![]() روابط ایران روسیه درزمینه توسعه انرژی اتمی درایران...چکیــده : روابط ایران و روسیه (اتحاد جماهیر شوروی سابق) قبل از انقلاب اسلامی تحت تاثیر جنگ سرد بوده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی عراق همچنان توسعه نیافت لیکن پس از فروپاشی شوروی روابط دو کشور رو به توسعه گذاشت و در زمینههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و حتی هستهای گسترش یافت. روسیه طی قراردادهای دو جانبه با ایران متعهد گردید نیروگاه اتمی بوشهر را به عنوان نماد روابط هستهای دو کشور تکمیل و راهاندازی نموده و سوخت هستهای آنرا تامین نماید.گروهی از کارشناسان با توجه به پیشینه سیاسی روسیه در قبال ایران در سده های گذشته، امید به همکاری با این کشور در زمینه های مختلف و بویژه موضوعات مورد اختلاف با غرب مانند همکاری مسالمت آمیز هستهای بخصوص تکمیل نیروگاه بوشهر را امری غیرعملی و اقدامی بیهوده تلقی می کنند که به سر منزل مقصود نخواهد رسید. از طرف دیگر این سئوال مطرح است آیا کشور دیگری حاضر به همکاری با ایران برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هستهای بود؟ از سویی دیگر علاوه بر ایران، روسیه نیز طی سالهای گذشته بدلیل همکاریهای اتمی با ایران تحت فشار دیپلماسی ایالات متحده بوده است و روسیه نیز مقاومت هایی در مقابل فشارهای غرب و تحریمهای بینالمللی علیه ایران از خود نشان داده است.با بررسی توصیفی وقایع، این نتایج حاصل گردید که به جز روسیه، هیچ کشور دیگری اراده سیاسی برای این همکاریها با ایران نداشت و روسیه علیرغم فشارهای آمریکا هرچند با تاخیر و درج شرایط جدید در توافقات قبلی و تحمیل هزینه های هنگفت به ایران نسبت به انجام این تعهدات اقدام نمود و البته این امر برخاسته از منافع استراتژیک روسیه می باشد. واژگان کلیدی: انرژی اتمی، سلاح هستهای، استراتژی، روسیه، ایران. مقدمــه : مهمترین مسئله قرن گذشته و حاضر بحث انرژی می باشد. منابع انرژی در جهان به دو گروه قابل تجدید و غیرقابل تجدید تقسیم میشوند منابع قابل تجدید شونده از نظر تئوری، همیشگی و پایدار هستند و منابع غیرقابل تجدید در جریان بهره برداری از بین میرود و یا حداقل به حدی نقصان حاصل می نماید که بازسازی آن صرفه اقتصادی ندارد. اکثر منابع غیرقابل تجدید از نوع کانی هستند که نفت و گاز از این دسته می باشد که پس از یک دوره زمانی بسیار طولانی مدت میتواند احیا شود. منابع نفت و گاز جهان رو به اتمام است و بشریت برای ادامه زندگی به دنبال انرژی پایدار و همیشگی است. با توجه به رشد و گسترش چشمگیر مصرف انرژی در جهان و محدود بودن منابع انرژیهای فسیلی و پیش بینی پایان یافتن آن در آینده، دستیابی به انرژی های جایگزین برای تضمین پایداری و تامین انرژی ضروری و حیاتی است. تسلط کشورهای صنعتی بر این تکنولوژی و استفاده از آن به موازات سوخت های فسیلی این امکان رابرای آن ها فراهم میآورد که با پایان رسیدن منابع فسیلی، بدون بروز هیچ گونه نگرانی انرژی های مصرفی مورد نیاز خود را از طریق سوختهای هستهای دائمی تامین کنند. در مقابل اگر کشورهای جهان سوم نتوانند در سال های آتی به این تکنولوژی دست یابند با بحران دشوار و بزرگی مواجه خواهند بود. با توجه به گامهایی که قبل از انقلاب اسلامی در ایران در قالب برنامه توسعه بنیه انرژتیک کشور در خصوص استفاده از انرژی هستهای برداشته شده بود اقداماتی برای به ثمر نشاندن و تکمیل پروژه های در دست ساخت که پس از انقلاب و بخصوص بدلیل شرایط جنگ تحمیلی عراق راکد و معوق مانده بود صورت گرفت بویژه آنکه کشور، مبالغ زیادی در این مورد خرج و هزینه های زیادی نیز متحمل شده بود. در شرایط حاصل از فروپاشی شوروی سابق، امکان عقد قرارداد با روسیه برای احداث نیروگاه بوشهر پدید آمد. هر چند توافقات اولیه همکاری اتمی دو کشور گسترده بود لکن تحت فشار دیپلماسی ایالات متحده این همکاری به احداث نیروگاه اتمی بوشهر بعنوان سمبل همکاری دو کشور محدود شد. در روابط روسیه و آمریکا از اواسط دهه 1990 مسئله حادتری از همکاری روسیه و ایران و بطور اخص در زمینه انرژی اتمی وجود نداشته و همواره چون خاری در روابط روسیه و آمریکا باقی مانده است. برخی کارشناسان حتی به بررسی همکاری روسیه و ایران به عنوان «بهترین دستگاه سنجش موقعیت روابط روسیه و آمریکا» می پردازند. به منظور بررسی اقدامات ایران در مورد برنامه انرژتیک کشور و استفاده از انرژی صلح آمیز اتمی و نیز همکاری با دیگر کشورها بخصوص فدراسیون روسیه در این زمینه و نقش کشورهای سلطه با سردمداری آمریکا که با مانع تراشی در مسیر و روند همکاری ها و برهم زدن توافقات صورت گرفته بین ایران و روسیه و همچنین بررسی علل و موانع حادث در همکاری هستهای دو کشور که منجر به تاخیر و یا توقف برخی توافقات فیمابین گردیده، این پژوهش صورت گرفته است. تحقیق پیش رو در پنج فصل تدوین گردیده است که فصل اول مشتمل بر کلیات تحقیق اعم از اهداف و اهمیت موضوع و سئوالات و فرضیه ها و توضیح کلیدواژه ها میباشد. فصل دوم تاریخ مختصری از روابط و اهداف و منافع دو کشور ایران و روسیه از همکاری متقابل و بطور خاص همکاریهای صلح آمیز اتمی را مورد اشاره قرار داده و با بیان فراز و نشیبهایی که در ادوار گذشته در روابط دو کشور وجود داشته نسبت به تشریح اهداف روسیه (تزاری) در روابط یک طرفه گذشته پرداخته و اهداف و منافع دو کشور در دوره کنونی و وضعیت روابط فی مابین مطرح و ارائه شده است تا با شناخت بیشتر در خصوص عمق و سطح روابط به این نکته واقف شویم که این روابط فراتر از شکل آن، از چه ماهیتی برخودار است و آیا استمرار این روابط با این وضعیت برای جمهوری اسلامی به مصلحت میباشد و می توان در بلند مدت به آینده این روابط امیدوار بود یا آنکه باید نسبت به آن تجدید نظر کرد. فصل سوم روند همکاری دو کشور با محوریت انرژی اتمی مورد بررسی قرار گرفته و به توافقات و قراردادهای منعقده بین دو کشور اشاره داشته و به جزییات تکمیل نیروگاه بوشهر و اختلافات سیاسی، فنی و مالی و نیز موضع گیری های طرفین و مشکلاتی که موجبات عدم ثبات در همکاری های فیما بین و لغو یا تعویق افتادن توافقات دو کشور را فراهم آورده و تاخیر و کندی در روند پیشرفت قراردادهای منعقده را باعث گردیده مورد بحث و تحلیل واقع شده است. مشکلات بر پایه داده ها تفکیک و دسته بندی شده که هر یک از این گروه ها دارای علل مربوط به خود بوده که بررسی آن باعث برداشت موثرتر و تحلیل دقیق تری در خصوص روابط دو کشور خواهد بود. فصل چهارم به تاثیرات همکاری های مسالمت آمیز اتمی ایران و روسیه بر مناسبات ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی با روسیه پرداخته است. آمریکا با ادعاهای واهی و دروغین مبنی بر تلاش مخفیانه ایران برای ساخت سلاح هسته ای و تاکید بر اینکه هدف ایران از توسعه انرژی اتمی، بدست آوردن فن آوریهای لازم برای ساخت اینگونه تسلیحات میباشد در صدد بر آمده تا با فشار بر دولت روسیه به لغو توافقات بین دوکشور نائل آید که درجریان مذاکرات مقامات بلند پایه آمریکا و روسیه مطرح و پیگیری گردیده است. لذا با آگاهی از دیپلماسی فشار آمریکا و محدودیتهای ایجاد شده برای روسیه و همینطور اخذ امتیاز و بده بستان بین آمریکا و روسیه بهتر می توان نسبت به پایبندی روسها به تعهدات و چگونگی اجرای توافقات با ایران اظهار نظر نمود. فصل پنجم شامل جمع بندی مطالب و نتیجهگیری موضوع تحقیق بوده تا راهکارهای مورد ارائه مطمح نظر دست اندرکاران دیپلماسی هستهای و پژوهشگران کشور قرار گیرد فصـل اول : کلیـات تحقیــق 1-1) بیان مسئله سیاست جهانی ریشه در قدرت و منافع و سیاست دولت های بزرگ و قدرتمند ریشه در استعمار و سلطه بر منابع دیگر کشورهاست. در جهان امروز اقتصاد محور سیاست قرار گرفته است. در دنیای فرا صنعتی دوران ما که استفاده از انرژی بعنوان یکی از مهمترین مولفه ها برای رشد اقتصادی و پیشرفت در همه زمینه ها محسوب میگردد و از طرفی منابع انرژی فسیلی شناخته شده و قابل بهره برداری که در کشورهای عمدتا در حال توسعه قرار دارد، باعث گردیده تا کشورهای بزرگ سلطه گر با سیاست گذاری بر منابع انرژی جهانی نسبت به تسلط بر آن مبادرت نمایند تا حرکت خود را در مسیر پیشرفت و توسعه تضمین کنند. از اواسط قرن بیستم ، اقدامات مختلف و متنوعی بمنظور تولید منابع انرژی جدید به منظور جایگزینی انرژی فسیلی صورت گرفته است بر این اساس و بدنبال تحقیقات فراوان، انرژی هسته ای موقعیت ویژهای دارا شده است. در این شرایط و با توجه به گامهایی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در قالب برنامه توسعه بنیه انرژتیک کشور در خصوص استفاده از انرژی هسته ای برداشته شده بود اقداماتی برای به ثمر نشاندن و تکمیل پروژه های در دست ساخت که پس از انقلاب و بخصوص بدلیل شرایط جنگ تحمیلی عراق راکد و معوق مانده بود صورت گرفت بویژه آنکه کشور، مبالغ زیادی در این مورد خرج و هزینه های زیادی را نیز متحمل شده بود . لذا با کشورهای مختلفی برای همکاری و مشارکت در پروژه های مربوطه مذاکره بعمل آمد لیکن هر یک به دلیلی و البته همه آنها تحت تاثیر مانع تراشی و فشار سیاسی مستقیم ایالات متحده از این همکاری صرف نظر کردند. در چنین وضعیتی و در شرایط حاصل از فروپاشی شوروی سابق امکان عقد قرارداد با روسیه برای احداث نیروگاه اتمی بوشهر پدید آمد. 1-2) اهمیت موضوع تحقیق پژوهنده با توجه به اینکه در حوزه امور سیاسی کشور فعالیت دارد ، مصمم است تا با دانش و بینش علمی خود در آینده در مجامع و محافل بین المللی در بیان حقانیت ایران قدم ارزنده ای برداشته و سهم بیشتری در رفع تبعیض هسته ای کشورمان در جهان سیاسی امروز داشته باشد. پیچیدگی سیاسی مسئله هسته ای کشورمان چنان است که تمام اهداف و حرکتهای عادی جامعه ایرانی را تحت تاثیر قرار داده و بر اوضاع اقتصادی اثر نامطلوبی گذارده است. در این راستا اگر درایت و قدرت سیاسی مسئولین کشور نبود یقینا شرایط به مراتب بغرنجتر از وضع کنونی بود. چنانچه مسئله بهره برداری از انرژی اتمی به نتیجه کامل خود برسد و در همه زمینه ها بومی شود یقینا نقش اساسی در رشد و تعالی کشور خواهد داشت و ضمن بالا رفتن توان سیاسی، زیر ساختهای اقتصادی کشور را نیز دگرگون خواهد نمود. 1-3 ) دلیل انتخاب موضوع محقق همواره سعی دارد برای هر پژوهشی روی مواردی که کار انجام نشده اقدام نماید از طرفی در بررسی های خود متوجه شد که در مراکز سیاسی و امنیتی کشور در حوزه روابط هستهای با روسیه و با محوریت نیروگاه اتمی بوشهر مطالعات زیادی در دسترس نیست و اسناد موجود عمدتا مختصر و نا کارآمد بوده و برای امور تحقیقاتی و اطلاعاتی مثمرثمر نبوده و اغلب بصورت پراکنده میباشد. براین اساس پژوهنده مصمم شده تا ضمن جمع آوری اطلاعات قبلی نسبت به بسط آن بصورت مجموعه کامل اقدام نموده تا قابل بهره برداری برای پژوهندگان و دیگر علاقمندان در این زمینه باشد. بنظر میرسد تاکنون مطالعات منسجم علمی بر استراتژی روابط ایران و روسیه در حوزه مسئله انرژی هسته ای صورت نگرفته باشد. 1-4) پیشینه تحقیق در زمینه روابط ایران و روسیه مطالعات فراوانی صورت گرفته و کتب و مقالات متعددی منتشر گردیده لکن کتاب یا نوشته مدونی که بطور جامع و کامل همکاری ایران وروسیه را در حوزه هستهای و با محوریت نیروگاه اتمی بوشهر مورد بررسی و کنکاش قرار داده باشد تاکنون دیده نشده است. اما اخبار،اطلاعات و مقالات محدودی که بطور پراکنده در رسانه های دیداری، شنیداری، مکتوب و الکترونیکی وجود داشته در این تحقیق مورد استفاه قرار گرفته است. در برخی از کتاب ها که بصورت کلی در رابطه با مسئله هسته ای تدوین شده بعضا اشاراتی به استراتژی روابط ایران و روسیه با تاکید بر موقعیت جغرافیایی و توسعه انرژی هسته در ایران داشته لیکن هیچ یک بصورت اساسی و جامع نمی باشد. از کتبی که به روابط ایران و روسیه پرداخته است می توان به کتاب روابط ایران و روسیه که بصورت مجموعه مقالات و مجموعه ای متنوع و در خور توجه به کوشش آقایان مهدی سنایی و جهانگیر کرمی در سال 1387 از سوی انتشارات ایراس وابسته به دانشگاه تهران منتشر گردیده اشاره کرد. این کتاب دارای 17 مقاله متنوع در زمینه های مختلف (سیاسی، اقتصادی، فنی، نظامی، اتمی، فرهنگی، ادبی) روابط دو کشور بوده و در 366 صفحه چاپ گردیده است. از دیگر کتب می توان کتاب پرونده هستهای ایران به قلم سید حمید هاشمی که در سال 1385 توسط انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده را ذکر نمود. این کتاب دارای 3 فصل و 124 صفحه می باشد و به تاریخچه انرژی هستهای در ایران و جهان، رژیمهای بینالمللی عدم اشاعه هستهای، طرح پرونده هستهای ایران در صحنه بینالمللی و نقش بازیگران بینالمللی در این پرونده و سناریوهای پیش روی ایران پرداخته است. کتاب دیگر، پرونده هستهای ایران (4) با 8 مجموعه مقاله و با 295 صفحه است که در سال 1387 توسط انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران به چاپ رسیده است. مقالات این کتاب شامل: وقایع نگاری هستهای ایران، اروپا و مسئله هستهای ایران، حقوق بین الملل و برنامه هستهای ایران، گزارش جامعه اطلاعاتی امریکا درباره فعالیت هستهای ایران، بازدارندگی در مسئله هستهای ایران، روندهای هستهای در سایر نقاط جهان و روزشمار پرونده هستهای ایران می باشد. از دیگر کتب می توان به کتاب آشنایی با معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و پروتکل الحاقی به قلم کاظم غریب آبادی که در سال 1383 از سوی انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران به طبع رسیده اشاره کرد. این کتاب دارای 257 صفحه بوده و به بررسی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، فعالیت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پروتکل الحاقی (2+93) و تاثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. کتاب دیگر، تاریخچه انرژی هستهای در ایران و جهان شامل 19 مقاله و با 1199 صفحه در 4 بخش تنظیم شده است. این کتاب در سال 1386 از سوی مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه منتشر گردیده است. تاریخچه فعالیت هستهای ایران در قبل از انقلاب و همکاری با دیگر کشورها از جمله امریکا و اروپا ، تاریخچه پیدایش سلاح هستهای در جهان و برخی کشورها مانند هند و پاکستان ، فعالیت آژانس بینالمللی انرژی هستهای و پیمان عدم گسترش سلاحهای هستهای از جمله مباحث مورد اشاره در این کتاب میباشد. 1-5) اهداف تحقیق 1- تبیین عمق روابط دو کشور ایران و روسیه 2- علل و اهداف همکاری های دو کشور در زمینه انرژی اتمی 3- تعیین موضعگیری قدرت های جهانی در برخورد با همکاری اتمی دو کشور 4- بهره برداری دستگاه دیپلماسی و مراکز تحقیقاتی از نتایج پژوهش 1-6 ) سوالات تحقیق 1- همکاری هسته ای دو کشور ایران و روسیه از گذشته تا بحال بر چه منوال بوده است ؟ 2- همکاری هسته ای دوکشور چه جایگاهی در روابط فیمابین آن ها دارد ؟ 3- همکاری های هسته ای ایران و روسیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی سابق رو به توسعه بوده ، لیکن آیا روسیه از این همکاریها و با استفاده از شرایط بین المللی فقط در جهت منافع ملی خود بصورت یک طرفه بهره برداری نموده است ؟ 4- آیا مناسبات هسته ای دوکشور با موانعی از سوی قدرت های متخاصم جمهوری اسلامی ایران همراه بوده است؟ 1-7) فرضیه های تحقیق 1- روسیه دارای منافع استراتژیک عدیده در روابط با ایران است اما آیا منافع موجود در روابط با غرب و بویژه ایالات متحده، این اجازه را برای استمرار همکاری اتمی با ایران و بخصوص تکمیل نیروگاه بوشهر به روسها می دهد. 2- کارشکنی و موانع ایجادی از سوی ایالات متحده و غرب تا چه میزان می تواند در روابط هستهای ایران و روسیه تاثیر گذار باشد. 1-8 )قلمرو تحقیق قلمرو تحقیق محدوده روابط ایران و روسیه بویژه همکاری در زمینه توسعه انرژی اتمی در ایران و احداث نیروگاه بوشهر می باشد. 1-8-1 از نظر مکانی: سرزمین ایران بویژه منطقه بوشهر 1-8-2 از نظر موضوعی : همکاری اتمی دو کشور با امنیت ملی ایران پیوند خورده است. 1-8-3 از جنبه زمانی : از سال 1371 تا 1391 ( زمان حاضر ). 1-9 ) نقطه نظر پژوهشگر پژوهشگر با توجه به مطالعات انجام شده دریافت که موارد تحقیقاتی در حوزه همکاری اتمی ایران و روسیه با محوریت نیروگاه بوشهر با کاستی روبروست لذا بر آن شد تا نسبت به جمع آوری اطلاعات پراکنده برای دست اندرکاران دیپلماسی و دانش پژوهان اقدام نماید و جدی نگرفتن عوامل حاکم بر فضای استراتژی روابط ایران و روسیه در حوزه همکاری های هسته ای را بررسی نماید و راهکارهای بهتری برای تصمیم گیری و ارتقا و افزایش روابط و گسترش همکاری ها و به حداقل رساندن هزینه های کشور در مقابله با تحرکات خصمانه قدرتهای بزرگ سلطه گر برای به چالش کشیدن روابط هسته ای دوکشور ارائه نموده و گامی مثبت و هر چند کوچک در جهت اعتلای میهن اسلامی عزیزمان برداشته باشد. 1-10) روش تحقیق 1- روش پژوهش توصیفی - تاریخی و تحلیلی میباشد . 2- روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای شامل استفاده از کتب، نشریات، فیش، مقالات فارسی و لاتین، خبرگزاریها، روزنامه ها و سایت های اینترنتی میباشد. |
member herfeiiدوست دارید عضوهای کانالتون بیشتر بشه؟ دوست دارید بازدید (ویو) پست های کانالتون بیشتر بشه؟ با پکیج تیم آموزشی آرسان به راحتی ، در کمترین زمان و با قیمت استثنایی این کار را انجام دهید. |
![]() روابط آمریکا و ایران و تأثیر آن بر حضور ایران در بازار جهانی نفت و گاز (2008 1990)...فهرست مطالب مقدمه 6 طرح مسئله 7 طرح ادبیات 10 نظرات موجود 16 هدف پژوهش 17 عوامل یا نظرات دخیل در حظور نامطلوب ایران در بازار جهانی انرژی 18 نظریه ها 20 فرضیه ها 20 تعریف عملی فرضیه 21 روش آزمون فرضیه 23 پیامدهای اثبات فرضیه 24 نقطه تمرکز 24 سازماندهی پژوهش24 بخش اول: کلیات
صنعت نفت و گاز ایران از دریچه تاریخ 28 صنعت نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران(1990-1970) 30 صنعت نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران(2008-1990) 31 1) نفت 2) گاز بخش دوم: بررسی عوامل داخلی موثر در تحدید حضور ایران در بازارهای جهانی نفت و گاز
o مبانی مفهومی و نظری 47 o قوانین داخلی و سرمایه گذاری خارجی در ایران 54 o اهمیت سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز ایران 57 o وضعیت سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت ایران 62 o ارزیابی تاثیر قوانین و مقررات داخلی در جذب سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران65 o نتیجه گیری 74
o مبانی مفهومی و نظری: زمینههای افزایش مصرف داخلی انرژی.......................................................................79 o افزایش مصرف انرژی در ایران و زمینههای آن .............................................................................................89 o بررسی مصرف نفت و گاز در بخشهای مختلف اقتصادی ایران ...................................................................95 1)بخشهای مسکونی و بازرگانی 2)بخشهای صنعت و کشاورزی 3)بخش حمل و نقل o عوامل مؤثر بر افزایش مصرف انرژی در ایران ..............................................................................................104 1) رشد اقتصادی 2) پرداخت یارانه 3) رشد جمعیت 4) بهره وری انرژی در اقتصاد ایران o ارزیابی مصرف انرژی در بازارهای داخلی ایران و تاثیر آن بر حضور ایران در بازار جهانی نفت و گاز...........120 o نتیجه گیری .................................................................................................................................................124 بخش سوم: روابط خصومت آمیز آمریکا و ایران و حضور نامطلوب ایران در بازار جهانی نفت و گاز
o اقتصاد سیاسی بینالملل................................................................................................................................128 o هژمونی آمریکا و سیستم برتون وودز ..........................................................................................................133 o جهانی شدن و اقتصاد سیاسی بینالملل ......................................................................................................136 o سیاست و اقتصاد در روابط بین الملل...........................................................................................................140 o نتیجه گیری ................................................................................................................................................144
o گسترش روابط تعارض آمیز(1990- 1979) ...............................................................................................148 o ابعاد روابط خصومت آمیز آمریکا و ایران ...................................................................................................152 1) سیاست براندازی جمهوری اسلامی ایران .....................................................................................153 2) اتهام حمایت از تروریسم و اقامه دعاوی در دادگاه های آمریکا علیه ایران .................................156 3) استراتژی تحریم جمهوری اسلامی ایران .....................................................................................164 o نتیجه گیری ..................................................................................................................................................181
o سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران .....................................................................................183 1)اتحادیه اروپا 2)ژاپن 3) ایالات متحده آمریکا 4)چین، هند و مالزی o نقش آفرینی ایران در ترانزیت بینالمللی نفت و گاز ....................................................................................195 1) خط لوله نفتی باکو- تفلیس- جیحان ..........................................................................................198 2) خط لوله گازی ناباکو ..................................................................................................................201 3) نتیجه گیری ............................................................................................................................... 204
منابع و مأخذ .....................................................................................................................225 مقدمه طرح مسئله جمهوری اسلامی ایران یکی از بزرگترین کشورهای دنیا به لحاظ دارا بودن ذخائر نفت و گاز است. به لحاظ پراکندگی جغرافیایی، عمده منابع نفتی ایران در منطقه جنوب غربی خوزستان در مرز با عراق واقع شده است (EIA, 2007). ایران با 5/132 میلیارد بشکه ذخائر نفتی شناخته شده، بعد از عربستان و کانادا، سومین کشور دارای منابع نفتی دنیا محسوب می گردد. با عنایت به کلوخی بودن نوع نفت کانادا، جمهوری اسلامی ایران چیزی حدود 10 درصد کل منابع نفتی شناخته شده جهان را در اختیار دارد (Suction, 2006). این میزان منابع در گزارش سازمان بین المللی انرژی در سال 2008، 4/138 میلیارد بشکه بیان شد. ایران در سال 2006 حدود 2/4 میلیون بشکه در روز تولید داشت که از آن 8/3 میلیون بشکه نفت خام بدست آمد که حدود 5 درصد تولید جهانی را تشکیل می دهد. این میزان تولید، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دومین تولید کننده عضو اوپک معرفی می کند(EIA, 2008) . در حالی که ایران در سال 1974 حدود 6 میلیون بشکه نفت تولید می کرد، اما بعد از این تاریخ و به خصوص بعد از انقلاب هرگز نتوانسته سطح تولید خود را به 6 میلیون بشکه برساند. میزان تولید روزانه نفت ایران 2/4 میلیون بشکه و میزان صادرات آن نیز حدود 7/2 میلیون بشکه در روز است. ایران در زمینه صادرات نفت چهارمین کشور دنیاست. این رقم تنها نیمی از میزان صادرات ایران در سال 1974 است. به موازات کاهش تولید نفت در ایران سهم این کشور از تولید اوپک از 8/19 درصد در سال 1974 به 8/9 درصد در سال 2005 رسید. صادرات نفتی ایران در سال 2005 حدود 6/1تا 7/1 میلیون بشکه نفت سنگین و1 میلیون بشکه نفت سبک در روز را شامل می شود، که 191 هزار بشکه آن به ایتالیا و 135 هزار بشکه به فرانسه و 117 هزار بشکه به یونان صادر شد. در کل 29 درصد از نفت ایران به اروپا، 26 درصد به ژاپن، 9 درصد به آفریقا،11 درصد به چین، 19 درصد به دیگر کشورهای آسیایی و 5 درصد نیز به صورت پراکنده صادر می گردد (Suction, 2006) . علاوه بر منابع نفتی عظیمی که شرح آنها ارائه شد، ایران یکی از بزرگترین کشورهای دارای ذخائر گازی نیز هست. ایران با حدود 974 تریلیون متر مکعب گاز شناخته شده، دومین کشور جهان بعد از روسیه محسوب می گردد. این میزان گاز چیزی حدود 16 درصد گاز جهان را تشکیل می دهد (BP, 2009). اما 62 درصد از منابع گازی ایران هنوز توسعه نیافته اند. در واقع میدان پارس جنوبی با 15 میلیارد دلار سرمایهگذاری بزرگترین پروژه گازی و حتی انرژی ایران محسوب می شود که دارای 28 فاز بوده و تا به حال 18 فاز آن فعال شده است. این میدان 47 درصد از کل ذخائر شناخته شده گاز ایران را در خود جای داده استEIA, 2009)(. اما ایران در زمینه صادرات گاز مقامی بسیار ضعیفتر از آنچه را که باید داراست. ایران بعد از روسیه، آمریکا، کانادا و امارات پنجمین کشور صادر کننده گاز جهان است. ایران حدود 200 میلیون متر مکعب گاز به ارمنستان صادر میکند که در عوض آن برق تحویل میگیرد و همچنین مقداری گاز به ترکیه صادر میکند، صادرات ایران به ترکیه از طریق خط لوله ای 745 مایلی توان انتقال 4/1 میلیارد متر مکعب گاز را دارد صورت میگیرد. در حقیقت ترکیه در شرایط فعلی مهمترین مقصد صدور گاز ایران است(EIA, 2007). البته جمهوری اسلامیایران مقداری نیز گاز وارد میکند. براساس گزارش سالیانه سازمان بینالمللی انرژی این کشور در سال 2003، 174، 2004، 184، 2005 و 2006 نیز 205 میلیارد متر مکعب گاز وارد کرده است(EIA, 2008) . آمار واردات گاز ایران از 1997 الی 2006 .
EIA, "world dray natural gas imp", table posted: august 22, 2008 علاوه بر این مهمترین میدان گازی ایران با قطر مشترک است واین امکان را به ایران می دهد تا گاز این کشور را که حدود 5/910 تریلیون متر مکعب تخمین زده می شود به اروپا و دیگر نقاط از جمله شبه قاره هند انتقال دهد. همچنین، ایران سهلترین، امنترین و اقتصادیترین مسیر برای انتقال نفت و گاز آسیایمرکزی به بازارهای جهانی و به ویژه اتحادیه اروپاست (خالوزاده، 1383، صص285-284). در این زمینه اگر توان ایران برای انتقال گاز قطر به اروپا را نیز اضافه کنیم، اهمیت راهبردی آن برای تأمین انرژی جهان بیشتر نمایان میگردد (آقایی، 1386، ص64) . آنچه که از مجموع مباحث مطروحه میتوان فهمید این است که جمهوری اسلامی ایران علیرغم دارا بودن منابع عظیم گاز، نه تنها میدانهای گازی چندان توسعهای نیافتهاند بلکه درزمینه صادرات نیز صنعت گاز آن جایگاه مناسبی در ردهبندی جهان ندارد. از سوی دیگر و در حوزه نفت نیز، گرچه وضعیت به نسبت صنعت گاز بهتر است، اما در مقایسه با سال 1974 و قبل از آن، جایگاه این کشور در تولید و صادرات نفت به شدت افول پیدا کرده است. شاید با توجه به جنگ ایران و عراق و مشکلات ناشی از آن وضعیت مزبور توجیه پذیر باشد، اما ادامه این روند از 1990 به بعد سوال برانگیز است. بر این اساس در این پژوهش به دنبال یافتن متغیر یا متغیرهایی که موجب به وجود آمدن این وضعیت در صنعت نفت و گاز ایران شده اند، خواهیم بود.به این ترتیب سئوال اصلی این پایاننامه این است که: چرا جمهوری اسلامی ایران علیرغم داشتن منابع عظیم نفت و گاز از جایگاه مطلوبی در بازار جهانی انرژی (نفت و گاز) برخوردار نیست؟ طرح ادبیات و نظرات موجود در بررسی ادبیات موجود در خصوص موضوع مورد پژوهش به چند دسته منبع اصلی بر میخوریم . الف) آن دسته آثاری که تمرکز خود را بر مسائل مربوط به خطوط انتقال انرژی و وضعیت ایران در این زمینه قرار داده اند. این دسته منابع بیشتر به صوت مقاله هستند که هم به صورت مکتوب در روزنامه ها، بولتن های منتشره از سوی نهادهای مختلف دولتی و غیر دولتی داخلی و بینالمللی و مجلات مختلف علمی و خبری قابل دسترس هستند و هم به صورت مجازی می توان از سایتهای مختلف اینترنتی به آنها دست یافت. از جمله این منابع می توان به آثار زیر اشاره کرد. - الهه کولایی(کولایی، 1387-1386) در مقاله ای تحت عنوان " ژئوپولیتیک انتقال نفت از قفقاز" مطرح کرده است که با فروپاشی شوروی سابق و افزایش اهمیت تاَمین انرژی جهان، حوزه خزر و منابع انرژی آن برای غرب اهمیت فوق العادهای یافت. در این مقاله وی معتقد است با توجه به تلاش غرب برای شکستن انحصار روسیه بر مسیرهای انتقال انرژی به اروپا و غیر اقتصادی بودن و همچنین ریسک امنیتی بالای دیگر مسیرهای مطرح همچون مسیر باکو – تفلیس – جیهان، ایران بهترین مسیر برای انتقال انرژی حوزه خزر به بازارهای جهانی است، اما مخالفتهای آمریکا و تلاشهای آن برای محروم کردن ایران از منافع و مزایای ژئوپولیتیکی منطقه مانع از نقش آفرینی این کشور در زمینه مورد نظر شده است. در واقع نویسنده در این مقاله صرفاً به مسیرهای انتقال انرژی منطقه با تمرکز بیشتر بر منطقه قفقاز پرداخته و هیچ توجهی به میزان منابع انرژی حوزه خزر و از جمله میزان منابع ایران نکرده است، علاوه براین، با وجود اینکه نویسنده متغیر آمریکا را به عنوان مانع نقش آفرینی ایران در انتقال انرژی حوزه خزر معرفی می کند، اما به بررسی خصومت ایران و آمریکا و چگونگی جلوگیری آمریکا از نقش آفرینی ایران در این زمینه به طور خاص و بازارهای جهانی نفت و گاز به طور اعم نپرداخته است. - در مقاله ای دیگر که توسط ابراهیم متقی و مریم همت خواه (متقی و همت خواه، 1387-1386) با عنوان " جایگاه ایران در بازار انرژی منطقه آسیای مرکزی " نوشته شده است، نویسندگان معتقدند که با توجه به قابلیتهای داخلی ایران هم در زمینه تولید و هم در زمینه انتقال نفت و گاز و با توجه به نزدیکی جغرافیایی ایران به منطقه آسیای مرکزی، کشور مزبور بهترین گزینه برای انتقال انرژی این منطقه به بازارهای جهانی بوده و همچنین این کشور بهترین گزینه برای تامین گاز منطقه قفقاز نیز می باشد. در این مقاله نویسنده گان معتقدند که حضور یک رقیب قدرتمند منطقهای به نام روسیه از یک طرف و کارشکنیهای آمریکا از سوی دیگر باعث تضعیف نقش آفرینی ایران در بازار انرژی آسیای مرکزی و قفقاز شده است. در این مقاله صرفاً با توجه به موقعیت ایران برای انتقال انرژی آسیای مرکزی به اروپا، توجه چندانی به میزان منابع انرژی حوزه خزر و از جمله میزان منابع ایران نشده است، علاوه براین، با وجود اینکه نویسنده آمریکا را به عنوان مانع نقش آفرینی ایران در انتقال انرژی حوزه خزر معرفی می کند، اما به بررسی خصومت ایران و آمریکا و چگونگی جلوگیری آمریکا از نقش آفرینی ایران نمی پردازد. علاوه بر این، مقاله بیشتر جنبه توصیفی دارد. - آریل کوهن و اوون گراهام[1] (Ariel Cohen and Owen Graham(2008))در مقالهای تحت عنوان "طرح خط لوله ایران- پاکستان – هند؛ یک ریسک غیر قابل قبول برای امنیت منطقه ای" [2] نویسنده ضمن بیان اهداف و دیدگاههای موجود در خصوص خط لوله ایران - پاکستان - هند، از سوی روسیه، هند، پاکستان و آمریکا، با وجود نیاز روز افزون دو کشور پاکستان و هند و حتی چین به منابع انرژی، ریسک بالای طرح انتقال گاز ایران به هند و پاکستان به دلیل ناتوانی ایران در تأمین گاز مورد نیاز این خط لوله، نا آرامیهای موجود در مسیر این خط لوله در ایالت بلوچستان و همچنین مخالفتهای آمریکا را دلایل عملی نشدن طرح مورد نظر بیان کرده است. در این مقاله نیز صرفاً بر خط لوله گازی ایران – پاکستان – هند تمرکز شده است، هیچ توجهی به میزان منابع نفت و گاز حوزه خزر، به خصوص منابع ایران، نکرده و به طرح های انتقال انرژی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز نیز نپرداخته است. علاوه براین، با وجود اینکه نویسنده متغیر آمریکا را به عنوان مانع نقشآفرینی ایران در انتقال انرژی حوزه خزر معرفی می کند، اما به بررسی خصومت ایران و آمریکا و چگونگی جلوگیری آمریکا از نقش آفرینی ایران نیز نپرداخته است. - آژانس بینالمللی انرژی(EIA, 2008) در گزارشی تحت عنوان "داده ها، آمار و تجزیه و تحلیل انرژی ایران- نفت، گاز، برق، زغال سنگ"[3] به بررسی وضعیت انرژی در ایران به طور کلی پرداخته است. این گزارش ضمن ارائه مجموعه ای از نکات مهم در خصوص میزان منابع نفت و گاز ایران و تولید و صادرات آن به خواننده، وضعیت نامطلوب ایران در بازار جهانی انرژی را برایند مجموعه مشکلاتی همچون جنگ هشت ساله، محدودیت سرمایه گذاری در ایران، تحریمها، کاهش شدید بهره وری از حوزه های نفتی به دلیل مشکلات ساختاری صنعت نفت و گاز ایران، افزایش حساسیت بینالمللی نسبت به برنامه هسته ایران و همچنین مشکلاتی همچون قوانین داخلی و تعارضات سیاسی داخلی می داند. اما باید توجه کرد که این گزارش علیرغم بیان نکته وار و کاملاً توصیفی چالشهای موجود برسر راه نقشآفرینی مطلوب ایران در بازار جهانی انرژی، به واکاوی و شکافتن این چالشها نپرداخته است. از سوی دیگر در این گزارش به موقعیت بسیار مناسب ایران برای ترانزیت انرژی آسیای مرکزی و قفقاز بازارهای جهانی توجه نکرده است. در این مقاله با وجود اینکه نویسنده متغیر آمریکا را به عنوان یکی از موانع نقش آفرینی ایران در بازارهای جهانی انرژی معرفی می کند، اما به بررسی خصومت ایران و آمریکا و چگونگی جلوگیری آمریکا از نقشآفرینی مطلوب ایران دربازارهای جهانی نپرداخته است. ب ) – دسته دوم مجموعه منابعی هستند که بیشتر بر امکانات و منابع داخلی نفت و گاز ایران تمرکز کرده اند. این دسته آثار بیشتر سعی کرده اند وضعیت صنعت نفت و گاز ایران و به خصوص مسائل مربوط به تولید و مصرف آن و همچنین سطح صادرات آن را مورد بررسی قرار دهند. این دسته آثار را می توان به صورت کتاب و مقاله و گزارشهای خبری، به زبانهای مختلف و در مجلات و سایتهای مختلف اینترنتی و غیر اینترنتی به صورت مکتوب یافت. ازجمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد. - مصطفی آذری و ایلناز ابراهیمی(آذری و ابراهیمی، 1386) در کتابی با عنوان چشم انداز انرژی در خاورمیانه و امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران به بررسی وضعیت انرژی در خاورمیانه و نیازهای روز افزون جهانی به آن پرداخته اند. در فصل هفتم کتاب تحت عنوان تحولات انرژی جهان و جمهوری اسلامی ایران بر این موضوع تاُکید می کنند که در بین کشورهای صاحب منابع انرژی در منطقه، ایران از موقعیت منحصر به فردی برخوردار است. نویسندهگان بیان می کنند که صنعت نفت و گاز ایران با چالشهایی همچون مصرف روز افزون داخلی، محدودیت آفرینیهای آمریکا و به خصوص نداشتن استرتژی مشخص در دیپلماسی انرژی مواجه است. نویسندگان این اثر نیز در بررسی چالشها، صرفاً به صورتی نکته وار به آنها پرداخته اند، به عنوان مثال خصومت بین ایران و آمریکا را بررسی نمی کنند و بیان نمی کنند که آمریکا چگونه از نقش آفرینی ایران در بازارهای جهانی ممانعت به عمل می آورد و یا وقتی که به مصرف داخلی روز افزون اشاره می شود به بررسی آن نمی پردازند. - سعید میرترابی (میرترابی، 1384) در کتابی با نام مسائل نفت ایران به این موضوع پرداخته است که ایران در رتبه بندی جهانی منابع نفت و گاز دارای مکان متوسطی است و همچنین در نقش آفرینی در بازار جهانی نیز دارای همین وضعیت است. وی با اشاره به رشد مصرف داخلی و محدودیتهای بین المللی ناشی از سیاستهای آمریکا برای ایران معتقد است رویکرد برون نگرانه در مصرف داخلی و قوانین بیع متقابل و همچنین ضعف در دیپلماسی خارجی از عمده چالشهای نقش آفرینی ایران در بازار جهانی انرژی هستند. وی معتقد است که ایران به جای تلاش برای تولید بیشتر باید سعی کند که با توجه به میادین مشترک با کشورهای همسایه به رتبه بهتری در ترانزیت انرژی نائل آید. نویسنده مذکور با تمرکز بر مسائل داخلی صنعت نفت و گاز ایران به فرصتهای موجود در بازارهای بین المللی همچون آسیای مرکزی و قفقاز و چالشهای بین المللی موجود بر سر راه ایران نپرداخته است. در واقع هرچند درچند جمله و به طور کاملاًمختصر به مشکل تراشی آمریکا توجه کرده است ولی در کل این چالش مهم جهانی را نادیده گرفته و به نوعی با تاکید بر داشتن رویکرد داخلی برای استفاده بهینه از منابع نفت و گاز از اهمیت سیاسی – امنیتی نقش آفرینی در تامین انرژی جهانی غافل است. - جان ایونس[4] (Evans, 1993) در کتابی تحت عنوان اوپک و بازار جهانی انرژی[5] اطلاعات مفصلی از تولید و مصرف جهانی و منطقهای نفت و گاز ارائه کرده است. نویسنده در این کتاب تحولات دهه 1980 را در عرصه انرژی مورد بررسی قرار داده است. در فصل سوم کتاب که به بررسی کشورهای عضو اوپک اختصاص یافته است به ایران به عنوان عضو برجسته سازمان اوپک توجه کرده و به خوبی تاثیر انقلاب و جنگ هشت ساله بر صنایع نفت و گاز ایران را مورد تجزیه تحلیل قرار داده است. نویسنده در این کتاب معتقد است این جنگ که بین دو عضو مؤثر اوپک (ایران و عراق) رخ داد، از سویی منجر به کاهش تولید و صادرات دو طرف شد، و از سوی دیگر به بی ثباتی موقت قیمت جهانی نفت نیز منجر گردید. این کتاب علیرغم آنکه اطلاعات نسبتاً جامعی از و ضعیت تولید، مصرف، قیمت و در کل تحولات حوزه انرژی در سطح بینالمللی، منطقه ای و کشوری ارائه کرده است، اَما به لحاظ زمانی بر تحولات دهه 1980 حوزه انرژی تمرکز دارد و دوره زمانی بعد از آن را در بر نمی گیرد. - در کتابی با عنوان مشکلات حمل و نقل دریایی و از طریق خطوط لوله نفت وگاز و چشمانداز آن[6] که توسط پویریر و زاکور[7](Poirier and Zaccour,1990) انتشار یافته به مسائل و مشکلات مربوط به خطوط انتقال نفت و گاز و حمل و نقل دریایی نفت و گاز پرداخته شده است. در فصل سوم این کتاب که به صورت مجموعه مقالات می باشد، مقاله ای در زمینه حمل و نقل دریای با تانکرهای نفتی آمده است. در این قسمت نویسنده به مشکلات ناشی از جنگ ایران و عراق و متوقف شدن حمل و نقل نفت و گاز از خلیج فارس پرداخته است. وی که چنین معضلاتی را از موانع موجود بر سر راه حمل و نقل دریای بر می شمرد، از این حادثه به عنوان عاملی برای برهم زدن تعادل بازار جهانی نفت و گاز یاد کرده است. در این اثر، در بخشهایی که به برسی چالشهای ترانزیت نفت و گاز از طریق خطوط لوله پرداخته از ایران هیچ بحثی به میان نیاورده است و تمرکز خود را بر انتقال نفت و گاز از کانادا به آمریکا و همچنین از شمال افریقا به بازارهای جهانی قرار داده است و صرفاً در بخشی که به بررسی مشکلات ناشی از ترانزیت از طریق تانکرها پرداخته است به ایران و مسائل و مشکلات ناشی از اتکاء این کشور به حمل و نقل از طریق تانکر توجه کرده است. در کل این اثر نیز به لحاظ زمانی به دوره زمانی قبل از دهه 1990 پرداخته و سالهای بعد از این دهه را در بر نمی گیرد. در مجموع هیچ کدام از آثاری که مورد مطالعه قرار گرفتند به صورت جامع به بررسی صنعت نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران نپرداختهاند و هر یک صرفاً به بررسی بخشی کوچک از آن اکتفا کردهاند. علاوه براین مجموع منابعی که به مشکلات موجود بر سر راه جمهوری اسلامی ایران برای حضوری مطلوب در بازار جهانی نفت و گاز پرداختهاند، اگر چه به متغییر آمریکا اشاره کردهاند ولی هیچ کدام به بررسی جامع این متغییر و چگونگی ممانعت آن از حضور مطلوب ایران در بازار جهانی نپراداختهاند. نظرات موجود با توجه به مجموعه آثاری که مورد بررسی قرار گرفت می توان گفت از این آثار نظرات زیر در خصوص عوامل کاهش حضور ایران در بازار جهانی انرژی به دست می آید - قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران - تحریمهای آمریکا - ساختار کهنه و ناکارامد مدیریتی و سازمانی صنعت نفت و گاز - رشد بی رویه مصرف داخلی - نداشتن استراتژی مشخص در دیپلماسی انرژی - جنگ ایران و عراق - محدودیتهای سرمایه گذاری - افزایش حساسیتهای بینالمللی نسبت به برنامه هسته ای ایران - منازعات سیاسی داخلی - ریسک بالای انتقال انرژی از ایران - ناتوانی جمهوری اسلامی ایران از انجام تعهدات خود - سیاستهای روسیه در حوزه انرژی - فشارهای سیاسی امریکا هدف پژوهش آنچه که از بررسی آثار مطروحه بیش از هرچیز به ذهن می رسد این است که این آثار بیشتر به بررسی معلول پرداختهاند و به علت اصلی وضعیت موجود کم توجه بوده و یا به بیان نکتهوار مشکلات بسنده کرده و از واکاوی عمیق مسائل و مشکلات غافل بودهاند. از این رو، هدف پژوهش حاضر آن است که با توجه به فقدان تبیینی جامع در حوزه مورد نظر به بررسی همه جانبه موضوع در جهت درک واقعیاتی که مانع از توسعه صنایع نفت و گاز کشور می شوند، بپردازد. عوامل یا نظرات دخیل در حضور نامطلوب جمهوری اسلامی ایران در بازار جهانی انرژی باتوجه به ادبیات موجود در مسئله مورد پژوهش و فرض ارائه یک رابطه علی – معلولی در مورد عنوان پژوهش، می توان عوامل عمده دخیل در حضور نامطلوب جمهوری اسلامی ایران در بازار جهانی انرژی را به این صورت عنوان کرد . 1 ) قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران در خصوص سرمایه گذاری خارجی در کشور: کشورهای نفت خیز، از جمله ایران دارای خاطرات بسیار تلخی در خصوص چپاول منابع نفت خود توسط کشورهای قدرتمند جهان از جمله انگلستان، آمریکا، شوروی و فرانسه هستند. بعد از خوداگاهی در کشورهای نفت خیز و پی بردن به ارزش واقعی نفت و منابع نفتی، این کشورها در صدد کاهش تسلط کشورهای استعمارگر در صنایع نفتی خود برآمدند. این حرکت در ایران نیز با ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق عملی شد. در سالهای بعد از انقلاب نیز این خاطره تلخ در ذهن مردم ایران پابرجا ماند و منجر به تصویب قوانینی در راستای کوتاه کردن دست کشورهای قدرتمند از منابع نفت وگاز کشور شد، که از آن جمله می توان به قراردادهای بیع متقابل توجه کرد. آنچه مسلم است اینکه این قوانین داخلی، همچون ماده 81 قانون اساسی، در قیاس با قوانین بینالمللی موجود در این زمینه عایدات کمتری برای شرکتهای نفتی طرف قرارداد خواهد داشت که این امر باعث کم رغبتی این شرکتها برای سرمایه گذاری در ایران می شود و در نتیجه کشور در تأمین سرمایه و تکنولوژی لازم برای توسعه میادین نفت وگاز خود با مشکل مواجه میشود. 2 ) رشد بی رویه مصرف داخلی نفت و گاز در جمهوری اسلامی ایران: متوسط مصرف نفت وگاز در ایران از متوسط مصرف جهانی بسیار بالاتر است. مصرف داخلی ایران چیزی حدود نیمی از کل تولید نفت کشور را شامل میشود. رشد مصرف داخلی نفت در ایران حدود 5 درصد است که بسیار زیاد به نظر می رسد. علاوه بر این جمهوری اسلامی ایران تقریباً تمام گاز تولیدی خود را به بازار داخلی و چاههای نفت تزریق میکند. با درنظر گرفتن رشد اقتصادی این کشور، پیش بینی میشود که تقاضای داخلی نفت و گاز نیز افزایش داشته باشد و این امر باعث میشود که توان صادراتی آن نیز بیش از پیش کاهش یابد. 3 ) روابط خصومت آمیز آمریکا و ایران در سیاست بین الملل: از فردای وقوع انقلاب اسلامی ایران نوع تعاملات دو کشور ایران و آمریکا به سویی رفت که منجر به قطع روابط دیپلماتیک دو طرف شد. این دو کشور که در زمان حکوت پهلوی، همتایانی استراتژیک برای همدیگر بودند با شکل گیری جمهوری اسلامی در ایران به دشمنان شماره یک همدیگر تبدیل شدند. این وضعیت تخاصمی حاکم بر روابط دو کشور باعث شده هریک در طرح ریزیهای خود برای سیاست خارجی و سیاست بینالملل بخشی از برنامه های خود را به محدود کردن و ضربه زدن به منافع طرف مقابل اختصاص دهند. در چنین وضعیتی ایالات متحده آمریکا به عنوان تک ابر قدرت بعد از فروپاشی شوروی سابق، تلاش وافری نموده تا از نقشآفرینی ایران در در بازار جهانی انرژی جلوگیری کند و با تحریمها و کارشکنیهای مداوم از توسعه صنایع نفت و گاز آن به عنوان رکنهای اصلی اقتصاد کشور ممانعت به عمل آورده و از این طریق ایران را وادار به تغییر رفتار نماید. نظریهها بر اساس نظرات ارائه شده میتوان به نظریههای زیر دست یافت. در این بخش مفاهیم انتزاعی به هم ربط داده شده اند. 1 - قوانین نامناسب داخلی مانع از حضور مطلوب کشورها در اقتصاد جهانی میشود. 2 - مصرف بی رویه داخلی مانع از حضور مطلوب کشورها در اقتصاد جهانی میشود. 3 - رابطه خصومت آمیز با کشورهای بزرگ مانع از نقشآفرینی مطلوب قدرتهای کوچک در اقتصاد جهانی میشود. فرضیهها بر مبنای سه نظریه مورد نظر و با توجه به توضیحاتی که در مورد آنها داده شد، میتوان سه فرضیه در مورد علل حضور نامطلوب ایران در بازار جهانی انرژی ارائه کرد که در این بین دو فرضیه نخست را به عنوان فرضیه های جانشین رقیب در نظر میگیریم و فرضیه سوم را به عنوان فرضیه اصلی قلمداد میکنیم. باید توجه کرد که در این بخش دو مفهوم انضمامی را به هم ربط میدهیم و در واقع مفاهیم انتزاعی ارائه شده در بخش نظریه ها را به مفاهیم انضمامی تبدیل میکنیم: 1 ) قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران باعث شده است این کشور در بازار جهانی انرژی حضور نامطلوبی داشته باشد. 2 ) رشد بی رویه مصرف داخلی نفت و گاز درایران باعث شده است این کشور در بازار جهانی انرژی حضور نامطلوبی داشته باشد. فرضیه اصلی در پاسخ به سؤال اصلی پژوهش فرضیه اصلی ما این است: روابط خصومت آمیز بین آمریکا و ایران باعث شده است که جمهوری اسلامی ایران در بازار جهانی انرژی حضور نامطلوبی داشته باشد. تعریف عملی فرضیه پس از ذکر متغیرها و شاخصهای فرضیه اصلی به عملیاتی کردن فرضیه اصلی میپردازیم: هرچه روابط آمریکا با جمهوری اسلامی ایرانبدتر شده است - میزان حضور ایران دربازار جهانی انرژی نیز کاهش داشته است.
به دلیل وضعیتهای مختلف جغرافیای، فرهنگی، جمعیتی، سیاسی و اجتماعی ... کشورهای مختلف دارای اهداف مختلف بوده ومنافع خاص خود را پیگیری می کنند. از این رو به وجود آمدن اختلاف به خصوص در مواردی که دوکشور دارای مواضع متفاوتی در موردی خاص هستند امری طبیعی است که می تواند به خصومت و حتی درگیر بین دوطرف نیز منجر شود. اختلافات بین ایران و آمریکا نیز منجر به شکل گیر روابطی خصومت آمیز در طی سالهای بعد از 1980 شده است. شاخصهای خصومت بین دوکشور را میتوان چنین برشمرد: 1) تلاش برای براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران: ایالات متحده آمریکا پیرو سیاستهای ضد ایرانی خود بعد از دهه 1980 از راههای مختلفی همچون کمک و حمایت از گروه های ضد حکومتی و راه اندازی شبکه های سخن پراکنی تلاش کرده است که حکومت جمهوری اسلامی ایران را بی ثبات کند و براندازد. 2)- اتهام تروریسم و اقامه دعاوی در دادگاههای آمریکا علیه ایران: اتهام حمایت تروریسم توسط جمهوری اسلامی ایران به صورت مرتب توسط آمریکا به ایران زده شده است و این کشور با اصلاحاتی در قوانین داخلی خود، شرایط را برای طرح دعاوی در دادگاههای داخلی خود علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد. در این دعاوی جمهوری اسلامی ایران محکوم به پرداخت دهها میلیارد دلار شد. 3) استراتژی تحریم جمهوری اسلامی ایران: ایالات متحده آمریکا بعد از انقلاب اسلامی ایران سیاست تحریم جمهوری اسلامی ایران. این تحریمها با بلوکه کردن داراییهای ایران در آمریکا شروع شد و با تحریمهای که در دهه 1990 علیه ایران اعمال شد به اوج خود رسید. این تحریمها شرایط سنگینی را بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرده است. منظور ازحضور نامطلوب ایران در بازار جهانی این است که کشور مزبور متناسب با امکانات و تواناییهای خود، نتوانسته آنطور که باید و شاید در تأمین انرژی جهانی نقش ایفا کند. این امر در ابعاد مختلف قابل تبیین است. شاخصها برای حضور نامطلوب ایران در بازار جهانی انرژی عبارتند از: 1) عدم سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران: منظور از سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز این است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری در حال توسعه برای اکتشاف، بهره برداری و انتقال ذخایر نفت و گاز خود به بازارهای جهانی، به شدت نیازمند سرمایه گذاری خارجی است که در طول سالهای گذشته این کشور موفق به جذب نیازهای خود در این زمینه نشده است. 2) نقش آفرینی نامطلوب ایران در ترانزیت بینالمللی انرژی: منظور از نقش آفرینی ایران در ترانزیت بینالمللی انرژی این است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به منابع غنی و موقعیت مناسب برای ایفای نقش مناسب در ترانزیت جهانی نفت و گاز، این کشور نتوانسته است از جایگاه مناسبی در این زمینه برخوردار شود.
روش آزمون فرضیهها درهر سه فرضیه این تحقیق سعی خواهد شد تا از روش اثباتی جهت سنجش و آزمون استفاده شود. در این پژوهش تلاش خواهد شد با توجه به شاخصهای مربوط به هر متغیر و سپس رده بندی آنها، رابطه همبستگی میان آنها نشان داده شود. داده های مختلف نیز با استفاده از منابعی همچون کتب، مقالات، نشریات، خبرنامهها و بولتنهای منتشره توسط سازمانهای مختلف دولتی و غیر دولتی در بعد بینالمللی و داخلی، جمع آوری خواهد شد. پیامدهای اثبات فرضیه در صورت اثبات فرضیه پژوهش درک دقیقی از: 1 - خصومت بین ایران و آمریکا . 2 - میزان تاَثیر گذاری این خصومتها در حضور ایران در بازار های جهانی نفت و گاز. 3 - نوع تعاملات کشورهای منبع و مقصد انرژی، آمریکا و همچنین ایران و این کشورها روشن خواهد شد. علاوه بر این زمینه برای سیاست گذاری درست در جهت رفع مشکلات موجود در این حوزه فراهم خواهد شد. نقطه تمرکز تمرکز پزوهش حاضر به لحاظ مکانی ایران و آمریکا خوهد بود و به لحاظ مو ضوعی نفت و گاز و فعالیتهای وابسته به آن بخصوص سرمایهگذاری و انتقال آنها را در نظر خواهد گرفت. همچنین به لحاظ زمانی تمرکز پژوهش حاظر بر سالهای 1990 الی 2008 خواهد بود . سازماندهی پژوهش در این پژوهش به منظور پاسخگویی به سوال تحقیق در قالب چهار بخش و هفت فصل سعی خواهد شد به بررسی مسئله بپردازد. بدین نحو که در بخش اول، فصل اول به بیان کلیاتی در خصوص صنعت نفت و گاز می پردازیم و وضعیت موجود این صنعت را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار خواهیم داد. در بخش دوم دو فرضیه فرعی پژوهش مورد واکاوی قرار خواهند گرفت از این رو این بخش حاوی دو فصل خواهد بود، ابتدا در قالب یک فصل موانع حقوقی و سرمایهگذاری خارجی را مورد بررسی قرار میدهیم و در فصل دیگری به بررسی مصرف نفت و گاز در ایران و نقش آنها در حضور نامطلوب ایران در بازار جهانی نفت و گاز خواهیم پرداخت. بخش سوم به روابط خصومتآمیز جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و تأثیر آن بر حضور نامطلوب ایران در بازار جهانی نفت و گاز اختصاص یافته است. این بخش به سه فصل مجزا تقسیم میشود که در فصل اول بررسی مفهومی و چارچوب تئوریک خواهد آمد و در فصل بعد به بررسی روابط خصومتآمیز ایران و آمریکا می پردازیم و در نهایت در فصل آخر این بخش تأثیر روابط خصومتآمیز دو کشور را بر حضور نامطلوب ایران در باز جهانی نفت و گاز را مورد بررسی قرار خواهیم داد. بخش چهارم که بخش آخر پژوهش خواهد بود به نتیجهگیری و منابع و مأخذ اختصاص خواهد یافت.
1. Ariel Cohen and Owen Graham(2008) 2.The Proposed Iran – Pakistan – India Gas Pipeline; An Unacceptable Risk to Regional Security 3. Iran Energy Data, Statistics and Analysis - Oil, Gas, Electricity, Coal 4. John Evans 5. OPEC and the World Energy Market 6. Maritime and Pipeline Transportation of Oil and Gas: Problems and Outlook 7. A. Poirier and G.Zaccour |
![]() دانلود پاورپوینت ساختمان زیگورات چغارزنبیل در 45 اسلایددر این پروژه پاورپوینت ساختمان زیگورات چغارزنبیل در 45 اسلاید به طور کامل و جامع همراه با تصاویر ظبق شرح زیر بیان شده است: 1- مقدمه ای بر زیگورات چغازنبیل 2- فلسفه بیدایش زیگورات 3- چگونگی بنای شهر دور انتاش یا چغارنبیل: 4- نقشه زیگورات چغازنبیل 5- بناهای داخل حصار اول 6- معبد الهه اینشوشیناک: 7- مجموعه معابد شمال غربی: 8- دروازه ارابه ها: 9- دروازه شاهی: 10- بناهای داخل حصار دوم 11- بناهای دیگر چغازنبیل 12- تاسیسات آبرسانی 13- مصالح چغازنبیل 14- سه ویژگی مهم بنای زیگورات 15- مجموعه عکس هایی از زیگورات چغازنبیل
|
![]() رابطه کارآمدی دولت و امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران...چکیده سیر تحولات اخیر جامعة بینالمللی در سایه جهانیشدن همراه با گسترش مفاهیمی چون حقوق شهروندی و تأثیرگذاری آن بر محیط درونی جامعة ایران، ضرورت ارائه یک چارچوب نظری منسجم در فهم مقوله امنیت ملی ایران را معنادار میکند. این مقاله ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی تحلیل امنیت ملی در ایران درصدد ارائه چارچوبی نظری مبتنی بر رابطه چهار بعدی تعاملات دولت/جامعه برپایه کارآمدی یا ناکارآمدی دولت است. بر اساس این مدل نظری با تشریح فرایند تحول مفهوم و نقش دولت براساس جامعهشناسی نو وبری، از یکسو جامعه هم از لحاظ تعاملات درون جامعه ای(بعد اول امنیت ملی) و هم به خاطر نقشی نسبی در شکلدهی به دولت(بعد دوم امنیت ملی) تحلیل می شود. از سوی دیگر دولت برخلاف نظر ایدهآلیستها صرفاً ابزار جامعه نیست و در عین تأثیرپذیری از جامعه نقش نسبتاً مستقل (نه کاملاً مستقل) از جامعه دارد که در این معنا هم روابط درون سازمانی دولت(بعد سوم امنیت ملی) و هم توانایی رخنه دولت در جامعه و بازسامان بخشی آن(بعد چهارم امنیت ملی)بررسی می شود.استدلال این مقاله با ارائه مدل نظری فوق این است که تدوین هر چهار بعد امنیت ملی شامل ابعاد درون دولتی و دولت/جامعه ،درون جامعه ای و جامعه/دولت، نیازمند توجه به موضوع کارآمدی یا ناکارآمدی دولت است. بنابراین در این پایان نامه در بخش نخست ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی امنیت ملی و بیان ناتوانی آنها در تحلیل امنیت ملی، مدل نظری بدیل در توضیح امنیت ملی طرح می شود. بخش دوم به چگونگی تاثیرگذاری کارآمدی یا ناکارآمدی دولت بر شاخص های ابعاد چهارگانه امنیت ملی در چهار فصل بیان می شود. در پایان نیز نتیجه گیری است که به ارائه راه کار برای افزایش کارآمدی دولت برای عدم تهدید امنیت ملی می پردازد. فهرست مطالب نمودار ترسیم چگونگی ارتباط متغییر ها12 فصل دوم:چارچوب نظری، نظریه و مدل امنیت ملی16 2-2- جامعهشناسی تاریخی نووبری و مقوله تعریف امنیت20 2-2-1- تحول رابطه دولت/ جامعه26 2-2-2- ابعاد مفهوم امنیت ملی30 2-2-2-1- رابطه دولت / جامعه:30 2-2-2-3- رابطه درون جامعهای:31 بخش دوم: بررسی ابعاد چهارگانه رابطه کارآمدی دولت و امنیت ملی فصل اول:شاخص های درون دولتی امنیت ملی36 ١-1- نرخ تعارض نخبگان رسمی در حوزه تصمیمگیری38 ١-2- فقدان یا ضعف مکانیزمهای حل تعارض قانونی و از پیش تعیین شده38 ١-3- وجود و تشدید تعارض بین نخبگان غیررسمی39 ١-4- بالا بودن نرخ قوانین در رویههای متعارض39 ١-5- وجود یا افزایش اقدامات محرک رشد تمایزات و تعارضات39 ١-6- تعارض بین جامعه سیاسی و نخبگان رسمی حکومت40 ١-7- تغییرات در بخشهای اصلی سازمان حکومت40 فصل دوم:شاخص های تهدید دولت - جامعه45 2-1- دگرگونی در ارزشها و آرمانهای اساسی47 2-2-1- افزایش نرخ دستورات و احکام متروک47 2-2-2- بالا بودن نرخ فساد سیاسی ـ اداری48 2-2-3- افزایش گروههای تحت تعقیب و مجازات شده48 2-3-1- پراکندگی و سازماننیافتگی مسایل و مشکلات49 2-3-2- عدم حل یا مزمن شدن مسایل اساسی50 2-4- افزایش سطح کاربرد روشهای سخت و فراقانونی در تأمین نظم و امنیت50 2-4-1- توسعه مجازاتهای شدید و خشن50 2-4-2- افزایش محسوس سطح کنترلها و اقدامات اطلاعاتی، پلیس و امنیتی51 2-4-3- تکرار اقدامات اضطراری و فراقانونی51 2-5- گسترش بی عدالتی اجتماعی52 2-6- عدم تامین کالاهای عمومی از سوی دولت53 2-6-1- بعد امنیت «خیر عمومی»54 2-6-2- بعد اقتصادی «خیر عمومی»55 2-6-3- بعد اجتماعی «خیر عمومی»56 2-6-4- بعد سیاسی «خیر عمومی»56 فصل سوم:شاخص های درون جامعه ای امنیت ملی59 4-1- متأثر شدن اعتقادات و باورهای ملی از اعتقادات معارض61 4-1-1- تولید محصولات متضمن باورهای معارض62 4-1-2- افزایش نرخ رفتارهای معارض با اعتقادات و باورهای ملی62 4-1-3- اعلام مقابله با اعتقادات و باورها63 4-1-4- عدم حضور/ عدم تأثیر اعتقادات ملی در سایر اعتقادات63 4-1-5- بیتوجهی به تقویت، بازتولید و رقابتپذیری اعتقادات (ضعف جامعهپذیری)63 4-2- تضعیف نقش و کارکرد زبان ملی64 4-2-2- افزایش تولید و مصرف محصولات فرهنگی و علمی به زبان غیرملی65 4-2-3- عدم حضور زبان ملی در حوزههای غیرملی66 4-3- تضعیف تاریخ و بنیانهای تمدنی مشترک یک ملت66 4-3-1- روایت و تدوین تاریخ متفاوت با تاریخ ملی67 4-3-2- انقطاع تاریخ، با حال یا آینده یک ملت67 4-4- کاهش انسجام و تجانس اجتماعی68 4-4-2- نرخ اقدامات افراطی قومی، مذهبی و نژادی70 4-4-2-1- کاهش احساس وفاداری ملی در بین هویت های خرد71 4-4-2-2- گسترش احساس هویت قومی71 4-4-3- تبلیغات یا اقدامات تحریککننده دولتها یا گروههای مخالف خارجی72 4-4-4- وجود یا افزایش تفاوت معنادار در توسعهیافتگی مناطق قومی، مذهبی و نژادی73 4-4-5- عدم انطباق مرزهای جغرافیایی و مرزهای هویتی73 4-5- اختلافات درون صورتبندی اجتماعی74 4-6- میزان رضایت مردم از زندگی و نگرش نسبت به آینده74 4-7- میزان محرومیت درونی جامعه75 فصل چهارم:شاخص های تهدید جامعه- دولت امنیت ملی79 3-1-1- اعلام یا توسعه مبانی متفاوت و معارض با مبنای مشروعیت موجود81 3-1-2- توجیهناپذیری رفتار حکومت82 3-1-3- عدم تحقق اهداف اعلام شده82 3-1-4- عدم تغییر یا کاهش شاخصهای بهبود زندگی83 3-2-1- عدم کاهش یا رشد سهم دولت در مقابل اشخاص و گروههای غیردولتی84 3-2-2- کاهش نرخ شرکتکنندگان در انتخابات84 3-2-3- اعلام یا اقدام فراگیر و غیرمتعارف مبنی بر عدم مشارکت (مانند تحریم انتخابات)85 3-3- افزایش نرخ مخالفتها و رفتارهای خشونتآمیز85 3-3-1- میزان مخالفتهای آشکارا86 3-3-2- میزان مخالفتهای آرام و نرم87 3-4- نارضایتی از دولت بخاطر نحوه توزیع مدیران بومی و غیر بومی88 پیشگفتار:بررسی مفهومی امنیت ملی یک کشور، چیستی آن، عوامل و مؤلفههای تشکیلدهنده و قوامبخشی آن و نیز عوامل تهدیدکننده آن مستلزم اراده تعریفی منطقی، منسجم و دارای نظامندی درونی است که بتوان در سایه آن در هنگام کاربست عملی آن بر یک کشور به تحلیلی درست از وضعیت آن کشور رسید. از اینرو هنگامی که درصدد پژوهش در زمینه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران هستیم لازم است که ضمن توجه به ماهیت یکتایی و منحصر به فرد بودگی آن، از یک منظر علمی نیز بدان نگریسته شود. این استلزام منشعب از وضعیت خاص کشورها در قرارگیری و مواجهه در مقابل 2 موج عامگرا است. 1- مسئله به هم وابستگی جهانی در چارچوب جهانی شدن است که ضمن تغییر مفهومی مقوله امنیت و فراگیر کردن آن، به عنوان یک عامل خارجی محیط داخلی دولتها را متأثر میگرداند[1] که به تبع این جریان مداخلهگرا نوع نگرشها و برداشتها و انتظارات از دولت و مقوله امنیت را متأثر میگرداند. از اینرو اکنون شاهدیم که علاوه بر مقوله امنیتها در عرضه داخلی ابعاد جدیدتری برای مقوله امنیت پدیدار گشته است که از آن میان میتوان امنیت روانی، محیط زیستی امنیت قضایی و ... مطرح میشود و 2- گسترش موج فراگیرنده دموکراتیزاسیون در عرصه جهانی است که به دلیل تغییر در برداشتها و هویت جامعه داخلی، منافع و کنشهای منتج از آن را نیز تغییر داده است که این تغییر را میتوان در تغییر در انتظارات از دولت و نقشهای تصور شده برای آن دید. در این راستا در بازاندیشی مفهوم امنیت در دوران حاضر،[2] ما شاهد تحولاتی در مفهوم امنیت از لحاظ توسعه ی گستره و عمق آن هستیم. از لحاظ گستره موضوعات امنیتی از موضوعات نحیف کنترلی/ نظامی به مقولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گسترش یافته است و از لحاظ عمق امنیتی شاهد ورود بازیگران جدید در تعریف امنیت هستیم. از این منظر دیگر مقوله امنیت تعریف دولتمردان از یک وضعیت ایستای دولت ملی نیست که امری ثابت و برخواسته از نگرشهای یک دولت منفک از جامعه باشد[3] بلکه در این راستا در تعریف مفهوم امنیت علاوه بر کنشگر، مخاطب و زمینه گفتمانی انجام کنش امنیتی در آن نیز تأثیرگذار میشود. بالزاک با استفاده از مفهوم کنش کلامی آستین بر آن است که امنیتی شدن زمانی بهتر فهمیده میشود که آنرا به مثابه رویههای استراتژیک و عملگرایانه تصور کنیم که در درون یک شرایط و به عنوان بخشی از آن روی میدهد که شامل سه مؤلفه محیط و زمینه رویداد، ویژگیهای فرهنگی- روانی کارگزار سیاسی و مخاطب است. در این چارچوب قدرت شنونده و گوینده هر دو و در یک روند تعاملی دارای اهمیت است.[4] به سخن دیگر یکی از مشخصههای جدید عمقیابی مفهوم امنیت ملی، نقش آفرینی جامعه در بازتعریف امنیت ملی است. بنابراین به دلیل تأثیرپذیری کشور ایران از این دو فرایند، میتوان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را ضمن توجه به ویژگیهای خاص آن در یک چارچوب نظری کلی علوم سیاسی دید. نکته دیگر مقوم این نظر این است که از منظر تحولات سیاسی- اجتماعی بدون تردید میتوان کشور ایران را پویاترین کشور منطقه خاورمیانه دانست که تقریباً از مشروطه تاکنون در مسیر مدرنیزاسیون (هم از نظر ذهنی و هم عینی) است. از اینرو تحلیل علمی امنیت ملی ایران در قالب تئوریهای مدرن مسائل مربوط به امنیت امکانپذیر میگردد. در این پژوهش بر آنیم تا به منظور درک درست از مفهوم امنیت ملی ایران به مفهومسازی جدید مقوله امنیت و امنیت ملی پرداخته و به بازشناسی بنیان های آن بپردازیم. ساختار این پژوهش(پایان نامه) بر 2 بخش استوار است که بخش نخست خود دارای 2 فصل می باشد. در فصل اول که فصل مقدماتی است، طرح پژوهش ذکر می گردد که در آن به طور مشخص به سوال و هدف پژوهش، ضرورت پژوهش و پیشنه پژوهشی این سوال به همراه نقد پژوهشهای پیشین پرداخته شده است. در فصل دوم این بخش به بیان چارچوب نظری پایان نامه اختصاص دارد. در این فصل ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی امنیت ملی و بیان ناتوانی آنها در تحلیل امنیت ملی در ایران درصدد ارائه چارچوبی نظری مبتنی بر رابطه چهار بعدی تعاملات دولت/جامعه، جامعه/دولت، درون دولتی و در آخر درون جامعه ای است. بر اساس این مدل نظری با تشریح فرایند تحول مفهوم و نقش دولت براساس جامعهشناسی نو وبری، از یکسو جامعه هم از لحاظ تعاملات درون جامعه ای(بعد اول امنیت ملی) و هم به خاطر نقشی نسبی در شکلدهی به دولت(بعد دوم امنیت ملی) تحلیل می شود. از سوی دیگر دولت برخلاف نظر ایدهآلیستها صرفاً ابزار جامعه نیست و در عین تأثیرپذیری از جامعه نقش نسبتاً مستقل (نه کاملاً مستقل) از جامعه دارد که در این معنا هم روابط درون سازمانی دولت(بعد سوم امنیت ملی) و هم توانایی رخنه دولت در جامعه و بازسامان بخشی آن(بعد چهارم امنیت ملی)بررسی می شود. در بخش دوم نیز در چهار فصل به ابعاد چهارگانه امنیت ملی و شاخص های آن پرداخته می شود. روند استدلالی هر چهار فصل نشان دادن شاخص هایی است که می تواند در صورت عدم کارکرد درست دولت و ناکارآمدی آن سبب تهدیدات امنیتی برای کل نظام سیاسی به طور اعم و نظام سیاسی ایران به طور اخص باشد. در انتهای هر یک از این فصول سعی شده است تا ارتباط ناکارآمدی تصمیم گیری و اجرایی یک دولت در یک نظام سیاسی با فراز و فرود روند تهدیدات امنیتی ترسیم گردد. از آنجا که این پژوهش سعی در ارائه یک سامانه نظری برای درک جامع تر تهدیدات امنیتی دارد، در بسیاری موارد ترسیم نحوه این ارتباطات به صورت نظری خواهد بود؛ هرچند ویژگی خاص بودن هر نظام سیاسی ما را وادار به ارائه ترسیم های درونزاد هر سیستم سیاسی خاص می نماید. بدین منظور در برخی موارد با ارائه شواهد و آمارهای خاص به تایید بیشتر مدل نظری پیشنهادی خود اقدام می شود. بخش اولکلیاتفصل اول:طرح پژوهشمقدمه و طرح سوالبررسی مفهومی امنیت ملی یک کشور، چیستی آن، عوامل و مؤلفههای تشکیلدهنده و قوامبخشی آن و نیز عوامل تهدیدکننده آن مستلزم ارایه تعریفی منطقی، منسجم و دارای نظامندی درونی است که بتوان در سایه آن در هنگام کاربست عملی آن بر یک کشور به تحلیلی درست از وضعیت آن کشور رسید. اهمیت داشتن یک درک نظامند از مولفه های تامین و یا تهدید امنیت ملی در ایران از این رو ضروری است که در پرتو روند های جدید بین المللی، مفهوم امنیت ملی هم توسعه موضوعی و هم عمق معنایی یافته است. به سخن دیگر هم حوزه های دیگر جامعه چون اقتصاد و فرهنگ، محیط زیست، توسعه انسانی و... دارای ماهیتی امنیتی شده اند که اهمال در ارزیابی امنیتی آنها سبب افول قدرت ملی و آسیب پذیری خواهد شد(بسط موضوعی) و هم خود مقوله امنیت دیگر تنها موضوعات مرتبط با سیاستگذاری سخت را در برندارد و چه بسا مهمتر از آن مولفه های نرم امنیتی چون رضایت یا نارضایتی ملی، توان یا عدم توان سیاستگذاری، انسجام و یا پراکندگی ملی را در بر میگیرد(عمق معنایی). روند های عام جهانی تاثیرگذار بر روند امنیتی شدن به شرح ذیل هستند: الف: مسئله به هم وابستگی جهانی که در چارچوب جهانی شدن ضمن تغییر مفهومی مقوله امنیت و فراگیر کردن آن به عنوان یک عامل خارجی، محیط داخلی دولتها را متأثر میگرداند[5] که به تبع این جریان مداخلهگرا نوع نگرشها و برداشتها و انتظارات از دولت و مقوله امنیت را متأثر میگرداند. از اینرو اکنون شاهدیم که علاوه بر مقوله امنیت در عرصه داخلی ابعاد جدیدتری برای مقوله امنیت پدیدار گشته است که از آن میان میتوان امنیت روانی، محیط زیستی امنیت قضایی و ... را مد نظر قرار داد. ب: گسترش موج فراگیرنده دموکراتیزاسیون در عرصه جهانی است که به دلیل تغییر در برداشتها و هویت جامعه درونی منافع و کنشهای منتج از آن نیز تغییر کرده است که این تغییر را میتوان در تغییر در انتظارات از دولت و نقشهای تصور شده برای آن دید. علاوه بر موارد فوق نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت رفتاری خود در معرض برخی روندهای تهاجمی ساختاری نیز قرار دارد که سبب می شود تا به عنوان یک عامل افزاینده روند امنیتی شدن بسیاری از حوزه ها سرعتی بیشتر از روند طبیعی خود داشته باشد. عامل ساختاری به دلیل احساس تهدید منافعی که از قدرت گیری نظام سیاسی ایران دارد سعی در برجسته سازی معضلات و امنیتی کردنِدوچندان حوزه های سابقاً غیر امنیتی ایران چون اقوام و مذاهب را دارد. بنابراین سوال اصلی پژوهش با فرض چهار بعدی بودن مقوله امنیت ملی(تعاملات دولت/جامعه، جامعه/دولت، درون دولتی و در آخر درون جامعه ای) این است که: مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی ایران چیست؟ پیشینه پژوهشاز میان نخبگان ایرانی که به مقوله «امنیت ملی» به طور کلان و امنیت ملی جمهوری اسلامی پرداختهاند آقای اصغر افتخاری است که کتب و مقالاتی را در این زمینه منتشر کردهاند. منسجمترین اثر نظری ایشان کتاب «روش و نظریه در امنیت پژوهی» است که نظریههای روششناسی تفسیر، انتقادی، رئالیسم، ایدهآلیسم را مورد بررسی قرار داده است ولی در این کتاب از مباحثی چون تحلیل روند تحول جامعهشناختی تحول مفهوم امنیت ملی و اثرگذاری مردم مبحثی به میان نیامده است. تنها نکتهای که این کتاب از لحاظ مرجع امنیت از آن صحبت میکند بحث دوگانه مرجع دولتی و مرجع فردی امنیت یا مناظره لیبرالیسم و رئالیسم است.[6] به خاطر همین نقیصه است که نوشته حاضر سعی میکند که استدلال نماید بحث دوگانه مرجع امنیت بهصورت دوگانه تناقضی یا فرد یا دولت نیست بلکه از نگاه جدیدتر نو وبریها در مباحث امنیت دولت در دورة نسبتاَ (با تأکید بر نسبتاً) مستقل از جامعه است که میتواند از لحاظ مدیریتی در جامعه رسوخ کرده و آن را براساس هویت تصوری خود باز سازمان بخشد و از سوی دیگر این استقلال دولت نسبی است و از روندهای کلی جامعه چون دموکراسی و رأی مردم تأثیر میپذیرد. این نکته است که پژوهشهای مطالعات امنیتی مبتنی بر رابطة دولت / جامعه از آن چشمپوشی کردهاند. دومین کتابی که سعی میکند مفهوم امنیت ملی را در ایران با توجه به تحولات جدید بررسی کند کتاب «شرایط متحول امنیت ملی» است[7] که بیشتر به سطوح سهگانه امنیت ملی ایران (داخلی، منطقهای و بینالمللی میپردازد و از تحلیل چگونگی تحول و سازوکار تأثیرگذاری عوامل داخلی بر مفهوم امنیت ملی صرفنظر میکند. کتاب سوم، مجموعه مقالات امنیت: ظرفیتها و تعهدات و چالشهای فراروی امنیت ملی ایران از انتشارات مؤسسه ابرار معاصر تهران است که سعی میکند گسترش امنیت ملی ایران را براساس تحولات منطقهای بررسی کند و فاقد الگوی نظری امنیت ملی ایران است.[8] چهارمین پژوهش مهم در زمینه امنیت ملی، کتاب «مطالعات امنیت ملی: مقدمه ای بر نظریات امنیت ملی در جهان سوم» تالیف آقای علی ربیعی است[9]. این کتاب به صورت توصیفی به طور مفصل به مواردی چون رویکردها، سطوح، ابعاد و مراجع امنیت می پردازد که اطلاعات داده ای خوبی در این زمینه فراهم می آورد. نقص بزرگ این کتاب عدم ارائه الگوی امنیتی است زیرا بیشتر مباحث کتاب بیان و تشریح نظریات پژوهشگران امنیت ملی از منظرهای گوناگون است. عدم توجه به پیوستگی و ارتباط مراجع امنیت با ابعاد امنیت نیز از دیگر نقص های آن است. نکته مهم دیگر در نقد این کتاب این است که به وضعیت خاص بودن امنیت ملی در کشورها توجه نکرده است و گویی جهان سوم یک کل یکپارچه و منسجم است. به طور کلی کتب و مقالات دربارة امنیت ملی ایران از دو مشکل جدی رنج میبرند. 1- فرض ثبات عناصر امنیت ملی و ناتوانی از تحلیل چگونگی تغییر مفهومی آن از بعد تغییر فرهنگ داخلی که به تعبیر علمی ابتلا به نوعی شیئیتانگاری در مفهوم ثابت امنیت ملی شدهاند و پویاییهایی درون خود دولت و تحولات درون جامعهای را مدنظر قرار نمیدهند. 2- توقف روش توصیف از یکسو صرف تغییرات و عدم توجه به نقش دولت در رویکردهای جامعهمحور و عدم توجه به نقش جامعه در رویکردهای دولت محور. با توجه به مشکلات نظری پژوهشهای فعلی درخصوص جایگاه عوامل فرهنگی درونی در شکلبندی امنیت ملی از یک سو سعی میکنیم از لحاظ نظری ارتباطی بین دو سر طیف نظریات امنیت ملی برقرار نماییم و آن را در چارچوب دولت نسبتاً مستقل/ جامعه تأثیرگذار بررسی کنیم. و از سوی دیگر با پرهیز از شیئیتانگاری دولت پویاییها، رقابتهای درون اجزاء و سازمانهای دولتی و نقش آن در رخنه در جامعه و بازساماندهی آن و نیز تعاملات درون جامعهای تأثیرگذار بر شکلبندی دولت را تحلیل کنیم. سوال اصلی و فرضیهسوال اصلی: مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ فرضیه:ناکارآمدی دولت مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. نمودار ترسیم چگونگی ارتباط متغییر هاتعریف مفاهیم متغییرها:کارآمدی و ناکارآمدی دولت:در بین پژوهشگران علوم سیاسی معمولاَ مقوله کارآمدی دولت با مقوله ایفای وظایف دولت در ابعاد مختلف توسعه ارتباط دارد. به عنوان مثال از منظر دارون آسم اوغلو دولت ناکارآمد دولتی است که فاقد ظرفیت لازم برای استفاده انحصاری از زور، کنترل و مدیریت اقتصادی و تنظیم تعاملات اجتماعی است و بر عکس دولتی که در مشخصه های فوق وضعیت بهتری دارد، دولت کارآمد تلقی می شود. نکته مهم در این تقسیم بندی نسبی بودن مفاهیم کارآمدی و ناکارآمدی دولت نسبت به یکدیگر و نبود یک نمونه ایده آلی است.[10] در فرهنگ دهخدا کارامدی را اینگونه تعریف کرده: آن که کارها را به نیکویی انجام دهد. در کنفرانس سال ٢٠١٠ استکهلم در مورد کارکرد های دولت قوی و ضعیف و مقوله توسعه، دولتهای با مشخصات ذیل به عنوان دولتهای ناکارآمد و ضعیف معرفی شدند. دولتهایی که با فقدان سازماندهی مناسب سیاسی، فقر گسترده، ناامنی، عدم انجام کارویژه های رفاهی همراه هستند.[11] در این پژوهش ما مقوله ناکارامدی و کارآمدی دولت را در ارتباط با تقسیم بندی دولتها از لحاظ انجام کالاهای عمومی سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده ایم که در فصل های آتی تشریح مفهومی خواهد شد امنیت ملی:از امنیت ملی تعاریف متعدد ی ارائه شده است. پنه لوپه هارتلند معتقد است که امنیت ملی یعنی توانایی یک ملت برای تحقق موفقیت آمیز منافع ملی خود در هرجای دنیا و به نحوی که خود آنها می بینند. مایکل لوه امنیت ملی را شامل سیاست دفاع ملی و نیز اقدامات غیر نظامی دولت برای تضمین ظرفیت کامل بقای خود به منظور اعمال نفوذ و حصول اهداف داخلی و بین المللی می داند. جیاکومو لوچیانی امنیت ملی را به عنوان توانایی رویارویی در مقابل تجاوز از خارج تعریف می نماید.[12] همانگونه که ملاحظه می شود تعاریف فوق همگی مبنایی نظامی محور دارند و مهمترین بعد امنیت ملی را تهدید نظامی دولت های دیگر تلقی می کنند. در پژوهشی براون لستر در سال ١٩٧٧ در مقاله ای تحت عنوان « بازتعریف مفهوم امنیت ملی» برآن است که هرچند از زمان جنگ جهانی دوم به بعد مولفه تهدید نظامی مهمترین بعد تعریف امنیت ملی است، اما موضوعاتی چون اقتصاد، جامعه، امنیت غذایی و آب و هوا در برخی کشورها جایگاه امنیتی برتری از مسائل نظامی پیدا نموده اند.[13] در همین راستا پرابهاکاران پالری در پژوهش ارزنده ای در سال ٢٠٠٨ امنیت ملی را شامل موضوعات متعددی چونٌ؛ امنیت نظامی، امنیت اقتصادی، امنیت تامین منابع اولیه خام، امنیت مرزی، امنیت جمعیتی، امنیت انرژی، امنیت غذایی، امنیت اطلاعاتی، امنیت بهداشت و سلامتی، امنیت قومی، امنیت محیطی،امنیت سایبری و امنیت ژنی میداند[14] که نشان دهنده گذار از موضوعات سنتی به موضوعات مدرن است. در این پژوهش در بخش چارچوب نظری گونه شناسی تعاریف مختلف از نظر مرجع امنیت و نیز تعریف مورد اهتمام این پژوهش بیان می شود.[15] [1]-Bartelson Jens,(2000), Three Concepts of Globalization.International Sociology.Vol.15, NO.2, PP.180-196.P.3. [2]- Buzan, Barry, Ole Waever Jaap de Wilde (1998), Security: A New Framework for Analysis: London, Lynner publishers.P,4. [3]- Balzaq T, Bigo D, Carerra S and Guild E, (2006). Security and the Two-Level Game: The Treaty of Prüm, the EU and the Management of Threats (CEPS Working Paper No 234, Centre for European Policy Studies, Brussels,p.173. [4]- Balzaq,Op.cit, 173 [5]- Bartelson, Op.Cit, 3. [6]. افتخاری، علیاصغر و نصری، قدیر (1383)؛ روش و نظریه در امنیت پژوهش، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی. ص 105. [7]- فلاحتپیشه، نعمتا... (1380)؛ شرایط متحول امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران. [8]. کتاب امنیت (١)؛ فرصتها، تهدات و چالشهای فراروی امنیت جمهوری اسلامی ایران (1383)؛ تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران. [9]. ربیعی، علی(١٣٨٣). مطالعات امنیت ملی: مقدمه ای بر نظریات امنیت ملی در جهان سوم. تهران: دفتر چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه [10]. Daronm Acemoglu(2005) Politics and economics in weak and strong states. Journal of Monetary Economics. No. 52 (2005)PP. 1199–1226 [11]. ABCDE Conference (2010).Weak States, Strong States, and Development. < http://siteresources.worldbank.org/DEC/Resources/84797-1251813753820/6415739-1251815804823/Torsten_Persson_Keynote_Address_June_1.pdf> [12]. ربیعی، پیشین. صص ١٠-١٥. برای ملاحظه تعاریف بیشتر از امنیت ملی به فارسی نیز به این کتاب مراجعه شود. [14].Paleri, Prabhakaran (2008). National Security: Imperatives And Challenges. New Delhi: McGraw-Hill. pp. 521 [15]. برای اطلاع از مهمترین تعاریف سنتی و جدید از مفهوم امنیت ملی بنگرید به: Institute for Strategic Studies.The concept of national security policy and national strategy. Available At:<http://www.thefreelibrary.com/The+concept+of+national+security+policy+and+national+strategy.+%28Part...-a081891201 > |