![]() پروپوزال زمانبندی منابع در رایانش ابری با استفاده از الگوریتم ازدحام ذرات چند هدفهدر این بخش پروپوزال کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر و IT با عنوان زمانبندی منابع در رایانش ابری با استفاده از الگوریتم ازدحام ذرات چند هدفه با فرمت PDF (آماده پرینت) در 21 صفحه در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است،در صورت تمایل می توانید این محصول را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید.
عنوان تحقیق به فارسی: زمانبندی منابع در رایانش ابری با استفاده از الگوریتم ازدحام ذرات چند هدفه عنوان به زبان انگلیسی: Resource Scheduling Using Multi-Objective Particle Swarm Optimization in Cloud Computing
سیر تکاملی محاسبات به گونه ای است که میتوان آن را پس از آب، برق، گاز و تلفن به عنوان صنعت همگانی پنجم فرض نمود. در چنین حالتی، کاربران سعی دارند بر اساس نیازهایشان و بدون توجه به اینکه یک سرویس در کجا قرار دارد و یا چگونه تحویل داده میشود، به آن دسترسی یابند. رایانش ابری، شیوهای محاسباتی بر مبنای شبکه های بزرگ کامپیوتری مانند اینترنت است که الگویی تازه برای عرضه، مصرف و تحویل سرویسهای فناوری اطلاعات )شامل سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و سایر منابع اشتراکی رایانشی( با بکارگیری اینترنت ارائه میکند. در چنین شرایطی، کاربران در تلاش اند بر اساس نیازهایشان و بدون در نظر گرفتن مکان سرویس و نحوه ی تحویل داده، به آن دسترسی یابند. این بدین معنی است که دسترسی به منابع فناوری اطلاعات در زمان تقاضا و 1 و مقیاس براساس میزان تقاضای کاربر به گونه ای انعطافپذیر 2 پذیر از راه اینترنت به کاربر تحویل داده میشود. 3 رایانش ابری را عدهای تغییر الگووارهای میدانند که به دنبال تغییری است که در اوایل دهه 1891 از مدل رایانه 4 بزرگ 5 به مدل کارخواه-کارساز صورت گرفت. رایانش ابری از دید فراهم کنندگان منابع زیرساخت، میتواند با کمک ماشینهای مجازی شده، به عنوان یک روش جدید برای ایجاد پویایی نسل جدید مراکز داده، مورد استفاده قرار گیرد تا بتوانند یک زیرساخت قابل انعطاف برای ارائه انواع مختلف خدمات محاسباتی و ذخیره سازی در اختیار داشته باشند. |
پرسشنامه عادتهای مطالعه PSSHIاین پرسشنامه دارای 50 سوال با هفت مولفه که برای هر مولفه 7 سوال و یک مولفه نیز 8 سوال وجود دارد. شامل: 1. تمرکز (7سوال)، 2. یادآوری (7سوال)، 3. سازماندهی زمان (زمانبندی) (7سوال)، 4. مطالعه یک فصل (7سوال)، 5. گوش دادن و یادداشتبرداری (7سوال)، 6. برگزاری امتحانات (7سوال) و 7. انگیزه (8سوال) میباشد. تعداد سوالات: 50 تعداد صفحات: 3 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + مولفه + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |
مبانی نظری و پیشینه پژوهشی حمایت سازمانیمبانی نظری و پیشینه پژوهشی حمایت سازمانی به صورت word ارائه شده و 18 صفحه با فونت بی نازنین 12 دارد. شامل منابع فارسی و لاتین جدید است و برای پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری مناسب است. نمونه ای مطالب: 2-4 . پیشینه نظری حمایت سازمانی ادراک شده. 2-4-1 خاستگاه و تعریف حمایت سازمانی ادراک شده 2-4-2 پیش بینی کننده های حمایت سازمانی ادراک شده 2-4-3 دلایل اهمیت و توجه به حمایت سازمانی ادراک شده 2-4-4 پیشینه تجربی |
پرسشنامه سنجش اعتماد اجتماعی صفاری نیا و شریفپرسشنامه اعتماد اجتماعی توسط صفاری نیا و شریف و با همکاری متخصصان مربوطه در سال ۱۳۸۹ تهیه و تنظیم شده است. این پرسشنامه شامل ۲۵ سوال می باشد که برای هر مولفه ۵ سوال در نظر گرفته شده است. تعداد سوالات: 25 تعداد صفحات: 5 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + مولفه + روایی و پایایی نوع فایل: word |
![]() سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی
چکیده داستان بیوتن از جمله آثار ادبیات دینی و دفاع مقدس است که از زمان نگارش کتاب تا کنون مورد توجه کارشناسان ادبی قرار گرفته و مقالات بی شمار در باب آن نگاشته شده، نیز جلسات نقد متعدد برگزار گردیده است که در هر کدام یکی از ویژگی های آن مورد بررسی قرار گرفته است. در این رساله با توجه به ویژگی های منحصر به فرد کتاب، خاصه نثر ویژه و تأویل پذیری آن مجالی فراهم شد که سبک کتاب از نظر زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار گیرد. سعی نگارنده بر این بوده است تا به تمام عناصر و ویژگی های خاص داستان که باعث گردیده این کتاب دارای سبک و امیرخانی را صاحب سبک شخصی بدانیم، بپردازد تا گامی در جهت شناخت بیشتر داستان بیوتن که در ادبیات معاصر جزو استثنا هاست برداشته شود. کلید واژه: سبک شناسی، ادبیات دینی، بیوتن، رضا امیرخانی فهرست مطالب عنوان صفحه کاربرد یک واژه با املاهای متفاوت.. 21 رسم الخط خاص و منحصر به فرد داستان.. 22 آوردن «ها»ی غیرملفوظ در کلمههایی که یاء میانجی یا مشتقات آن را میگیرد 25 گویشها و لهجههای مختلف و متناسب شخصیتها.. 26 استشهاد به آیات، روایات و اشعار شاعران متناسب با موقعیت متن 36 ضرب المثل، (اصطلاحات رایج در میان مردم).. 46 استفاده از لغات کمکاربرد، قدیمی یا عامیانه.. 48 نقش اعداد و نحوهی استفاده از آن ها.. 49 تکرار واک، هجا، واژه، عبارت، جمله یا مصراع، موسیقی کلام... 57 انواع جناس(تام-مختلف الاول ... ).. 68
شکل نمایش نامهای متن، برای توصیف بهتر و تصویر سازی.. 75 ذکر دقیق جزئیات، به قصد توصیف و تصویرسازی.. 87 جابهجایی ارکان جمله به قصد تأکید.. 91 تنوع نقل در روایات( زاویه دید ).. 94 ازهمگسیختگی متن و حوادث داستان.. 95 مواردی که شخصیتها، صدای نویسنده را میشنوند و در مورد همان مطلب اظهارنظر میکنند.. 96 کتابنامه ( فهرست منابع و مواخذ).. 103 مقدمه رضا امیرخانی در سال 1352 در تهران متولد شد. وی در دبیرستان علامه حلی تهران تحصیل کرده و دانش آموخته ی مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است. مدتی سردبیری سایت لوح، ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را بر عهده داشت و در پاییز 1384 از این مقام استعفا داد. او از سال 84 تا 86 رئیس هیئت مدیرهی انجمن قلم ایران بود. آثار وی: ارمیا: نام اولین کتاب امیر خانی درسال 74 است، که جایزه بیست سال ادبیات داستانی ایران را از آن خود کرد. منِ او: سومین اثر اوست که درسال 78 منتشرشد، و برخی آن را بهترین کتاب این نویسنده میدانند. از به: چهارمین اثر این نویسنده درسال 80 چاپ شد و در آن به بیان گوشهای از سختیهای زندگی در دوران جنگ و بعد از آن پرداخته است. سفرنامه سیستان: پنجمین کار رضا امیرخانی است که به حواشی مسافرت رهبرانقلاب به استان سیستان و بلوچستان میپردازد. این کتاب در سال 82 منتشر شد. نشت نشا: کتاب بعدی وی، مقاله ی بلندی است که در سال 84 چاپ شد و به ریشهیابی مهاجرت نخبگان پرداخت. بیوتن: این رمان در فروردین ماه 87 به چاپ رسید. سرلوحهها: گزیدهای از یادداشتهای پراکندهی سالهای 81-84 در سایت لوح، نوشته شده و در اسفند 87 به چاپ رسیده است. نفحات نفت: جستاری در فرهنگ مدیریت نفتی و دولتی در جمهوری اسلامی ایران نوشته شده و از سوی نشر افق در سال 89 منتشر شده است. سفرنامه ی افغانستان جانستان کابلستان، که حاصل سفر به کشور افغانستان می باشد، در سال 90 از سوی نشر افق منتشر شده است. قیدار: آخرین رمان امیرخانی است که توسط نشر افق چاپ و در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد. بعد از انقلاب، خاصه پس از جنگ تحمیلی، نویسندگان کشورمان درحوزههای مختلف و متفاوت ادبی به فعالیت پرداختند. یکی از جملهی این حوزهها، جنگ و دفاع مقدس بود که از آن با نام ادبیات مقدس یاد می شود. شاید به طور قطع نتوان گفت که تمام آثار و نوشتههای امیرخانی مربوط به ادبیات دفاع مقدس است، یا اینکه آثار او را میتوان در یک زیر مجموعه قرار داد یا نه. البته در مورد ارمیا قاطعانه و در مورد من او – تا حدودی – میتوان گفت که در حوزهی ادبیات دفاع مقدس قابل بررسی هستند. اما در مورد بیوتن موضوع متفاوت است. بررسی و تحلیل این رمان نشان میدهد که بیوتن اگرچه مستقیما به حوزهی ادبیات دفاع مقدس مربوط نمیشود، اما به دلیل انتخاب شخصیت اول داستان که از بازماندگان جنگ است و اشارات بسیاری که به جنگ و خاطرات آن میشود، میتوان با اغماض آن را جزو ادبیات دفاع مقدس هم دانست. هرچند از نظرنگارنده در این کتاب به موارد بسیاری بر میخوریم که بهتر است بگوییم بیوتن، جزو آثار انتقادی ادبیات دفاع مقدس است. به طور مثال شخصیت گاورمنت در رمان بیوتن که رفتار و گفتار او مورد نقد ارمیا، سهراب و حاج مهدی قرار میگیرد، نمونه هایی از این دست؛ اما به دلیلی که ذکر خواهد شد، بهتر است بگوییم که بیوتن در حوزهی ادبیات دینی قرار دارد، نه ادبیات جنگ. البته ادبیات جنگ با ادبیات دینی تناسب دارد، اما لزوما ادبیات دینی نیست. ادبیات دینی، ادبیاتی است که در ذیل کتاب مقدس( مثل قرآن، روایات و...) معنا شود و نیز ارجاع مندی داشته باشد؛ یعنی با خواندن اثر ، به نوعی در امتداد آن متن مقدس قرار میگیریم و کتاب ما را به آن متن ارجاع داده ، خودش را با آن متن مقدس حجّیت می دهد. در بیوتن این اتفاق افتاده و رمان مبتنی بر داستان زندگی ارمیا پیامبر در تورات است، و شخصیت ارمیای نبی ارتباط بنیادینی با این اثر دارد. در بررسی رمان بیوتن، به دو ویژگی و نکتهی مهم برمیخوریم که ذکر آنها در اینجا لازم مینماید: 1)نثر کتاب نثر این کتاب به خصوص در فصل های زبان و ژنتیک چیزی بین شعر و نثر است و با زبان، بازی می شود، به طوری که نه تنها از متن بیرون نمیزند، بلکه این نثر شاعرانه، روایت را پیش میبرد و به ساخت مندی رمان کمک میکند؛ به طور مثال عبارت" آلبالالیل والا" که بعدا به" البلاء للولاء" تغییر شکل می دهد و این عبارت تا آخر کتاب رها نمیشود. حتی سهراب هم در اواخر داستان با آلبالالیل والا از ارمیا خداحافظی میکند ومیرود. 2)تأویل پذیری: یکی دیگر از ویژگیهای رمان که باعث تمایز آن بادیگر رمانهای معاصر میشود ، قدرت وقابلیت تأویل پذیری آن است. رمان به شدت لایههای معنایی دارد و با پیش های ذهنی مختلفی میشود وارد داستان شد. در ادبیات و رمان معاصرما انگشت شمارند آثاری که تأویل پذیر باشند. مثلا کلیدر با ایدئولوژی مارکسیستی نوشته شده است و جور دیگری نمیشود آن را خواند . اما بیوتن متنی کاملا تأویل پذیر است . یعنی با هر دیدی میتوان آن را خواند ، با دید عرفانی، فلسفی و یا حتی سیاسی . در این پایان نامه سعی شده به تمام عناصر و ویژگیهای خاص کتاب که باعث گردیده این کتاب را دارای سبک و رضا امیرخانی را صاحب سبک شخصی بدانیم، توجه شده و آنها را به دقت مورد بررسی قرارداده ایم. مسلما خالی از اشکال نخواهد بود. امید که تلاش نگارنده، مفید واقع شده و توانسته باشم به شناخت این رمان که در ادبیات ما جزو استثناهاست، کمک کرده باشم. "خلاصه داستان"َ داستان بیوتن، سرگذشت ارمیا معمر، مجروح جنگی است که بعد ازگذشت سالها از این واقعه هنوز نتوانسته از آن حال و هوا خارج شود و ذهنش همواره درگیر است. به همین دلیل او هرهفته به بهشت زهرا میرود، تا با دوستان و خلوت ودرد دل کند؛ اما آخر هفتههای شلوغ آنجا وحضور سنگین افرادی که به آنجا می آیند(از مادرهایی که بوی فرزندانشان را در او جستجو میکنند، پیرنام زدهایی که هنوز منتظرند وبه وعده گاه میآیند،گرفته تا فرزندان شهدایی که از نبود پدرانشان دل گیرند و رنگ وبوی آنها را نمیدهند ونیز معلمهایی که گروه گروه بچهها را به آنجا میآورند و جنگ و مردان ش را با معیارهای خود وتعریفی که از آن دارند به فرزندان آینده می شناسانند) باعث میشود ارمیا تصمیم بگیرد، سهشنبهها تا در آرامش وخلوت بتواند با پیر ومراد خود-سهراب- سخن بگوید. در یکی از همین سهشنبهها، باآرمیتا آشنا می شود. "آرمیتا" دختری ایرانی الاصل اماساکن آمریکاست که از سوی مؤسسهی تحقیقات مذهبی که در آن کار میکند و با هزینهی آنها راهی تهران شده تا مطالعاتی انجام داده ، بازگردد. از آنجا که هنگام حضور آرمیتا در بهشت زهرا تهران تنها ارمیا را میبیند، سر صحبت را با او باز میکند و همین گفتگوی کوتاه مقدمه و زمینهساز قرار ملاقاتها، تماسها و ایمیل زدنهای بعدی شده و در نهایت منجر به تصمیم ارمیا برای مهاجرت به آمریکا و ازدواج با آرمیتا می شود. داستان با ورود ارمیا به فرودگاه جی.اف.کی نیویورک آغاز می شود. آرمیتا و" خشی"(دوست و رئیس آرمیتا در مؤسسه) برای استقبال از او به فرودگاه میروند. مشکلات ارمیا از همان بدو ورودش آغاز میشود. از گیت ورودی گرفته تا یافتن شغل، مسکن و مهمتر از آن مسائل و تفاوتهایی که میان خود و دیگران و نیز جامعهی جدید میبیند. تفاوت های فکری و فرهنگی، نگاه به دین وشریعت و... ارمیا ترکشی از دوران جنگ در کمر خود دارد که هنگام عبور از گیت فرودگاه برای او دردسر ساز میشود و دستگاه آشکار ساز به صدا در میآید. پلیس به ارمیا مشکوک میشود. موهای بلند و مجعد وریش های بلند او شک پلیس را بیشتر میکند. آرمیتا نزد رئیس پلیس میرود و به هرزحمتی که هست با کمک ارمیا آنها را قانع میکند که صدا دستگاه به خاطر همین ترکش کمر ارمیا است نه چیز دیگر. پس از رهایی از این ماجرا، آنها سوار بر ماشین خشی به سمت استون، محل سکونت آرمیتا وخشی حرکت میکنند. آنهادر طول مسیر، سعی میکنند تا آن جا که ممکن است، خیابانهای مهم نیویورک را به ارمیا نشان بدهند تا هرچه سریعتر با محیط و شرایط آشنا شود. در سر راه، به سراغ دو نفر دیگر از همسایههای آرمیتا یعنی" میان دار" و" جانی"میروند. میاندار دکه ی کوچکی دارد و فستفود میفروشد. میان دار هم مثل خشی ایرانی است و هنوز در حال و هوای ایران قبل از انقلاب به سر میبرد. جانی سیاهپوست دورگهی آمریکایی است. ارمیا با این دونفر هم آشنا میشود؛ اما یکی از مشکلاتش در همین ملاقات نمود پیدا میکند وآن هم تهیهی غذای حلال است. پس از این ملاقات کوتاه، آن ها به مسیرشان به سمت خانه ادامه می دهند. بهمحض ورود به استون و دیدن محل زندگی آرمیتا و دوستان و همسایگان ایرانی اش مشکل بعدی، یعنی مسکن نیز بروز مینماید. آرمیتا در یک کاندومینیوم (مجموعه ای از آپارتمان های کوچک) زندگی میکند که برای زندگی مجردی کافی است. ارمیا در همان کاندو اقامت میکند و پس از چندی در مؤسسهی اتومبیل کرایه (لینکلن لموزین) به عنوان راننده استخدام میشود. کاری که به نظر خوب میآید و عربهای ساکن نیویورک به خاطر ظاهر ارمیا ترجیح میدهند که رانندهی لموزین کرایهای آنها، او باشد. دومشکل مسکن و شغل ارمیا تا حدی مرتفع میشود، او برای تهیهی حلال فود هم به سراغ رضا رستوران دار لبنانی میرود که از گوشت حلال برای مسلمانان غذا تهیه میکند. یک شب، مسئول مؤسسه به ارمیا میگوید که یک سیاه پوست ماشین کرایه کرده و خواسته است حتماً او راننده باشد. ارمیا وقتی به محل مورد نظر میرود، متوجه میشود که آن فرد سیاه پوست جانی هم سایه آن ها و شاگرد میان دار است. جانی و میان دار قرار است به محل کار نامزد جانی که مسلمان است و برای ازدواجش با او شرط سختی(ختنه کردن) را گذاشته است، بروند. محل کار او دیسکو ریسکو است. ارمیا برای برطرف کردن حس کنجکاویاش با آنها همراه میشود تا ببیند این دختر مسلمان کیست که چنین شرطی گذاشته، ولی در عین حال در چنین جایی کار میکند.به محض ورود متوجه میشود که این دختر، همان سوزی، دوست و همسایهی آرمیتاست که در این دیسکو به عنوان رقاص کار میکند. پس از ماجراهای فراوانی که در این شب رخ میدهد، ارمیا تصمیم میگیرد دیگر رانندهی لموزین نباشد و به دنبال کار بگردد. ارمیا در سراسر داستان سعی میکند تا خود را با محیط و شرایط زندگی جدید سازگار کند؛ اما هرچه میکوشد، کمتر موفق میشود تا جایی که در طی مدت اقامت کوتاهش چندین اخطار روی کارت اجتماعیاش داشته باشد( ماجرای پارکومترها) طی ماجرایی اوتصمیم می گیرد، ماشینی تهیه کند و موزع گوشت حلال شود تابدین وسیله هم مشکل بی کاری خود و هم تهیهی گوشت حلال را برای خود و دیگران حل کند. روز عیدفطر، طی قرار قبلی، مراسم عقد ارمیا وآرمیتا ست. ارمیا،طی چند ماهی که از اقامتش در آمریکا میگذرد، به اختلافات و تفاوتهای زیاد خود با آرمیتا پی میبرد اما به غیر از یک بار موفق نمیشود با او حرف بزند و مسائلش را مطرح کند. آرمیتا هم یقیناً این مسئله را متوجه شده اما گویی هر دو ترجیح میدهند باز هم تن به این ازدواج از پیش تعیین شده شان بدهند. در جریان مراسم عقد آن ها، حوادثی رخ میدهد که تا حدودی روند داستان و سرنوشت ارمیا وچند نفر دیگر را تغییر میدهد. میان دار، در حالی که مست از شراب خوری بسیار است، سوزی را -بی دلیل- به باد حرفهای تند و توهین آمیز میگیرد و تهمت میزند. سوزی دلشکسته مهمانی را ترک میکند و جانی هم که شرط او را انجام داده تا بتواند به عشقش برسد به همراه او میرود. سوزی همان شب، محل زندگیاش را ترک میکند و کسی نمیداند که کجا رفته است؛ اما قبل از رفتن نامهای را به دست ارمیا میرساند و بخشی از مکنونات قلبی و مسائلی را که مدتها ذهنش را مشغول کرده است را بازگو میکند. جانی، پس از این غیبت ناگهانی سوزی دیوانه میشود و ارمیا و آرمیتا طی قراری ناگفته شروع زندگی مشترکشان را به پیدا شدن او موکول میکنند. ارمیا هم چنان به دنبال اوست و باخبری که مبنی بر دیده شدن سوزی در جنگل و کوهستان اسموکی به گوشش می رسد راهی این جنگل میشود تا بلکه اورا بیابد و جانی وخودش را به آرامش برساند. اما، پس از دو روز جستجو باخبر میشود که سوزی خود را در همان جنگل دار زده است. ارمیا، به دلایلی به قتل سوزی متهم میشود و از سوی دادگاه به همین اتهام و نیز به اتهامات دیگری از جمله اخلال در نظم عمومی و ساختار شکنی به زندان میافتد تا محاکمه شود. در دادگاه، چهرهی واقعی اطرافیان ارمیا مشخص میشود. خشی که در سراسر داستان به دنبال این بود تا ارمیا را به زمین بزند، حالا در لباس یکی از اعضای هیئت منصفه،اولین نفری است که میخواهد ارمیا محکوم شود. بیل، همکار خشی و آرمیتا که عاقد ارمیا وآرمیتا هم بود، دادستان است و او هم قصد محکوم کردن ارمیا را دارد. آن هم فقط با دلایلی ابلهانه و خندهدار. اما از آن طرف ، کسانی هم هستند که در پی اثبات بیگناهی ارمیا هستند. آرمیتا، حاج مهدی فرمان ده ارمیا در دوران جنگ که حالا در آمریکا راننده تاکسی است، جانی، راننده تراک و ... اما ارمیا بر عکس دیگران از این اتفاق اصلا ناراحت نیست و میگوید که این همهی خواستهی من از خدا بود تا مثل مولایم بمیرم طوری که وحشی های حرامی دوره ام کرده باشند و تک وتنها باشم ... آرمیتا و حاج مهدی به سفارت ایران میروند، تا بلکه ازین طریق بتوانند از او رفع اتهام کنند؛ اما در راه برگشت پیامی برای آرمیتا میآید و در مییابد که ارمیا شهید بوده است. بررسی شخصیت ها میتوان شخصیتهای این داستان را در سه گروه دسته بندی کرد 1)ایرانیانی که به آمریکا مهاجرت کرده، دارای شغل هستند و به نوعی تبعه ی این کشور محسوب میشوند. 2)اعرابی که به آمریکا رفتهاند و صاحب شغل و موقعیت اجتماعی هستند 3)آمریکاییهایی که در کنار این دوگروه زندگی می کنند ارمیا ارمیا معمر، با کمی اغماض جزو گروه اول محسوب میشود. او مهندس سازه است و در ایران به ساخت و ترمیم مناره مشغول بود، اما پس از آشنایی با آرمیتا به آمریکا سفر میکند و در آنجا مجبور می شود تا زمان به دست آوردن شغلی متناسب با رشتهی تحصیلی خود، به کارهای دیگری از جمله کار در مؤسسه لینکلن لموزین بهعنوان راننده و بعد به عنوان موزع گوشت حلال بپردازد. اگر طبق گفتهی نویسنده داستان، ارمیا معمر، همان ارمیای داستان اول او باشد، پس تا حدودی شخصیت ، خانواده و گذشتهی او که در این کتاب زیاد به آن پرداخت نشده است، معلوم میشود. او از خانوادهای متمول، معتقد ومذهبی است که سالهای زیادی را در جبهه گذرانده است. تنها رهاوردش ترکشی است که در کمر دارد وبا این که سالهای زیادی از جنگ و خاطراتش میگذرد او- مانند بسیاری از هم رزمانش که به توفیق شهادت نائل نیامدهاند- آن روزها را فراموش کند.ارمیا در عین اینکه به زندگی نباتی و کاری خود مشغول است اما از درون منزوی است و در حالی که از همهی خوشیهای زندگی بریده است، هر سهشنبه به دیدار دوستان و به جایی می رود که گمان می کند جایگاه خود او نیز هست. او حتی قبری از آن خود دارد و منتظر است که بهزودی در آن بیارامد( بدون توجه به این نکته که در واقع و در اصل، ارمیا هم شهید ... ). در یکی از همین سهشنبهها او به شکلی کاملا تصادفی و اتفاقی با آرمیتا آشنا میشود و طی صحبت کوتاهی که بین شان رد و بدل میشود و البته تماسها و ملاقاتهای بعدی که خیلی به اختصار به آنها اشاره میشود، گمان میکند نیمهی گمشدهی خود را یافته و تصمیم میگیرد به آمریکا مهاجرت کند تا با دختر مورد علاقهاش ازدواج کند. از لحظهی ورود ارمیا به آمریکا تا آخر داستان، اورا دچار آشفتگی، سردرگمی و تقابل دو نیمهی سنتی و مدرن ( که این مورد بسیار پر رنگ است و خیلی خوب بدان پرداخته شده) میبینیم. او سعی می کند خود را با دنیای جدید منطبق کند اما نمیتواند. روحیه و شخصیت او به گونهای نیست که در زندگی جدید حل شود و مانند دیگر شخصیتها با آن خو بگیرد و حتی مجبور شود برای دفاع از شیوهی نوین زندگی خود به تحقیر و تخریب باورها و ارزشهایش بپردازد. ارمیا، بخصوص در درگیریهای لفظی فراوانی که در طول داستان با خشی دارد تا حدودی محکوم میشود و درمقابل همهی توهینها و دلائل منطقی او سکوت میکند و خیلی از جاها این احساس به خواننده دست میدهد که کم آورده است. اما شیوه او در دفاع از باورهایش بیشتر سکوت و ادامهی راهی است که به آن معتقد است؛ حتی اگر منجر به تمسخر او از سوی آرمیتا یا در نهایت منجر به سوء پیشینهی او میشود. ارمیا در مواردی (از جمله سکه انداختن در پارکومترها) سعی میکند روح انسانیت و نوع دوستی را در آدم ها زنده کنداما از طرف دیگران به اخلال در نظم عمومی محکوم میشودارمیا با وجود تمام تردید ها، طی قرار قبلی، در روز عید فطر با آرمیتا عقد میکند. در همین مراسم سوزی به خاطر حرف هایی که شاید بارها پیش از این هم شنیده بود ناراحت شده و جمع را ترک میکند. شاید نامهای خطاب به ارمیا، عارفگونه سر به کوه و جنگل میگذارد. ارمیا، بادلیل و بیدلیل در پی یافتن او روان میشود یک شب در منطقهی ممنوعهای که ملک شخصی محسوب میشود به راز و نیاز خاص با خدای خود مشغول میشود و با گوزنی که در جنگل میبیند بهراحتی ارتباط برقرار میکند. همهی این اتفاقات به وسیلهی دوربینهای مدار بسته ضبط و از طریق یک برنامهتلویزیونی پخش میشود. سوزی در همان جنگل خودکشی میکند و ارمیا به خاطر سوءسابقه و جستجوی بی دلیلش ( به زعم دیگران) زیرا دیگران وحتی آرمیتا هم دلیلی برای این کار نمییافتند و گمان میکردند او در پی سوزی است تا با از بین بردن وی لکه ی ننگی از دامن اسلام پاک کند متهم به قتل سوزی میشود. در دادگاهی که علیه ارمیا بر پا میشود، بسیاری از نزدیکان او چهرهی واقعی و دشمنی نهان خود را آشکار میکنند. درحالی که آرمیتا و حاج مهدی در تلاش برای اثبات بیگناهی وی هستند، خود ارمیا کاملاً بیتفاوت است و کاملا راضی به نظر میرسد. تحلیل شخصیت ارمیا ارمیا به گفتهی خود امیرخانی و به نظر نگارنده شخصیتی خاکستری است. او نه سفید است و نه سیاه. مانند هر انسان دیگری دارای نقاط ضعف و قوت و مثبت و منفی است و از دید داستانی دارای زوایای تاریک و روشن . چرا که دلیل بسیاری از کارها و اعمال او معلوم نیست. اینکه او مثل هر فرد دیگری عاشق بشود، خیلی طبیعی است؛ اما معلوم نمی شود ارمیا عاشق چه چیز آرمیتا شده که با وجود عقاید مذهبی و حتی سنتی سفت و سختش حاضر شده به آمریکا سفر کند.شاید در طبیعیترین شکل و حداقل دلیل برای ازدواج با شخصی، اعتماد به طرف مقابل باشد، اما از همان لحظهی اول هم به نظر میرسد که او به هیچ چیز آرمیتا اعتماد ندارد واز هیچ چیز مطمئن نیست. حتی شک میکند که نکند اآرمیتا با خشی ازدواج کرده باشد.( در فصل1) رفتن ارمیا به مکانهایی که با توجه به شخصیت او کمی عجیب مینماید( مثل دیسکو ریسکو) با نظر امیرخانی قابل توجیه است[ارمیا دارای شخصیتی منعطف است تا جایی که بتوان او را با خود به جایی کشاند. اگر او شخصیتی محکم و کاملا شکل گرفته داشت، نمیشد او را به مکانی مثل دیسکو ریسکو برد حتی با توجیهی محکم مثل دیدن نامزد جانی که با گذاشتن شرطی به این سختی، خواسته مسلمان بودنش را اثبات کند.] پس برای نشان دادن همه ی زوایا و گستره ی اجتماعی محیط جغرافیایی داستان، به شخصیت نیاز است که نویسنده هر جا اراده میکند او را همراه خود ببرد. حتی شده با یک توجیه نهچندان منطقی یا عقلانی. نام شناسی ارمیا معمر معمر با توجه به شغل و تحصیلات ارمیا قابل تأمل است.امیرخانی همیشه در پی یافتن رابطههاست حتی در اسامی شخصیتها. ارمیا در طول داستان چندگونه معنی میشود 1)از نگاه تورات عهد عتیق، ارمیا یعنی ارمیای نبی، فرزند حلقیا و معاصر یهویاقیم ابن یوشیا و برادرش صدقیا ابن یوشیا از پادشاهان یهودا؛ 2)ازدید جیسن، فعل امر مثنی از ریشهی«رمی» است یعنی شما دونفر تیر انداختید؛ 3)خداوند در سورهی انفال آیه 17می فرماید: وَ مَا رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَلَکِنَّ اللهَ رَمَی وچون (ریگ به سوی آنان) افکندی، تو نیفکندی، بلکه خدا افکند؛ 4)از دید نویسنده، ارمیا نام اولین رمانش بوده است. قصهای دربارهی شخصیت به نام ارمیا آرمیتا پناهی/ گروه اول دختری ایرانیالاصل و ساکن آمریکا که دریک مؤسسهی تحقیقات مذهبی کار میکند. او طی سفر تحقیقاتی به ایران میآید و در بهشت زهرا با ارمیا آشنا میشود. این گفتگوی کوتاه به ادامهی رابطه و تصمیم ارمیا و آرمیتا برای ازدواج منجر میشود.در طول داستان با اینکه همه جا حضور دارد، اما چهره پررنگی ازاو نمی بینیم. ویژگی بارز و برجستهای که خواننده را به این باور برساند که ارمیا حق داشته عاشق او شده و این همه راه به آمریکا آمده تا با او ازدواج کند، در آرمیتا نمیبینیم چهرهای که از او نشان داده میشود، ساده، تحت تأثیر رفتار دیگران( بهخصوص در مقابل خشی که رئیس او هم محسوب میشود) تاحدودی ریاکار( روسری سرکردن درفرودگاه-ص12، نخوردن ساندویچ که از گوشت غیر حلال درست شده در حضور ارمیا-ص45، نمازخواندن ص94، وشاید حتی روزه گرفتن) همهی این نتایج وقتی حاصل میشود که او در پایان داستان در دادگاه ، دروغهایی را که تا به حال بهخاطر ارمیا گفته است. را بهخاطر میآورد وبا خود مرور میکند. آرمیتا، شخصیتی است که برای رسیدن به اهداف وخواستههایش میتواند به راحتی نقش بازی کند وخود واقعیاش نباشد. یکی دیگر از ویژگیهای شخصیتی آرمیتا این است که تکلیفش با احساسش و نوع رابطهای که میخواهد با ارمیا داشته باشد، روشن نیست؛ مثلا روز اول ورود ارمیا به نیویورک ودر فری تور( گردش رایگان) خشی، آرمیتا به چند صورت ارمیا را خطاب قرار میدهد. شما چرا اینقدر ساکتی؟ص23- چی شده ارمی، چرا اینقدر ساکتی؟ص27. یا در سفرلاسوگاس وقتی ارمیا از آرمیتا میپرسد: تو چرا آمدی به این سفر؟ آرمیتا جواب میدهد: برای اینکه تو تنها نباشی ارمی من...ص92. وهمان طور که هیچ وقتدر نمییابیم که ارمیا به چه چیز آرمیتا دل بسته است، سبب دلباختگی آرمیتا هم مشخص نمیشود، مگر این که هردو به ظاهر هم توجه کرده باشند؛ چون به نظر نمیرسد هیچ وجه اشتراکی از نظر فکری و شخصیتی با هم داشته باشند؛ اما در همین مرحله هم نویسنده باز به کمک ما میآید و دلیل این علاقهمندی و ازدواج را توضیح میدهد« اما نویسنده میگوید معماری همهی ازدواجها همینگونه است. هر زنی رازی است. ازدواج، کشف راز نیست، معماری این راز است. برای بچهمسلمانهایی مثل ارمیا این معماری پیچیدهتر است. یعنی راز پیچیدهتر است. به دلیل چشم و گوش بستهشان. اصلا سر همین است که شیخ صنعان عاشق دختر ترسا میشود. و گرنه کار عشق که دخلی به دین ندارد! سهل و ساده میرفت و عاشق یک دختر متدین متشرع میشد-مثلا صبیهی استادش شیخ کنعان!- با مهریهی چهارده سکهی بهار آزادی و یک حوالهی حج عمره... چه فرقی میکرد؟ اما شیخ صنعان نرفت سراغ صبیهی شیخ کنعان. او با عشقش به دختر ترسا، راز را پیچیدهتر میکند و این یعنی معماری پیچیدهتر. این جوری یک راز تبدیل به دو راز میشود. هم زن و هم ترسا. این یعنی یک معماری دوبعدی که قطعا زیباتر است از معماری یکبعدی. اگر نمیدانستید بدانید که شیرین هم اهل ارمن بوده است. یعنی فرهاد، عاشق دو راز شده بود. عاشق که نه، گرفتار. ارمیا و آرمیتا هم همچه قصهای دارند؛شبیه قصهی نظامی، البته به شرط آن که خسرو (یا خشی یا هرمیان دار دیگری) یکهو نزند تو گوش شیرین و ببردش ! آرمیتا فقط یک زن نیست، یک زن غریبه است. یعنی دو راز، زن وغریبهگی. ص75 آرمیتا در دوستی با تنها دختر دیگر داستان، سوزی، نیز رفتار ضد و نقیضی دارد. در ماجرا حضور ارمیا در دیسکوریسکو، وقتی بعدها از آرمیتا میپرسد که آیا آن شب نماز خوانده است یا نه؟! آرمیتا میگوید که از ترس سرماخوردن سوزی با بدن عرق کرده، نماز نخوانده است! «میخواستم نمازم را توی مسجد بخوانم، ایستادم و حتی پیاده شدم و دو کوارتر توی پارک متر انداختم اما بعد ترسیدم سوزی تنها بماند و با تن عرق دار بیرون بیاید و سرما بخورد... »ص136. در اینجا خواننده احساس میکند که دوستی و رفاقت عمیقی بین این دو برقرار است اما وقتی در روز عقدکنان، سوزی با دلی شکسته مراسم را ترک میکند، آرمیتا هیچ عکسالعملی نشان نمیدهد. انگار او غریبهای بوده که حضور و عدم حضورش هیچ اهمیتی نداشته است. بعد از آن هم نهتنها هیچ نگرانی بابت گم شدن سوزی از خود نشان نمیدهد بلکه از پیگیریهای ارمیا هم خیلی خوشش نمیآید. |