاب مؤلف به بررسی ارتقای نقشآفرینی دینی در سطح بینالمللی میپردازد و نشان میدهد که چگونه دین میتواند منبع مهمی برای ارتقای مشروعیت این دسته از بازیگران محسوب شود. همانطور که گفته شد کتب و مقالات فراوانی در مورد نظریههای روابط بینالملل بهویژه لیبرالیسم و واقعگرایی نوشته شد؛ ولی مبانی انسانشناختی آنها به صورت جداگانه و مفصل مورد توجه قرار نگرفت. در مورد انسانشناسی اسلامی کارهای زیادی صورت گرفته ولی تأثیر این انسانشناسی در حوزهی روابط بینالملل کمتر به آن توجه شده است. در این پژوهش سعی میکنیم ضمن توصیف و تبیین نظریههای لیبرالیسم، واقعگرایی و اسلام، مبانی انسانشناختی آنها و چگونگی تأثیر آن بر فهم آنها از روابط بینالملل را بررسی کنیم. در جمعبندی پایانی از روش مقایسهای برای تطبیق نظریههای واقعگرایی و لیبرالیسم با اسلام استفاده خواهد شد. اهداف پژوهشهدف اصلی این پژوهش تبیین دیدگاه نظریههای لیبرالیسم و واقعگرایی و اسلام نسبت به انسان و تأثیر آن بر فهم آنها از پدیدههای بینالمللی است. یکی از اهداف این پژوهش این است که دیدگاه نظریهی لیبرالیسم را نسبت به انسان تبیین کند و آنچه را که از اندیشهها، افکار و مفروضات نظریهپردازان لیبرالیسم در مورد تکبعدی بودن نگاه آنان نسبت به انسان وجود دارد و اینکه انسان سرشتی نیک دارد را توضیح دهد؛ سپس تأثیر این دیدگاه را بر روابط بینالمللی بررسی کند. هدف دیگر این تحقیق بررسی نگاه واقعگرایان نسبت به انسان و تبیین اینکه انسان موجودی غریزی است که مانند سایر حیوانات، دغدغهی اصلی او حفظ جان و امنیتش و تأثیر این تکبعدینگری بر تحلیل آن از پدیدههای بینالمللی است. تحلیل چندوحهی بودن دیدگاه اسلام نسبت به انسان، و اینکه انسان از دیدگاه اسلام هم متعالی و الهی است و هم میتواند براساس غریزه رفتار کند و خشن باشد و تأثیر این دیدگاهبر درک و شناخت پدیدههای بینالمللی، هدف دیگر این پژوهش میباشد. اهمیت و ضرورت طرحموضوع این پژوهش از آن جهت دارای اهمیت میباشد که اولاً در مورد مسائل انسانشناختی نظریههای واقعگرایی و لیبرالیسم بحثی جداگانه صورت نگرفته است، بلکه همانطور که گفته شد، انسانشناسی این نظریهها را باید از فهم و پیشفرضهای نظریهپردازان آنها درآورد؛ براین اساس این پژوهش بر آن است که این برداشت انسانشناسانه از نظریهپردازان را به صورت جداگانه بررسی کند و نشان دهد که این برداشت چه تأثیری بر شناخت آنان نسبت به پدیدههای بینالمللی داشته است. بحث انسانشناسی اسلامی هم با توجه به مباحث جدید دربارهی تأثیر دین در روابط بینالملل و مباحثی که در مورد نظریهاسلامی روابط بینالملل است، دارای اهمیت میباشد؛ بر همین اساس مطرح شدن انسانشناسی این نظریهها و اسلام ضروری بهنظر رسید. روش پژوهشروش تحقیق در این پایاننامه تلفیقی است از چند روش: تبیینی – تفسیری، تحلیلی و مقایسهای؛ بهاین صورت که نظریههای واقعگرایی و لیبرالیسم و مبانی انسانشناسهی آنها را تبیین میکنیم سپس به تحلیل تأثیر این شناخت از انسان بر روابط بینالملل میپردازیم. برای مبانی انسانشناختی اسلامی، به دلیل تأکید بر آیات قرآن از روش تفسیری استفاده خواهیم کرد و در پایان برای تطبیق نظریههای واقعگرایی و لیبرالیسم با اسلام از روش مقایسهای بهره خواهیم جست. روش گردآوری اطلاعات و دادهها، کتابخانهای و با استفاده از کتب، تفاسیر، مقالات علمی پژوهشی میباشد. تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرحانسانشناسی[5]: انسانشناسی از دو واژهی یونانی «Anthropos» به معنای انسان و «logos» به معنای بررسی ریشه میگیرد.(سایمون و هلن، 1372: 2) این اصطلاح مفهومی کاملاً فلسفی دارد و به تحلیل بنیادها و پیشفرضهایی دربارهی شناخت انسان میپردازد. از اینرو با مردمشناسی متمایز است.(روحالامینی، 1374: 38) نظریه[6]: این واژه از «theoria» کلمهی یونانی به مفهوم شناسایی هنر و دانش در یک امر معین گرفته شده و عبارت است از سیستم مفاهیم و نظریههای. یعنی مجموعهای از اندیشههای راهنما در این یا آن زمینه از دانستنیهای بشری، و توجیح علمی قوانین تکامل در طبیعت یا در اجتماع.نظریه مجموعهی نظام معرفت تعمیمی بشر که نه همهی واقعیت، بلکه این یا آن جهت واقعیت را توضیح میدهد از اینرو، تئوری بخشی از جهانبینی است. یک جهانبینی میتواند مرکب از تئوریهای مختلف مربوط به مسایل مختلف باشد.(آقابخشی و افشارزاده، 1379: 585) لیبرالیسم[7]: از ریشهی لاتینی «Liber» به معنای آزادی گرفته شدهاست.نوعی ایدئولوژی و گونهای جهانبینی که فرد را پایه ارزشهای اخلاقی میشمارد و همهی افراد را دارای ارزش برابر میداند. از اینرو، فرد باید در انتخاب هدفهای زندگی خود آزاد باشد.(آقابخشی و افشارزاده،1379: 325) واقعگرایی[8]: این اصطلاح اشاره دارد به نظامی از عقاید یا معیار انگیزشی که بر ارزش آنچه عینی و ضروری است.( علیبابایی،1383: 355) برخی مواقع مکتب فکری سیاست قدرت[9]نامیده میشود. واقعگرایی سیاسی در اشکال مختلف مسلماً از زمانی که ماکیاولی این موضوع را مورد توجه قرار داد، بر اندیشهی آکادمیک مربوط به روابط بینالملل حاکم بوده است. این سنت فکری بر دولت-ملت[10] به عنوان کنشگر اصلی در روابط بینالملل متمرکز است و پیشفرض اصلی آن این است که چون هدف اصلی کشورداری[11]، بقای ملی در یک محیط خصمانه است، کسب قدرت هدف عقلایی و اجتنابناپذیر سیاست خارجی است. از اینرو سیاست بینالملل و هر سیاست دیگر به عنوان مبارزه برای قدرت تعریف میشود.(ایوانز و نوام،1381: 705-704) نگاه تکوجهی: نگرش تکوجهی در رئالیسم بهاین صورت است که نگاهی بدبینانه به ماهیت و سرشت انسان دارد. این نگاه صرفاً غریزی و طبیعتانگارانه است. در لیبرالیسم نگاه به انسان و ماهیت او خوشبینانه است. بهاین دلیل که معتقد است انسانها عاقل هستند و منافع مشترکی با هم دارند؛ بنابر این با هم همکاری میکنند. هر یک از این نگاهها فقط به یکی از وجوه انسان میپردازند و آن جنبهی طبیعی و مادیانگارانهی به انسان است. درک یکبُعدی: دیدگاه نظریهی واقعگرایی نسبت به ذات انسان، موجب میشود تا نطریهپردازان آن درکی یکبُعدی از پدیدههای بینالمللی داشته باشد؛ بهاین صورت که روابط بینالملل را همواره عرصهی رقابت و منازعه بر سر منافع می داندو اینکه این نزاع دایمی میباشد. در مورد درک لیبرالیسم هم همینطور نگاه تکوجهی خوشبینانه موجب درک یکبعدی که بر همکاری و صلح دایمی است، میگردد. نگرش چندوجهی: اسلام نسبت به انسان رویکرد جامعی دارد. از نظر اسلام انسان علاوهبر جنبهی مادی و طبیعی دارای جنبههای ملکوتی و روحانی نیز می باشد. بر اساس این دیدگاه، برای شناخت انسان بایستی همهی جنبههای او را در نظر گرفت. چنانچه انسان از سرشت اولیهی خود یعنی فطرت فاصله بگیرد و پیرو غریزه و نیروهای نفسانی گردد، گمراه می شود؛ اما اگر در مدار فطرت قرار گیرد سعادتمند خواهد شد. درک چندبُعدی: با توجه به انسانشناسی اسلامی پدیدههای بینالمللی نیز دارای ابعاد مختلف است؛ بهاین صورت که اگر نیروهای غریزی و مادی بر انسان غلبه کنند عرصهی بین الملل منازعهآمیز خواهد بود و چنانچه انسان به جنبههای معنوی و روحانی توجه بیشتری کند پدیدههای بینالمللی همواره بر همکاری و صلح استوار خواهند بود. در این پژوهش انسانشناسی اسلامی را براساس آیات و تفاسیری که نزد علمای مذهب تشیع هستند، با تأکید بر آرای آیتالله جوادی آملی مورد بررسی قرار خواهیم داد. آیتالله جوادی آملی در زمرهی کسانی است که اعتقاد به جدایی دین از سیاست نداشته و نگاهی حدأکثری به دین دارد. این دسته از نظریهپردازان اسلام را بهعنوان یک جهانبینی جامع در نظر میگیرند که دنیا و آخرت انسان را در بر گرفته و برای همهی حوزههای زندگی، مناسبات اجتماعی، روابط افراد با یکدیگر و روابط بینالملل دستورها و احکام روشنی دارد. این دیدگاه جنبههای سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلهای جامعههای معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت داده و راه رهایی از آنها را توسل به ارزشهای دینی و بازگشت به اسلام می داند؛ براین اساس با توجه بهاینکه این دیدگاه در مذهب تشیع و ایران بعد از انقلاب اسلامی به لحاظ عملی صورت پذیرفته است، دیدگاه آیتالله جوادی آملی را به عنوان یکی از نظریهپردازان اصلی و تأثیرگذار این دیدگاه و به دلیل اینکه ایشان بررسیهای زیادی پیرامون دیدگاه اسلام نسبت به انسان و همچنین روابط بینالملل در اسلام انجام داده است را مورد بررسی قرار خواهیم داد. سازماندهی تحقیقاین پایاننامه شامل پنج فصل میباشد. فصل اول به بیان کلیات شامل: بیان مسأله، سؤال و فرضیه، ادبیات تحقیق، اهداف، روش، واژگان کلیدی و سازماندهی میپردازد. در فصل دوم از روش اسکینر در فهم نظریههای سیاسی به عنوان چارچوب مفهومی استفاده شده است. فصل سوم، نظریهی واقعگرایی با تأکید بر نظریهی مورگنتا و والتز و دیدگاه آن نسبت به انسان را بررسی میکند؛ همچنین تأثیر نوع شناخت این نظریه از انسان بر برداشت آن از پدیدههای بینالمللی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در فصل چهارم نظریهی لیبرالیسم با تأکید بر نظریهی رابرت کئوهن و جوزف نای و ریشههای انسانشناختی و نوع تفکر و اندیشهی نظریهپردازان آن بررسی میشود، پس از آن تأثیر این انسانشناسی بر برداشت آنان از پدیدههای بینالمللی را بررسی میکنیم. فصل پنجم به دیدگاه اسلام با تأکید بر دیدگاه جوادی آملی نسبت به انسان اختصاص دارد و بهاین موضوع میپردازد که آیا دیدگاه اسلام در مورد انسان مانند نظریهی واقعگرایی است که انسان را تکبعدی و غریزی و سرشت انسان را بد میداند و یا مانند لیبرالیسم اعتقاد دارد که سرشت انسان نیک است؛ یا اینکه دیدگاه اسلام متفاوت از دو دیدگاه دیگر است و نگاهی چندوجهی به انسان دارد؟ پس از بررسی نگاه اسلام به انسان، تأثیر این نگاه بر برداشت اسلام از پدیدههای بینالمللی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. درخاتمه نیز به نتیجهگیری پایاننامه و جمعبندی مباحث و بررسی فرضیه میپردازیم. [1] . Robert Keohane [2] . Joseph Nye [3] . Hans J. Morgenthau [4] . Keneth Waltz [5] . Anthropology 1. Theory [7]. Liberalism [8] . Realism [9] . Power politics [10]. Nation state [11] . Statecraft |
![]() گفتمان انقلاب اسلامی وارزشهای دنیای مدرن...چکیده با توجه به اهمیت داشتن ابعاد نظری وجامعه شناختی،انقلاب اسلامی ایران در قرن معاصر به عنوان نوع جدیدِ گفتمانی از انقلابها در سطح جهان که یک فصل ونوع منحصر به فردی را داراست مورد بحث قرار می گیرد که این نقطه متمایز کننده انقلاب ایران با دیگر انقلابهای دنیا ،تأکیدش بر روی پایه های بنیادین دین ومذهب می باشد.برای بررسی وکنکاش در باره گفتمان انقلاب اسلامی باید الزاماً به تحولات سیاسی واجتماعی ایران در چند دهه اخیر وخصوصاً پس از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی وبعدآن،بصورت اجمالی ولی مؤثر ودقیق نظر بیفکنیم.وقبل ازآن،بطور مبسوط در یک فصل مجزا به معنای واژه گفتمان از منظر لغوی وساحت معنایی آن از دیدگاه اندیشمندان غربی بحث خواهیم نمود وبعداز آن به گفتمان انقلاب اسلامی در چارچوب همان تعریف مصطلح در باب گفتمان توضیح می دهم.دراین باب گفتمان ها،شعارها وخواست های موجود در انقلاب اسلامی از جانب روشنفکران،علما وتوده های مردم رابررسی می نمائیم.در فصل دیگری درپایان نامه در مورد ارزش های دنیای مدرن وبه تعبیری به شرایط موجود درانقلاب صنعتی وارزش هایی که بعد از دوره رنسانس دراروپا پابه عرصه میدانهای فکری ونظری گذاشتند،بحث خواهیم نمود. ودر بخش پایانی ونتیجه گیری،با نگاه ورویکرد تحلیلی،تلفیقی بین این دوگفتمان خواهیم پرداخت وسپس تطبیق خواهیم داد که تاچه اندازه این دوگفتمان بایکدیگر مواجه وتضاد ویا بالعکس،دارای نقاط اشتراکی نیز هستند. دراین پژوهش سعی شده است ،ضمن بازشناسی وتوصیف گفتمانهای انقلاب اسلامی ایران وارزش های دنیای مدرن به کنکاش وتحلیل هم در این باب پرداخته شودفهرست مطالب عنوان صفحه چکیده 1 فصل اول: کلیات تحقیق 1-1 بیان مساله 2 1-2 سوالات پژوهش 5 1-2- 1سوال اصلی 5 1-2-2 سوالات فرعی5 1-3فرضیات پژوهش 5 1-3-1 فرضیه اصلی5 1-3-2 فرضیه های فرعی 5 1-4 ادبیات پژوهشی: 6 1-4-1 کتابها6 1-4-2 مقالات7 1-5 اهمیت و ضرورت نحقیق9 1-6 اهداف مشخص پژوهش 9 1-6-1 اهداف کلی تحقیق9 1-6-2) اهداف جزئی پژوهش10 1-7 خلاصه مراحل پژوهش 10 1-8 تعاریف واژه ها واصطلاحات11 1-8-1 انقلاب اسلامی11 1-8-2 ارزش ها12 1-8-3 گفتمان12 1-8-4 دنیای مدرن12 فصل دوم : درباب گفتمان 2-1)در باب گفتمان 13 2-2)ساحت لغوی ومعنایی گفتمان18 2-3) چهارچوب های نظری گفتمان25 2-4) تحلیل گفتمان 28 فصل سوم: گفتمان انقلاب اسلامی 3-1 گفتمان شبه مدرنیستی وپرسش اصالت 36 3-2انقلاب اسلامی بمثابه یک گفتمان66 3-3)ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی80 3-4) تأسیس وتداوم نهادهای جمهوری اسلامی ایران(مُلهم از انقلاب اسلامی) 89 3-4-1) در باب گفتمانِ مردم سالاری دینی ازمنظر فرهنگِ جمهوری اسلامی91 3-4-2)مصداق های مبیّنِ توجه به قانون گرائی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران94 فصل چهارم: ارزش های دنیای مدرن 4- 1 مدرنیته بمثابه یک گفتمان ............................................................. ................................................................... 101 4-2چیستی وچرائی مدرنیته...................................................................................................................................... 107 4-3 بررسی ارزشهای بنیادین دنیای مدرن ................................................................................................................ 113 فصل پنجم:بررسی ارتباط مابین گفتمان انقلاب اسلامی وارزش های دنیای مدرن 5-1)ارتباط ارزش های غالب در گفتمان انقلاب اسلامی وارزش های دنیای مدرن................................................... 128 نتیجه گیری نتیجه گیری.................................................................................................................................................................... 139 منابع................................................................................................................................................................................. کتابها........................................................................ ................................................................................................... 141 مقالات........................................................ ........................................................ ....................................................... 144 منابع لاتین .................................................................................................................................................................. 147 چکیده انگلیسی......................................................................................................................................................... 14 فصل اول:کلیات تحقیق 1-1)بیان مساله: در قرن بیستم ، جهان که با پدیده ای بنام عصر مدرن مانوس گشته واروپا وشاید با کمی تسامح بتوان گفت دنیا، به سمت آموزه ها وارزشهای مدرنیته میرود در قرن بیستم میلادی تغییرات قابل توجهی در نوع بینش وزندگی ِمردم به وجود آمد. این تغییرات در نتیجه پیشرفتها و نوآوریهای فنّی، پزشکی، اجتماعی، نظری و سیاسی بود. واندیشمندان وفلاسفه سیاسی متعددی در این قرن که جرقه آن بعد رنسانس زده شد اظهار نظر نموده اند ودر باب مسائل انسان،سیاست،جامعه و.. نظریات بدیعی داده اند. و ویژگی های بارز قرن بیستم که در آراءونظریات اندیشمندان این دوره فکری کاملا مشهود وهویدا است که دارای چه ارزشهایی می باشد که از جمله آنها میتوان به: 1-رشد فردیت انسان 2-رشد مسائل علمی وصنعتی،پزشکی و... 3-اهمیت به آزادی انسان 4-نقد دوران سنت 5-جدائی دین از دولت 6- رواج اندیشه های لیبرالیستی اما نکته ممیزه ویا به نوعی که مربوط به گفتمان انقلاب اسلامی را شامل میشود که اساسا راه جدیدی وفصل جدیدی از انقلابات را در دنیا به نمایش می گذارد وبه این نوع میتوان گفت حال که عصر مدرن به سمت جدائی دین از دولت به پیش می رود اما انقلاب ایران با بُن مایه اسلامی ومذهبی درصدد است که نقش آموزه های دینی ومذهبی را در انقلاب به نمایش بگذاردوخواهان حاکمیتی است که ساختار وبسترآن برگرفته از آموزه های دینی باشد. انقلاب اسلامی ایران بعنوان موثرترین پدیده قرن بیستم آنچنان که مورد پژوهشِ کنش گران عرصه اجتماعی، که این کنش گران شامل همه انقلابیون فعال اعم از روحانیون،روشنفکران،توده های مردمی ،اساتید دانشگاه و.. می باشند،حاکی از اهمیت وارزش جامعه شناسانه آن می باشد که در این پژوهش سعی خواهد شد ارزشهای مقوم وموجود ونهادین در آن بیان شود و در عین حال با این فرضیه به پیش خواهیم رفت که انقلاب اسلامی ایران با بن مایه مذهبی در عین حال با بعضی از ارزش های عصر مدرن از جمله استبداد ستیزی،افزایش مشارکت مردم،افزایش حقوق شهروندی،سیاسی واجتماعی،عدالت فردی واجتماعی ،آزادی وبه نوعی جمهوریت با عصر مدرن هم خوانی داشته وانتقال این مفاهیم را میتوان نقش روشنفکران فعال در انقلاب دانست. انقلاب ایران دارای اهداف ومنشا خواست هایی بوده که همه گروه های فعال در انقلاب وتوده های مردم انتظار داشتند واین موارد به خوبی در شعارها وتظاهرات ها وسخنرانی ها ومطالبات انقلابیون مطرح است که با شعار کلیدی:استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی نمود پیدا میکند. ودر کنار این بحث هایی از جمله توجه به عدالت اجتماعی که شکاف میان فقیر وغنی در جامعه به کمترین حد خود برسد و در این زمینه مباحثات زیادی عنوان شده است و یکی از جالب ترین مطالبات مردم وفعالین انقلابی رسیدن به دو اصل مترقی در مبارزات است، که آن آزادی واستقلال است که هیچ کدام قربانی یکدیگر نشوند و هر کدام حساسیت واهمیت خود را در شعار ها دارند.البته بین خود انقلابیون فعال در ایران باید به این نکته اساسی اشاره داشت که واژه هایی ویا بهتر بگوئیم خواستهایی همچون آزادی واستقلال وعدالت اجتماعی دارای تفاسیر متعددی در میان هریک از گروه های انقلابی بود . ولی میتوان گفت که درچارچوب آن در رسیدن به یک نوع تفسیر واحد اتفاق نظر داشتند. آنچه که درباب موضوع وعنوان پایان نامه می توان نگاشت،این است که به بررسی گفتمان انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک رویکرد علمی که باید بصورت آگاهانه ودر محیطی آکادمیک پرداخته شود،بحث خواهد شد. در پاسخ ودر تبیین چرائی آن ، ابتدا باید خود انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک پدیده جامعه شناسانه ومهم که میتوان از آن بعنوان موثر ترین پدیده های اواخر قرن بیستم یاد کرد وارزشهایی که در درون آن نهاددینه شده است مورد بحث قرار گیرد تا بتوان به سوال اساسی پایان نامه که در ادامه آمده است،پاسخی قانع کننده داد.گرچه در علوم انسانی نباید بدنبال یک راه حل ویک نظریه مشخص ومتقن در باب مسائل جامعه شناسانه بود،ولی پاسخ های متفاوت به پرسشی واحد امکان مقایسه واندیشدن در باب آن مسئله را افزایش خواهد داد. آنچه که در این مدخل متصور میباشد به نوعی خواهد بود که در بدو امر به کنکاش ومداقه در ساحت معنایی واژه گفتمان بصورت خلاصه پرداخته خواهد شدودر ادامه آن به ترکیبی بنام گفتمان انقلاب اسلامی ایران که در مورد انقلاب 1357مردم ایران است پرداخته میشود ودراین بخش از پایان نامه میتوان به مواردی همچون:بررسی انقلاب اسلامی ایران در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب پرداخته خواهد شد وبه ارزشهای نهادین درآن توجه ویژه خواهد شد .که اساسا چه ارزش هایی در انقلاب سال 1357 ایران وجود داشته است، واین ارزش ها نامبرده خواهند شد و راجع به این ارزشها توضیح داده میشود که اساسا خواستگاه ارزشهای موجود ونهادین در انقلاب اسلامی چیست ومنشاء ونقطه عطف آن چه می باشد؟ در بخش های بعدی آن میتوان به ارزش های دنیای مدرن وبه نوعی مدرنیته غرب توجه داشت که چه ارزش هایی هستند؟ همانطور که از بعد رنسانس وانقلاب صنعتی در اروپا، طلیعه ی یک حرکت فکری ویک ظهور علمی در دنیای غرب چه از حیث روش شناسی وچه از لحاظ فلسفیآغاز گشت،واروپایِ بعد رنسانس، شاهد شکوفایی علمی وصنعتی بوده وچیزی بنام دنیای مدرن درغالب مدرنیته نهادینه گشته که خواه وناخواه داری بار معنایی خاصی بوده وحامل ارزشهایی میباشد که صرف نظر از آنکه داوری نمائیم که مدرنیته یِ حامل این ارزشها مثبت میباشد یا منفی،تنها وتنها به بررسی اجمالی وبازشناسی آنها در این پایان نامه پرداخته میشود در ادامه سپس در یک چارچوب علمی وساختاری مشخص، به مقایسه وبررسی ارزشهای دنیای مدرن با انقلاب ایران می پردازیم که تا چه اندازه این ارزش ها تطابق داشته است؟ واین سوال اساسی مطرح خواهد شد که آیا ارزشهای موجود ومقوم در انقلاب اسلامی ایران هم راستا وهم جهت با ارزشهای دنیای مدرن بوده است؟ پایان نامه در جهت الگوی ساختاری مشخصی در راستای روش پژوهش وچار چوب های تحلیلی موجود در دانش سیاسی خواهد بود ویکی از الگوهای متناسب با موضوع در ادامه پایان نامه انتخاب خواهد گشت وطبق الگوی همان چارچوب تحلیلی پایان نامه در همان راستا تدوین خواهد گردید. در انتها این پایان نامه ،در راستای نتیجه گیری علمی درجهت مباحث آکادمیک ودر فضای علمی وبدور از جهت گیری ها واغراض شخصی خواهد بود و در این پایان نامه سعی وافر خواهد شد تا نظم ساختاری مشخصی در جهت پاسخ به پرسشهای مطروحه ی موجود در پایان نامه گام برداشته شود. 1-2 سوالات پژوهش 1-2-1) سوال اصلی: چه ارتباطی میان گفتمان انقلاب اسلامی ایران وارزشهای دنیای مدرن وجود دارد 1-2-2)سوالات فرعی: 1-گفتمان چیست؟ 2-گفتمان انقلاب اسلامی حامل چه ارزشهایی می باشد؟ 3-ارزشهای دنیای مدرن چه ارزشهایی را شامل میشود؟ 1-3 فرضیات پژوهش: 1-3-1)فرضیه اصلی : در خواسته هایی همچون آزادی ،رفع استبداد وحضور مردم در عرصه های تصمیم گیری حاکمیت که در اصل تفکیک قوا وجمهوریت می باشد با دنیای مدرن در یک راستا قرار دارد.. 1-3-2)فرضیه های فرعی : 1-سابقه واژة « گفتمان » در برخی منابع به قرن 14 میـلادی میرسد، این واژه فرانسوی به معنی گفتگو ، محاوره ، گفتار و به معنی طفره رفتن ، از سر باز کردن ، تعلل ورزیدن و ... گرفته شده است 2-هر انقلابی در دنیا حامل ومشمول ارزشها وفضای گفتمانی خاص خود است که انقلاب ایران هم مستثنی نمیباشد وبصورت خلاصه میتوان گفت ارزشهایی همچون:آزادی،عدالت،جمهوریت در کنار اسلامیت ،استقلال و.. 3-انچه که مدنظر است فضا وگفتمانی از دنیای مدرن ویا به تعبیری عصر مدرن است که بعد از رنسانس طلیعه آن ظهور یافت ویقینا داری ارزشهایی بود که از جمله آن میتوان به مکتب فکری لیبرالیسم،سکولاریسم،وارزشهایی همچون عدالت اجتماعی و... اشاره نمود. 1-4 ادبیات پژوهشی: 1-4-1) کتابها: در مورد موضوع پژوهش حاظر میتوان گفت که مطالب کمی وجود دارد ،حداقل با قاطعیت میتوان گفت که کتابی که بتوان با نگاه تطببیقی وتحلیلی یافت که ارزشهای انقلاب اسلامی ایران وارزشهای دنیای مدرن را بررسی کرده باشد ، معدود وکم است. در مورد خود انقلاب کتابهای متعددی در توضیح واژه انقلاب وجود دارند که از جمله میتوان به کتاب تئوری های انقلاب اثر آلوین استانفورد کوهن به ترجمه علیرضا طیب اشاره کرد که در صفحه 36 آن خود واژه انقلاب را تعریف وتبیین می نماید یا در کتابی دیگر با عنوان انقلاب وبسیج سیاسی به نوشته حسین بشیریه اینطور انقلاب را تعریف می نماید که :انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلائل توانایی اجبار واعمال زور را از دست می دهد وگروه های گوناگون اجتماعی وسیاسی به مبارزه بر می خیزند تا قدرت سیاسی را قبضه کنند. یا در کتاب دیگری با نام توسعه وتضاد به نوشته فرامرز رفیع پور اینگونه فضای انقلاب را از نظر ساحت معنایی ارائه می کند که عموما انقلاب داری عناصر زیر هستند: 1-نابودی ساختار سیاسی،اقتصادی، اجتماعی 2-استفاده از عامل قهری(زور)3-با مشارکت اساسی و وسیع توده مردمی،وبالاخص قشر پائین اما در مورد خود انقلاب اسلامی کتاب هایی از جمله انقلاب ایران وبازتاب جهانی آن به قلم اسپوزیتو[1] وکتاب دیگری توسط میشل فوکو[2] که خود چند بار در بحبوحه انقلاب به ایران آمد وکتابی با عنوان ایرانی هاچه رویایی در سر دارند؟ از او به چاپ رسید و در مورد ریشه های انقلاب وخواست های گروه های فعال وتوده های مردم میتوان به کتاب ریشه های انقلاب اسلامی ایران به نوشته صادق زیبا کلام پرداخت که عمدتاً او خواست اساسی ومحل چالش اصلی را در استبداد سیاسی حاکم در زمان پهلوی دانسته است وبه این مهم، نگاهِ ویژه ای دارد. "ارنستولاکلاو[3]"و "شانتال موفه"[4]درکتاب "هژمونی وراهبردسوسیالیستی(1985)،گفتمان را مجموعه ای معنی دارازعلائم ونشانه ها ی زبانشناختی وفرا زبانشناختی تعریف می کنند .درنزدآنان گفتمان صرفاًترکیبی ازگفتارونوشتارنبوده بلکه این دوخود اجزای درونی کلیت گفتمان فرض می شوند وگفتمان هم دربرگیرنده بعدمادی وهم مزین به بعدنظری است.حمید عضدانلو در کتاب «گفتمان و جامعه» ،بر این عقیده است که اگر نویسنده ای قصد دارد تا ارتباطات ناشی از زبان را که چه از طریق کلمات و واژه ها و چه از طریق علایم و کنایه ها و رموز غیر کلامی ایجاد میشود؛ دریافته و به خصلت آنها پی ببرد؛ گفتمان ابزار مناسبی در اختیار اوست. به عبارت دیگر، گفتمان، زبان را در حدی فراتر از جمله، و در کلیت خویش که همان « متن» است؛ تبیین و موشکافی میکند.درکتابی با عنوان چالشهای دین ومدرنیته به قلم سیدحسین سراج زاده میتوان اشاره داشت که مباحثی از جمله سازگارییا ناسازگاری دین ودموکراسی،کهآنرا در ساحت یک مفهوم ونظریه بررسی نموده است. ولی در مجموع منبع مشخص ومتقن ومبیّنی که بخواهد نگاه تطبیقی به این دو داشته باشد کم بوده ویا،یافت نمی شود. 1-4-2) مقالات: اما در مورد خود گفتمان انقلاب اسلامی مقالات زیادی انتشار یافته است که میتوان از مقاله: مصطفی کواکبیان با عنوان«گفتمان آزادی ومردم سالاری در انقلاب اسلامی ایران» که با نظم مخصوص و جزئی نگر ودقیق به بحث آزادی در شعارها وخواست های توده های مردم ومطالبات گروه های فعال یا به تعبیری انقلابیون می پردازد ونقش روحانیون فعال در انقلاب که درباب تاییدیا تشریح آزادی سخن گفته اند ذکر می نماید وبصورت متقن ودقیق به بُعد انقلاب نظر دارد وحتی آثار شعارهای اساسی انقلابیون را درمتن قانون اساسی بررسی می کند واین مقاله بیشتر بر روی ارزش آزادی در انقلاب اسلامی نظر دارد وبه تشریح وتبیین آن می پردازد. در جای دیگر مهدی مطهرنیا در مقاله ای با عنوان«مقدمه ای بر تحلیل:ادبیات گفتمانی انقلاب اسلامی» به خود واژه گفتمان از نظر ساحت معنایی و یک روش پژوهش که وارد ادبیات سیاسی ایران ودر مورد پدیده انقلاب اسلامی بکار می رود مطالبی را عنوان می نماید. وبه نوعی در حوزه تحلیل انقلاب اسلامی در قالب گفتمان ونظریه می پردازدو در مقاله دیگری با عنوان:«مولفه های گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی» نوشته حجت اله ایوبی است.که به مولفه های سیاسی ومقوم وموجود در انقلاب ایران ازجمله سست کردن وشکستن نظام پاترمونیالیستی وسست نمودن آن است و جایگیزینی آن با حکومتی که مولفه هایی همچون مردم گرائی دینی،استقلال،مباررزه با طاغوت ، برابری ومساوت و... اشاره دارد.فرهنگ رجایی در مقاله ای با عنوان«ایدئولوژی و جهان بینی ایرانی: صدور انقلاب فرهنگی ایران»وی ویژگی های انقلاب را در چهار محور معرفی می نماید: الف. آرمان گرایی: آرمان گرایی را ناشی از تأثیر عرفان اسلامی و خصلتهای آرمان گرایانه تفکر سیاسی-اجتماعی در دو سده گذشته می پندارد. ب.جهان شمولی: اسلام دینی است که خواستار سعادت بشر بوده و برای نیل به هدف مهمش نیازمند ایجاد یک انقلاب اجتماعی است. البته چنین رویداد مهمی اتفاق نمی افتد، مگر اینکه افراد جامعه از درون دچار انقلاب شوند. ج.مردمی بودن: از دیدگاه رجایی، علمای شیعه با توجه به اینکه در طول تاریخ در اقلیت بوده اند و معمولاً تعامل سلبی با حاکمان داشته اند، به اتکای به مردم روی آورده اند و با استفاده از مسئله شهادت حسین بن علی (ع) صورت قابل ملاحظه ای موفق به بسیج توده ها شده اند. د.ایرانی گرائی: روحیه عدال تجویانه ایرانیان و پادشاهان باستانی آن، به قرن ششم قبل از میلاد برم یگردد و یکسان انگاری نظام امامت و پادشاهی آرمانی نزد آریایی های قدیم در فلات ایران سبب تأثیرپذیری انقلاب ایران از فرهنگ سیاسی ایرانی شده است. در مقاله دیگری باعنوان«تبلور آرمانهای پایه گذاران انقلاب در قانون اساسی»به نوشته عماد افروغ وعلی محمد صادقی به این سرفصل کلی اشاره دارد که گروه های متعدد وفعال موجود در قبل پیروزی انقلاب رابررسی مینماید وبه 4 گفتمان میرسد با نام های: 1-گفتمان اسلام مبارز 2-گفتمان اسلام رادیکال 3-گفتمان اسلام لیبرال 4-بین گفتمانی که در مورد هرکدام از این گفتمانها به تبیین وتشریح مواضع رهبران فکری این جریان ها که در انقلاب فعال بودند می پردازد داریوش آشوری در مقاله ای تحت عنوان « نظریه غرب زدگی و بحران تفکر در ایران» در نشریه ی ایران نامه ،برای اولین بار در ایران واژه گفتمان را ابداع و معرفی گردیده است. اما در مورد ارزش های دنیای مدرن میتوان به کتاب ومقالات زیادی در این زمینه ارجاع داد از جمله آنها میتوان به: کتاب لیبرالیسم ومحافظه کاری به قلم حسین بشیریه پرداخت که در آن بحث خود لیبرالیسم بعنوان یک مکتب فکری که دردنیای مدرن وقرن بیستم اهمیت ویژه ای دارد بطور مبسوط به آن پرداخته شده وزمینه های تاریخی وفکری لیبرالیسم را درقرن بیستم بحث نموده ودرکتاب دیگری با عنوان مدرنیته،دموکراسی وروشنفکران به نوشته رامین جهانبگلو که از اندیشه تجدد وسیاست ودموکراسی در دنیای مدرن مطالبی آورده است باز میتوان به کتاب تاریخی جامع تری مانند کتاب تاریخ اروپا ،نوشته عباسقلی غفاری فرد اشاره نمود که بصورت مشروح وجامع از قرون وسطی تا نیمه دوم قرن بیستم به تحولات تاریخی وسیاسی عصر مدرن پرداخته است.واز مقالات میتوان به مقاله محمد توحید فام با عنوان«گفتمان اخلاق وسیاست در عصر مدرنیته وپسا مدرنیته»اشاره کردکه بیشتر به مسئله نوشدن وتجدد وفردیت انسان ودموکراتیک تر شدن دولتها اشاره دارد اما جدای از این رشد های علمی وفناوری به آن بخش از روح انسانی هم توجه کرده وبه نوعی مدرنیته را قابل نقد دانسته است. 1-5) اهمیت وضرورت تحقیق: باتوجه به مباحث جامعه شناسی وعلوم انسانی ،همیشه یک بحث ثابت ومتقن می باشد که در علوم انسانی که با پدیده های انتزاعی وگاهاً عینی سروکار دارد حتی پس از سالهای سال از یک پدیده گذرمیکنیم ولی ارزش آن پدیده در ساختار تحلیلی وجامعه شناسانه تازگی وماندگاری خواهد داشت وبه کشف زوایای جدیدی از آن پدیده منجر خواهد گشت.اگر بخواهیم علمی تر بگوئیم از زمانی که کارل پوپر[5] اندیشمند و فلیلسوف اتریش-انگلیسی معتقد است که:علم کامل و تکامل ناپذیر وجود ندارد. او برخلاف نظریات پوزیتیویست ها، معتقد است، رشد علم در تایید و اثبات نظریات نیست، بلکه محصول نقد آنها و تجدیدنظر در آنهاست. در اندیشه پوپر، علم از نقد و ابطال حاصل می شود. از همین رو میتوان انقلاب اسلامی ایران را که در سالهای پیش اتفاق افتاده ویقینا یکی از موثرترین پدیده های سیاسی وجامعه شناسی قرن بیستم محسوب میگردد،با نگاهی علمی،آکادمیک وتطبیقی نگریست تا زوایای جدیدی از آن شناسایی ومعرفی گردد.عموما انقلابها از پدیده های جذاب عرصه جامعه شناسی وعلوم سیاسی می باشند که حتی پس از چندیدن سال قابلیت پژوهش وبررسی را دارند.وحال آنکه انقلاب ایران با کار ویژه ها ومولفه هایی که داشته،میتواند پدیده ای با قابلیت تحقیقاتی بالا داشته باشد. 1-6 اهداف مشخص پژوهش: 1-6-1) اهداف کلی تحقیق: اهداف کلی وآرمانی که میتوان برای پژوهش حاظر ارائه نمود،بدین صورت خواهد بود که یکی از کلیدی ترین اهداف نگاه علمی،آکادمیک ودقیق ومتقن به موضوع مذکور می باشد که با این نگاه حتما ظواهر جدید وناشناخته ای از جنبه های موضوع مورد پژوهش بازشناسایی خواهد شد وبه انتشار خواهد رسید. بحث بعدی یا هدف دیگر نگاه تطبیقی دو پدیده که در زمانی اتفاق افتاده اند که دنیا به سمت دنیای مدرن میرفت وبررسی گفتمان انقلاب اسلامی ایران خواهد بود که تا چه اندازه با ارزشهای دنیای مدرن در ارتباط بوده است. 1-6-2) اهداف جزئی پژوهش: بررسی نقش خود واژه گفتمان در فضای انقلاب اسلامی ایران خواهد بود که این گفتمان واین فضای مذکور ونامبرده شده دارای چه ارزش هایی می باشد. ودرعین حال بررسی ارزشهای دنیای مدرن خواهد بود که کدامین ارزشهای دنیای مدرن با انقلاب اسلامی ایران هم خوانی یا ارتباط دارد. وهدف دیگری که میتوان به آن اشاره کرد نتیجه گیری تحلیلی وپاسخی قانع کننده به پرسشهای مطروحه ی موجود در پژوهش خواهد بود. 1-7 )خلاصه مراحل پژوهش: روش پژوهش در علوم انسانی معمولا کتابخانه ای می باشد واین پژوهش هم دربردارنده روش کتابخانه ای خواهد بود و از ابزارهایی همچون فیش برداری وجمع آوری خام داده ها واطلاعات از کتب ومقالات مرتبط با موضوع خواهد بود . روش تجزیه وتحلیل داده ها بصورت توصیفی ودر نتیجه گیری بصورت تحلیلی درخواهدآمد. روش پژوهش در این پایان نامه روش تاریخی- تحلیلی ودر یک نگاه کل گرایانه میتوان به تطبیقی بودن آن هم اشاره داشت. که در این راستا با گردآوری داده های تاریخی مربوط به دو حوزه پژوهش وسپس با استنباط ونتیجه گیری داده ها به راه حلی تطبیقی وتحلیلی پرداخته خواهد شد در این پایان نامه به سه بخش اصلی پرداخته خواهد شد که در بخش دوم آن به فصول های متفاوت ومنتظمی در باب عنوان اصلی خود پایان نامه پرداخته خواهد شد. در بخش اول بحث کلیات ومقدمه وچرائی پژوهش حاضر بحث خواهد شد ودر بخش دوم که از محتوا وچارچوب های نظری پایان نامه محتوی شده است و در آن به 4فصل مجزا خواهیم پرداخت که در فصل اول: در باب خود واژه «گفتمان»، از منظرمعنایی ولغوی پرداخته خواهد شد وبه تاریخچه واژه گفتمان پرداخته میشود ومورد بررسی قرار میگیرد ودر فصل دوم به گفتمان انقلاب اسلامی که ابتداً به بررسی ماهیت خود انقلاب ایران پرداخته خواهد شد وسپس ارزشهای نهادین ومقوم در درون انقلاب اسلامی ویا به نوعی گفتمانها وخرده گفتمانها انقلاب اسلامی با توجه به خواست نیروهای فعال در انقلاب وتوده های مردم بررسی خواهد شد ودر ادامه از زاویه ارزش های دنیای مدرن که عموما از رنسانس تا به امروز که حامل چند ارزش بنیادین در دنیای مدرن که تجلی آن در غرب می باشد، می پردازد وضمن برشمردن آن ارزش های معروف، به مداقه وپژوهش وتحلیل آنها خواهد پرداخت،اما در فصل چهارم این پایان نامه که شامل جمه بندی کلی ونگاه تحلیلی نگارنده پایان نامه است،آنطور که از نامش بر می آید،در ساحت تحلیلی آن بر می آئیم وبا توجه به اینکه در دو فصل پیشین ِ بخش دوم در مورد خود گفتمان ،گفتمان انقلاب اسلامی وارزش های دنیای مدرن بحث خواهد شد وبعد از آن می توان با پشتوانه بررسی های سابق، به تحلیل ونتیجه گیری رسید، که تا چه اندازه وبه چه میزان بین گفتمان انقلاب اسلامی وارزش های دنیای مدرن در چه جهاتی قرابت وجود دارد ودر چه جهاتی پارادوکس ومتضاد یکدیگر هستند ویا به نوعی با زبانی دیگر می توانیم بگوئیم که خوانش آنها ونوع ارزش هایشان متفاوت می باشد.وسرانجام کار هم با نتیجه گیری خلاصه،به اتمام خواهد رسید 1-8)تعاریف واژه ها واصطلاحات: در تحقیق حاظر از واژه هایی استفاده شده است که نیاز به تعریف عملیاتی بر اساس اهداف تحقیق دارند زیرا واژه ها از دیدگاه های متفاوت ودرمورد مصرف گوناگون می توانند تعاریف نظری وعملیاتی متعدد ومتفاوتی پیدا نمایند. 1-8-1) انقلاب اسلامی : انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بهمن ماه سال1357 شمسی با مشارکت طبقات مختلف مردم، بازاریان، احزاب سیاسی مخالف حکومت پهلوی،روشنفکران، دانشجویان و روحانیون شیعه درایران انجام پذیرفت،ونظام پادشاهی وسلطنتی ساقط گشت وبه دلیل رهبریت روحانی شیعه امام خمینی(ره) وبن مایه هاوشالوده انقلاب ایران با نام انقلاب اسلامی مشهور گشت. 1-8-2)ارزش ها: ارزش ،در اصطلاح جامعه شناسی عقایدی است که افراد یا گروههای انسانی درباره آنچه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است؛ دارند. ارزشهای مختلف نمایانگر جنبههای اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است.ارزش ها معمولا از هنجارها وعادات نشات می گیرند.به طور کلی به اموری که برای اعضاء گروه اهمیت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه تلقی میشوند، ارزش می گویند.ارزش به صورتی دوگانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی میشود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام میکند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه گر میشود که آن را به شیوهای عینی یا دقیقاً به شیوه سمبلیک بیان میکند. 1-8-3)گفتمان: سابقه واژة « گفتمان » در برخی منابع به قرن 14 میـلادی میرسد، این واژه فرانسوی ، به معنی گفتگو ، محاوره ، گفتار و به معنی طفره رفتن ، از سر باز کردن ، تعلل ورزیدن و ... گرفته شده است. 1-8-4)دنیای مدرن: به تعبیری همان عصر مدرن را شامل می شود که از نظر تاریخی، دوران مدرن با دورهرنسانس آغاز شده و با عصر روشنگری و انقلاب فرانسه و ایدهآلیسم آلمانی به عنوان گفتار کلیدی غرب تحکیم میشود. از ویژگیهای این دوران می توان به این موارد اشاره نمود: در این دوره فردیت اعتلا یافته وسنت نقد میشود –آگاهی فرد از فردیت خود-جدای دین از دولت-تاکید برآزادی های فردی-همراه با انقلابهای صنعتی وعلمی است. و از لحاظ مبانی مدرنیته وخواستگاه مدرنیته را شامل میشود [1]Esposito, John [2]Foucault ,Michel [3]Laclau, Ernesto [4]Chantal, mouffe [5]Popper,Karl |